Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات فرهنگی و هنری فرهنگ ارد بزرگ (شرکا) | صفحه ۲
۱ دى ۱۳۸۶
  ◊   دفعات نمایش : ۱۸۴۱        Saturday, Dec 22, 2007
ارد بزرگ (شرکا)
سخن گفتن از ارد بزرگ کار ساده ای نیست او و خواست هایش را نمی توان در یک مجموعه کوچک و یا حتی دریک کتاب تعریف نمود آنچه من از این نابغه اندیشه و هنر می دانم آنست که زاده شهر توس نو (مشهد ) است اما پدرش از دیار شیروان یکی از شمالی ترین شهرهای خراسان بزرگ است به لحاظ نژادی به سلاجقه متصل می شوند
۲۱ قبلى صفحه اول
ارد بزرگ (شرکا)

▪ هشدار :

سرزمین های کوچ نشین (مهاجر نشین) ، دارای منش و خوی ویژه نمی باشند قاره آمریکا و استرالیا پهنه ای بزرگ از کوچندگان ناهمگون است پس صدها سال با یک برآیند همگیر بازه (فاصله) دارند .

▪ هشداری دیگر :

در کشورهای ساتراپ های پیوسته (ایالات متحده) آمریکا ، کانادا و استرالیا از برای بودن اروپائیان در بافت زورمند چپیره آنجا ، به روشنی می توان چهره پنهانی و سود جوی باختر را دید .

سپس به بن نظریه خویش می پردازد و ریشه آشوب تاریخی منطقه ما را می کاود:

● ریشه آشوب

دانشمندان اروپا در یک بررسی پیشینه ای (تاریخی) به این فرآیند رسیدند که باید چنبره ای (حلقه ای) بزرگتر از مرز های سیاسی بین خود و همچنین " سرزمین ما " به گونه نادیدنی بکشند.

این آغاز پیدایش قاره اروپا شد و به پیروی از آن دیگر سرزمینها نیز نام قاره به خود گرفتند اروپائیان دشمنی میان خود را با چنبره ای به نام اروپای یکپارچه بهبود بخشیدند که البته همیشه نیز نتوانسته آنها را یکدست نگاه دارد . شاید ساختن قاره در سرزمین آنها سبب همگونی بیشتر درمیان آنها گشت اما به بهای بلعیدن قاره کهن ، اندکی را اروپا و سرزمینی بزرگ را آسیا .

اروپائیان دشمنان خویش را به یک گونه می پندارند.

مردمان قاره کهن همچون آنان تاراجگر نبودند . این رویداد آنگونه گشت که در پیشینه آنان همواره به شیوه های گوناگون به سوی قاره کهن بتازند و با آن که رفتاری ددمنشانه از خود به نمایش می گذاردند همواره مردم قاره کهن را " بربر" می نامیدند .

این رویداد درباره پیشینه کهن نیست با نگاهی به لشکرکشی فرمانروایان اروپا در ۲۰۰ سال گذشته خواهید دید بارها اروپائیان تلاش نمودند به سرزمین ما نزدیک شوند ، اگر این پیشامد رخ می داد شاید روزگار قاره کهن امروز به گونه دیگری بود .

و سود اروپائیان را از پرداختن به چنین حرکتی و ادامه آن را اینگونه توصیف می کند :

امروزه اروپائیان می دانند تا هنگامی که سرزمینهای قاره کهن در درون آسیا گرفتاراند این سرزمین ها هیچگاه نمی توانند یکپارچه شوند و نگرانی برای سود جویی های آنان فراهم سازند . روشن تر آنکه بافت ناهمگون امروز جلودار پیوندهای بیشتر در میان ماست . سازمانهایی همچون آسه آن ، شانگهای ، دریای پارس (شورای همکاریهای خلیج فارس) و اکو میوه این ناراستی است.

و بر پاد (خلاف) چهره کنونی آسیا ، کشورهای اروپایی با پیشینه هم ریشه و یکدست تر بودن دارای توان بیشتری برای رسیدن به همگرایی و نیروی بیشتر هستند .

او برای اینکه مخاطبش را از بی تفاوتی خارج کند می پرسد : چرا خاور و یا باختر؟

شاید بپرسید این رویداد چه دردی را داروست ؟ که ما بخشی از پیکره قاره کهن باشیم و یا خاوری و یا باختری ؟

آشکار است که نام ها می توانند خود دارای اندیشه و توان باشند نام ها شناسنه ، گوهره و نشان پیشینه ماست.

نام می تواند پویا و پرورنده باشد .

نام می تواند یار و توان پیوستن و یکپارچگی یک سرزمین باشد .

و با افسوس و اندوه به حیله گری غرب می پردازد که :

در دو سده گذشته باختر از ندانم کاری سران کشورهای قاره کهن سود جسته و بسیاری از دانش ها و آفرینشهای فرهنگ ما را به یغما برده است .

آنها برای هنجار بخشیدن کار خود مراکز ویژه ای ساختند و دانش جهان تا زمان راه اندازی این مراکز را به نام خود نموده و برای هر دانشی یک تن از میان خود را گزینش و سپس به آن را نماد دانش و فر فرنگیان دانستند ، وبا این کار بر نام همه بزرگان گیتی خط کشیدند .

فرهنگ و پیشینه پر ارزش دانش هایی همچون شهرسازی ، کیمیا ( شیمی ) ، هامار(ریاضیات) ،اختر شناسی ، برید ( ارتباطات) و در پایان سرایش و نگارش ( ادبیات ) و نیز مردم سالاری ( دموکراسی ) را از ما گرفته و امروزه به دروغ خود را بانی و آغازگر آنها می نامد .

دانشمندان سرزمین ما هنگامی پی به ریشه داستان بردند که دیگر خیلی دیر شده بود .

کاش این موارد به دانشها پایان می یافت. آنان خود را پدیدآورندگان نخستین هنرهای بشری همچون نمایش ، نگارگری ، پیکر تراشی ، آهنگ سازی و دهها نمونه دیگر دانسته و با ناکسی همه را که به گونه ای پر گواه از آن پیشینه مردم سرزمین ماست را در نفیر و کرنا به سود خود به جهانیان شناسانده اند.

او پندار خواسته تاراجگر باختر را باز می شکافد :

سرنامهای مرزبندی کنونی قاره ها را اروپائیان نوشته اند .

آنان آرزوها و پندارهای تاراجگر خویش را نیز به گونه پلیدی به نمایش گذارده اند .

به گستره مرزهای سرزمین امروزی اروپا نگاهی بیفکنید .

این مرزها با هیچ گواهی نمی تواند درست باشد!

آنان زبانه مرز خویش را تا شمال ایران کنونی و تا دل روسیه پیش برده اند شاید نیازی به گفتن نباشد که هیچگاه آنها به این مرزهای دور دست نیافته اند .

این گمان می رود آنان از پس شکست ها و خواری های جنگی خود ، بدین گونه تاوان خواسته اند .

بی گمان این یک تاخت و تاز آشکار است .

می دانیم نزدیک ترین کشورهای شمال خاوری یونان ( کشورهای کرانه دریای سیاه ) ، دارای فرهنگ و ریشه مردم قاره کهن هستند .

ایدر مرزهای قاره امروزی اروپا نمی تواند جایی برای پذیرش داشته باشد . این مرزها ساخته انگاره بیمار کاخ های سرد و برهنه یونانیان است و گویای تاخت و تازی نمادین به درون بافتهای توانمند قاره کهن .

و برای روشنتر شدن ماجرا به نمونه های زیر اشاره می کند و می گوید:

▪ آشوبسرای ( بحران) کشمیر :

آیا جنگ در آنجا خاموش شد؟ چرا کشمیر با فرهنگی بسیار دراز، به چنین دردی دچار شده آیا کشمیر داشته هندوستان است و یا پاکستان ؟ برای ما جای خواستی نیست مهم این است که آنجا بخشی از پیکره و پیشینه قاره کهن است

▪ آشوبسرای بالکان :

در گسست یوگسلاوی گواه بودیم اروپا از نگاهداشت آن ناتوان بود . چرا مردم سرزمین ما در برابر این رویداد بسیار کنجکاو بود ؟ و چرا اروپائیان تا واپسین دم از میانجیگری قاره کهن در اینباره جلوگیری کردند ؟

▪ آشوبسرای گرجستان :

افزون خواهی اروپائیان در آشوب ناپایان گرجستان هم دیدنی و شگفت آور است آنان هنوز نتوانسته اند میان سود خود در مسکو و تفلیس یکی را بر گزینند و این کشور با فرهنگ و پیشینه ای بزرگ هم چنان دچار آسیب های بی شمار است

▪ آشوبسرای قره باغ :

سازمان اروپا کوشید پاییدن (کنترل) جنگ در بنا گوش ایران و ترکیه را خود بدست بگیرد و دیدیم نقش آنها از اندازه یک میانجی ناتوان بیش نرفت .

آشوبهای مانند این باید در قاره کهن و به بگونه ای درست به پایان رسد چون ترس از جنگ برای دو کشور نارسایهای بیشتر در پی دارد.

و نکاتی آموزنده از فروپاشی سازمان همبستگی شوروی می گوید :

آنگاه که سازمان همبستگی (اتحاد جماهیر) شوروی از هم پاشید همانگونه که استونی ، لیتوانی و مولداوی در باختری ترین سرزمین روسیه به سوی لهستان و اروپا کشیده شدند ، کشورهای تازه پا گرفته قاره کهن با شتاب به هم نزدیک شدند آنان بدنبال همریشگی بودند ، شور و شادی میان مردم کشورهای همسایه برای پیدایش یگانگی همه سویه پدیدار گشت .

▪ و پرده از حیله و پاشیدن تخم دورویی باختر برمی دارد:

باختر با دانستن این پیشینه که همگرایی می تواند به زیان آنها بینجامد با پاشیدن تخم درویی جلودار پیدایش ساختاری توانمند در این سرزمین شد رسانه های آنها همواره از هماوردی (رقابت) ایران ، ترکیه و پاکستان برای برخورداری از سود بیشتر در این کشورها گزارش می دادند و بدین گونه پیرامون را تیره و تار نمودند .

▪ برآیند رفتار باختر را اینگونه می بیند:

همانا میان مردم قاره کهن دوستی مالا مال است ما همواره دارای یک پیشینه همریشه هستیم.

در آغاز راه برخی از سیاسیون رفتار نادرست نموده و با سخن باختریان هم آوا شدند اما با خواست مردم ، روند همکاریهای فرهنگی ، دانشی و ارزی (اقتصادی) همچنان گسترده راه خود را می پیماید .

شاید تا اینجا همه فکر کنند که او تنها غرب را مورد سرزنش قرار داده حال آنکه نقدش بر شرق شنیدنی و جالبتر است :

گفتگوهایی که گذشت به چم (معنای) پاک بودن خاوریان نیست .

برای نمونه اگر نگاهی به سازمانهای گوناگون ورزشی آسیا بیفکنید ! خواهید دید بیشتر آنها در خاور دور جای دارند ؟!

خواسته آنان چه اندازه با رویه ورزش این قاره برابر است !

سالهاست ورزشکاران سرزمین ما در گرداب این نمایندگان ورزش آسیا گرفتارند و راه درمانی هم نیست این چپیره ها (مجامع) نگاهبان سود کشورهای خاور دور هستند سازمان کشورهای عربی بدبختانه بسیار دهشتناک تر رفتار می کنند .

تنها ورزش بدین درد گرفتار نیست سازمانهای دیگر آسیایی نیز چنین روندی را می پیمایند.

سالهاست گفتگو از یک آگه رسانی ( خبرگزاری ) آسیایی است و می بینید آگه رسانی های چینی و ژاپنی در یک جنگ فشرده تلاش دارند این پهنه را به سود خویش بگیرند و شگفت آنکه مردم قاره کهن باید خوارترین گزارشهای آنان را ببینند و آشکارترین گزارشهای سرزمین خویش را از اندک رسانه های درونی و یا از رسانه های باختر ! دریافت دارند .

این را چگونه می شود پاسخگو بود .

او بسیار صریح و بی پرده بازیگران آسیایی را بدینگونه می شمارد :

دو دسته آسیای دوری ها (ژاپن ، چین ، کره ،...) و تازی ها ( عربها ) بر آسیا سوارند برای اینکه شمار آرایشان بیشتر است .

سازمانهای ارزی (اقتصادی ) آنان گویایی بافت بومی و یکدست سرزمین آنهاست.

با نگاهی عمیق و تاریخی از سران کشورهای این منطقه می خواهد که دیدگاه " راه ابریشم" را نپذیرند :

خاوریها بویژه ژاپن و چین تنها گزینه ای که تا کنون برای نگاه داشتن یکپارچگی آسیا آفریده اند همانا " راه (جاده) ابریشم" است .

و اما چرا ابریشم ؟!

این را باید از ژاپنی ها و چینی ها پرسید !

راهی برای پیوند سرزمین ما با آنها بوده است سرنام ( عنوان ) ابریشم هم نشانه سود خواهی آنها و چیرگی بر پیشینه دیرینه آن است آنان هماورد خودرو ( مسابقات رالی ) و یا داستانهای سیمایی ( سریالهای تلویزیونی ) در راستای گسترش این دیدگاه به گونه ای یک سویه ترتیب داده و یا ساخته اند .

آنچه مردم قاره کهن به آنها بخشیده اند اگر همچون ابریشم مادی نباشد اما در ارزش گذاری از ابریشم بسیار با ارزشتر است .

به گفته یکی از برجسته ترین دانشمندان چین ادب و خرد آنها در گروی فرهنگ سرزمین ماست.

آنها از راه همین جاده ، که نام آن را جاده فرهنگها می گذارم ۴۰۰ سال پس از نگارش "شاهنامه" بکلک استاد فردوسی ، سروده های او را بی کم و کاست به چینی برگردانده و همه سرنامها و نامها را برای خود بدلخواه بر می گردانند و بر پایه آن سروده ها صدها نمایش کهربایی ( فیلم سینمایی ) رزمی برای خود ساخته اند ! ...

بله راه فرهنگ ها و نه ابریشم ...

▪ غوغا سالاری هنر چینی ها نیز می گوید با چند مثال کلیدی :

خاموشی چینی ها در درگیری های جهانی نباید بر آشتی جویی آنان گذاشته شود . آنان زمانی که گمان کنند آماده رویارویی هستند از هیچ گونه کرداری فرو گذار نخواهند بود.

نمونه آشکار آن را در کامبوج دیدیم جنگی با هزار هزار ( یک میلیون ) کشته ! .

آنان آدمیان نازک بدنی ( ظریفی ) هستند و به همین گونه در سیاست بخش بیرونی ( خارجی ) خود نیز بسیار نرم رفتار می کنند اما این رویکرد نباید ما را به دام بیندازد .

تایوان در گذشته بخشی از چین بوده است چینی ها در ۵۰ سال گذشته ، به هزار گونه تلاش نمودند تا آن سرزمین را پس بگیرند و البته بیشتر این روش ها همراه با نشان دادن چنگ و دندان ارتش بوده است.

بر همه ما روشن است که همه کشورهای با فرهنگ و با پیشینه ای کهن در دهها سال گذشته به شیوه های گوناگون کوچک شده اند اما اینکه امروز برای پیوستن دوباره چنگ و دندان به سوی آنها نشان بدهیم کاری شگفت آور است باورکنید اگر مردم و برگزیدگان این کشورها بفهمند که پیوند نیاز است ، همچون پیوستن دو آلمان ، این پیشامد رخ می نماید ، اما اگر این آمادگی نباشد هر گامی به دورتر شدن خواهد انجامید . بویژه آنکه در تایوان سامانه چند گروهی (نظام چند حزبی ) فرمانرواست و ...

چنانچه دیدیم برای اینکه چینی ها هماورد (مسابقات )المپیک را به کشور خود بکشند از هر رفتار نمایشی فرو گذار نکردند و هر روز به گونه ای از زنجیره انسانی بر دیوار چین گرفته تا همایش در گردراه ( میدان ) "تیان آن من" و یا بزمهای گوناگون در باشگاه های ورزشی همه و همه برای فشار بر اندیشه جهانیان بود تا سرانجام به خواسته خود رسیدند .

مبادا با جنجال آفرینی چینی ها و همین طور دیگر کشورهای خاور دور از پیدایش قاره ای کهن در میان خود روی برگردانیم . باید باور کرد آنها هر کاری برای نگاهداری جایگاه برتر خویش انجام خواهند داد

▪ از گردش قدرت می گوید :

گردش توانمندی ( قدرت) از باختر به خاور با این روند کاریست پرهیز ناپذیر . براین باورم با یک همگرایی ، در قاره کهن می توانیم به بالندگی و پویندگی شتابان و همه سویه دست یابیم .

با این گفته ، دور می دانم توانمندی در یک یا دو بخش جهان چگالی (متمرکز) یابد .

▪ و آستانه این راه بزرگ را می نمایاند :

از همه شما می خواهم بی هیچ پیش داوری به سخنانم بنگرید و بی درنگ می گویم که ما در آستانه یک پیش خواست ( تصمیم ) بزرگ هستیم .

▪ به اشتراکات تاریخی اشاره می کند :

بودن صدها سراینده و دانشمند در پیشینه همریشه ما، که با بخشبندی مرزهای امروزین، نمی توان آنها را در زمره شهروندان یک کشور ویژه دانست همچون مولوی ، ابوریحان بیرونی ، پور سینا ، اقبال لاهوری ، خواجه عبدالله انصاری ، بیدل ، خوارزمی ، مروزی، مخدوم قلی ، ناصر خسرو ، رودکی ، نظامی گنجوی و دهها نمونه دیگر خود نشان یگانگی ماست .

در ورزشها و بازیهای بومی این نزدیکی ها نمودی دیداری تر دارد همچون ورزشهای باستانی و پهلوانی .

همریشگی در قاره کهن را به روشنی در عشق به استاد فردوسی می توانیم ببینیم خوشبختانه یکی از میهمانان همایش جهانی فردوسی ( سال ۱۳۶۹ دانشگاه تهران ) بودم برگزیدگان بیش از صد و اندی کشور آمده بودند . برایم دلبستگی و دانایی بی مانند استادان کشورهای قاره کهن نسبت به منش و نگاه خردمندانه فردوسی به جهان ، که برآیند آرمانها و دیدگاه مردم این قاره است جای شگفتی و شادمانی داشت .

▪ او این راه بی بازگشت می داند و می گوید :

داد و ستد گسترده فرهنگی میان خردمندان و مردم ، نزدیکی سیاستمداران این سرزمین را بر پاد (علیرغم ) گرایش باختر پدید خواهد شد .

خواسته نزدیکی ما راهیست بی بازگشت از آن سو که مردم و برگزیدگان ما زودتر از سیاسیون به همگرایی بیشتر تن داده اند .

و در اوج شگیفتگی ما با اندیشه اش دوباره فرودی بر قاره کهن کهن دارد :

امروز بایسته است که ما کهن ترین سرزمین جهان را که گهواره فرهنگ ، دانش و هنر است را به نام " قاره کهن " گردآوریم و این را شالوده پیوستگی پیشینه ای میان مردم سرزمین های مادریمان گردانیم .

کهن (kohun) به چم ( معنای ) دیرین ، دیرینه و کامل است . ریشه آن پهلویست و می تواند نامی سترگ برای سرزمین آسیم ( معظم ) ما باشد .

و در بخش پایانی نظریه خود نگاهی به تراژدی مرگ ایرج به دست برادرانش سلم و تور دارد :

اگر به پیشینه فر و شکوه کشورهای قاره کهن نگاهی بیفکنیم خواهیم دید همه ما خویشاوندانی بسیار نزدیک هستیم به نیرنگهای گوناگون از هم بدور افتاده ایم و بدبختانه امروز هر یک سنگی به سینه می زنیم .

بی هیچ بزرگ نمایی استاد فردوسی با ارزشترین خدمت را در همگرایی این سرزمین به خرج داده است . در اثر جاودانه او می خوانیم که فریدون پادشاه اساطیری سه فرزند داشت به نامهای تور و سلم و ایرج .

تور را به خاور (سرزمین امروزی چین ) و فرزندی را به باختر کشورش که اروپا باشد فرستاد و مرکز فرمانروایی خویش که قاره کهن است را به ایرج ، پاک ترین فرزندش سپرد .

جالب است که بدانید نخستین کسی که از این میان کشته می شود همان ایرج است!

او با نیرنگ برادرانش در خاور و باختر کشته می شود .

و گویا این آرزوی دیرین سلم و تور امروز به بار نشسته است !!!

فرزندان ایرج هنوز نتوانسته اند سرچشمه خرد جهان را در قاره کهن همگن کنند...

بهمن سال ۱۳۸۱ در موزه هنرهای زیبا ی مجموعه تاریخی کاخ سعد آباد ، آثار زیبای او را برای اولین بار از نزدیک شاهد بودم طنزهای سیاهی که همه نمایشگر علایق او به مظاهر ملی و تاریخی داشت ، سیمرغی که از درون قلعه فلک والافلاک لرستان در حال عروج و یا خونی که از ستونهای شکسته تخت جمشید در حال بیرون زدن بود و یا نقش بز تاریخی با قدمتی هفت هزار ساله که از فراز سخره ای به شهر نگاه می کرد و یا نمایش ریشه های باستانی پاسارگاد که جوانه ها و برگ های پیرامون آن رشد یافته و نشانگر تولد دوباره عظمت پیشین ایرانیان است و دهها اثر ماندگار دیگر ... همه آثاری تکرار نشدنی است .

صدها هنرمند طنزآرا تربیت نموده ، تنها در یکی از نمایشگاهایش ۲۵۰ تن از آنها آثارشان را در کنار گنجینه استاد خود به نمایش گذارده بودند مسلما شما هیچ هنرمند طنزآرایی را به اندازه او دارای محبوبیت و جذابیت در بین شاگردان و عموم نمی بینید ارد بزرگ مجسمه تاریخ پر شکوه و هنر ماندگار ایران است .

امیدوارم مطالب اندک من باعث شده باشد گوشه ای از زوایای پنهان این شخصیت بزرگ ملی آشکار گردد در پایان لینک صفحه سخنان حکیمانه ارد بزرگ را تقدیم می کنم .

http://poroge.parsiblog.com/ ۲۶۰۰۵۵.htm
مقالات ارسالی به آفتاب
۲۱ قبلى صفحه اول
  |  اردبزرگ
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
پسر شیشه‌ای پدرش را در خواب كشت
پسر شیشه‌ای پدرش را در خواب كشت
برادپیت و همسرش یک پارک زیر زمینی می سازند!
برادپیت و همسرش یک پارک زیر زمینی می سازند!
زورگیر تبهكار را شناسایی كنید
زورگیر تبهكار را شناسایی كنید
برگزاری مذاکرات در بغداد، یک پیروزی نمادین برای ایران است
برگزاری مذاکرات در بغداد، یک پیروزی نمادین برای ایران است
سـردرد بعـد از بستـنی، سکسـکه بعـد از ناهـار!
سـردرد بعـد از بستـنی، سکسـکه بعـد از ناهـار!
دستگیری عامل قتل زن باردار پس از ۹ سال
دستگیری عامل قتل زن باردار پس از ۹ سال
جکی جان دیگر در فیلمهای اکشن بازی نمی کند !
جکی جان دیگر در فیلمهای اکشن بازی نمی کند !
سرویس‌های ویژه مخابرات اعلام شد
سرویس‌های ویژه مخابرات اعلام شد
چگونه ترس فرزندمان را بریزیم؟
چگونه ترس فرزندمان را بریزیم؟
دلیل و درمان گردن درد
دلیل و درمان گردن درد
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
قربانی، عبدالله
 آلبوم رقص‌های کردستان
◊  هر چه موانع جدی‌تر و سخت‌تر باشد، لذت تلاش و پیروزی بیشتر است . اریک باتروورت  ◊