Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات فرهنگی و هنری فرهنگ تفاوت های فرهنگی شرق و غرب
۷ آذر ۱۳۸۶
  ◊   دفعات نمایش : ۱۶۷۹        Wednesday, Nov 28, 2007
تفاوت های فرهنگی شرق و غرب
عقل و اندیشه در مواجهه با فرهنگ به کار می افتد و فرهنگ نیز در پرتو عقل و اندیشه به جلو رانده می شود. هسته ی اولیه ی شخصیت انسان اگرچه در ابتدا در آغوش مادر جوانه می زند، امّا در دل فرهنگ رشد می کند. فرهنگ با مغز انسان یا به عبارتی با عقل و اندیشه برخورد متقابل دارد.
تفاوت های فرهنگی شرق و غرب

فرهنگ یک سیستم مشترک باورها ارزش ها و روش هاست که به مرور زمان گروهی از مردمان در یک بخش از جهان اختیار می کنند. به سخن دیگر فرهنگ را می توان راه زندگی دانست، راهی که افراد یک ملّت در برابر یکدیگر و در مقابله با محیط برای بهتر زیستن برگزیده اند و از نسلی به نسل دیگر از راه یادگیری منتقل می شود.

عقل و اندیشه در مواجهه با فرهنگ به کار می افتد و فرهنگ نیز در پرتو عقل و اندیشه به جلو رانده می شود. هسته ی اولیه ی شخصیت انسان اگرچه در ابتدا در آغوش مادر جوانه می زند، امّا در دل فرهنگ رشد می کند. فرهنگ با مغز انسان یا به عبارتی با عقل و اندیشه برخورد متقابل دارد. از این رو نباید فرهنگ را لایه ای دانست که روی مغز می نشیند. اگر یک پرده ی حریر زربفت را به نظر آوریم، مشاهده می شود الیاف ظریف ابریشم و طلا به دقت و ظرافت در هم بافته شده اند. شخصیت نیز از بهم آمیختگی فرهنگ با مغز ساخته و تافته می شود. تفاوت در آن است که پردهء حریر تغییر شکل نمی دهد، امّا چین و شکن های مغز و دنباله های سلولی و مواد شیمیایی داخل و خارج سلول های آن از زمان کودکی تا بلوغ پیوسته رشد می کند و سیری به کمال دارد و همزمان، با فرهنگی در تماس و تأثیر متقابل است که آن هم در حال تبلور و تجدد است.

ویلیام کاودیل (William Caudill )اولین دانشمندی است که با پژوهش های گسترده در رشتهء علوم انسانی نقش برخورد فرهنگ شرق با غرب را در رشد شخصیت انسان مطالعه کرده است. در یکی از این پژوهش ها، کودکان امریکایی با کودکان ژاپنی مورد تحقیق و مطالعه قرار گرفته اند. از جمله نشان داده است که کودکان امریکایی نسبت به کودکان ژاپنی زودتر حرکات بدنی و بازی کردن و صحبت نمودن را شروع می نمایند. دلیل آن را فرهنگ امریکایی می داند که مادران فرزند خود را هرچه زودتر به تحرک و تکلّم و آزادی و مستقل زیستن تشویق می نمایند، در حالیکه در فرهنگ ژاپن مادر کودک را پیوسته به آرامش و مؤدب بودن و سر و صدا نکردن و به خود وابسته بودن تشویق می نماید.

پژوهش های مستند نشان می دهد که کودکان امریکایی نسبت به سایر کودکان در جهان زودتر شروع به حرف زدن می نمایند، زودتر به راه می افتند و کارهای خود را مانند غذا خورن، لباس پوشیدن و بند کفش بستن را زودتر انجام می دهند.

فرهنگ غرب جوان را فردگرا و فارغ از هر مسئولیتی نسبت به خانواده بار می آورد، امّا در فرهنگ شرق و از جمله در فرهنگ کشور عزیزمان ایران، اطاعت از پدر و مادر واجب است و جوان احساس مسئولیت در قبال خانواده می کند.

از جمله تفاوت فرهنگ شرق و غرب را می توان چنین شمرد:

همکاری در شرق و رقابت در غرب، ادامه ی رابطه ی جوانان پس از ازدواج با خانوادهء خود در شرق، و جدایی آنها و تشکیل خانوادهء هسته ای در غرب، علاقه و اشتیاق به گذشته در شرق و توجه بیشتر به آینده در غرب، اعتقاد به سرنوشت در شرق و سرنوشت سازی در غرب، کنار آمدن با طبیعت در شرق و غلبه بر طبیعت در غرب، سنتی بودن در شرق و نو آوری و ابتکار در غرب، رعایت ادب و آداب در شرق و بی اعتنایی به شؤون و آداب در غرب.

بزرگترین فشار روحی در برخورد دو فرهنگ برای کسانی است که به اجبار از فرهنگ اولیه جدا شده و در نقطهء جغرافیایی دیگری ساکن گردیده و از حمایت های اجتماعی و روابط دوستانه و فامیلی خود محروم شده اند. بدون استثناء این فشار هر گروه سنی مانند نوزادان، کودکان، جوانان، و بزرگسالان را متأثر می کند.

از پیش گفته شد که هسته ی اولیه شخصیت کودک، در آغوش مادر به وجود می آید، امّا این آغوش مادر در غرب به لحظه ی تولد محدود شده است، زیرا بزودی نوزاد شیشه ی شیرخوری را از دستان دیگر گرفته و در گهواره ی خود بدون حضور مادر باید آن را بنوشد. ساختار اقتصادی غرب همراه با نهضت زنان و فمینیسم مادران را به حضور فعال در جامعه می خواند. در منزل نشستن و خانه داری کردن و بچه داری را دون شأن خانم ها می دانند. مهاجرینی که از شرق به غرب می آیند، ناگهان میزان ها را دگرگون می بینند. برای ادامه ی حیات، پیر و جوان باید کار کنند. اگر در چین پدر بزرگ و مادر بزرگ پرورش کودک را بر عهده دارند و اگر در افریقا به خواهر بزرگتر و برادر بزرگتر این وظیفه محول می شود، در غرب این میزان ها باید زیر و رو شود. همه باید کار کنند تا صورت حساب ها در پایان ماه پرداخت شود. برای نوزاد و کودک هم برنامه ریزی شده است. آنها باید برای ساعات طولانی در شیرخوارگاه ها و یا کودکستان ها بسر برند، تا مادرِ خسته و پدرِ خسته تر و پدر بزرگِ درمانده و مادر بزرگِ از دست رفته، کودکان را که از همه ی آنها کوفته ترند، به خانه آورده هر یک بتواند در گوشه ای در عالم خود فرو رود.

در مورد نوجوانان گفتنی است که از آسیای جنوب شرقی خانواده هایی که به امریکا می آیند، پسران نوجوان به علت یادگیری سریع زبان و پذیرش فرهنگ جدید، به کار گمارده می شوند و در ابتدا تنها نان آور خانواده می شوند. به سخن دیگر این نوجوان بدون آن که دوران بلوغ را بگذراند، باید نقش فرد بالغ را ایفا کند و در همان حال در کنار خود، جوان امریکایی را مشاهده می کند که برای چند سال دوره ی بلوغ خود را با کیفیات ویژه ی آن می گذراند تا بالغ شود و آماده ی کار و قبول مسئولیت و آن هم برای خودش بشود. در این راستا جوان ایرانی تدریجاً با دو فشار مقابل می شود. در خارج از خانه از وابستگی به خانه تحقیر می شود، و در داخل خانه از گرایش به فرهنگ غرب و تمایلات فردگرایی مورد سرزنش قرار می گیرد، و این در زمانی است که باید با تمرکز فکر و خیالی آسوده هویت خود را کسب نماید. امّا برخورد با فرهنگ بیگانه به او اجازه ی تفکر و تعمّق نمی دهد، تجزیه و تحلیل را مشکل می کند و قضاوت نادرست می شود. در نتیجه هویتی متزلزل و نااستوار برایش بجا می ماند.

زمانی که هویت پابرجا و قوی نیست، جوان در ابهام و تیرگی زندگی می کند. از برخورد با افراد پرهیز دارد و در هر حرکتی احساس تشویش و ضعف می کند. در مدرسه ناموفق است. تدریجاً مأیوس و ناامید و مآلاً افسرده می شود. افسردگی انرژی و انگیزه ی او را می کاهد و از توفیق باز می ماند. عدم موفقیت از یکسو و سرزنش و تحقیر از سوی دیگر او را خسته و درمانده می کند. برخورد جوانان ایرانی با فرهنگ غرب را نباید با این نمونه محدود کرد.

دو گروه دیگر از جوانان ایرانی در مقابله با فرهنگ غرب سر برآورده اند. اول گروه بیشمار جوانان موفق اند. آنها ژن ویژه ای به ارث برده و از تعلیم و تربیت مناسبی در خانه و مدرسه برخوردار بوده و از برکت هوش و استعدادی که به درستی پرورش یافته، در رشته های فنی و علمی و اقتصادی و اجتماعی، در غرب پیشرفت شایسته نموده و احترام همگان را جلب کرده اند.

امّا گروه دومی که تعدادشان زیاد نیست، نه به افسردگی مبتلا شده اند و نه موفق اند. آنها مجذوب و فریفته ی شیوه های "پست مدرنیسم" شده اند.

الف.پندار
نشریه بازدم
فرهنگ
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
مرگ فجیع موتور سوار
مرگ فجیع موتور سوار
خودكشی بی‌نتیجه زن جوان در مشهد
خودكشی بی‌نتیجه زن جوان در مشهد
شرط فرمانده سپاه ولی امر برای بازگشت خاتمی به عرصه سیاست
شرط فرمانده سپاه ولی امر برای بازگشت خاتمی به عرصه سیاست
چگونه کارمند خوش پوشی باشیم؟
چگونه کارمند خوش پوشی باشیم؟
بازیگر ارباب حلقه ها بخاطر آزار و اذیت همسر سابقش دستگیر شد !
بازیگر ارباب حلقه ها بخاطر آزار و اذیت همسر سابقش دستگیر شد !
مرگ دونفر تنها به خاطر یك فرغون شن!
مرگ دونفر تنها به خاطر یك فرغون شن!
لیدی گاگا بازهم با تظاهرات مردم روبرو شد !
لیدی گاگا بازهم با تظاهرات مردم روبرو شد !
مذاكرات بغداد چرا به نتیجه نرسید؟
مذاكرات بغداد چرا به نتیجه نرسید؟
یاریس گران بخریم یا ۲۰۶ محبوب؟
یاریس گران بخریم یا ۲۰۶ محبوب؟
آدم‌ها مثل صندوق پست هستند
آدم‌ها مثل صندوق پست هستند
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
مشایخی، علیرضا
 آلبوم ارکستر موسیقی نو
◊  مصمم به نیک بختی باش، نیک بخت می‌شوی. لینکلن  ◊