ریشه های فرهنگی و تاریخی توهین از توهین به رییس جمهور در فضای عمومی تا توهین ها و فحاشی های اینستاگرامی, چرا ما ایرانیها توهین میکنیم

در جوامع دموکراتیک, حق آزادی بیان, محدود به موافقان یا مخالفان نیست بلکه همه این حق را دارند که در مسیر قانون به نقد رفتارها و سازوکارهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی بپردازند اما نه با ابزار توهین و نه به وسیله هجو و افترا به نظر می رسد که در این بزنگاه تاریخی, بیش از هر چیز به کوشش و مداومت رسانه ها و خبرنگاران نیازمندیم تا فرهنگ نقد را در برابر فرهنگ تخریب و توهین, اولویت ببخشند

این روزها سخت ترین کار ممکن، پذیرفتنِ حرف مخالف است؛ اما برای آنهایی که تاریخ ایران را می شناسند و حتی با تاریخ معاصر آشنایی دارند، چنین مواجهه ای با نظرات مخالف، چندان دور از ذهن نیست. اگر به تاریخ مراجعه کنید، سابقه ما را می بینید. تاریخی خشن در این چند هزار سال نهفته است که ریشه در شیوه تولید آسیایی داشته و به نوعی در فرهنگ امروز ما ریشه دوانده و به امری اجتماعی-روانی بدل شده است؛ تا جایی که تحمل شنیدن آرا و نظراتی مخالف با نظر و عقیده خود را نداریم و به هر وسیله ای خواهان جلوگیری از ابراز آن هستیم. تفکر حذف مخالف، امروز در دنیا تفکر پذیرفته شده ای نیست؛ چراکه جهان سال هاست از گفت وگو و تعامل سخن می گوید. چین قرن ها حصاری به دور خود کشید، ویتنام ٤٠ سال جنگید؛ امروز این دو کشور در چه وضعی قرار دارند؟ چین با عبور از دیوار خودساخته و برقراری تعامل با جهان به یکی از اَبَرقدرت های اقتصادی بدل شده و ویتنام بهترین تولیدکننده کفش نایک شده است. رویه روحانی که این طور به مذاق مخالفانش بد آمده، همین رویه تعامل با جهان است.

ایرانی ها بعد از تجربه تلخ رادیکالیسمی که تحریم ها را ورق پاره می دانست، به فردی رأی دادند که تمام تلاش خود را کرد تا با جهان از درِ گفت وگو و تعامل سخن بگوید و نتیجه آن در اولین قدم، برجام بود و راهی که هنوز ادامه دارد؛ بنابراین با وجود همه نقدهایی که حتی همراهان دولت روحانی به کابینه او خصوصا در حوزه اقتصادی دارند، منش سیاسی این دولت قابل دفاع بوده و نشانه آن رأی بیست و نهم اردیبهشت مردم به او است. حال سؤال این است که چرا مخالفان این رویه، به جای نشستن پشت میزهای گفت وگو و طرح نظرات و دغدغه هایشان، دست به توهین و افترا و هجو زده اند؟ این همان فرهنگی است که ریشه در تاریخ دارد و حکومت قانون را نادیده می گیرد.

در جوامع دموکراتیک، حق آزادی بیان، محدود به موافقان یا مخالفان نیست؛ بلکه همه این حق را دارند که در مسیر قانون به نقد رفتارها و سازوکارهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی بپردازند؛ اما نه با ابزار توهین و نه به وسیله هجو و افترا. به نظر می رسد که در این بزنگاه تاریخی، بیش از هر چیز به کوشش و مداومت رسانه ها و خبرنگاران نیازمندیم تا فرهنگ نقد را در برابر فرهنگ تخریب و توهین، اولویت ببخشند. در این مسیر، نگاهی به دستاورد و مسیری که دولت اصلاحات طی کرد و از نظر تاریخی برای ما تجربه ای معاصر است، می تواند راهگشا باشد. رئیس دولت اصلاحات بود که در مقابل گفتمان جهانی برخورد تمدن ها، گفت وگوی تمدن ها را مطرح کرد و در دنیا، ایران به عنوان کشوری شناخته شد که رئیس جمهورش از گفت وگو و تعامل سخن می گوید؛ نه از جنگ و تهمت و برخورد. ما نیازمند ادامه چنین راهی هستیم و آموختن، آموختن مداومِ فرهنگ مدارا و گفت وگو؛ تا جایی که بتوانیم در برابر آن فرهنگ برخاسته از تاریخچه خشن مان، بایستیم و طرحی نو دراندازیم.

هوشنگ ماهرویان