پیش از آنکه درباره جشن نوروز باستانی و آداب و رسوم مربوط به آن گفتگو کنیم، از ذکر نکته ای ناچاریم، و آن اینست که باید خودمان را در زمانی بگذاریم که مردم آن روزگار، اعتقاداتی درباره تأثیر ستارگان داشتند و نجوم با زندگانی آنان پیوسته بوده است، و اگر حساب دقیق در دست نداشتند، امور دینی و اجتماعی آنها به هم می خورده است و حتی کارهای روزانه شان را از پوشیدن جامه تا نوشیدن دارو بی مشورت منجم انجام نمی دادند. این اعتقادات طوری بوده که هیچ یک از دین ها هم نتوانستند مردم را از این خیالات و اوهام باز دارند در نتیجه این اعتقادات، نیاز بسیاری به ستاره شناسی و اختر شماری و علوم ریاضی برایشان پیدا شده بود.

برای علم و احکام نجوم و دانستن ساعتهای نیک و بد، نیازمندی بسیاری به اصطلاحات نجومی، نامگذاریهای روزها، چندین گونه نام ماه شمسی و قمری، دوره های طولانی و کوتاه نجومی شمسی و قمری بوده است و تمام این اصطلاحات در زبان فارسی وجود دارد که نظیر آنها را در زبانهای دیگر نمی توانیم پیداکنیم.

بیشتر زبانها برای ماهها «نام» ندارد و «شماره» دارند، برخی برای دوازده ماه، نام ده ماه بیشتر ندارند. اگر نام برای ماههای قمری دارند برای ماههای شمسی نام ندارند و ….

ماههایی که در تقویم های ایرانی، به نام رومی است، هنوز هم در قسمتی از کلیساهای اروپا با آن ماهها حساب می کنند. از اوایل میلاد تاکنون، چهار ماه، از سپتامبر تا دسامبر «شماره» دارد و پیش از میلاد هم دو ماه آن، که ماه پنجم و ششم باشد، «شماره» بوده یعنی روی هم رفته شش ماه رومی «نام» نداشته و «شماره » داشته است.

از نام ماههای رومی چنین درمی یابیم که نخستین آنها، مارس، و آخرین ماه سال نوری فوریه بوده است، در حالی که اکنون آغاز سالشان اول ژانویه و ماه دسامبر که به معنای «دهم» است «دوازدهم» به حساب آمده است.

از زمان پاپ گرگوار، در اواخر قرن شانزدهم است که این تقویم کنونی در بیشتر کشورهای اروپا معمول شده، ولی حتی تا دو قرن پیش تقریباً روز اول سال در انگلستان بیست و پنجم مارس بوده است.

برای دقت در حسابهای نجومی، منجمین ایرانی دوره های بسیاری داشتند و این دوره ها سه دوره است که در اینجا تذکر آن را لازم می دانیم:

۱) دوره ۱۵۰۸ سالی نجومی:

چون تمام حسابهای دقیق نجومی با واحد «روز» حساب می شود یک سال سیصدو شصت و پنج روزی بی کسر قرارداد کرده بودند، و در ۱۵۰۸ سال سیصدو شصت و پنج روزی این دوره تمام می شده و از نو شروع می گردیده است. این دوره و سالها و ماههای آن بنام «فرسی» یعنی غیر ثابت و گردان مشهورست. اصطلاح «فرسی» در نجوم به معنای «فارسی» یا آنچه مربوط به «فارس» باشد نیست.

چون سالهای فرسی ۵ ساعت ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه کوتاهتر از سال خورشیدی حقیقی است، مبدأ دوره فرسی در تمام فصول سال سیر می کند و در مدت ۱۵۰۸ سال فرسی، مجموع کسرها مساوی ۳۶۵ روز می شود. لهذا ۱۵۰۸ سال فرسی تقریباً مساوی ۱۵۰۷ سال خورشیدی کامل است. بدین معنی در آغاز هر دوره ۱۵۰۷ سال خورشیدی حقیقی، اول فروردین فرسی بر اول فروردین خورشیدی منطبق می شود (سال ۱۰۰۳ میلادی یکی از سالهایی است که روز اول فروردین فرسی بر اول فروردین خورشیدی منطبق بوده است). اهمیت این دوره برای رسیدگی به حسابهای دقیق نجومی بی اندازه است.

۲) دوره نجومی ۲۸۲۰ سالی:

در ۲۸۲۰ سال، زمان تحویل به همان ساعت و دقیقه و ثانیه ای برمی گردد که بوده است، یعنی اگر در سالی از سالها، در نقطه ای از نقطه های جهان ساعت تحویل ظهر باشد، یعنی از ۲۸۲۰ سال خورشیدی، ساعت تحویل در آن نقطه، همان ظهر خواهد بود.

۳) دوره ۱۹۳۲ سالی :

که در هر چهار سال یک روز کبیسه میکنند. این دوره شمسی و قمری است و بر اساس روزهای هفته و دوره دوازده سالی حیوانی (موش… خوک) و ماههای قمری نهاده شده است. در این دوره، برای آسان کردن حسابها، طول سال را ۳۶۵ روز و ۶ ساعت گرفته اند ـ چون به اندازه یازده دقیقه تقریباً از سال خورشیدی حقیقی، این میزان درازتر است، در هر ۱۲۸ سال و ۷۳ روز، تقریباً یک روز، اول سال خورشیدی حقیقی زودتر از سال ربعی قراردادی واقع می گردد.

این دوره ۱۹۳۲ سالی از چند نوبه دوازده سالی و هشتاد و چهار سالی شمسی قمری درست شده است. اهمیت این دوره در حسابهای نجومی و تعیین تاریخها بی اندازه است زیرا که اگر مبدأ این حساب، در یک نقطه نجومی دقیق با نصف النهار ثابت گذاشته شود می توان تاریخ تقویم هایی را که تاریخ سالش پاک شده است با کمال دقت پیدا کرد.

چند تقویم ایرانی در چین پیدا شده که از هشت قرن پیش از تاریخ میلادیست و در آنها روز اول نوروز خورشیدی و روز اول «نوسرد» که اول سال ربعی است و ماههای قمری با روزهای هفته و نام حیوانات دوازده گانه دیده می شود.

نخستین نوروز خورشیدی که از آن اطلاع دقیق داریم و حسابهای نجومی بر آن گذاشته شده، در سال چهل و سوم زردشت واقع گردیده است. در آن سال، ساعت تحویل مرکز آفتاب به حمل حقیقی (به افق نیم روز) ظهر سه شنبه نهم خرداد ماه فرسی و اول ماه قمری، و آغاز سال رسمی، صبح چهارشنبه دهم خرداد ماه فرسی بوده است. با داشتن این دو معلوم، یعنی یکی «روز سه شنبه» و دیگری که «نهم خرداد ماه فرسی» است، به این نتیجه خواهیم رسید که آن سال ۲۳۴۶ سال خورشیدی پیش از تاریخ هجری، و ۱۷۲۵ سال پیش از تاریخ میلادی معمولی بوده است.

چنان که در تواریخ آمده چون جم آمد و دین را تازه کرد، آن روز را «نوروز» خواندند. فردوسی گوید:

به نوروز نو شاه گیتی فروز

بر آن تخت بنشست در مزد روز

جهان انجم شد بر تخت وی

فرو مانده از فرّه بخت وی

بجمشید بر گوهر افشاندند

مر آن روز را روز نو خواندند

چنین روز فرخ از آن روزگار

بماند از چنین خسروی یادگار

به طوری که کتابهای نجومی تذکر داده اند جشن نوروز خیلی کهن تر از این بوده و درست ۴۸۰۷ سال خورشیدی پیش از رصد زردشت، روز سه شنبه اول فروردین فرسی، هنگام بامداد، مرکز آفتاب به نقطه اعتدال بهاری می رسیده است، یعنی در این سال، اول فروردین خورشیدی با اول فروردین فرسی منطبق بوده است.

باید تذکر داده شود که در زمان قدیم، ایرانیان دو نوروز می گرفتند. یکی نوروز ثابت خورشیدی که روز آغاز بهار باشد و دیگر نوروز فرسی، یعنی نوروزی که در تمام فصول سال سیر می کند. بیشتر زردشتیان دیندار، نمازهایش روزانه را هم با روزهای ثابت فصلی و هم با روزهای سیار فرسی می خوانده اند و می خوانند.

اکنون پیش از آنکه درباره آئین و آذین نوروزی مختصر بحثی کنیم از ذکر این مطالب ناگزیریم:

۱) چهارشنبه سوری :

می دانیم که پیش از نوروز، مردم برای چهارشنبه آخر سال مراسمی اجرا می کنند که بستگی کامل با نوروز دارد و بدان خیلی دلبستگی دارند. در بالا گفتیم که روز سه شنبه نهم خرداد ماه فرسی ، هنگام ظهر، تحویل مرکز آفتاب به نقطه اعتدال بهاری شده است. بنابراین نیمی از روز سه شنبه به حساب سال گذشته است و از ظهر به بعد به حساب سال آینده بشمار می آید. از اینرو شب چهارشنبه ای که آخر سال بوده و فردایش نوروز رسمی می شده ، جشن و سور بر پا می کرده اند، و این رسم یاد بودی از آن روزگارست .

۲) هفت شین:

یکی از مراسم نوروزی «هفت شین» بوده است :

جشن نوروز از زمان کیان

می نهادند مردم ایران

شهد و شیر و شراب و شکر ناب

شمع و شمشاد و شایع اندر خوان

در روایتهای مربوط به نوروز نوشته اند که خوردن عسل در نوروز برای تندرستی سودمندست و همچنین گفته اند که شکر و شراب هم در زمان جمشید و در نوروز پیدا شده است.

امروزه بجای هفت شین «هفت سین»بکار می برند، در صورتی که در عمل، از نظر مواد چندان تغییری در اصل داده نشده است.

۳) سیزده بدر:

در نخستین سال رصد زردشت، بعد از ظهر روز یکشنبه که روز سیزدهم ماه فروردین ثابت بهاری بوده با روز سیزدهم ماه قمری منطبق می شده و بدین رو در نزد منجمان، روز نحسی بشمار می آمده است، زیرا که ستاره شناسان قدیم، روز «استقبال»را که آفتاب و ماه روبروی هم واقع شوند نحس می دانستند و می گفتند که باید از کار دست کشید و از این جهت آن را سیزده بدر (یعنی سیزدهمین روزی که باید از خانه بدر شوند و به بیرون شهر بگذرانند)می خواندند. در کشورهای اروپائی و شمال آفریقا همین روز را در ماه اول بهار، با حساب ماه های قمری که موضعش ثابت نیست می گیرند و از یاد نبرده اند (جشن پاک paque یعنی گذر یا به در).

اکنون می پردازیم به آذینهای و آئین نوروزی . آگاهی ما از این جشن فرخنده و آذین هایش بیشتر از روزگار ساسانیان است، و رسم چنان بوده که بامداد نوروز ،شاه گرانبهاترین جامه های خود را غرق گوهرهای رنگارنگ بوده می پوشید و تاج مخصوص خود را بر سر می گذاشت.

از در مشکوی شاهی تا میان بارگاه که گذرگاه پادشاه بود سبزه ی تازه ی بریده می پاچیدند.

سران کشور و لشگر در دو سوی راه گذار شاهنشاه از در مشکوی تا کنار تخت بر حسب جاه خود صف می کشیدند . در این گذرگاه ارمغان های گوناگونی که از گوشه و کنار این کشور پهناور که مرزهای آنرا سیحون و سند و فرات آبیاری می کرد، آورده بودند و به ترتیب مناسبی چیده و منظم شده بود.

همین که شاه از مشکوی بیرون میآید همگی فریاد «شاد باش»بلند می کردند.

شاه از میانه دو صف و در زیر سایه ی چتر و روی سبزه ها با همراهان خود می گذشت و به ارمغانها نظر می انداخت و پیش می آمد تا بدرگاه میرسید.

پرده داران، پرده ابریشمی را که با حلقه های زرین به ستونهای مرمر آویخته شده بود بلند می کردند و شاه و اردبارگاه می شد و به سوی تخت زرین گوهر نشانی که روی پایه های مرمرهای رنگارنگ نصب شده بود می خرامید و از پله های آن بالا می رفت.

همین که شاه بر کرسی تخت زرین می نشست و آرام میگرفت کمان دار شاهی پیش می آمد، نماز می برد آفرین می گفت و یک کمان و پنج تیر را یک یک می بوسید و به دست شاه می داد.

در این هنگام بازدار شاهی، باز سفیدی را به نام شاه در ایوان کاخ به فال نیک پرواز می داد و بار دیگر فریاد «شاد بادش» بلند می کردند.

پس از این، کنیزکی ماه روی و افشان موی که جامه های زربفتش غرق گوهر رنگارنگ گرانبها بود پیش می آمد، نماز می برد، آفرین میخواند و سینی زرینی در دست داشت که در آن شکر و شیر و خرما و پنیر و نارگیل بود و آن را در برابر شاه می گرفت .

شاه کمی شکر در دهان می گذاشت و اندکی شیر مینوشید و از نارگیل و پنیر می چشید و برای شگون کمی از آنها را به دست خود به چند تن از بزرگان و آزادگان و آنانی که در آن سال مورد توجه خاصی شده بودند می داد.

سپس کنیزکی زیبا و دلربا، خندان و خرامان پیش می آمد، نماز می برد و آفرین می خواند و سینی سیمینی در دست داشت.

در آن سینی که کوزه ای زرین که در گردنش دانه های زمرد و زبرجد را به رشته زر کشیده بودند گذاشته شده بود.

کنیزک از آن کوزه، آب در جام زرین می ریخت و شاه برمی داشت و کمی می نوشید و دوباره آن را در سینی می گذاشت و دو انگشت خود را در آب فرو می برد و بیرون می آورد و بر روی کنیزکان می پاشید و لبخند میزد.

این دو کنیزک پس پس می رفتند و در دو سوی پایگاه تخت می ایستادند و همچنان سینی در دست داشتند و در این هنگام موبد موبدان که در یک دست جام می و در دست دیگر دسته خوید سبز پیش می آمد، در برابر تخت زرین نماز می برد و می گفت:

«شاها ، شهریارا، تاجدارا جشن فروردین به ماه فروردین است. یزدان پاک را آفرین خوان و ستایش کن که از راه دین کیان تو را دانایی و بینایی بکار، و فرّ فرمانروایی و جهان داری در گیتی بخشید.

رسم نیاگان را با همت والا و منش نیکو و دادگستری، هماره و همیشه به پای، و دانایان و هنرمندان را گرامی دار و بنواز، و بزرگان دین و کشور را بپرور، و مایه بد منشی و بدکاری را برانداز، تا کشور آرامش و آبادانی و افزودنی و فراخی یابد و فرّت بپاید و نامت به جاویدان بماند.

امید که بر این تخت زرین شادان و خوشخوی و سر سبز باشی، دیروانوشه زئی، و بسی چون این سالت به خوشنودی بیاید و به خرمی بگذرد.

اسبت به میدان، کامکار و پیروز، و تیغت بر دشمن تابان و کاری، بازت به شکار خجسته و گیرا، و زرت در گنجینه فراوان و در دیده پست، کاخ و سرایت آبادان، و کارت چون این تیر، راست، و تنت بسان این خوید سبز و خرم باد».

پس از این سخنان، موبد موبدان جام می را به نام «جم» مشهور بود به دست راست و خوید سبز را به دست چپ شاه می داد.

شاه برای شگون جام می را می نوشید و در آن نگاه می کرد و به موبد موبدان میداد و اندکی سر به زیر می انداخت و بر آئین زمان خود ستایش یزدان را می کرد و سر بر میداشت و می گفت: در راه بهبود کار کشور از همه یاری می خواهم.

در این هنگام، خاموشی سراسر بارگاه فرو می گرفت. ناگاه کودکی خوبرو و زبان آور، جست و چالاک بر در بارگاه پدیدار می شد و در دو دست خود سینی سیمینی داشت و فریاد می زد شاها، شهریارا، جوانبختا، مرا بار ده، بار ده.

شاه می پرسید: کیستی، از کجایی، با که بودی، همراه که آمدی، چه آوردی، کجا می روی.

شاها، شهریارا، تاجدارا، خجسته ام، از کشور پیروزی آمده ام تا سال نیک پی گذشته بودم، همراه مژده نیک بختی آمده ام سالی نو و پر شادی با خود دارم، به خرمی میگذارم . به شادی بپایان میآیم.

شاه فرمان می داد. اکنون در آی، درآی.

کودک خندان و خرامان با سینی سیمینی که در دو دست داشت به سوی تخت می رفت، آفرین می گفت و نماز می برد.

دور سینی دوازده قرص کوچک از آرد گندم و جو و برنج و عدس و نخود و لوبیا و ماش و باقلا و کنجد و ارزن و گاورس ، و پهلوی هر قرص طبقچه ایی با هفت دانه از ین حبوب چیده و در میان سینی چهار شاخه زیتون و انار و به، و هفت طبق درهم و دینار با سکه «افزون» و چند دسته گیاه اسفند نورسته سبز گذاشته شده بود.

کودک سینی را در برابر شاه نگاه می داشت و شاه روی همه دست می مالید و بعد سکه ها را به رسم دستلاف به کسانیکه در بارگاه بودند می داد.

در این هنگام ساز و نواز رامشگران آغاز می کردند.

نخست سرود ستایش شاه را می سرودند و می نواختند و از این پس سرود نوروزی، سرود دلاوران، سرود آفرین و سرود خسروانی به ترتیب نواخته می شد.

اینها سرودهایی بودند که در روز نوروز در پیشگاه شاهنشاه می نواختند ولی مردم در این روز بیشتر آوازهای باربد را می نواختند و به آن نواها خود را شاد و طربناک می گردانیدند.

باری در روز نوروز در پیشگاه شاهان، کنیزکان وریدکان، چندان سبزه و گل و گیاه، سیم و زر بر سر کسانی که برای شاد باش گویی به بارگاه پادشاهان آمده بودند می ریختند که گفته اند همه غرق گل و گیاه و سیم و زر می گشتند.

جشن نوروزی تا شش روز در سراسر کشور ادامه داشته است و روز ششم را که روز خرداد نام داشت نوروز بزرگ، و روز امید می نامیدند.

موبدان ایران را عقیده این بود که در روز نوروز بزرگ، خداوند ستاره مشتری را آفرید، و زردشت به درگاه هر مزد راز و نیاز کرد و کیخسرو به آسمان بر شد و روزی مردم و جنبندگان روی زمین در این روز سال قسمت می شود.

گرد آورده: علی‌قلی اعتماد مقدم