|
لباس و زیور یك دختر قشقایی
لباس مردان عموماً كت و شلوار است ولی پوشاك ایلی آنها آرخالق آستر دار بلندی است كه تا مچ پا می آید و آستین بلند و گشاد و چاك دار دارد و ساده یا گلدار است. زیر آرخالق پیراهنی به رنگهای گوناگون ساده یا راه راه با شلوار بلند آبی ساده یا راه راه می پوشند. كفش آنها گیوه ملكی ساخت آباده یا شیراز، یا كفش سادهٔ مردانه است. بر روی آرخالق (در قسمت كمر) شال پهنی می بندند و كلاه دو گوشی از جنس كرك شتر به سر می گذارند. كلاه دو گوشی ویژهٔ قشقائیهاست. پیر و جوان، بزرگ و كوچك به این كلاه علاقهٔ خاصی دارند. «چُقِّه» پوشاك دیگری است كه ویژهٔ جنگ و شكار مردان قشقائی است چقه را از پارچه پشمی آستین دار سفید رنگ و نازكی تهیه می كنند. بلندی چقه تا زانوان و قسمت جلو آن مانند قبا چاك دار است. در پشت چقه بند رنگینی قرار دارد كه «زِنْهارِه» نامیده می شود و دو سر آن منگوله زیبایی دارد.زنهاره روی شانه ها قرار دارد و دو سر آن از زیر بغلها می گذرد و در پشت به میان زنهاره گره می خورد. كار زنهاره جمع كردن و نگهداری آستینهای چقه در روی بازوان است.
سواری با آرخالق مردانه و كلاه دو گوشی ها
برخی پیشه های مردم
قشقاییها در سرد سیر و گرم سیر به كشاورزی و باغداری می پردازند. محصولات آنها گندم، جو، برنج، حبوبات، سبزی، مركبات و خرما است. كشاورزی بیشتر با اصول قدیمی و گاوآهن انجام می گیرد. زنان در همه كارها با مردان همكاری می كنند. پس از برداشت محصول و پرداخت حق مالكانه، زنان بقیه محصول را در خورجین ها و جوالها ذخیره می كنند یا به فروش می رسانند. بعلاوه تمام كارهای خانه به عهده زنهاست. دختران و زنان ایل هر صبح از كوه و دشت هیزم سوخت خود را گرد آوری میكنند و پس از آن از رودخانه یا چشمه مشكهای آب را پر می كنند و به پشت می گیرند و به چادر می آورند. سپس گندم و برنج را در هاون های چوبی به نام «دیوَكْ» می كوبند و پوست آنها را می گیرند. هنگام كوبیدن، آهنگ ویژه ای را زیر لب زمزمه می كنند كه آهنگ «برنج كوبی» نامیده می شود. پس از آن آرد را خمیر و چانه می كنند و از آن نان می پزند. نان را روی ساج های فلزی می پزند. نخست ساج را روی اجاق جلوی چادر گرم می كنند. و سپس چانه های خمیر را روی نان بند پهن می نمایند و روی ساج می اندازند تا پخته شود. تمام خوراكهای گوناگون دیگر نیز روی همین اجاقهای جلوی چادر تهیه می شود.زنان از شیر كره، ماست، كشك ، قره قروت، سرشیر و جز آن تهیه می كنند. ماست را در مشكهایی (۳) كه به سه پایهٔ چوبی متصل است می آویزند و آنقدر تكان می دهند تا كره و دوغ بدست آید. كار دیگر زنان بافت جاجیم، گلیم، گَبِّه (۴)قالی ، خورجین، خوابگاه و جز آنست. زنان و دختران نخست پشم گوسفند را با دوك می ریسند و پس از آن كه آنها را رنگ كردند به صورت كلاف برای بافت آماده می سازند. بافت با دارهای زمینی و با شانه فلزی كه«كركیتْ» نامیده می شود انجام می گیرد. در هر دستگاه بافت چند تن از زنان و دختران مدت یك یا دو ماه كار می كنند تا یك قطعه جاجیم یا گلیم زیبای قشقایی بوجود آوردند. نخست كلافها را سراسر دار می كشند و از یك سو شروع به بافتن و طرح انداختن می كنند. دوخت پوشاك خانواده نیز به عهده زنهاست و زنها نیز باید این هنر را بدانند به همین جهت مادران وظیفه دارند كه دوزندگی را مانند بافت جاجیم و گلیم و قالی به دختران خود بیاموزند.
بافت جاجیم و گلیم توسط دختران و زنان
تیره ای از قشقائیها كه «غُربتی» نام دارند كارشان ساختن وسائل مورد نیاز مردم ایل مانند چكش، بیل، كلنگ، داس، تیشه، اره و جز آن است برای این كار از كوره های زمینی و دمهای پوستی استفاده می كنند. قشقائیها غربتی ها را پست ترین طبقهٔ جامعهٔ خود می شمارند. بدین جهت همیشه با دیدهٔ حقارت به آنان می نگرند تا جائی كه با این طایفهٔ زحمتكش ازدواج نمی كنند. قشقائیها بیشتر نیازمندیهای روزانهٔ خود را محدود و آسان می كنند و بوسیلهٔ خود ایل مرتفع می سازند. مثلاً آرایشگران بومی گذشته از آرایشگری نوازندگی را نیز بعهده دارند و در جشن ها و عروسیها ساز می زنند و می خوانند. ختنه كردن كودكان نیز از كار آرایشگران است.
وسایل سواری ـ وسیلهٔ حمل و نقل و سواری قشقائیها در ییلاق و قشلاق اسب، شتر، قاطر و خر است و از شتر بیشتر برای باركشی استفاده می كنند. به تازگی خانهای قشقائی برای سواری از اتومبیلهائی مانند جیپ و لندرور استفاده می نمایند و بیشتر شان اتومبیل دارند.
بافندگان قشقاییهاشكار ـ یكی از سرگرمیهای مردان قشقائی در اوقات بیكاری شكار پرندگان و جانوران دیكر است كه بوسیلهٔ تفنگ انجام می گیرد. قشقائیها به شكار و تیراندازی و سواری بسیار علاقه مندند و بیشتر آنان در این فن مهارت زیادی دارند.
دبستانهای عشایری
اخیراً وزارت فرهنگ برای باسواد كردن قشقائیها اقدامات مؤثری نموده و در هر تیره و طایفه ای به تناسب شمارهٔ آنها، دبستانهای عشایری دائر كرده است. دختران و پسران در كلاسها به صورت مختلط درسهای تابستانی را فرا می گیرند و سپس برای ادامهٔ تحصیل به شهرهای پیرامون مانند شیراز می روند. این دبستانها هم در درون چادر و هم در اتاق تشكیل می شود و آموزگاران آنها از جوانهای تحصیل كرده ایل برگزیده می شوند و حداقل كارنامه قبولی دورهٔ دبیرستان را دارند. برگزیده شدگان قبل از آن كه به كار آموزگاری بپردازند یك سال در دانشسرای عشایری فارس روش آموزش نو نهالان را می آموزند و سپس مامور نقاط گوناگون ایل نشین می شوند.
یكی از دبستانهای عشایری در داخل چادر
برخی عادتها و آداب و رسوم
قشقائیها مردمانی سرخوش و دلشادند. به جشن، پا كوبی و رقص بسیار علاقمندند و از اندوه و سوگواری گریزان. در تمام سال تنها در ده روز آغاز محرم سوگواری می كنند. در جشن ها و عروسیها رقص چوبی(گروهی) زنان و مردان قشقائی بسیار زیبا و جالب است. در این جشن ها زنان و مردان هر یك دو دستمال در دست می گیرند و پیرامون یك دایره بزرگ می ایستند و با آهنگ كرنا و دهل دستمالها را تكان می دهند و با حركات موزون پیش می روند در رقص «دَرْمَرو» یا چوب بازی نیز، مردان دوتا دو تا و به نوبت با چوبهای كوتاه و بلندی كه در دست دارند به آهنگ ساز و دهل با یكدیگر می رقصند مبارزه می كنند. از این رقصها در مراسم عروسی قشقائیها به تفصیل سخن خواهیم گفت.
قشقائیها به نوشیدن چای علاقهٔ بسیاری دارند و فرزندان خود را از كودكی به نوشیدن آن عادت می دهند. چای از خوراكهای عمومی قشقائی است. قشقائیها به كشیدن قلیان بسیار علاقه مندند تنها مردان طایفه دره شوری به جای قلیان از چپق استفاده می كنند.مردم ایل فرمان گزار و مطیع دستور خانها هستند و هیچ قانونی را بالاتر از فرمان خان خود نمی دانند. هر گاه یكی از خانها یا كلانترها بمیرد غوغای عجیبی در ایل و طایفهٔ او برپا می شود. قشقائیها در مرگ عزیزان و فرزندان خود كمتر از مرگ خان یا كلانتر خود متأثر می شوند. گورستانهای قشقائی در سر راه كوچ ایل فرار گرفته تا هنگام كوچ بتوانند برای مردگان خود فاتحه ای بخوانند.به سبب علاقه ای كه به خانهای خود دارند برای آنها آرامگاههای باشكوه و استوار می سازند كه سالیان دراز پابرجا می ماند و هر سال هنگام كوچ قبر آنها را زیارت می نمایند. در مراسم جشن و عروسی زنان و مردان قشقائی رقص بسیار زیبا و جالب دارند.
آرامگاه عده ای از سران ایل قشقائی بویژه خانهای طایفهٔ كشكولی در دامنهٔ با صفای شاهدایِ اردكان با سنگ و شیروانی به سبك مزار حافظ ساخته شده و نظر بیننده را به خود جلب می كند. بیشتر قشقائیها مردمانی بلند قامت و خوش صورت و دلاورند. چهرهٔ آنها گندم گون چشمانشان سیاه یا میشی و مویشان مشكی است. در میان طایفهٔ فارسیمدان و درهٔ شوری گروهی سفید پوست با موی زرد یا بور نیز دیده می شوند. زنان قشقائی هرگز آرایش نمی كنند. تنها فرق زنان با دختران «چتر زلف» زنهاست. هنگام عروسی برای آرایش عروس این چتر زلف را درست می كنند. مردان قشقائی همیشه صورت خود را می تراشند و به سبیل گذاشتن چندان گرایش ندارند.
عروس و داماد در مراسم عروسی
مطربان قشقائی در عروسی
تمام قشقائیها شیعهٔ جعفری هستند و به آداب و رسوم خود علاقه مندند. شاید بیش از پنج درصد آنان نماز نخوانند. یا اصلاً نماز را ندانند ولی به عرف و عادات خود سخت معتقدند. زبان قشقائیها تركی آمیخته به فارسی است و همهٔ آنها فارسی را خوب می دانند و به آن و به آسانی سخن می گویند.
پاورقی ها
۱ نگاه كنید به كتاب «عرف و عادت در عشایر فارس» نگارش محمد بهمن بیگی، تهران، چاپ اول سال ۱۳۲۴ خورشیدی، ص ۲.
۲ ـ خوابگاه همان است كه در تهران «مفرش» نامیده می شود و به شكل مكعب مستطیل از جنس جاجیم و رنگارنگ است. اندازهٔ تقریبی آن ۸۰×۸۰×۱۵۰ سانتیمتر است و بوسیله بندهای چرمی و قلابهای (نر و ماده) بسته می شود. خوابگاه دو دستگیره چرمی در دو طرف دارد.
۳ – این مشكها را به زبان محلی «نِهْرِه» می گویند.
۴ – گبه قالیچه ای است كه از كرك شتر می بافند و بسیار بادوام است.
منظره ای از دشت و چادر ها و رقص زنان ومردان قشقایی
عروس را برای گرداندن دور اطاق پدری ورفتن به خانه داماد سوار بر اسب كرده اند
حسین كسبیان زیر نظر دكتر صادق كیا استاد دانشگاه |