Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات فرهنگی و هنری فرهنگ کافه های دیروز، کافه های امروز
۲۹ آذر ۱۳۹۰
  ◊   دفعات نمایش : ۳۵        Tuesday, Dec 20, 2011
کافه های دیروز، کافه های امروز
با داریوش اسدزاده در مورد تهران قدیم
کافه های دیروز، کافه های امروز

داریوش اسدزاده، بازیگر، کارگردان و نویسنده نمایشنامه که به تازگی تولد ۸۸ سالگی اش را جشن گرفته است با خاطرات شنیدنی و جذاب از تهران قدیم در کتابخانه منحصر به فردش پذیرای ما شد. وی که از قدیمی ترین بازیگران تئاتر تهران به شمار می رود در اوایل دهه ۱۳۲۰ هـ .ش، موفق به اخذ مدرک هنرپیشگی از هنرستان بازیگری اما به دلیل مشغله کاری که در وزارت دارایی داشت نتوانست تحصیلات آکادمیک خود را در رشته مورد علاقه اش حقوق به پایان برساند.اسدزاده در سال ۱۳۳۵ از طرف اداره هنر های ملی در جشنواره پاریس در زمینه تئاتر شرکت کرد و در سال ۱۳۴۶ به خاطر ایفای نقش در فیلم «در آمریکا اتفاق افتاد» به ایالات متحده رفت.

وی در سال های ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۵ به کارگردانی و نویسندگی نمایشنامه هایی چون پرواز دخترها، سی زندان، مسیو ژوزف و... پرداخت و نمایش ها را روی صحنه تئاتر برد. پیر هنر تئاتر در سال ۱۳۵۵ به آمریکا رفت و به مدت ۱۰ سال در آنجا مشغول تحصیل و زندگی شد و به قول خودش «این ۱۰ سال باعث شد در زمینه خدمت هنری به وطنم عقب بمانم» با این حال امروزه نسل جوان، او را به دلیل فیلم هایی که در سینما و تلویزیون بازی کرده است می شناسند و کمتر کسی است بازی خاطره انگیز پدری مهربان با نصیحت های دلسوزانه اش را در سریال خانه سبز فراموش کرده باشد. او بارها جزو اعضای داوران فیلم های ایرانی خانه سینما و رییس انجمن بازیگران سینمای ایران شده و ریاست هیات مدیره موسسه فرهنگی و هنری کیمیا را هم برعهده دارد. داریوش اسدزاده با حضور ۷۰ ساله ای که در عرصه هنر داشته، به پژوهش و تالیف هم دستی زده و کتاب «سیری در تاریخ تئاتر ایران» را گردآوری کرده که در سال گذشته وارد بازار کتاب شده است و هم اکنون مشغول نوشتن کتاب «لاله زار و خاطراتش» برحسب آنچه خود در دهه های گذشته از نزدیک لمس و مشاهده کرده است. کمتر کسی می داند که این هنرپیشه بنام تئاتر، سینما و تلویزیون، سینه اش مملو از خاطرات شنیدنی و خواندنی از تهران قدیم و اوضاع و احوال آن دوران است. در این زمینه با پیر تئاتر گفت وگو کرده ایم که در زیر می خوانید:

● پیشینه تهران

داریوش اسدزاده دارالخلافه شدن تهران را این گونه شرح می دهد: «قبل از آنکه آغامحمدخان قاجار، تهران را پایتخت قاجاریه قرار دهد طبق گفته یاقوت حموی، مورخ معروف در کتاب «معجم البلدون» تهران، قریه ای بوده معظم و مجزا از ایالت شهرری و دارای باغات زیاد و درختان فراوان میوه و سکنه آنجا در خانه های تحتانی پناه جسته بودند. شاه طهماسب اول (هـ .ق ۹۸۴ ۹۰۶ ) دستور می دهد که شهر تهران را به وسیله برج و باور محصور کنند و ماموران به فرمان شاه ۱۱۴ برج به نیت ۱۱۴ سوره قرآن در اطراف شهر می سازند که در زیر هرکدام از برج ها، سوره ای از قرآن دفن می کنند. با روی کار آمدن آغامحمدخان قاجار، تهران ۱۵ هزار نفری دارالخلافه می شود که محدوده آن از ارگ، بازار، چال میدان، چال حصار، سنگلج و عودلاجان تجاوز نمی کرد و بعد از گذشت سال ها و با روی کار آمدن ناصرالدین شاه که جمعیت تهران نیز افزایش پیدا کرد و به یکصدوپنجاه هزار نفر رسید، شاه، میرزا یوسف خان مستوفی الممالک صدراعظم و میرزا عیسی خان وزیر را مامور طراحی پایتخت کرد و آنان به کمک مهندس فرانسوی به نام «بهلر» اراضی وسیع دیگری را داخل محدوده تهران کردند.»

● دروازه های داخل و خارج تهران قدیم

اسدزاده اظهار داشت که در زمان ناصرالدین شاه ۱۲ دروازه به نام های دروازه دولت، یوسف آباد، شمیران، خراسان، دولاب، باغشاه، غار، رباط کریم، حضرت شاه عبدالعظیم، ارگ، نو، سردر الماسیه خارج از تهران قرار داشت و دروازه های داخل تهران نیز عبارت بود از دروازه چراغ گاز، ناصریه، باب همایون، علاءالدوله و لاله زار که میان دروازه های داخل و خارج از تهران خندق بود که در زمان رضاخان، خندق های میان این دروازه ها پر شد و از آن خیابان های شهباز و شاهرضا ایجاد شد. وی همچنین محله های تهران آن دوره را شامل محله های سنگلج، چاله میدان، چاله حصار، عودلاجان، قنات آباد، خانی آباد، پاچنار، پامنار، گارماشین، گود عرب ها، گود زنبورک خانه و صابون پزخانه می داند.

● سرگرمی و تفریحگاه های مردم تهران قدیم

این هنرمند پیشکسوت از سرگرمی و تفرج گاه های مردم تهران قدیم در ۷۰سال گذشته سخن می گوید که ذکر آنها خالی از لطف نیست: «طبقات مختلف مردم، سرگرمی های متنوعی در آن دوران داشتند. مانند واگن اسبی، ماشین دودی، امامزاده داوود، قهوه خانه عرش، توپ مروارید و کافه و رستوران ها که به شرح هرکدام از آنها به طور جداگانه می پردازیم.»

واگن اسبی: واگن اسبی که برای جابه جا کردن مسافران در تهران مورد استفاده قرار می گرفت، توسط اسب کشیده می شد و به متصدی حرکت و کنترل گر واگن، سورچی می گفتند، این واگن اسبی روی ریل حرکت می کرد که در سال ۱۳۰۷ هـ .ق در زمان سلطنت ناصرالدین شاه به وسیله یک شرکت بلژیکی ساخته شد و به دلیل تازگی ای که داشت مردم برای تفریح کردن مدام سوار بر واگن اسبی می شدند.

ماشین دودی: از دیگر تفریحات آن دوره، سوار شدن بر ماشین دودی یا قطاری بود که بین تهران و شهرری کشیده شده بود و چون به هنگام حرکت از بالای آن دود بسیار غلیظی خارج می شد، به آن لقب ماشین دودی داده بودند و مردم برای زیارت حضرت عبدالعظیم و گردش در باغ های شهرری مخصوصا در روزهای تعطیل و ایام سوگواری با استفاده از این ماشین به آن مکان می رفتند که سوارشدن بر این ماشین را از تفریحات خاطره انگیز خود می دانستند.

امامزاده داوود: امامزاده داوود، زیارتگاهی بود که مردم متدین و خداشناس تهران در تابستان ها برای نذر و نیاز به زیارت امامزاده می رفتند. مسیر این امامزاده دشوار بود و مردم تا محله فرحزاد که مسیر ماشین رو داشت به آنجا می رفتند و سپس با الاغ و قاطر به دلیل کوه ها و راه صعب العبور، خود را به امامزاده می رسانند و ناگفته نماند به دلیل راه نامناسب تعدادی نیز جانشان را از دست می دادند. این امامزاده در آن دوران به صورت بسیار فقیرانه ای در میان دره ای قرار داشت و مردم با توجه به نذر و نیازی که داشتند، اشیایی چون فرش، قابلمه، سماور، بشقاب و... به امامزاده هدیه می کردند.

قهوه خانه عرش: هر طبقه ای از مردم، سرگرمی های مخصوص به خود را داشتند، عده ای نیز برای پرکردن اوقات فراغت خود به قهوه خانه می رفتند. در اواخر دوره قاجاریه در خیابان ناصریه، قهوه خانه ای وجود داشت به نام قهوه خانه عرش که با روایات شیرین لوطی غلامحسین، مردم را سرگرم می کرد و محل عده به خصوصی مثل بچه مطرب ها، ترنابازی کنان و دستفرو شان بود. این قهوه خانه چون در طبقه فوقانی ساختمان در ناصریه قرار داشت. منقلیون با کشیدن دخانیات، نشئه شده و به قولی در عرش سیر می کردند و به همین دلیل این مکان به قهوه خانه عرش معروف شد.

توپ مروارید: توپ مروارید، توپی بود که در گوشه ای از میدان توپخانه قرار داشت این توپ در زمان فتحعلی شاه ساخته شده بود اما عده ای می گفتند که نادرشاه این توپ را با خود از هندوستان به غنیمت آورده و برخی نیز اظهار داشتند که این توپ، توپی است که از پرتقالی ها در جنگ گرفته شده، به هر حال، وجود این توپ در میدان توپخانه در نزد مردم تهران مقام و منزلت داشت چراکه در شب های تعطیل و آخر هفته ها به دیدنش می رفتند، برخی به آن توپ دخیل می بستند و نذر و نیاز می کردند و حاجات می خواستند و خیلی از حرف های دیگر...

کافه لقانطه: در جنوب میدان بهارستان، رستوران، کافه ای به نام لقانطه وجود داشت که در تابستان ها روی استخر آن دو قایق شناور بودند و محوطه آن توسط درختانی سرسبز و مشجر محصور شده بود که اطراف استخر، میز و صندلی برای محل وقت گذرانی اعیان، رجال، فکلی ها، خارجیان، فرنگ رفتگان بود که با چای، قهوه، شربت ها، فالوده و بستنی از آنها پذیرایی می شد. سال های بعد، کافه رستوران هایی مثل لقانطه در تهران پایه گذاری شد که بیشتر محل تجمع نویسندگان، روزنامه نگاران و هنرمندان بود. کافه نادری در خیابان نادری که آثاری از آنجا باقی مانده است، از آن دسته است البته در دهه ۲۰ هـ .ش کافه های دیگری چون کافه لاله زار، کافه نوبخت و امثال آن تاسیس شده که مخصوص جوانان و مردان اندیشمند محسوب می شد.

کافه شهرداری: در چهارراه پهلوی که هم اکنون پارک دانشجو قرار دارد، کافه ای در میان باغچه های گلکاری شده و استخرهای زیبا قرار داشت که عصرها بخشی از مردم تهران را برای سرگرمی و تفریح به خود جذب می کرد که بعدها تئاتر شهر و پارک دانشجو جایش را گرفتند.

خاطره ای شنیدنی و خواندنی از ورود متفقین به تهران از داریوش اسدزاده

داریوش اسدزاده با خنده ای همیشگی که بر لبانش نقش می بندند گویا خود را به ۷۰ سال پیش سپرد و گفت: در سال های جنگ جهانی دوم، وقتی که تهران تبدیل به شهر بین المللی و پرجمعیت شده بود، سربازان متفقین، تهران را اشغال کردند و شب ها خیابان ها را قرق می کردند. در آن دوران یک کافه رستورانی به نام قرنفل در خیابان لاله زار واقع شده بود که شب ها پاتوق سربازان انگلیسی و آمریکایی برای تفریحات شان بود که آنها به این محل نایت کلاب می گفتند. در این کافه، شب ها برنامه هایی مخصوص سربازان اجرا می شد که شامل موزیک زنده و نوازندگان فرانسوی و بیروتی بود. چون محل کار من در تئاتر تهران در نزدیکی این کافه بود، شبی که از کنار آنجا رد شدم، به دلیل سروصدا ناظر اتفاق جالبی شدم که نظیرش را ندیده بودم، در آن شب تابستانی، تماشاچیان خارجی زیادی برای دیدن برنامه های آن کافه حضور داشتند.

در میان جمعیت آمریکاییان، مست و مخمور در حالت شادی، فریاد کشیدن و تشویق نوازندگان فرنگی بودند و از طرفی در گوشه ای از کافه، جاهلان محلات پایین شهر با کشیدن داد و سوت به تشویق می پرداختند که ناگهان یکی از آمریکاییان از خود چنان بیخود شد و به طرف نوازندگان روی سن رفت و در این بحبوحه، ناگهانی به غیرت جاهلان شهر برخورد و به حمایت نوازندگان خارجی که ناموس ما هستند، آنها هم روی صحنه رفتند و جنگ درگرفت و دقایقی گذشت که در این کافه نه میزی باقی ماند، نه صندلی و نه جمعیتی. دژبان های آمریکایی و انگلیسی از یک طرف و آژان های ایرانی از طرف دیگر وارد شدند و آتش جنگ را خاموش کردند. اما این بزن بزن که در آن تعداد زیادی از سربازان آمریکایی مجروح شدند انعکاسی در مطبوعات پیدا نکرد و در واقع خبر آن سانسور شد.

فرزانه نیکروح متین
روزنامه شرق ( www.sharghnewspaper.com )
تهران‌قدیم
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
اویس قرنی همان زرتشت ایرانیان نزد یمنی ها بوده است
نام اویس قرنی لابد بعد از آمدن سپاه ایرانی وهریز (ابنای احرار) در عهد انوشیروان به یمن و بیرون راندن حبشی ها از آنجا از روی ترجمه نام و نشان زرتشت و اوستا پدید آمده است ...
۲ آذر ۱۳۹۰
نقاط ضعفی که مانع تمدن سازی ما می شوند
تمدن یک پدیده چند ساحتی است و بنابراین برای تحقق آن لازم است در همه بخش ها به صورت هم زمان و هم سطح پیشرفت صورت گیرد.
۱۳ شهریور ۱۳۹۰
شاملو گفت ما حافظه تاریخی نداریم
حافظه، خاطره، تجربه
۱۰ خرداد ۱۳۹۰
جشن بهار ‌در ‌سرزمین چشم بادامی‌ها
زمان برگزاری جشن سال نو در چین ‌براساس تقویم قمری سنتی و کشاورزی این کشور تعیین می‌شود
۹ اسفند ۱۳۸۹
مرگ فجیع موتور سوار
مرگ فجیع موتور سوار
خودكشی بی‌نتیجه زن جوان در مشهد
خودكشی بی‌نتیجه زن جوان در مشهد
شرط فرمانده سپاه ولی امر برای بازگشت خاتمی به عرصه سیاست
شرط فرمانده سپاه ولی امر برای بازگشت خاتمی به عرصه سیاست
چگونه کارمند خوش پوشی باشیم؟
چگونه کارمند خوش پوشی باشیم؟
بازیگر ارباب حلقه ها بخاطر آزار و اذیت همسر سابقش دستگیر شد !
بازیگر ارباب حلقه ها بخاطر آزار و اذیت همسر سابقش دستگیر شد !
مرگ دونفر تنها به خاطر یك فرغون شن!
مرگ دونفر تنها به خاطر یك فرغون شن!
لیدی گاگا بازهم با تظاهرات مردم روبرو شد !
لیدی گاگا بازهم با تظاهرات مردم روبرو شد !
مذاكرات بغداد چرا به نتیجه نرسید؟
مذاكرات بغداد چرا به نتیجه نرسید؟
یاریس گران بخریم یا ۲۰۶ محبوب؟
یاریس گران بخریم یا ۲۰۶ محبوب؟
آدم‌ها مثل صندوق پست هستند
آدم‌ها مثل صندوق پست هستند
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
مشایخی، علیرضا
 آلبوم ارکستر موسیقی نو
◊  مصمم به نیک بختی باش، نیک بخت می‌شوی. لینکلن  ◊