بررسی باورهای فولکلوریک مردم شهر اراک از دیدگاه مردم شناختی

موضوع تحقیق این پایان نامه بررسی باورهای فولکلوریک موجود در شهر اراک می باشد که طی آن محقق به فرضیات خود به شرح زیر پاسخ می دهد

از آموزه های مهم در معرفت عامۀ فرهنگ ما این است که: "گذشته چراغ راه آینده است". این حکمت عامیانه، ارزش تاریخ را بیان می کند و ضرورت مطالعه را نشان می دهد. امروزه عالمان علوم اجتماعی نیز بر این باورند که بدون تحصیل دانش تاریخی، دربارۀ پدیده های اجتماعی و انسانی نمی توان به تبیین علمی آنها دست یافت.

فرهنگ مردم هر ملتی دارای ویژگی ها و خصایصی است که باعث جدایی و تمایز جامعه ای از دیگر جوامع می شود. در عین حال، فرهنگ عامه همبستگی های انسانی را نیز در نظر دارد زیرا پایۀ آن نیازهای اصلی و واقعی بشر نهاده شده است و تا حد زیادی بطور طبیعی در میان اقوام و قبایل گوناگون اشتراک دارد.

انسان ها به لحاظ روحی و روانی از وحدت برخوردارند و همین نکته باعث و بانی وجود شباهت در انسان ها و موارد مربوط به فولکلور در نقاط مختلف جهان می باشد. از طرفی هر فرهنگی در طی قرون متمادی با فرهنگ های دیگر برخورد و ارتباط می یابد و به تبادل می پردازد و وجوه اشتراک بین آنها پدید می آید که موجب احساس همبستگی های بشری و پیدایش روحیۀ مسالمت آمیز بین ملت ها می شود.

چنانکه بیان شد، باورهای فولکلوریک به نوعی باعث ایجاد همبستگی و تعاون اجتماعی و همچنین نوعی وحدت روانی و احساس آرامش در افراد در سطح وسیع می گردد که این قابل تعمیم در سطح خردتر مثلاً فرهنگ یک شهر یا روستا می باشد. از ویژگی های بارز فرهنگ عامه، پیوندی است که این فرهنگ با زندگی تولیدی جامعه دارد. ادبیات شفاهی بعنوان بخشی از فولکلور، محقق را با مسائل معیشتی و اقتصادی مردم و دوره های متمادی که در ایجاد این مسائل طی شده است، رویارو می کند. در واقع جنبه های زندگی تولیدی جامعه و پدیده های مادی آن بر مفاهیم معنوی، اعتقادات و نحوۀ زیست مردم اثر مستقیمی دارد و همانگونه هم اعتقادات، اندیشه ها و اصول مذهبی، جهت و هدف زندگی مردم یک جامعه را مشخص و معین می کند. در بعضی موارد هم، شرایط مذهبی اوضاع اقتصادی را تحت الشعاع قرار می دهد. مردم خود را ملزم می دانند از انجام کارهای احیاناً سودآوری که با اعتقادات و دیدگاه های مذهبی شان مباینت دارد، دوری کنند (مثل تغییر هفت شین به هفت سین نوروزی بعد از ظهور اسلام و حرام دانستن شراب)

در فرهنگ عامه همچنین با نوعی «جامعه شناسی تعاون» روبرو می شویم که مشارکت، مساعدت و همکاری در همۀ امور زندگی، مردم را با یکدیگر پیوند می دهد. این عامل حاکی از همبستگی و هماهنگی کامل و نحوۀ جهان بینی مردم عادی است.

لذا در این تحقیق به بررسی تأثیر باورهای فولکلوریک مردم شهر اراک بر میزان امرار معاش، میزان ایجاد آرامش روان، میزان ایجاد تعاون و صمیمیت میان افراد، بررسی باورهای دارای کارکرد و بدون کارکرد و همچنین بررسی باورهای فوکللوریک در جنبه های متنوع فرهنگ عامه مردم اراک، پرداخته شده است.

واژگان کلیدی: باورهای فولکلوریک(۱)، تعاون و صمیمیت(۲)، امرار معاش(۳)، باورهای دارای کارکرد و بدون کارکرد(۴).

● مقدمه

فرهنگ عامۀ ایران با اینکه از غناء و عظمت خاصی برخوردار است متأسفانه کمتر مورد تحقیق و تحلیل قرار گرفته است. کسانی هم که به فرهنگ مردم عنایتی داشته اند، اغلب به گردآوری موادّ آن پرداخته و از پژوهش در آن و بررسی و تحلیل غافل مانده اند.

امروزه ورود بشریت به هزارۀ سوم با دستیابی به فناوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی، سرعت تغیرات را در همۀ ابعاد وجودی دو چندان کرده است. شرایط نوین جهانی ایجاب می کند تا توجه ملت ها بویژه ملت های صاحب تمدن و فرهنگ به مقولۀ خودباوری و هویت ملی مضاعف گردد. برای رسیدن به خویشتن شناسی ملی لازم است تا با گذشتۀ تاریخی، تمدنی و فرهنگی خود آشتی کنیم، هویت اسلامی و مذهبی خود را درک کرده، عناصر مثبت و سازندۀ فرهنگ خود را شناسایی و احیاء نمائیم، خودباوری را تقویت و در جهت اشاعۀ آن بکوشیم و بالاخره سرچشمۀ حیات و اقتدار ملی خود را بر پایه های آن بنا کنیم.

بخش عظیمی از فرهنگ غنی و استوار ایرانی، شفاهی و سینه به سینه می باشد لذا برای بررسی این حوزه از فرهنگ لازم است تا به مدد روش های خاص مردم شناسی، عناصر فرهنگی شناسایی و ثبت و ضبط شوند و این بر گردن هر ایرانی رسالتی می گذارد تا در شرایط جدید جهانی، با علاقه، آداب و رسوم و سنت های بجا مانده را با کمک علم، تحلیل کرده و مکتوب نماید. با چنین اقدامی هم زمینه های مثبت ثبت و ضبط عناصر مثبت و منفی فرهنگی فراهم می آید و هم موجبات نقدپذیری فرهنگی و تفکر انتقادی در جامعه فراهم می شود.

در چنین زمانی عناصر مثبت فرهنگی قابلیت معرفی، ترویج و نهادینه شدن می یابند و عناصر منفی و خرافی جهت استفاده های تحلیلی و تطبیقی پژوهشگران رشته های مختلف آماده می گردند.

فرهنگ مردم را باید در درون زندگی مردم جست. ارزش بخشیدن به فرهنگ مردم، در واقع ارج نهادن به مردم است. فرهنگ مردم ترجمۀ کلمۀ "فولکلور" (Folklore) است که نخستین بار توسط ویلیام جی. تامس (W. J. Thoms) عتیقه شناس انگلیسی در سال ۱۸۴۶ بکار برده شد. کلمۀ فولکلور مرکب از دو بخش “Folk” و “Lore” می باشد که جزء اول به معنای مردم، توده، عامه و عوام و جزء دوم به معنای دانش، آگاهی و حکمت می باشد. اصطلاح "فرهنگ عامه" را نخستین بار مرحوم "رشید یاسمی" استاد دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۴ برای کلمۀ فولکلور برگزید و بکار برد. با ظهور کلمۀ "فولکلور"، رشته ای به نام مردم شناسی (Anthropology) تأسیس شد که به شناسایی فولکلور در میان اقوام مختلف و تحلیل داده های بدست آمده، می پردازد. این رشته به نوعی با تمامی علوم از جمله باستان شناسی، زبان شناسی، زیست شناسی، شیمی، ریاضیات، فیزیک، جامعه شناسی و ... ارتباطی تنگاتنگ دارد و داده های بدست آمده طی تحقیقات مردم شناختی کمک های شایانی در پیشبرد این علوم ارائه داده است.

تحقیق حاضر، بررسی باورهای فولکلوریک مردم شهر اراک می باشد، که با وجود وقت کم پایان نامه ای، داده های جمع آوری شده را در اختیار علاقه مندان قرار می دهد. امید است در آینده به تکمیل آنها نایل آیم. در ادامه به توصیف واژگان کلیدی مورد بحث پرداخته می شود.

● اهداف تحقیق

۱) بررسی تنوع باورهای فولکلوریک در جنبه های مختلف فرهنگ مردم شهرستان اراک

۲) بررسی میزان ارتباط باورهای فولکلوریک با شیوۀ امرار معاش

۳) بررسی نقش باورهای فولکلوریک در ایجاد آرامش روان در افراد

۴) بررسی نقش باورهای فولکلوریک در ایجاد تعاون، صمیمیت و همیاری میان افراد

۵) بررسی باورهای فولکلوریک دارای کارکرد و بدون کارکرد در فرهنگ مردم

● سؤالات تحقیق

۱) باورهای فولکلوریک بیشتر در کدام جنبه از فرهنگ مردم اراک دیده می شود؟

۲) نقش باورهای فولکلوریک در شیوۀ امرار معاش افراد چیست؟

۳) باورهای فولکلوریک چه نقشی در ایجاد آرامش روان در افراد ایفا می کنند؟

۴) باورهای فولکلوریک چه نقشی در ایجاد تعاون، صمیمیت و همیاری بین افراد جامعه دارند؟

۵) کدام باورهای فولکلوریک هنوز دارای کارکردند و کدام باورها کارکرد خود را از دست داده اند؟

● روش شناسی

محمود روح الامینی در کتاب گرد شهر با چراغ در مبانی «انسان شناسی» خود می نویسد: شاخۀ عمدۀ روش سناسی مرد نگارانه، تحلیل گفتگو یا توصیف و توضیح قابلیت هایی است که گویندگان عادی ضمن مشارکت در کنش متقابل معقولانه و اجتماعاً سازمان یافته، بکار می برند و یا رویه هایی است که گفتگو کنندگان بوسیلۀ آنها رفتار خودشان را تنظیم می کنند و رفتار دیگران را نیز از همین طریق می فهمند و با آن برخورد می کنند. تحلیلگران گفتگو از جهت روش شناختی بیشتر به بررسی گفتگوهای مردم در موقعیت های طبیعی و در حین گفت و شنود آنها می پردازند. این روش اجازه می دهد که اطلاعات از جهان واقعی سرچشمه گیرند، نه آنکه محقق آن را بر این جهان تحمیل کند.

دیدگاه موردنظر اینجانب در مطالعۀ رفتار فرهنگی مردم، دیدگاه از درون (امیک) یعنی تعریف خود کنشگران از رویدادهای انسانی بدون اعمال دیدگاهی قوم مدارانه از طرف محقق، می باشد.

اساس تحقیق و جمع آوری داده ها در علم مردم شناسی برای بررسی باورهای فولکلوریک، کار میدانی می باشد که بسته به نوع تحقیق، هر کار میدانی ابزارهای خاصی در اختیار محقق قرار می دهد. لذا اینجانب براساس کار تحقیقی خود و جامعۀ مورد بررسی از ابزارهای ذیل مدد گرفته ام:

۱) مشاهدۀ مشارکت آمیز:

که برای هر کار مؤثر میدانی، اهمیت تعیین کننده ای دارد زیرا بسیاری از رفتارهای مشاهده پذیر «غیرگفتاری اند». طی تحقیق، محقق بایستی تنها خود مشاهداتش را ثبت کند نه استنباط هایش را. نظاره کردن، مصاحبه و حتی کاربرد آزمون های خاص برای اثبات تکرارپذیری مشاهدات، مشاهدۀ مشارکت آمیز را به یک ابزار علمی تبدیل می کند.

۲) مصاحبه با اطلاع دهندگان اصلی:

این روش برای کشف اطلاعات راجع به شیوه های زندگی که در زمان ورود محقق میدانی به صحنه وجود خارجی نداشته و یا دگرگونی های اساسی پیدا کرده اند، گریز ناپذیر است.

۳) اسناد و مدارک مکتوب:

امروزه در بیشتر نقاط جهان، دولت ها و مؤسسات دولتی انواع مدارک را نگهداری می کنند لذا محقق میدانی بایستی تا آنجا که ممکن است برای دستیابی به داده های مبتنی بر اسناد رسمی از هیچ کوششی دریغ نکند.

● چارچوب نظری

ادوارد تایلور (Edward Burnett Tylor) می کوشید تا از فرهنگ تعریف جامعی به دست داده و پدیده های اجتماعی – فرهنگی را در سیر تکاملی آنها مطالعه کند. او در این باره می نویسد: "هرگاه با هنرهای پیشرفته، دانش مترقی و سازمان های پیچیده برخورد کنیم، باید بدانیم که اینها از توسعه و پیشرفت تدریجی مراحل سادۀ قبل نتیجه شده اند و هیچ مرحله ای از تمدن به خودی خود بوجود نمی آید، بلکه هر مرحله از مرحلۀ قبل ناشی می شود و متکی بر آن است."

نظریۀ اصل بقایای تایلور به "روش تطبیقی" در پژوهش های قوم شناسی اعتبار و فایده بخشیده، روش تطبیقی تا حدودی بر این فرض استوار است که انسان های بدوی معاصر، نشاندهندۀ مراحل اولیۀ تکامل فرهنگی هستند که بوسیلۀ انسان های متمدن پشت سر گذاشته شده اند. به نظر تایلور، با مطالعۀ بقایای مادی و غیر مادی انسان های بدوی می توان آثار واقعی این مراحل را در جامعۀ جدید ردیابی کرد. همچنین نظریۀ بقا به ارزشمندترین ابزار تکاملی مردم شناسی تبدیل شده و نتیجۀ آن بر محتوای مطالب قوم نگاری، که امروزه بطور خلاصه آن را "فولکلور" می نامند، افزوده است.

تایلور در تحقیق گرایش های جدیدی را مطرح کرد. وی تأکید پیش تازانه بر "قوم نگاری" (ethnography) و "قوم شناسی" (ethnology) ورزید که عبارت بود از توصیف و تحلیل علمی یک جامعه، فرهنگ یا گروه نژادی در همۀ بخش های تشکیل دهندۀ آن.

بنابر نظر تایلور قوم شناسی فرض می گیرد که هر اجتماع سازمان یافته باید به صورت کل درک شود؛ یعنی بصورت نظامی پیچیده از دانش و عقاید، هنر و اخلاق، ابزار و تکنولوژی، زبان، حقوق، آداب و رسوم، افسانه ها، اسطوره ها و همۀ عناصر که در یک کل قرار دارند، علاوه بر این، قوم شناسی می خواهد که این نظام های پیچیده به صورت علمی مورد مطالعه قرار گیرد. به عقیدۀ تایلور قوم شناس همچون شیمی دان و زیست شناس، داده ها را جمع آوری، طبقه بندی و مقایسه می کند و اصول بنیادی را برای تبیین یافته ها جستجو می کند به نظر او هرگاه این کار به خوبی انجام شود و همۀ گذشـتۀ انسان مورد مشاهده قرار گیرد، دو قانون مهم در مورد فرهنگ به وضوح پدیدار خواهند شد:

۱) اصل وحدت یا یکسانی در میان نوع بشر؛

۲) الگوی تکامل یا پیشفت فکری در طی زمان؛

وی معتقد بود که چون در همۀ فرهنگ ها، هر نسلی فرهنگ را از نسل پیشین خود می آموزد، می توان در طی تاریخ بشر، الگوی طویلی از پیشرفت اجتماعی و فکری را نشان داد که از وحشیان اولیه که به شکار و گردآوری خوراک می پرداختند شروع می شود، از فرهنگ های جهان باستان و قرون وسطی که بر کشاورزی مبتنی بود، می گذرد و به دورۀ جدید تجارت، علم و صنعت می رسد. در تاریخ، هر نسلی با ایستادن بر شانه های نسل قبل و آغاز از جایی که نسل پیشین در آنجا توقف کرده، پیشرفت می کند. باری، تایلور اساساً عقیده داشت که قصۀ تمدن، "قصۀ پیشرفت انسان" را بازگو می کند.

تایلور می گوید: "نمی توان از پیشرفت صحبت کرده مگر اینکه توجه داشته باشیم که در بعضی فرهنگ ها چیزهای خاصی وجود دارد که اصلاً پیشرفته به نظر نمی رسد (ما باید عقب ماندگی ها را نیز به حساب بیاوریم) وی یادآوری می کند که نه همۀ فرهنگ ها با یک آهنگ تکامل می یابد و نه همۀ اجزای یک فرهنگ. برخی از اعمال که در زمان معینی شایسته بوده، تا مدت ها پس از آن باقی می ماند. مانند زمانی که عطسه یک علامت جدی و به این عقیده مرتبط بود که در همان لحظه یک روح یا دیو از بدن عطسه زننده بیرون می رود. امروزه عافیت گفتن باقی مانده، اما بعنوان رسم پوچی که هدف اصلی آن، مدت هاست فراموش شده است. تایلور می گوید که اسناد تاریخ بشر پر از این گونه خرافات است و آنها این واقعیت را کاملاً روشن می کند که با وجود واقعیت داشتن جریان تکامل اجتماعی و شدید بودن آن، ولی همواره اثری از "بقایای فرهنگی" باقی می ماند.

اسطوره ها، از گرایش طبیعی انسان به شکل دادن عینی به ایده ها ظهور می کند و آنها بوسیلۀ مردم دوره های مدرن، به پیروی منظم از قوانین توسعه گرایش دارند. اسطوره ها در تداعی و ارتباط منطقی ایده ها ریشه دارند، آنها واقعیت های طبیعت و زندگی را به کمک تشبیه و مقایسه تبیین می کنند. اسطوره ممکن است حوادث تخیلی مناسبی را به زندگی شخصیت های افسانه ای یا تاریخی ارتباط دهد؛ ممکن است بطور منطقی از بازی با کلمات فراتر رود و یا بخواهد با قصه، درس اخلاقی بدهد؛ در بعضی موارد هم اسطوره ها تحت تأثیر زبان که دارای ویژگی جنسیت (مذکر و مؤنث) است و توسط گرایش طبیعی انسان به تشبیه میان فعالیت های انسانی و فرایندهای طبیعی ظهور کنند (صدای طوفان مانند فریاد یک انسان خشم گین؛ بارندگی مثل اشکهای غم و ...) این شخص انگاری ها هرچند تا حدی کار تخیل اند، ولی در واقع تمرین های آشکار تفکر عقلانی می باشند.

تایلور فکر می کند که در میان همۀ ادیان کوچک یا بزرگ و قدیم یا جدید، یک ویژگی مشترک وجود دارد و آن اعتقاد به ارواحی است که مانند انسان می اندیشند و عمل و احساس می کنند. به نظر می رسد که جوهر دین و همچنین اسطوره شناسی، "جان باوری" (animism) است؛ یعنی باور به نیروهای حیّ و شخصی در ورای همۀ اشیاء، وی اصرار می ورزد که هر تبیینی از این که یک انسان یا همۀ نوع بشر، چگونه به موجودات روحانی عقیده پیدا کردند، تنها باید به علل طبیعی و تنها به ملاحظاتی از آن نوع متوسل شود که دانشمندان و مورخان در تبیین یک روی داد – دینی یا غیردینی – بکار می گیرند.

زمانی که جان باوری به وسیلۀ یک قبیله یا فرهنگ فرا گرفته شد، به تمام ابعاد زندگی روزمره نفوذ پیدا می کند (هدیه دادن به مردگان در مراسم تدفین، قربانی و ...)

تایلور هم چنین توضیح می دهد که وقتی ایده های روحانی در ذهن مردم ابتدایی جای گرفت، به شکل ثابتی باقی نمی ماند. ارواح فردی و کوچک به ارواح بزرگتر و قدرتمندتر تبدیل شدند (روح درخت ۶۱۶۱۲; روح جنگل) و چند خدایی شکل گرفت و پس از آنکه این خدایان به شیوه ای سازمان یافتند که یک خدا یا یک موجود برتر، در صدر گروه خدایان جامعۀ الهی قرار گرفت، نظام ها به عالی ترین شکل خود دست یافتند. به تدریح اکثر تمدن ها از راه های گوناگون به این عالی ترین مرحلۀ جان باوری، یعنی اعتقاد به یک الوهویت برتر رسیدند.

سرانجام نظریۀ تایلور، یک تصویر مختلط از دین و توسعۀ آن ارائه می دهد. وی استدلال می کند که دین جان باورانه، بصورت تلاش مردم اولیه برای فهم جهان به شکل پاسخی به اسرار و رویدادهای نامعلوم آن، یک همتای طبیعی برای علم ارائه می دهد. هر دو از کنجکاوی انسان برای فهمیدن الهام می گیرند.

● باورهای شهر اراک

از آنجایی که شهر اراک سابقۀ تاریخی چندانی ندارد و به تأثیر از دیگر فرهنگ های مجاور و تجاری که در شهر رفت و آمد می کردند، فرهنگ مختلطی را شکل داده که بیشتر باورهای متشکلۀ آن را باورهای فولکلوریک با جنبۀ مذهبی و اجتماعی شامل می شوند. از آنجایی که شکل گیری شهر اراک و اسکان مردم آن با نفوذ هرچه بیشتر اسلام در ایران همراه بوده است، این امر بدیهی می آید. نذر و نیاز کردن برای امامزادگان و مکان های مقدس و متبرک، انتخاب اسامی ائمه برای نوزادان به منظور متبرک شدن او و شفاعتش در روز قیامت، عقیقه کردن کودک، قداست قرآن و حضور آن در تمامی مراسم و مناسک مردم اراک، صدقه دادن، برگزاری اعیاد مذهبی، انجام آداب و رسوم مربوط به عزاداری ائمه و ... همگی نمونه هایی می باشند که از باورها و اعتقادات مذهبی مردم نشأت می گیرند که در پرتو اسلام، قرآن و متون اسلامی و احادیث در اذهان مردم جای گرفته و بیشترین جنبۀ باورهای فولکلوریک مردم این شهر را به خود اختصاص می دهد. پس از آن باورهای خرافی و سپس باورهای باستانی به ترتیب بیشترین باورها را تشکیل می دهند. نمونه هایی از باورهای خرافی مردم اراک به شرح ذیل می باشند: گذاردن شیء نوک تیز بالای سر زائو برای دفع آل، دوختن سفرۀ روی سر عروس هنگام عقد برای دوختن زبان فامیل شوهر، دعا گرفتن از دعانویس برای باز شدن گره های کارشان، اعتقاد به آمدن یا نیامدن سبزه انداختن به اشخاص، چله بری کردن، باز نگذاشتن دهان قیچی که معتقدند دهان دشمن را باز می کند و ... . باورهای فولکلوریک باستانی مردم نیز در جشن ها و اعیاد باستانی به وضوح به چشم می خورند. قداست عدد هفت، شب چله و برابر دانستن آن با شب زایش دوبارۀ خورشید، مراسم متنوع عید نوروز که همراه با نو شدن است، مراسم چهارشنبه سوری و ... .

● باورهای فولکلوریک و تأثیر آن بر امرار معاش

از تحقیقات انجام شده، این موضوع استنباط می شود که تمامی مراسم، مناسک، جشن ها و اعیاد موجود در فرهنگ عامۀ مردم اراک مساوی با نوعی کارآفرینی می باشند؛ بدین معنا که هنگام بارداری، زایمان، مراحل مختلف تا جشن عروسی، مراحل مختلف مراسم مرگ، برگزاری تمامی جشن ها، اعیاد و سوگواری ها، همه و همه نوعی تقسیم کار و کارآفرینی حاصل می شود. ماما، دعانویس، دلاک حمام، سلمانی، زن بندانداز، مشاطه گر، کتل بند، حلاج، گروه نوازندگان و سیاه بازان و ... نشانه هایی از رابطۀ زندگی تولیدی و امرار معاش افراد با باورها و اعتقادات مردم می باشند. شروع هر کاری با نام خدا، وجود "و ان یکاد"، "آیه الکرسی" و قرآن در محل کار یا وسیلۀ نقلیه، استفاده از انواع وسایل دفع چشم زخم، اعتقاد به کسب مال حلال، داشتن اخلاق محمدی هنگام کار و برخورد با ارباب رجوع، اعتقاد به سبک و سنگین بودن قدم بعضی افراد در محل کار و نمونه هایی از رابطۀ مستقیم و تأثیرگذار باورهای فولکلوریک و اعتقادات مردم با زندگی تولیدی و نحوۀ امرار معاش ایشان می باشد. همانگونه که بیهقی ذکر می کند: "جنبه های زندگی تولیدی جامعه و پدیده های مادی آن بر مفاهیم معنوی، اعتقادات و نحوۀ زیست مردم اثر مستقیمی دارد و همانگونه هم اعتقادات، اندیشه ها و اصول مذهبی، جهت و هدف زندگی مردم یک جامعه را مشخص و معین می کند." (بیهقی، حسینعلی، ۱۳۶۵، ص ۲۲)

● باورهای فولکلوریک و تأثیر آن بر ایجاد آرامش روان در افراد

اجرای تمامی مراسم، جشن ها، اعیاد و سوگواری های موجود در فرهنگ عامۀ مردم اراک در واقع باعث می گردد که مردم اراک آن چیزی که جزو باورها و اعتقادات و اندیشه های ایشان می باشد را تحقق یافته ببینند و همین نوعی احساس آرامش روان و خاطر در آنها ایجاد می کند. همین احساس و برآورده شدن آن است که باعث پایداری و ثبات بعضی باورها و اعتقادات در میان مردم می گردد. در واقع باورهای فولکلوریک در ارتباطی کاملاً مستقیم و دو طرفه با ایجاد آرامش روان در افراد قرار دارند. اسفند دود کردن یا نصب خرمهره برای دفع چشم زخم، انتخاب ساعات خوش برای کارهای مهم، حضور اطرافیان در مراسم عزاداری یک از دست رفته به منظور تسلی خانوادۀ عزادار و آرامش روح میت، هرچه زودتر به خاک سپردن میت تا از سرگردانی خارج گردد، خیرات دادن برای اموات، فاتحه فرستادن یا ادای روزه و نماز غرضی ایشان، نذر و نیاز کردن برای مکان های مقدس، انتخاب اسامی ائمه برای کودکان و ... نمونه هایی از باورهای فولکلوریک می باشند که تحقق یافتن آنها توسط افراد باعث ایجاد نوعی آرامش خاطر و روان در ایشان می گردد.

● باورهای فولکلوریک و تأثیر آن در ایجاد تعاون و صمیمیت میان افراد جامعه

اخوان الصفا معتقدند که تأمین بهترین شیوۀ زندگی که ضامن سعادت دنیوی و اخروی انسان ها است، در گرو تعاون می باشد و همبستگی اجتماعی، برترین سبب فراهم آمدن تعاون اجتماعی می باشد. از طرفی خواجه نصرالدین طوسی کارکرد مهم تقسیم کار که در راستای بقا و انسجام جامعه است را همبستگی اجتماعی و احساس الفت و محبت میان افراد جامعه، می داند. همچنین طی تحقیق و گردآوری داده های مربوطه، اثبات می گردد که باورهای فولکلوریک با ایجاد تعاون و صمیمیت میان افراد یک جامعه رابطۀ کاملاً منسجمی دارند. در اجرای تمامی مراسم که همه نوعی کار دسته جمعی می باشند، بایستی همواره تقسیم کار وجود داشته باشد که در نتیجۀ آن تعاون و در نهایت صمیمیت حاصل می گردد تا آنجا که بدون وجود این عوامل کاری پیش نخواهد رفت: پختن دسته جمعی آش بی بی فاطمه برای مراسم طلب باران چمچه گلین، حضور بزرگان و ریش سفیدان در مراسم مختلف، پختن فتیر دسته جمعی، آذین بستن در اعیاد یا پارچه های مشکی بستن در سوگواری ها به دیوارهای کوی و برزن، همکاری همه جانبه در مراسم سوگواری امام حسین(ع)، بدرقه و استقبال مسافر، برگزاری مراسم گل ریزان به منظور جمع آوری اعانه یا خوش آمد به یک پهلوان و ... نمونه هایی از اثبات گفتۀ اینجانب می باشند.

● بررسی باورهای فولکلوریک دارای کارکرد و بدون کارکرد

هنگامی الگوهای رفتاری شکل می گیرند که از نظر کارکردی مفید باشند ولی به تدریج که جامعه از حالت سنتی به مدرن تغییر می یابد دیگر نیازی به الگوهای قبلی نبوده و الگوهای جدید جایگزین می شوند. الگوهای جدید متناسب با ساختارهای جدید به توسعه برای برآورد نیازها سر بر می آورند و با تغییر نیازها از بین می روند و گاه به دلایل اقتصادی، سیاسی و یا مذهبی به دست فراموشی سپرده می شوند. چله بری کردن توسط جام چل کلید، دعا گرفتن از دعانویس، قرار دادن فلز نوک تیز بالای سر زائو، سق برداشتن نوزاد، عقیقه کردن نوزاد، ناف بر کردن نوزاد دختر برای پسری از فامیل، بزک نکردن دختران مجرد، عدم ملاقات دختر و پسر طی دوران نامزدی و عار دانستن آن، دست به دست دادن دختر و پسر در شب زفاف، قاشق زنی، فال گوش ایستادن یا کلیدزنی دختران دم بخت، نمادها و سمبل های محتویات سفرۀ هفت سین نوروز، اساس مراسم سیزده به در و ... نمونه هایی از باورهای فولکلوریک در حال فراموشی یا فراموش شده و بدون کارکرد در عصر حاضر می باشند. لازم به ذکر است که در کنار این باورهای بدون کارکرد، همچنان می توان نمونه های بسیار غنی از باورها و اعتقاداتی را نام برد که با گذشت زمان و تغییر شرایط سیاسی، نظامی، اقتصادی و مذهبی کارکرد خود را حفظ کرده اند: حضور بزرگسالان و ریش سفیدان و احترام به ایشان در تمامی مراسم، ختنه کردن نوزاد پسر، پختن رشته پلو با مرغ در شب عید نوروز و سبزی پلو با ماهی در ظهر عید، نذر و نیاز کردن برای مکان های مقدس، استفاده از اسپند و نصب کزه یا خرمهره برای دفع چشم زخم، اجرای مرحله به مرحلۀ مراسم ازدواج و مرگ و ... .

● اهمیت و ضرورت تحقیق

چالش های قرن ۲۱، نظیر جهانی شدن، کثرت گرایی فرهنگی، بحران های اخلاقی و زیست محیطی ناشی از رشد علوم و فناوری، فقر، ناامنی و عدم موفقیت طرح های توسعه در برخی از کشورهای جهان سوم، روز بر روز بیشتر نقش و اهمیت علوم اجتماعی را در شناخت، تحلیل و کنترل دگرگونی های اجتماعی به اثبات می رساند. در این میان، انسان شناسی بعنوان علم پیوند دهندۀ رشته های علوم انسانی و اجتماعی، از طریق قلمرو خاص مطالعاتی اش که شناخت انسان در همۀ ابعاد زیستی، فرهنگی، و اجتماعی آن است، جایگاه و اهمیت خاص را در بررسی عینی اینگونه تحولات اجتماعی و جهانی آشکار می سازد.

بنابر اولین تعریفی که توسط ادوارد تایلور از فرهنگ به عمل آمد: "فرهنگ یا تمدن مجموعۀ پیچیده ای است که در برگیرندۀ دانستی ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، عادات، و هرگونه توانایی دیگری است که بوسیلۀ انسان بعنوان عنصر جامعه کسب شده است"، مشخص می گردد که آنچه با نام فرهنگ انسانی می شناسیم میراث کهنی می باشد که در طول قرن ها و اعصار، از گذشتگان به آیندگان و از نسلی به نسلی دیگر می رسد و توسعه و تحول می یابد، کاملتر می شود و توسط آمدگان به ناآمدگان سپرده می شود. همین نشان می دهد که شناخت فرهنگ یک ملت، یک گروه یا یک اجتماع تا چه حد به شناخت تدابیر لازم به جهت اجرا در آن اجتماع موردنظر کمک خواهد کرد. لذا تحقیقات مردم شناسی، این راه را برای سیاستمداران و مسئولان دولتی هموار می سازد تا براساس روحیات و فرهنگ هر اجتماع، سیاست های خاص را اعمال نمایند.

● نتیجه گیری

فرهنگ عامۀ ایران با اینکه از غنا و عظمت خاصی برخوردار است متأسفانه کمتر مورد تحقیق و تحلیل قرار گرفته است. کسانی هم که به فرهنگ مردم عنایتی داشته اند، اغلب به گردآوری مواد آن پرداخته و از پژوهش در آن و بررسی و تحلیل غافل مانده اند. بخش عظیمی از فرهنگ غنی و استوار ایرانی، شفاهی و سینه به سینه می باشد. لذا برای بررسی این حوزه از فرهنگ لازم است تا به مدد روش های مردم شناسی، عناصر فرهنگ شناسایی و ثبت و ضبط گردند. تایلور بر این باور می باشد که: "هرگاه با هنرهای پیشرفته و دانش مترقی و سازمان های پیچیده برخورد کنیم، باید بدانیم که اینها از توسعه و پیشرفت تدریجی مراحل سادۀ قبل ناشی می شود و متکی بر آن است". به نظر وی با مطالعۀ بقایای مادی و غیرمادی انسان های بدوی می توان آثار واقعی این مراحل را در جامعۀ جدید ردیابی کرد.

به علاوه در مطالعۀ فرهنگ ها بدین موضوع نائل می شویم که نه همۀ فرهنگ ها با یک آهنگ تکامل می یابند و نه همۀ اجزای یک فرهنگ. برخی از اعمال الگوهای رفتاری که در زمان معین شایسته بوده، تا مدت ها پس از آن باقی می ماند. اما به مرور زمان و مدد توسعۀ هرچه بیشتر و همه جانبۀ جامعه و فرهنگ آن کارکردشان کم رنگ شده و یا کاملاً از میان می روند. البته با وجود واقعیت داشتن جریان تکامل اجتماعی و شدید بودن آن، همواره اثری از "بقایای فرهنگی" باقی می ماند که قابل بررسی و تحلیل می باشند.

منابع و مأخذ

- میهن دوست، محسن «پژوهش عمومی فرهنگ عامه»، انتشارات توس، تهران ۱۳۸۰

- روح الامینی، محمود، «گرد شهر با چراغ در مبانی انسان شناسی»، انتشارات عطار، تهران، ۱۳۸۲

- هدایت، صادق، «فرهنگ عامیانۀ مردم ایران»، تهران، نشر چشمه، ۱۳۷۸

- درویشیان، علی اشرف، خندان (مهابادی)، رضا، «فرهنگ افسانه های ایرانی (در ۷ جلد)»، تهران: کتاب و فرهنگ، ۱۳۷۸

- بیهقی، حسینعلی، «پژوهش و بررسی فرهنگ عامۀ ایران» – ادارۀ موزه های آستان قدس رضوی - مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، آبان ۱۳۶۵

- محتاط، محمدرضا، «سیمای اراک (جامعه شناسی شهری)، هما، زمستان ۱۳۶۶

- فرخ نیا، رحیم، «نظریه های مردم شناسی»، اراک: نشر نویسنده، ۱۳۸۲

- فرخ نیا، رحیم، «مقدمه ای بر مردم شناسی»، همدان: دانشگاه بوعلی سینا، ۱۳۸۱

- ذبیحی، مرتضی، «دنبالۀ تاریخ اجتماعی اراک و برخی موضوعات فرهنگی – هنری» اراک: پیام دیگر، پائیز ۱۳۸۱

- پایان نامۀ کارشناسی ارشد با موضوع: "بررسی باورهای فولکلوریک خرده فرهنگ های منطقه ای بردسکن و تربت حیدریه در حوزۀ فرهنگی خراسان رضوی"، به نگارش علی بیاتی

- مؤید محسنی، مهری، "فرهنگ عامیانۀ سیرجان" کرمان: مرکز کرمان شناسی، ۱۳۸۱

- توسلی، غلام عباس، "مطالعات اجتماعی – اقتصادی شهرستان اراک"، مؤسسۀ مطالعاتی و تحقیقاتی اجتماعی دانشگاه تهران

- سلیمانی، محمد و زنگانه، احمد، «مروری بر پیشینۀ تاریخی منطقۀ اراک»، فصلنامۀ راه دانش ۱۰-۹، بهار و تابستان ۱۳۷۶

- فصلنامۀ تحقیقات فرهنگی – هنری راه دانش ۱۶-۱۵، تحت نظارت شورای پژوهشی ادارۀ کل فرهنگ و ارشاد اسامی استان مرکزی پائیز و زمستان ۱۳۷۷

- شیعه، اسماعیل، "اراک شهر جدید عصر قاجار"، فصلنامۀ راه دانش ۸-۷، پائیز و زمستان ۱۳۷۵

- کافی، محمود و دیگران، "تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام"، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۸

- دشتی، محمد، "نهج البلاغه"، قم، انتشارات مؤمنین، زمستان ۱۳۷۹

- فخاری تهرانی، فرهاد، "ارگ حکومتی سلطان آباد (عراق)"، فصلنامۀ راه دانش ۱۰-۹، بهار و تابستان ۱۳۷۶

- میر شکرایی، محمد، "یلدا"، نامۀ پژوهشگاه میراث فرهنگی، دورۀ دوم، شمارۀ چهارم، زمستان ۱۳۸۳ (شمارۀ پیاپی ۹)

- فرخی، باجلان، "خاستگاه های زمانی اسطوره: تحلیلی مردم شناختی در زمینۀ اسطوره شناسی تطبیقی"، نامۀ پژوهشگاه میران فرهنگی و هنری، دورۀ سوم، شماره های سوم و چهارم، پائیز و زمستان ۱۳۸۴، (شماره های پیاپی ۱۲ و ۱۳)

- کریمی، سمیه، "اقتصاد مقدس: تحلیل چهار آیین گهنبار، پوریم، عشای ربانی و شارا با رویکرد مردم شناسی اقتصادی"، نامۀ پژوهشگاه فرهنگی و هنری، دورۀ سوم، شماره های سوم و چهارم، پائیز و زمستان ۱۳۸۴، (شماره های پیاپی ۱۲ و ۱۳)

- حسن زاده، علیرضا، "شفای مقدس و هویت آیینی تحلیلی مردم شناختی بر آئین بازنمایی مرگ مقدس"، نامۀ پژوهشگاه فرهنگی هنری، شماره های سوم، چهارم، پائیز و زمستان ۱۳۸۴، (شماره های پیاپی ۱۲ و ۱۳)

- میرشکرایی، محمد، "پیران و پریان نوروز"، نامۀ پژوهشگاه میراث فرهنگی، شمارۀ هفتم، تابستان ۱۳۸۳، دورۀ دوم، (شمارۀ پیاپی ۷)

- مجیدی خامنه، فریده، "نمادها در پوشاک زورخانه ای" در بخشی از پایان نامه (بخش مراسم ایرانیان باستان)

- فتحی، قدرت الله، پایان نامۀ "بررسی اکولوژیک مراسم و آیین های نمایشی در حوزۀ استان مرکزی و نمایشنامۀ شیخون زاگرس" (استاد راهنما: دکتر جابر عناصری، شورای پژوهشی ادارۀ کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی، ۷۹-۱۳۷۸)

- ولاشجردی فراهانی، غلامعلی، "نام های ماندگار: سیری در زندگانی مشاهیر و نامداران استان مرکزی"، اراک، پیام دیگر، ۱۳۸۲

- محتاط، محمدرضا؛ "سیمای اراک: جامعه شناسی شهری"، لیتوگرافی افشار، تابستان ۱۳۶۸

- محتاط، محمدرضا، "سیمای اراک (جلد چهارم)"، انتشارات سایۀ اراک، زمستان ۱۳۷۲

- کرایب، یان، ۱۹۷۵، "نظریۀ اجتماعی مدرن: از پارسونز تا هابرماس"، ترجمۀ عباس مخبر، تهران، آگاه، ۱۳۷۸

- کرایب، یان، ۱۹۴۵، "نظریۀ اجتماعی کلاسیک"، ترجمۀ شهناز مسمی پرست، تهران، آگاه، ۱۳۸۲

- آزاد ارمکی، تقی، "نظریه های جامعه شناسی، تهران"، سروش (انتشارات صدا و سیما)، ۱۳۸۱

- مهدی نیا، علیرضا، "تعزیۀ سیار در اراک"، فصلنامۀ تحقیقات فرهنگی – هنری، (شماره ۴ و ۳)، مؤسسه فرهنگی آفرینش، پاییز و زمستان ۱۳۷۴

- والی، زهره، "هفت در قلمرو تمدن و فرهنگ بشری"، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۹

- رحم دل، رحیم، کاظمی دهفی، قاسم، "سیمای میراث فرهنگی استان مرکزی"، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، ادارۀ کل آموزش، انتشارات و تولیدات فرهنگی، ۱۳۸۳

مریم ارباب