تاثیر فرهنگ ایران بر بوسنی و هرزه گوین

فرهنگ و تمدن ایران به سبب گوهر جهان شمولی انسان , از کهن ترین روزه گاران دارای عناصر تاثیر بخش و تاثیر پذیر کارا و تعلقات جامعه باز بوده و در مبادله های مدنی همواره جلوه های فرهنگ ساز ی آن مشهود بوده است

فرهنگ و تمدن ایران به سبب گوهر جهان شمولی انسان ، از کهن ترین روزه گاران دارای عناصر تاثیر بخش و تاثیر پذیر کارا و تعلقات " جامعه باز " بوده و در مبادله های مدنی همواره جلوه های فرهنگ ساز ی آن مشهود بوده است.این امر تاریخی بی تردید ،در پهنه های جغرافیایی همجوار چه در شرق (چین و هند )و چه در غرب یونان و رم)کارایی و توانمندی بیشتری داشته است.و پژوهش های علمی در کارکردهای فرهنگی - جهانی از جمله جاده ابریشم ، چگونگی دیالگ تاریخی انواع فرهنگ و پاره فرهنگ ها و نیز تمدن های منطقه را در زمانی بیش از دو هزار سال نشان داده است. زبان فارسی و دورنمای تاریخی وگسترش آن را در بیرون مرزها و در سرزمین‌هایی چون شبه قاره­ی بالکان، شبه قاره­ی هند، اسپانیا، ارمنستان، و آسیای میانه می‌توان بازاندیشی کرد.

بی تردید بررسی همه جانبه تاریخ همه مناطق آ ن سرزمین های گسترده ، نیازمند پژوهش های ژرفی است و در این گفتار کوتاه فقط به گوشه ای از اثرات فرهنگی ایران در منطقه ای نه چندان گسترده - بوسنی و هرزه گوین - اشاره می شود منطقه ای که هم در عصر اپراطوری رومیان و هم در دوره قدرت مداری عثمانیان ، دارای اهمیت اجتماعی و تاریخی بود.

در این دوره دربارهای عثمانی به پاسداشت زبان فارسی پرداخته‌اند و فرمانروای عثمانی، سلطان سلیم یاووز، به زبان فارسی سخن می‌گفته و شعر نیز می‌سروده است. افزون بر این، در این روزگاران، تخم سخن فارسی، میان هجرت‌گزینان ترک یا کارگزاران بومی بخش‌هایی از شبه جزیره بالکان و جنوب شرقی اروپا و سرزمین‌هایی چون آلبانی، یوگسلاوی،‌ یونان، بلغارستان، رومانی، و مجارستان تا دروازه‌های وین پراکنده شده است. پیشینه گسترش زبان و واژگان فارسی در فرمانروایی عثمانی را می‌بایست در دوره سلجوقی جست‌وجو کرد. پس از چیرگی سلجوقیان و دست‌نشاندگان آنان در آسیای صغیر، فارسی، زبان رسمی آن دیار شد ونگارش کتاب وسرودن شعر و نیز آموزش و پرورش و نامه‌نویسی در دستگاه فرمانروایان این خاندان، به زبان فارسی بود.

● اثرات فرهنگی ایران

اگرچه بخشی ازگسترش زبان فارسی در بالکان را می‌بایست از چیرگی و فرمانروایی عثمانی بر آن سرزمین دانست، ولی این گمانه را نباید نادیده انگاشت که چه بسا اسلاوهای کهن، بخشی از مایه‌های زبانی، اندیشگی و فرهنگی آریایی را از زیستگاه‌های آغازین خود به بالکان آورده‌اند. هم‌چنین نقش یونانیان، مانویان و نومانویان و نیز گروه بوگلامیا را هم نباید از یاد برد، زیرا زبان فارسی پس از دوره‌های فارسی باستان و فارسی میانه یا پهلوی، به شیوه‌ای کارآمد در گسترش فرهنگ ایرانی پای به میدان نهاد و در دوران هخامنشیان، سکاها و اشکانیان، زبان فارسی باستان و پهلوی درسند و میان رودان (بین‌النهرین) گسترش یافت.

در سال ۶۳۷ میلادی ، اعراب مسلمان وارد تیسفون پا یتخت ساسانیان شدندو پس از دو یا سه سال ، جنگ بزرگ نهاوند ، که فتح الفتوح نام گرفت ، پدید آمد و ایران باستانی شکل جدیدی گرفت و پس از کشته شدن یزد گرد سوم در مرو به سال ۶۵۲م برابر با سال ۳۱ قمری و هشتمین سال خلافت عثمان اکثر مناطق ایران در زمره سرزمین های مفتوحه در آمدند و مردم به مرور و به علت های گوناگون به دین اسلام روی آوردند.

در نیمه قرن پنجم هجری ، اندک اندک سرزمین های بیزانس با اسلام آشنایی پیدا کرد و پس از تشکیل سلسله عثمانی ، منازعات با امپراطوری روم شرقی شدت یافت و با سقوط قسطنطنیه تمام منطقه بیزانس و اروپای شرقی زیر سیطره عثمانیان قرار گرفت.

سلطان محمد فاتح در قسطنطنیه حین قدم زدن در کاخ های امپراتوری بیزانس به زبان فارسی چنین زمزمه می کرد:

بوم نوبت می زند بر طارم افراسیاب

پرده داری می کند در قصر قیصر عنکبوت

ترکان سلجوقی و نظامیان و همراهان آنها ، سبب گسترش فرهنگ ایرانی و اسلامی در بیزانس شدند. زبان فارسی شیوه حکومت ، اندشه و فقه ، معماری و هنر ، کتابت و آموزش و انواع معارف و ظرایف ذوقی این سوی جهان بدان سوی جهان راه بردو به مرور در حیات فرهنگی عموم نو مسلمانان بیزانس جای گرفت به گونه ای که اکنون که اشتراکات رهنگ و تمدن ایران و بوسنی و هرزه گوین و کشورهای که در پی بالکانیزاسیون امپراطوری عثمانی در اروپا ساخته شدند می تواند شعبه های از معارف تاریخی جهان ، به ویژه جهان اسلام در بخش های گوناگون مادی و غیر مادی به شمار آید .

خوشبختانه دانشمندان این دو کشور مطالعات و بررسی های ارزنده ای را انجام داده اند و می توان امید وار بود که محققان این نسل و نسلهای آینده تحقیقات ارزنده تری درباره دوره های چند گانه تاریخ فرهنگ ایران در کشورهای اروپایی انجام دهند.

● ویژگی بوسنی و هرزه گوین

اثر پذی بازتاب گسترش زبان فارسی در کشور عثمانی و آگاهی فرمانروایان و پادشاهان عثمانی در پراکندن زبان فارسی را می‌توان در شهرهایی چون استانبول، بغداد، دمشق، قونیه، و سرزمین‌های یوگسلاوی، به ویژه بوسنی و هرزگوین، جویا شد.

ری های فرهنگی با چگونگی جامعه ، گذشته آن و ساختارهای اجتماعی آن پیوند مستقیم دارد. به این سبب پاره ای از جامعه ها زودتر از جامعه های دیگر می توانند عناصر فرهنگی جامعه ای را پذیرا شوند یا به دلایل تاریخی علرغم همه کوششها ، هیچیک از عناصر فرهنگی برون جامعه ای ، نمی تواند درون جامعه ای دیگر نفوذ کند . این امر جدا از موقعیت جامعه های باز و بسته است.

در فرهنگ و تمدن و دیانت مسیحیان بوسنی و هرزه گوین از دیر باز ، اثرات ایرانیان و اندیشه های مذهبی آنان ( مهر گرایی و مانویت) پویایی نسبی خود را حفظ کرده بود و پذیرش اسلام بدون جنگ و خونریزی ، نشاندهنده تقارب عقیدتی و باور مندیهای فطری ساکنان بخش های از بالکان با دیانت جدید بوده است و این آئین مقدس از فضای فرهنگی ایران کذر کرده است و به منطقه بالکان رسیده است .

مثنوی معنوی و غزلیات و اشعار مولانا جلال الدین بلخی و خواندن آنها در شب های شعر و مراسم پنج شنبه شب های مثنوی خوانی ، عنایت خاص به حافظ و سعدی و دیگر شاعران عارف ایرانی از یک سو و برگزار کردن مراسم سوگواری در عاشورا برای حسین بن علی(ع) از سویی دیگر ، عرفان خاصی را بیان می دارد که امروز هم برای ایرانیان امتیاز ویژه ای دارد.

چهار قرن حاکمیت عثمانیان در منطقه بوسنی و هرزه گوین زبان و ادب فارسی را در آن منطقه ، که زمینه های فرهنگی آن آماده بود رونق فراوان داد.واژه های اصیل فارسی و واژه های غربی و واژه های عربی فارسی شده در زبان مردم بوسنی و هرزه گوین بسیار شنیده می شود برخی از این واژه ها عبارتند از :

ژومبول = سنبل ، پا چوجا= کفش راحتی ، دوشمن = دشمن بهار = شکوفه ، نیسان = نشان ، پنجر= پنچره ،

اوروز =خروس ، کاشیکا = قاشق ، گوز = قفس ، کلیم = گلیم ، آبدست= وضو ، اینسان = انسان ن حیوان = حیوان ، دکان = دکان ، چسمه = چشمه ، جمدان = چمدان و بسیاری از واژه های دیگر .

اشعار عمر خیام نیشابوری در بسیاری از رستورانها به چشم می خورد .برسنگ های مزار بسیاری از اموات شعرهای فارسی دیده می شود. در منطقه اسکوپیه مقدونیه که مسلمانان در اکثریت نیستند ، در گورستانی بر روی چند سنگ مزار نوشته شده است:

ای که برما بگذری دامن کشان

از سر اخلاص الحمدی بخوان

یا این بیت مشهور حافظ:

برسر تربت ما چون گذری همت خواه

که زیارتگه رندان جهان خواهد شد

در ان قرستانها برایم توضیح دادند(دکتر صفار مقدم ) که سنگهای که دارای سنگ کبوتر است ، به شیعیان تعلق دارد.

در وسط صحن یک کاروانسرا که به آم " خوان " می گفتند ، سقاخانه ای بود ه که بر صدر آن نوشته بودند:" یا حضرت عباس بن علی (ع) ادرکنی " و گفتند که این کاروانسرا پیشتر به صورت خانقاه متعلق به بکتاشیان بود ه است.

کوتاه سخن به قول استاد بزرگوار محمد امین ریاحی ( سلمه الله تعالی):

زبان و ادب فارسی در آسیای صغیر و سایر قلمروهای دولت عثمانی ، جلال و شکوهی دیگر داشت که وضع هیچ کشوری جز شبه قاره هند قابل قیاس با ان نیست . وی افزوده است که طبقه برجسته جامعه به زبا ن فارسی سخن می گفتند، شعر می سرودند ، آواز می خواندند، نامه نگاری می کردند، به زبان فارسی وعظ و تدریس می کردند و کتاب می نوشتند.

متاسفانه فهرست کامل کتاب های خطی موجود در منطقه به زبا فارسی و نسخه های خطی کتابخانه سارایو در دسترس نیست. شاعران بوسنی به ترکی - فارسی ن فارسی - عربی و فارسی ناب اشعار دلپذیری سروده اند که هیچ نسخه ای از آنها چه بصورت دیوان و چه بصورت تذکره یا مجموعه شعر در دسترس محققان ایرانی قرار ندارد.

بسیاری از شاعران و ادیبان بوسنی به سبک گلستان سعدی یا بهارستان جامی آثار ارزشمندی چون ، سنبلستان ، بلبلستان و....را فراهم نموده اند که آثاری گرانبها ست و بر دیوانها و و آثار ادبی فارسی شرح های نگاشته اندکه مشهورترین آنها که موجود است" شرح سودی" ( احمد افندی سودی ) بر غزلیات بوستان و گلستان و حافظ و مثنوی مولاناست که از قرن شانزدهم به بعد ، مورد استفاده ادیبان هنرمند و شاعران نکته یاب قرار دارد.

● واژگان در قالب اسامی فارسی

نام ها یا نشانه ها برای اماکن ، نشانه فرهنگ پذیری جماعت ها ست ، کلمه سرا یو و به معنای (محوطه اطراف کاخ حاکم ) از سال ۱۵۰۷ بکار رفته است. واژه سرا واژه ای فارسی است.

در گذشته بازرگانان مسلمان جاده ابریشم تا این شهر ن همراه کاروان حرکت می کردند.اما از آنجا تا دریای بالتیک و رفتن به ونیز ورم بر عهده بازرگانان مسیحی بود تا از لحاظ مذهبی در مضیقه نباشند. در این شهر کاروانسرا ها و حمام ها و و مسجدها و سقاخانه ها و حتی کلیساها و کنیسه های وجود داشت تا مسافران بتوانند به راحتی در آن شهر ، بیش و کم جاده ابریشم استراحت کنند.

خسرو بیک که از سال ۱۵۲۱تا ۱۵۴۱ براین شهر حکومت می کرد ، شهر را توسعه دادو معماری های شکوهمندی در آن پدید اورد که هنوز هم باقی است . مسجد غازی خسرو بیک ، مسجد فرهاد پاشا ، مسجد باش چهار سیا ( باش ،سر - چار ، چهار - سیا ، سو - مسجد چهار سو ) بازار و کاروانسرا و عمارت های حکومتی ، نمونه های از آن بنا هاست.

گورستانها نیز دارای وضع مرتب و منظمی بودند و نه تنها پیروان مذاهب برای خود منطقه خاصی داشتند بلکه ساکنان موقت نیز دارای قبرستانی ویژه بودند با عنوان فارسی - عربی بوسنیایی .

نام اشخاص نیز جالب به نظر می رسند . بهمن ، کیوان ، فرهاد ، فیروز ، خسرو ، خورشید ، درویش ، جانان ، رستم ، شاهین ، نیاز ، نریمان ، زیباو نام های اسلامی مشترکی با عنوان علی ، حسین ، حسن و .... ،

با ترجمه رباعیات خیام، ژرف‌اندیشی ایرانی، مرزها را درنوردیده و تا دوردست‌های جهان ره یافته است. برگردان انگلیسی فیتز جرالد که در سال (۱۸۵۹م.) انجام پذیرفته، گنجایی زبان فارسی را برای بیان اندیشه‌های ژرف باز نموده است. از این رهگذر نیز واژه‌های فارسی در زبان صربی وارد شده است .

در بوسنی و هرزه گوین این ضرب المثل جایگاه تاریخی داشته است و هنوز هم در بین مردم متداول است :

" در بهشت به زبا ن عربی تکلم می کنند ولیکن اگر بخواهی به بهشت بروی باید زبان فارسی بدانی"

مطلب را با چند بیت از شعر یک شاعر بوسنیایی قلمرو عثمانی ثابت علاء الدین بوسنوی ، شاعر نیمه اول قرن دوازدهم هجری به پایان می برم .

امین رب عزت ، خازن گنجینه رحمت

دلیل را ه دولت ، رهنمای جنت الماوی

رسول قادر مطلق ، شفیع اقدم و اسبق

حبیب حضرت حق ، محرم اسرار ما اوحی

امام صاحب الکوثر ، خطیب لا مکان منبر

امان دهشت محشر ، ضمان رحمت مولا

نبی محترم احمد ، رسول افضل و امجد

حبیب حق محمد، تاجدار افسر طاها

نویسنده: علی معروفی

منابع:

۱- ادبیات فارسی در یو گسلاوی اثر بو گرانویچ ، دیان ۱۳۴۵

۲- روابط ایرانیان با غرب