هنگامی که کسی از " منسوجات ترکمنی " سخن به میان می آورد ، فکرمان به سمت " دستبافته های پرزدار " ترکمن ها که شناخته شده اند سوق می یابد .

علی رغم غالب محافل و بحث های موجود در باره منسوجات ترکمنی را به یاد نمی آورم که هیچ یک از آنها به طور اخص به منسوجات سوزندوزی شده پرداخته باشند ، جز بحث مختصری که در مورد کلاه های سوزندوزی شده ترکمن ها انجام شده بود .

در این ماه دوست دارم توجهتان را به آنها جلب کنم که به علت کیفیات زیبایی شناسانه شان باعث برانگیخته شدن سوالات جالبی در مورد طرح ها و موتیف های مورد استفاده در تولیدات ترکمنی می شوند .

اما جالب است بدانیم که موارد استفاده بافته های تخت ترکمنی و بافته های پرزدار با سوزندوزی های ایشان بسیار متفاوت می باشد ، اشیاء بافته شده شامل فرش ها ، کیف های در اندازه ها و نسبت های گوناگون ، یراق حیوانات و آلاچیق ها هستند در حالیکه سوزندوزی ها غالبا ً فقط به عنوان تکه ای از یک لباس و محافظ اشیاء خاص ( مثل کیف قرآن ) استفاده می شوند . به جز در مورد « آسمالیق » asmalik و یراق شترها در مراسم عروسی ، می توان گفت تقریباً در موارد استفاده بافته های پرزدار و اشیاء سوزندوزی شده تداخلی وجود ندارد چرا که پوشیدن و پاره کردن چیزی که مستعد جاودان ماندن است باهم مغایر به نظر می رسد . دستبافته های پرزدار ترکمن ها نسبتا ً زمخت است اما سوزندوزی های ایشان ظریف می باشند .

شمایل نگاری بافته های ترکمنی معمولا ً دارای اشیاء ساده قابل تشخیص مثل گلها و درختان و حیوانات نمی باشد . شاید قسمت اعظم موتیف ها به صورت بازنمودی ( یعنی به صورت بازنمایی یک شئ طوری که قابل تشخیص باشد ) نیستند و اگر هم بازنمودی باشند معمولا ً آنقدر ساده شده اند که برای شناسایی اشیایی که نشان می دهند باید به حدس و گمان متوسل شد .

باید خاطر نشان کنم که عقیده من در این مورد یک عقیده عمومی نیست و مجموعه داران ترکمنی هستند که معتقدند ، فیل ها ، پرندگان ، قایق ها ، سلاح ها ، اسب ها و دیگر اشیاء طبیعی و یا ساخته دست بشر به صورت قابل تشخیص در میان منسوجات پرزدار ترکمنی به ویژه در فضاهای منفی آنها دیده می شوند . با این مقدمه به چند نمونه نگاهی می اندازیم .

بیایید با « آسمالیق » های سوزندوزی شده بحث را شروع کنیم من فکر می کنم که اینها از گیراترین منسوجات سوزندوزی شده ترکمنی می باشند چرا که قرینه ای در دنیای بافته های پرزدار ترکمنی نیز دارند . اما بر خلاف « آسمالیق » های پرزدار ترکمنی که ( با تعدادی استثنا ) دارای موتیف با عناصر واقعنما ( رئالیستیک) نمی باشند ، نمونه های سوزندوزی شده با گلهای بسیار واضح و واقعنما زینت یافته اند .

در اینجا سه نمونه که به اقوام تکه نسبت داده می شود موجود می باشد که رویکردهای بسیار متفاوتی را به آنچه که اساسا ً همان اصطلاحات موتیف بازنمودی است نشان می دهند .

سومین مقوله در سوزندوزی ترکمن « چیرپی » chyrpy است . چیرپی پوششی است تا حدودی به شکل یک پالتو با آستین هایی بدون کاربرد که توسط زنان در مواقع به خصوص پوشیده می شود . این پوشش ها در رنگهای پس زمینه گوناگونی دوخته می شوند . از جمله : سیاه ، قرمز ، سبز ، سفید وزرد . عموماً اعتقاد بر این است که این رنگها نشانه سن یا موقعیت زناشویی صاحب لباس را نشان میدهند اگر چه من نمی دانم که چه شواهدی این فرضیه را استحکام بخشیده اند . ایشان بوسیله نخ های ابریشمی روی زمینه های ابریشمی سوزندوزی می کنند و اگر چه شیوه کلی سوزندوزی در نمونه های مختلف مشابه است میزان تراکم نقوش سوزندوزی به صورت گسترده تغییر می کند . در اینجا به چند نمونه نگاهی می اندازیم .

در پایان ، یک جا قرآنی سوزندوزی شده با ابریشم روی زمینه ابریشمین در اینجا موجود است که من بدان بسیار علاقمندم ودر میان تعدادی از قطعاتی است که آنها را از بازار سرپوشیده استانبول خریداری کرده ام . جالب اینجاست که قیمتش برای آن محل بسیار معقولانه به نظر می رسید .

من فکر میکنم این جا قرآنی بسیار زیباست ، به خصوص قطعه کوچک مثلثی شکل سوزندی شده ای را که به جز مواقعی که کیف باز است ، مخفی می ماند ، بسیار دوست دارم . این قطعه همچنین به خاطر اینکه خارج از دید معمول است به من لذت خاصی می دهد .

خوب ما این اقبال را داشتیم که به تعدادی از سوزندوزی های ترکمن نگاهی بیندازیم ، با وجود زیبایی فوق العاده این قطعات البته سوالاتی نیز دربلره آنها برایمان ایجاد می شود :

۱ ) برای سوزندوزی های ترکمن بر چه اساسی می توان ویژگیهای قبیله ای ایجاد نمود؟ پالت رنگی ، برخی مواقع یاری دهنده است اما نه همیشه . زمینه لباس هایی که سوزندوزی می شده اند شاید بر فرض هیچگاه توسط خود ترکمن ها بافته یا رنگ نمی شده اند و رنگ هایشان به سادگی رنگ هایی بوده که در همان زمان خاص پیش روی آنها قرار داشته است .

۲ ) اهمیت تراکم گوناگون نقوش در سوزندوزی که در کار ترکمن ها انجام می شود در چیست ؟ در بافته های پرزدار ما عموما ً زمینه های وسیع و ساده را با قدمت بیشتر آنها ارتباط می دهیم . آیا این امر میتواند برای سوزندوزی هم صادق باشد ؟

۳ ) چرا موتیف های به کار رفته در بافته های پرز دار به ندرت بازنمودی هستند اما در سوزندوزی ها غالبا ً بازنمودی می باشند ؟ آیا به این علت است که طرح ها و الگوهای سوزندوزی میتوانند در ابتدا روی پس زمینه پارچه طراحی شوند ؟ آیا صنعتگران به خصوصی که این مرحله را در تولید سوزندوزی ها انجام دهند، مانند آنچه در مراکز شهری ازبکستان که " سوزنی " تولید می کرد ، وجود دارند ؟

استیوپرایس ( Steve Price )

ترجمه وتلخیص : جمال الدین توماج نیا