گنبد سرخ مراغه رو به خرابی است. در حدود ۸۰۰ سال است که این بنا در شمال ایران در مقابل تمام حوادث پایداری کرد تا بتواند امروز در مقابل من و شما شهادت دهد که پدران ما و مردمان بسیار با سلیقه ای بوده اند و هنرشان را در همه جا و حتی در مورد ساختن آرامگاههایشان بکار برده اند.

آرامگاهی که امروز تحت نام گنبد سرخ شناخته شده مانند مجسمه زیبایی است که سر و دست او شکسته باشد. قسمت خارجی پوشش آن از میان رفته و در جداره هایش سوراخهائی برای روشنائی تعبیه کرده اند، و به این مناسبت قسمتی از کتیبه های آن خراب شده. و قسمتهای پائین بنا به هم ریخته و بیم آن میرود که رطوبت در آن اثر کند و آرامگاه را از پا بیندازد.

با این حال این بنای نیمه خراب بسیار زیبا است و شاید از بسیاری از کاخهای مجللی که امروز به سبک خارجی در تهران ساخته می شود زیباتر است.

فقط برای اینکه خوانندگان اطلاع پیدا کنند تا چه اندازه معماران ایرانی در آن زمان در کار خود ذوق و سلیقه بکار برده اند قسمتی از طرح دیوار گوشه شرقی این بنا نشان داده می شود.

اگر کسی در حال حاضر می خواست آرامگاهی بسازد قطعاً آنقدر هنر در گوشه دیوار آن به خرج نمی داد. این طرح پیچیده و دقیق به قدری با تناسب و موزون است که خود به منزله شاهکاری از هنر معماری است.

گوشه نمای خارجی این طرح را نشان می دهد و عبارت از نیمه ستونی است که با آجر تراشیده ساخته شده و به قدری هنر در آن بکار رفته که به صورت شاهکاری از هنر آجر تراشی درآمده است.

آجر تراشی از ابتکارات معماران ایرانی است و در کشورهای دیگر معمول نبوده است. آجرهای قرمز را به قطعات مورد نظر می تراشیدند و روی بنا کار می گذاشتند و بوسیله فرورفتگی و پیش آمدگی ها، نقوش و تزئیناتی ایجاد می نمودند که روی دیوار سایه و روشن مطبوعی ایجاد می کرد. اینطور بنظر می رسد که فن آجر تراشی از قرن پنجم در ایران معمول گردید و یکی از نمونه های خوب آن، برج سلطان مسعود سوم در غزنه می باشد که تاریخ ۵۰۸ دارد.

سر در ورود این بنا را نشان میدهد. هشتصد سال گذشت زمان این سر در را به حال خرابه ای در آورده ولی به آسانی می توان وضع آنرا در موقعیکه هنوز خراب نشده بود در نظر مجسم کرد.

بالای در ورود طاق نمای کوچک، یا قوس شکسته، که آن نیز از ابتکارات معماران ایران است، دیده می شود. نیمرخ نواری قوس بسیار مشکل و پیچیده است و قابل مقایسه با نیمرخ گوشه های دیوارهای بنا است. داخل این قوس با آجر تراشیده نقشی به صورت دایره های متقاطع بوجود آورده اند و برای نخستین بار کاشیهای تراشیده نیز بکار رفته است .

این نقش مرکزی در داخل کتیبه ای که به خط کوفی نوشته شده قرار گرفته است. متن کتیبه نیز در آجر تراشیده شده و چون کم رنگتر از زمینه آن است به خوبی نمایان گردیده.

کتیبه گنبد سرخ (۵۴۳ هجری) از نظر زیبایی و تناسب به پای کتیبه های برج سلطان مسعود در غزنه (۵۰۸ هجری) نمی رسد. با این حال برای اینکه تمام مطلب مورد لزوم در بالای سر در جای داده شود سلیقه و ذوقی بکار برده شده.

برای اینکه خوانندگان آشنائی به خطوط معمول در قرن پنجم و ششم در روی ساختمان پیدا کنند، آنرا در دو شکل ۵و۶ نشان میدهیم. قرائت آن به قرار زیر است:

امر ببناء هذه القبه الامیر الارئیس العالم فخرالدین عماد الاسلام قوام آذربایجان ابوالعز عبدالعزیز بن محمود بن سعد یدیم الله علاه.

در داخل دو لچکی که در بالای قوس شکسته قرار دارد از کاشی های فیروزه ای استفاده کرده با ترکیب آن با رنگ قرمز آجر نمای گنبد سرخ را مبدل به یک صفحه مینائی شبیه به صفحات کتب مصور هم دوره خود نموده است.

کتیبه دیگری در بالای لچکها قرار گرفته که تاریخ ساختمان بنا نیز از روی آن معلوم می شود.

بنی المشهد فی الحادی عشره من شوال سنه اثنین و اربعین و خمسمائه.

از کتیبه های مذکور در بالا چنین بر می آید که این آرامگاه برای عبدالعزیز بن محمود بن سعد قوام آذربایجان ساخته شده و ساختمان آن در تاریخ ۵۴۲ به پایان رسیده.

تاریخ ایران در اواخر دوره سلجوقیان به قدری پیچیده است که تشخیص قوام آذربایجان در این تاریخ کار مشکلی است و به هر حال مربوط به تاریخ است و از حدود تاریخ هنر خارج می شود.

هنر آجر تراشی و تزیین ابنیه بوسیله آجرهای تراشیده که از قرن پنجم هجری در ایران معمول گردید تا اواخر قرن ششم راه تکامل خود را پیمود. در آن تاریخ گچ بری جای آجر تراشی را گرفت و محرابهای زیبا از گچ بریده در مسجد جامع اصفهان و مسجد ورامین و مسجد جامع اردستان و قزوین و بسیاری از نقاط دیگر ایران ساخته شد.

از اوایل قرن نهم هجری کاشی تراشی در ساختمانها معمول شد و بنای در امام و آرامگاه هارون در اصفهان بهترین نمونه های کاشی های فوق در زمان گذشته می باشد.

در عهد سلطنت شاه عباس کاشی های هفت رنگ جانشین تمام انواع قبلی شد و مسجد شاه اصفهان با کاشی های هفت رنگ ساخته شده.

در زمان شاه سلطان حسین مجدداً سبک کاشی های معرق معمول شد و یکی از بهترین نمونه های آن طاق هشتی ورودی مدرسه مادر شاه در اصفهان می باشد .

در این زمان رنگهای جدیدی وارد معرق کاری با کاشی شد و خصوصاً یک نوع رنگ زرد روی کار آمد که جلوه مخصوصی به معرق کاری یا کاشی داد.

در قرن ۱۳ هجری کاشی ترا شان برای تزیین بناهای کشور ما به کار خود ادامه دادند ولی این بار قطعات تراشیده کاشی بزرگتر از سابق بود و نمونه این گونه ابنیه که در دو قرن اخیر در ایران ساخته شده در کاخ گلستان و بسیاری از ابنیه قزوین و نقاط دیگر ایران دیده می شود.

دکتر عیسی بهنام

استاد دانشگاه و رئیس اداره موزه‌ها