نگاهی به مقوله پرخاشگری در شهر خرم آباد

در فرهنگ لغات فارسی نامی از پرخاشگری به میان نیامده است ولی به واژه هایی چون پرخاش پرخاشجو و پرخاشخر اشاره گردیده پرخاش به معنی جنگ و جدال درشتی و تندی از روی خشم عتاب کارزار پیکار و فرخاش هم بکار رفته است

در فرهنگ لغات فارسی نامی از پرخاشگری به میان نیامده است ولی به واژه هایی چون پرخاش- پرخاشجو و پرخاشخر اشاره گردیده. پرخاش به معنی جنگ و جدال- درشتی و تندی از روی خشم- عتاب- کارزار- پیکار و فرخاش هم بکار رفته است.

پرخاشجو به معنی جنگجو- ستیزه جو و جنگاور اعمال شده. علاوه بر این معانی می توان گفت پرخاشجو به معنی کسی است که بدنبال جنگ و جدال بوده و به بیانی ساده جوینده ی خشم و تند خویی است. پرخاشگر به معنی خریدار جنگ- جنگاور- دلیر- جنگجو و پرخاشجو آمده است. در بیانی ساده می توان گفت پرخاشخر یعنی کسی که خریدار پرخاش است. با این تعابیر می توان چنین استنباط کرد که پرخاشگر کیست و پرخاشگری چیست؟ از این منظر پرخاشگر کسی است که در مقابل هر کنشی واکنشی غیر معقول و منطقی را به نمایش می گذارد به بیانی دیگر پرخاشگر به کسی گفته می شود که خریدارشر، خشم و تند خویی است. یعنی از این سه مورد حمایت و از تصویر شدن آنها استقبال می کند. به تعبیری دیگر فرد پرخاشگر همیشه بدنبال پرخاشگری بوده و در مقابل هر کنشی چه مثبت و چه منفی عکس العمل نشان می دهد.

پرخاشگری می تواند نوعی رفتار ناشایست و غیر معقول باشد که در بطن اختلالات روحی و در ابعادی مریضی های روانی نضبح و پرورش می یابد. به دیگر بیان نوعی مریضی مزمن و آنومی است که به صور مختلف توسط فرد پرخاشگر صورت می گیرد. با این تعابیر پرخاشگری نه تنها در شهر خرم آباد بلکه در اکثر مناطقی که از فقر فکری و مالی- کمبودهای اجتماعی و ناهنجاریهای فرهنگی رنج می برند، وجود دارد. خرم آباد شهری است که با هجمه ی رفتارها و گفتارهای متنوع و متفاوت دست و پنجه نرم می کند. ایلات و طوایف متعددی که در بطن خود جای داده و اصالت وجودی خرم آبادهای اصیل و هجوم عشایر به شهر از دلایل عمده ای به شمار می آیند که این دلایل در شکل گیری پرخاشگری ها در انحای مختلف در این شهر مؤثر افتاده اند. علاوه بر این دلایل می توان به عواملی چون بیکاری- فقر- جنگ ستیزی و اعتیاد نیز اشاره نمود. با التفات به مشاهده ی میدانی و حضور فیزیکی در بین مردمان شهر خرم آباد پرخاشگری را اگر بتوانیم نوعی بد فرهنگی تلقی کنیم این نوع بد فرهنگی اغلب در مناطق فقیر نشین و آسیب پذیر مشاهده می گردد. مناطق چون درب دلاکان- پشت بازار- کوروش- سوم اسفند- پشته حسین آباد- خیر آباد- شقایق- اسبستان- شمشیر آباد و البته نواحی حاشیه نشین شهر خرم آباد از دیگر سوژه های مد نظر است. با نمونه گیری از مناطق ذکر شده در می یابیم که اغلب افراد پرخاشگر در بطن همین مناطق بوجود آمده اند.

افزون بر فقر- بیکاری و اعتیاد که در شکل گیری مقوله ای بنام پرخاشگری تأثیر بسزایی دارند. جنگ ستیز ی به عنوان سنتی دیرینه در تداوم این مهم نقش اساسی دارد. مردمان شهر خرم آباد و در کل استان لرستان در ابعادی روحیه ی جنگ ستیزی در شریان هایشان جاری و ساری است لذا می توان گفت تندخویی، خشن و خشم گون بودن از خصایص عمده ی مردمان جنگجو و جنگ ستیز این اقلیم به شمار می آید و طبعاً این خصایص کلاف عمیقی با مقوله ی پرخاشگری خورده اند چه این که همین صفات در شکل گیری مقوله ی پرخاشگری مدخلند. پرخاشگری را می توان در اشکال مختلف مشاهده کرد. در مواردی به شکل فحاشی چهره می شود.

فحش دادن از رفتارهای بسیار ناشایست است و متأسفانه نوعی بد فرهنگی به شمار می آید که شاید بتوان گفت به شکل عرف در آمده است. در شهر خرم آباد نیز این نوع رفتار در الحان مختلف تصویر می شود. به عنوان مثال در مناطق پشت بازار و کورش لمپنیسم ها در ترویج و شاخ و برگ دادن به این مقوله به طروق مختلف فرهنگ سازی می کنند. به طوری که به مزاح و شوخی در قالب هایی طنز گون و بدون هیچ دلیلی به همدیگر فحاشی کرده و بالطبع به این نوع رفتار افتخار می کنند. شکل دیگر پرخاشگری رسمی و محترمانه بوده (البته نه در لحن بلکه در عرف و ایده ی خودشان) به شمایلی که با ریز شدن در تعاملات و مناسبات اجتماعی مردمان شهر خرم آباد به عینه این نوع پرخاشگری را می توان مشاهده کرد. متداول شدن چنین رفتاری اگر چه به اعتقاد عاملین این رفتارها پرخاشگری نیست و تبعات بدی را هم در پی ندارد ولی در خیلی از موارد به سبب درگیری های جمعی و جنون های رفتاری می شود و چالش های اجتماعی این نوع پرخاشگری ها قابل جبران نیست. دیگر نوع پرخاشگری در این خطه پرخاشگری های غیر کلامی است.

یعنی افراد با اشاره و حرکات جوارح بدن به همدیگر پرخاش می گویند. به عنوان مثال نگاه های بی خودی که منجر به دعواهای آنچنانی می شود و یا پرخاشگری های کلامی که به انحای مختلف رخ می دهد به مانند جیر کشیدن برای همدیگر که بشدت رفتاری اسفبار و نوعی بد فرهنگی مزمن است. یا جیغ کشیدن که این جیغ کشیدن در بین زنان و مردان متداول است. دیگر نوع پرخاشگری آزار دادن دیگران توسط افراد لمپن بوده و در اشکال مختلف دیده می شود که نیازی به تشریح این نوع رفتارها نیست. بنابراین جهت برون رفت از این نوع بد فرهنگی ها نیاز مبرم به فرهنگ سازی، ترویج فرهنگ آموزش و مناسبات صحیح اجتماعی از عمده دلایل است. نتیجه این که این قلم نیت تخریب و یا احیاناً آزردن همشهریا ن گرا سنگ خود را ندارد و هدف اساسی رشد و تعالی هر چه بیشتر فرهنگ و منش این مرز و بوم بوده و بی گمان نقد تنها فرآیند فرارونده ای به شمار می آید که هم در شفاف سازی فرهنگ یک قوم می کوشد و هم این که در پویایی تاریخ آن قوم تأمل و توجهی ویژه دارد.

عابدین پاپی

نویسنده و شاعر