رسانه های مکتوب در دست فراموشی

از کنار دکه های مطبوعاتی که می گذریم, تَلی از روزنامه ها و مجلاتی را می بینیم که به صورت فشرده در کنار هم چیده شده اند افرادی را مشاهده می کنیم که عنوان های نشریات را نگاه مختصری می اندازند و از کنار آن ها عبور می کنند, البته هر از چندی نیز فردی از میان جمعیتِ مشاهده کننده یکی از نشریه ها را بر می دارد سوالی که به ذهن متبادر می شود این است که چرا استقبال از رسانه های مکتوب در ایران روز به روز روند کاهشی یا حداقل ایستا به خود گرفته است در مقاله زیر به بررسی روند کاهش استقبال از رسانه های مکتوب پرداخته ایم در ادامه بخوانید

بر اساس برخی آمارهای منتشره وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حال حاضر شمارگان مطبوعات در ایران حدود یک میلیون نسخه است. این آمار حاکی از وضعیت نه چندان مناسب و حتی بحرانی نشریاتی است که اگر یارانه ها و آگهی ها را نداشته باشند نمی توانند گلیم خود را از آب بیرون بکشند.

با به میدان آمدن رسانه و شبکه های اجتماعی سیر استقبال از رسانه های مکتوب نیز روندی نزولی به خود گرفت. هر چند از نظر تعداد نشریات شاید نسبت به سال های گذشته روند صعودی را شاهد هستیم اما از نظر تیراژ و جذب مخاطب عکس این قضیه را نظاره می کنیم.

در زمان حاضر سرعت جریان اطلاع رسانی و خبررسانی در شبکه های اجتماعی در حال شکل گیری است و این سرعت به قدری زیاد است که روزنامه نگاران در بعضی موارد دنبال رو شده اند. بر این اساس به نظر می رسد باید با ارائه برنامه ریزی هایی دقیق و سازوکارهایی مناسب روزنامه نگاری و مطبوعات بازتعریف شوند.

هر چند مطبوعات و رسانه های مکتوب هنوز هم از نظر دقت و صحت اولویت بیشتری نسبت به شبکه های اجتماعی دارند. منتهی با به عرصه آمدن شبکه های اجتماعی خبررسانی به طور کلی دچار تغییر مفهوم شده و شبکه های اجتماعی این فرصت را از سایر رسانه ها گرفته اند.

برخی معتقدند دلایل کم شدن استقبال از رسانه های مکتوب و سنتی ارتباط به صورت یک طرفه است. اما در رسانه ها و شبکه های اجتماعی دوسویه است؛ یعنی تولید کننده با مصرف کننده خبر می تواند ارتباط برقرار کند. این ارتباط در آن واحد و با ابزارهایی چون کامنت ها صورت می گیرد.

یکی از نقاط مهم تمایز میان رسانه های مکتوب با شبکه های اجتماعی قابلیت آنلاین بودن است. به این معنی که سرعت انتقال اخبار در شبکه های اجتماعی با رسانه های مکتوب قابل مقایسه نیست. بنابر این رسانه های مکتوب باید سعی کنند این فاصله را با تنوع بخشی به مطالب و عمقی تر دیدن رخدادها پوشش دهند.

با تمام این تفاسیر یکی از بارزترین محاسنِ رسانه های مکتوب نسبت به شبکه اجتماعی عمق بخشی به ذهن، دقت و صحت در ارائه اطلاعات است. زیرا شبکه های اجتماعی با داده های فراوان و دقت کم، هیچ گاه نمی توانند جایگزینی برای رسانه های مکتوب باشند.

بخشی از نقاط ضعف رسانه ای مکتوب در ضعف محتوا، گرافیک و فرم است. مطبوعات ما به نیازهای مخاطبان چنان که مورد انتظار است، پاسخ نمی دهند. همچنین استقبال محدود از رسانه های مکتوب ریشه در فرهنگ شفاهی و کمبود مطالعه دارد. وضعیت وخیم آمار مطالعه در کشور ما خود گویای این مساله است.

ایجاد فرهنگ مطالعه با طرح های مفید و کاربردی تا حدودی می تواند به بهبود آمارهای مطالعه کمک کند. با روند صعودی مطالعه استقبال از رسانه های نیز تا حدودی حاصل می شود. بی شک بهبود کیفیت و کمیت مطبوعات نیازمند سرمایه گذاری است. این رویه می تواند از دغدغه رسانه ها بکاهد و توان آن ها را در جهت ارائه محصولی با کیفیت مضاعف می سازد.البته کوچک بودن سبد فرهنگی خانواده ها و قشر دانشگاهی به دلیل مشکلات مالی در زمینه خرید نشریات مزید بر علت شده است.

از طرفی به نظر می رسد رسانه های مکتوبی موفق تر باشند که از حالت خبرمحوری خارج شوند، بر این اساس رسانه های مکتوب باید به سمت تحلیلی تر شدن حرکت کنند و از روند خبرمحوری خود بکاهند. این مساله را می توان در بررسی تطبیقی رسانه های مکتوب کشورمان با نشریاتی که در کشورهای دیگر منتشر می شود، ارزیابی کرد.

بنابر این کاهش استقبال از رسانه های مکتوب در ایران را باید به صورت چند عاملی مورد بررسی قرار داد و راهکارهای مناسب برای رفع آن برگزید.