موادی که در ایران برای رنگرزی بکار می رود توام با مهارت ها و شگردهای قدیمی است رنگرزی از عواملی است که در ساختمان و ترکیب کلی قالی ایران مهم بوده و در واقع اهمیت آن به اندازه پشم و بافت و طرح است . نقص هر یک از اجزاء اصلی توازن کلی را بر هم می زند .

مواد رنگی فعلی اغلب از کشورهای غربی وارد شده و می توان آن ها را به دو گروه تقسیم کرد . رنگهای جوهری یا اصلی که به آن (( آنیلین )) گفته می شود ، ارزان تر و بکار بردن آن آسان ولی فرار است . رنگهای ترکیبی که بمراتب مرغوب تر است و برای تثبیت آن از بیکرومات پتاسیم استفاده می کنند و در اصطلاح کلی ( رنگهای کرمی ) به آنها اطلاق میشود . رنگهای کرمی گران است و به کار بردن آن مستلزم مهارت فنی است و چنانچه خوب بکار برده شود بسیار ثابت خواهند بود .

رنگهای جوهری یا آنیلینی بقدری از کیفیت قالی ایران کاسته است که یکصد سال قبل ناصرالدین شاه و جانشین وی مظفرالدین شاه با قرار دادن جریمه برای استفاده کنندگان از این نوع رنگها به نوعی پشتیبانی خود را به عنوان حامیان هنر واقعی ، از هنرقالیبافی به اثبات رساندند . آنان استفاده از رنگهای فوق را ممنوع کردند.

میزان مصرف رنگ آنیلینی نسبت به وزن نخ یا پشم که باید رنگ شود تا ۱ درصد است . باین ترتیب مصرف ۹۰۰ گرم آنیلین برای ۲۵۰۰ تخته قالی ۴۳ کفایت می کند بشرطی که تمام نخی که بمصرف بافت این قالیها می رسد با آنیلین رنگ شده باشد .

مایه های اصلی که برای آن از آنیلین استفاده می شود ، انواع رنگ سرخ است زیرا ماده رنگی قدیمی یعنی روناس که در ایران برای مایه های قرمز از آن استفاده می شود ، ماده ای گران قیمت است که اغلب به آسانی بدست نمی آید . و کاربـرد آن نیـز آسان نـیست در حـالیکه مقدار کمی آنیلین قرمز ، نخ مورد نیاز روستائی بافنده را برروی اجاق خانه تامین می کند.

قالیبـافان ایرانی برای انواع رنـگ قهـوه ای و زرد از مواد دیگـری مانند پوست گردو ، پوسـت بلـوط ( جفت ) ، پوست انار ، کاه ، برگ مو و اسپرک به جای آنیلین استفاده می کنند که اغلب این مواد ساده و ارزان در دسترس است . قالیبافان برای بدست آوردن رنگ آبی نسبت به نیلی پرطاووسی وفادار مانده اند و از رنگهای آبی اسیدی در تهیه این رنگ کمتر استفاده می کنند .

رنگهای کرمی ترکیبی

دومین گروه ا زدو گروه اصلی رنگهای شیمیائی رنگهای ترکیبی است که معمولاً برای ثبوت آن از بیکرومات پتاسیم استفاده می شود . بدین دلیل معمولاً آنها را (( رنگهای کرمی )) می نامند بطور کلی این رنگها در مقابل نور خورشید و شستشو با مواد قلیائی ( صابون و شوینده ها ) ثابت می مانند و رنگ نمی بازند .

اما تنها ثابت ماندن رنگ معیار سنجش خوبی و مرغوبیت رنگ نمی باشد .اما یک نکته مهم و امتیاز برجسته رنگهای طبیعی و بومی و شیوه ای که رنگرزان ایرانی در بکارگیری آنها دارند این است که رنگهای طبیعی در مقابل نور و یا هنگام ترکیب با اکسیژن ( اکسیداسیون ) مقداری از قوت خود را از دست می دهند و بر اثر مرور زمان یا بکمک عامل سریعتر یعنی مواد قلیائی ، رنگها ملایمتر می شوند و در هم می آمیزند . همین فرار بودن جزئی رنگهای طبیعی است که موجب پدید آمدن مایه هائی چنین پخته و مطبوع و جا افتاده در قالیهای ایرانی می شود .

بهتر است برای بدست آوردن رنگهای زیبا و جادوئی پانصد سال به عقب برگردیم ، زیرا رنگهای مورد نظر ، آن مواد رنگی است که به مرور زمان رنگ باخته ودر عمق قالی آن هماهنگی و فروغ و درخشندگی و تلالو طبیعی را ایجاد کند .

در ایران چندین قرن است که این روشها اتخاذ شده و جایگزین کردن روشها سهل یا ازران نشانه کوته فکری و کندذهنی است زیرا صفت ممتاز فرش ایرانی رنگ آمیزی آن است که از فراورده های شیمیائی در رنگرزی نخ و ابریشم استفاده نگردد .

رنگرزان ایرانی برای ثابت نگاه داشتن رنگهای خود از زاج سفید استفاده می کنند در حالیکه رنگرزان مغرب زمین برای این منظور از بیکرومات استفاده می کنند بنابر عقیده عده ای ، اگر بنا باشد رنگها ی مصنوعی جایگزین رنگهای طبیعی ایران شود ، شاید بتوان پیوند شایسته ای بین این دو ترتیب داد . یعنی دوام و سهولت مصرف رنگهای غربی با شیوه قدیمی رنگرزان ایرانی در هم آمیخته شود .

انواع رنگهای طبیعی:

۱ـ روناس Madder :

از مهمترین رنگهای طبیعی در ایران روناس است . بوته روناس Rubia tinctorium نوعی گیاه با دوام است که به طول یک متر یا بیشتر می رسد . گل آن زرد مایل به سبز است و ریشه ای ضخیم و نرم و گوشتی دارد که بعضی اوقات تا عمق ۲ متر میرسد .

ریشه روناس از مایعی اشباع شده که دارای خاصـیت جذب اکسیـژن و تبـدیل آن به یک مـاده قرمز رنگ است . رنگ فقط در ریشه گیاه یافت می شود . نکته مهم اینکه میزان رنگ دهی ریشه روناس تا قبل ا ز۳ سال ناچیز است از سال سوم تا هفتم قدرت آن افزایش می یابد و پس از سال نهم ارزش خود را از دست می دهد .

ریشه این گیاه را در ماههای آبان یا آذر از زمین بیرون می کشند . خشک می کنند و می کوبند و آسیا می کنند و به صورت گرد زبری در می آورند و اغلب استفاده کننده ها برای جلوگیری از مخلوط شدن مواد دیگری غیر از جسم ریشه ، خودشان ریشه ها را خرد می کنند و برای رنگرزی ابتدا نخ را نیم ساعت در آب داغ می شویند و برای رفع چربی آن ۳% جوهر قلیا یا کمی صابون اضافه می کنند . سپس مدت ۱۲ ساعت آن را در آب سردی که در آن مقداری زاج سفید افزوده اند خیس می کنند و گاهی به جای خیساندن ، نخ را مدت یکساعت در محلول آب و زاج سفید می جوشانند تا خاصیت رنگ پذیری بیابد . سپس محلول روناس را به روش زیر تهیه می کنند :

ابتدا رونا س نرم و الک شده را بر حسب وزن نخ جدا کرده و در مقدار کمی آب می جوشانند تا ماده رنگی از ریشه جدا شود . سپس تفاله ها را از مواد جدا میکنند . و به نسبت سیری یا روشنی رنگ دلخواه ، آب به آن می افزایند .

در ایـن مرحله نخی که خاصیت رنـگ پذیری یافته است را در خمـره می اندازند و رنگ را به آن می افزایند و خمره را به جوش می آورند و پس از ینم ساعت جوشاندن کمی آبغوره به آن اضافه می کنند و یکساعت دیگر می جوشانند سپس نخ را مدت ۱۲ ساعت در این محلول در حال سرد شدن باقی می گذارند ( می خیسانند ) سرانجام آن را در آب روان خوب آبکش میکنند .

در همدان و در بیجـار برای ایجـاد خاصیـت رنگ پذیری نخ ، از مخلوط دوغ و زاج سفیـد استفـاده می کننـد و در اراک در محـلول رنگ رونـاس ، دوغ می افزایند و با این عمل نوعی مایه آبی به نخ می دهند که شاید بعلت جدا شدن نمک کلسیم موجود در روناس باشد .

۲ـ اسپرگ : weld dyer’s rocket

اسپرگ گیاه ظریفی است که در اغلب نقاط ایران به طور وحشی می روید و در خراسان آن را کشت می کند . ساقه و برگ و گل این گیاه نوعی رنگ زرد بیرون می دهد که به تنهائی یا با سایر مواد رنگی برای رنگرزی نخ و شیشه بکار می رود . چنانچه نخ را ابتدا با اسپرک و سپس با نیل پر طاووسی رنگ کنند ، انواع زیبای رنگ سبز بدست می آید .

برای رنگ کردن اسپرک را که خرد کرده اند بمدت یکساعت می جوشاند و نخی را که در محلول آب وزاج سفید برای خاصیت رنگ پذیری جوشانیده اند ، در خمره ای می ریزند و محلول اسپرک جوشاده شده را در خمره ریخته و می گذارند دوباره بجوش آید ( بمدت یک ساعت ) و می گذارند نخها تا ۱۲ ساعت در محلول در حال سرد شدن بماند ( خیسانده شود ) سپس در آب روان شستشو می دهند .

۳ـ برگ مو :

برگ مو برای رنگ زرد زیاد مورد استفاده قرار می گیرد . رنگ زرد برگ مو از رنگ زرد اسپرک روشن تر است و لطافت آن کمتر ولی روش رنگ کردن یکی است .

۴ـ پوست انار : Pomegranate _ Punico Granatum

یکی دیگر از مواد رنگی که برای تولید رنگ زرد مورد استفاده زیاد دارد ، پوست انار است . این رنگ ارزان و به فور یافت می شود لکن رنگ زرد آن تیره است روش رنگرزی آن همانند دو ماده دیگر است .

۵ـ پوست گردو : Walnut _ Luglans Species

برای بدست آوردن مایه های زیبائی از رنگهای شتری و قهوه ای از پوست گردو استفاده می کنند . رنگرزان نخ را برای آنکه خاصیت رنگ پذیری بیابد ۲ تا ۳ روز در آب آهک خیسانده سپس در آب روان می شویند و بعد بواسطه زاج سفید رنگ را ثابت کرده و مدت یکساعت و نیم در خمره ای که تا ۳/۱ وزن نخ پوست گردو در آن ریخته اند می جوشانند .

از ترکیب پوست گردو و روناس و اسپرک و سایر مواد رنگی انواع زیبائی از رنگ بدست می آید .

۶ـ پوست بلوط : Oak _ Quercus Species

پوست بلوط با جفت در لرستان فراوان بدست می آید و در نواحی همدان و کردستان برای تهیه رنگ قهوه ای مصرف می شود . روش رنگرزی همانند سایر رنگها ست .

۷ـ نیل پر طاووسی : Indigo _ Indigofera Species

نیل پر طاووسی در کرمان کشت می شد و تا اندازه ای در خوزستان که در گذشته از نوع هندی آن وارد و مصرف می شد ، که متاسفانه اینک انواع مصنوعی آن جایگزین شده است اغب آن را با روش تخمیر در خمره های مخصوص سفالی با استفاده از گل رس و نیل و کربنات دو پتاس ( بسیار نرم که از سوزاندن گیاهان بدست می آمد) و گلوکز و آهک آب دیده ، بدست می آوردند کار تخمیر مواد گاهی تا ۱۲ روز بطول می انجامد . نخ رنگ شده رنگی بین زرد و سبز دارد که وقتی در معرض هوا قرارگیرد تدریجاً به آبی مبدل می شود . این رنگ آبی بسیار زیباست بطوریکه فرآورده های شیمیایی هرگز توان ایجاد چنین رنگی را ندارد .

۸ـ قرمزدانه : van leeuwen

قرمزدانه یک ماده رنگی غیر ایرانی و وارداتی است که از مکزیک و جزایر قناری بدست می آید و در خراسان و کرمان مورد استفاده بوده است .

حشره قرمزدانه ، از حشرات بومی مکزیک است و از گیاهان خانواده کاکتوس تغذیه می کند . نخستین بار کورتز ( cortez ) به این نکته پی برد که اقوام ازتک از آن استفاده می کنند . در سال ۱۵۲۵ این حشره در اروپا شناخته شد و در سال ۱۷۰۳ وان لیون van leeuwen ثابت کرد که این تخم گیاه نیست بلکه حشره است این حشره در اوایل قرن نوزدهم به اروپا رفت این حشره از میوه درخت انجیر هندی هم تغذیه می کند .

یعنی حشره پوست درخت انجیر هندی را سوراخ می کند و شیره آن را می مکد و نوعی صمغ ترشح میکند . این صمغ بصورت پوششی سخت تمام شاخه را می پوشاند . در داخل این پوشش جنس ماده این حشرات که تعدادشان از جنس نر آن زیادتر است برای تمام عمر زندانی می شود . شاخه هائی که حشرات سفت و سخت چون قشری روی آن را پوشانده اند تحت فشار قرار گرفته و نرم می شوند و در نتیجه ، فر آورده ای که در هندوستان ( ( لاک )) نامیده می شود به معنی ( صدها هزار ) ، بوجود می آید .

لاک از ۷۰% تا ۹۰% صمغ ۲% تا ۱۰% رنگ قرمز تشکیل شده است معمولاً ماده رنگی را جدا کرده و بصورت قالب های کوچک می فروسند .این ماده از طریق هندوستان به خراسان و کرمان وارد شده و در شرق ایران هنوز هم لاک نامیده می شود . البته قرمزدانه مکزیک و جزایر قناری بسیار مرغوب تر است . در غرب و شمال غرب ایران چون گیاه روناس بطور طبیعی می روید ، مصرف لاک یا قرمزدانه چندان رونقی نداشته است .

برای استفاده از رنگ قرمزدانه نخ را مدت ۲۴ ساعت در آب آهک می خیسانند ( البته این کار به دوام نخ لطمه می زند ) تا رنگ قرمز بدست آمده درخشان تر باشد سپس کلاف نخ را می شویند و سپس آن را در مخلوطی از آب و زاج سفید که قدری روناس به آن اضافه کرده اند می جوشانند و در نتیجه مایه قرمز روشنی بدست می آید سپس کلاف نخ را باردیگر شستشو می دهند و خشک می کنند و این بار در محلول قرمزدانه و جوهر لیمو و یا زرشک می جوشانند و سرانجام می شویند و خشک می کنند.