Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات فرهنگی و هنری میراث‌فرهنگی و تاریخی مرمت و حفاظت غیرعامل دربناهای تاریخی
۲۶ مرداد ۱۳۸۸
  ◊   دفعات نمایش : ۴۹۶        Monday, Aug 17, 2009
مرمت و حفاظت غیرعامل دربناهای تاریخی
نه ارگ بم شهرک سینمائی است و نه ابیانه صحنه تئاتری که بازیگرانش شلوارها و دامن های گشاد پوشیده اند. من مادربزرگ ۱۷ ساله نمی خواهم. من تاریخ را و چین پیشانی پدربزرگم را دوست دارم. پدربزرگ من بی عینک و عصا، بی صدای خش دار پیرش، بی قصه، بی نوه و بی ...، تنها می تواند جوانک رهگذری باشد که لاابالی و پوچ، کوچه را به سمت هیچ قدم می زند.
مرمت و حفاظت غیرعامل دربناهای تاریخی

نه ارگ بم شهرک سینمائی است و نه ابیانه صحنه تئاتری که بازیگرانش شلوارها و دامن های گشاد پوشیده اند. من مادربزرگ ۱۷ ساله نمی خواهم. من تاریخ را و چین پیشانی پدربزرگم را دوست دارم. پدربزرگ من بی عینک و عصا، بی صدای خش دار پیرش، بی قصه، بی نوه و بی ...، تنها می تواند جوانک رهگذری باشد که لاابالی و پوچ، کوچه را به سمت هیچ قدم می زند.

اغلب ابنیه و بافت های تاریخی، تفاوت های چشمگیری با اشیاء موزه ای منفک دارند و قطعاً برخورد موزه ای و تدارک ویترین های محافظتی گوناگون و نمایشی نمی تواند نسخه همه شمول برای دفع آفات، دشواری ها و معضلات آن ها باشد. برخی از اقدامات حفاظتی رایج امروزی، همچون مسکن مشترکی است که برای هر دردی تجویز می شود و شبیه حفظ سلامت ظاهری جسدی است با شیوه های فیزیکی و شیمیائی در توهم فریبنده ی حیات. هر بافت زنده، زخم هایش را ترمیم می کند و دمل های چرکینش را دفع می نماید. تنفس می کند و بی اینکه رشد سرطانی داشته باشد، اندام های کارآمدتری پیدا می کند.

بنای تاریخی و به ویژه بافت تاریخی، جسد منفرد مومیائی شده نیست که مهار فسادش و یا زیبائی و درخشندگی پوستش آرمان غایی حفظ آن باشد. هر اثر تاریخی از آن جهت عنوان پرطمطراق میراث فرهنگی به خود می گیرد که جایی در حد فاصل گذشته و آینده و در تداوم مجموعه ای از اندوخته های فرهنگی جوامع بشری اعم از دست آوردهای فنی، اقتصادی، اجتماعی، هنری و یا علوم و باورهای ذهنی و... شکل گرفته و ظهور و حضور آن تجلی این گنجینه فرهنگی است. هر اثر تاریخی آمیخته ای است از ارتباطات حیاتی و لحظه به لحظه با پویایی و جریان فرهنگی و انسانی در بستری از استعدادها، محدودیت ها و تحدیدهای طبیعی. سلسله ی پیچیده ی عصبی که عضلات حیاتی اثر را مدام زنده نگه می دارد. شمردن یک به یک این پیوندها، طولانی و بیهوده است. چرا که در مورد هر اثر فرهنگی معنایی منحصر به فرد دارد و بیش از آن که مستلزم دانستن باشد، مستلزم فهمیدن است. بی تردید سلامت کامل و خوداتکائی هر اثر فرهنگی بستگی بلاواسطه به این شبکه حیاتی داشته و جز با صحت عملکرد هر یک میسر نمی شود. بخشی از این بایدهای حیاتی؛ ارتباطی با اقدامات عملی، کالبدی و اجرایی معمول و مرسوم ندارد و حتی گاهی از کثرت و ناسازگاری این اقدامات آسیب های جدی می بیند. بیشتر تک بناها، کهنه سواران افسرده ای هستند که دزد ایام، اسب هایشان را ربوده است و ما ساده لوحانه برایشان هرساله یراق و زین تازه ای خریده ایم.

اگر احیاء ابنیه و بافت های تاریخی را چنان که تاکنون و به عادت تنها تکثیر بی رویه قهوه خانه سنتی و... تعریف نکنیم، آنگاه؛ در معنای فراگیر و حیات بخش خود، همچون دخالتی مقطعی در احیاء قلب، می تواند سرفصل کشف مبانی حفاظتی تازه و اعتلای قابلیت های این معنای عام از دورنما و اهداف مرمت باشد. احیاء سرشار از زندگی و زیبندگی، نمی تواند محدود به تزریق مصنوعی کاربری به این آثار فرهنگی گردد. احیاء به دور از اندیشه ی عجوزه آرایی فریبنده، باید پیش از هر اقدامی، به شیوه های برگرفته از همیان فرهنگ، رگ های گسیخته را پیدا کرده و توان التیامش را مهیا نماید و به ویژه ارزش های رفته را بازگرداند.

به نظر می رسد افراط در سربازپروری به جای فرمانده پروری و اعمال مدیریت فکری شاداب، فراموشی و کم بینی بازوی فرهنگی اقدامات حفاظتی در ابنیه و بافت های تاریخی به نفع نگرش فنی و عملیات حجیم عمرانی در این آثار و گرایش شدید به سمت اموری که تناسب ذاتی بیشتری با تولید آمار و ارقام ساختمانی دارند، به عنوان اصلی ترین دشواری های این حوزه حساس، به قدر کافی و چنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است. در واقع باید اعتراف کرد؛ حدود آسیب شناسی، کمتر از حیطه ی تنگ و کلیشه ای رطوبت و آلودگی و رانش و... فراتر رفته و به عنوان مکانیسمی سالم و هوشمند، تعادل عملکردهای درونی خود را بازبینی، تحلیل و تفسیر نموده است. نتیجه این که؛ اگر نخواهیم مغرضانه ویژگی های هنری و خلاقانه ی این آثار را نفی کنیم، پس به اجبار باید با نگاهی عمیق تر و هنرمندانه تر از یک پروژه ساختمانی محیرالعقول، به حفظ بناها و بافت های تاریخی بپردازیم.

سعید فلاح فر
مقالات ارسالی به آفتاب
آثارتاریخی  |  ارگ‌بم  |  بناهای‌‌تاریخی‌
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
نام  : سعید
نام خانوادگى  : فلاح فر
جنسیت  : مرد
عنوان شغل  : مدرس دانشگاه و کارشناس هنری
رشته تحصیلی  : هنر
مرمت و حفاظت غیرعامل دربناهای تاریخی
معماری تیموری / مقبره خواجه عبدالـله انصاری
عمارت مسعودیه
سهراب سپهری
درآمدی بر شکل و شکل‌گیری شهر شوشتر
زلزله در ارگ تاریخی بم
باستان شناسان چه می‎کنند؟
حوض در معماری سنتی ایران
خلاق‎پریشی شبه‎هنری!
نورپردازی در بناهای تاریخی
ادامه ...
متجاوز به عنف با پوشش كنتورنویس در مرند دستگیر شد
متجاوز به عنف با پوشش كنتورنویس در مرند دستگیر شد
حال رضا روبه بهبود است
حال رضا روبه بهبود است
فقر، دخترفروشی را رقم زد
فقر، دخترفروشی را رقم زد
دست‌های پشت‌پرده افزایش نیافتن حقوق كارمندان
دست‌های پشت‌پرده افزایش نیافتن حقوق كارمندان
دستگیری زورگیری با شیوه عجیب سرقت
دستگیری زورگیری با شیوه عجیب سرقت
توصیه‌های ضروری برای آغاز ورزش پیاده روی
توصیه‌های ضروری برای آغاز ورزش پیاده روی
مذاکرات ایران و ۱+۵ در بغداد آغاز شد
مذاکرات ایران و ۱+۵ در بغداد آغاز شد
طالع‌بینی ۴ خرداد ماه ۹۱
طالع‌بینی ۴ خرداد ماه ۹۱
هفت دردی که نباید نادیده بگیرید
هفت دردی که نباید نادیده بگیرید
راه کارهای عملی برای از بین بردن چربی زائد
راه کارهای عملی برای از بین بردن چربی زائد
 وبلاگ آفتاب 
عضویت در خبرنامه‌ها
ارسال مقاله
مقالات من
 تازه‌ها
«لوور» همچنان در رتبه اول
«لوور» همچنان در رتبه اول
وضعیت زنان در خانه و جامعه در دوران قاجار چگونه بود؟!
وضعیت زنان در خانه و جامعه در دوران قاجار چگونه بود؟!
موزه «آبگینه» و تاریخ شیشه‌گری ایرانیان
موزه «آبگینه» و تاریخ شیشه‌گری ایرانیان
معنی نامهای ایرانی تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی
معنی نامهای ایرانی تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی
مطابقت نامهای اوشنر و ثریته با زال زر
مطابقت نامهای اوشنر و ثریته با زال زر
معنی گاو رنگ و گرزهٔ گاورنگ در شاهنامه
معنی گاو رنگ و گرزهٔ گاورنگ در شاهنامه
ریشۀ نامهای تاجیک و دری
ریشۀ نامهای تاجیک و دری
شرح و بسط نظریۀ هرتسفلد مبنی بر یکی بودن زرتشت سپیتمان با سپیتاک سپیتمان
شرح و بسط نظریۀ هرتسفلد مبنی بر یکی بودن زرتشت سپیتمان با سپیتاک سپیتمان
حفاری های تمدن ناشناخته حوزه هلیل رود
حفاری های تمدن ناشناخته حوزه هلیل رود
چون که بهار می‌رسد...
چون که بهار می‌رسد...
معرفی آرشیو موسیقی
شجریان، محمد رضا
 آلبوم یاد ایام
◊  هرگز نمی‌توانیم صفت خوبی را در دیگران بشناسیم مگر اینکه از آن بویی برده باشیم . چینگ  ◊