|
«کارگردانی که می ترساند، دلهره ایجاد می کند و می خنداند.» این بهترین توصیفی است که می توان درباره کارگردانی مانند محمدعلی سجادی به کار برد. کارگردانی متعلق به سینمای بدنه که در طول سال ها فعالیت در این عرصه چند فیلم قابل توجه و دوست داشتنی ساخته که شاید در هیچ یک از نظرسنجی های رایج سینمای ایران دیده نشده و آنقدر حاشیه نداشته که در یادها بماند، اما هر کدام در دوره خود فیلم های قابل توجهی بوده که نمی توان آنها را نادیده گرفت. بازجویی جنایت، رنگ شب، اثیری و شوریده برخی از فیلم های این فیلمساز طی سال های اخیر است که در کنار حفظ جنبه های هنری و زیبایی شناسانه توانسته توفیق هایی نیز در گیشه همراه داشته باشد.
سجادی در فیلم سینمایی «تردست» به سراغ فضایی طنزآمیز رفته است؛ فضایی که در سینمای ایران گهگاه با استقبال شدید و به تعبیری هجوم فیلمسازان مواجه می شود و گاه برای مدتی در یک سکوت فرو می رود.
داستان فیلم «تردست» از قصه های سهل و ممتنع سینمای ایران است. داستان هایی که مرز آنها با لودگی و ابتذال بسیار باریک است و با اندک بی دقتی، فیلم طنز جای خود را به اثری ضعیف و بی مایه می دهد که به جای تشویق مخاطبان، تخریب آنها را به دنبال می آورد.
داستان تردست فضایی فانتزی دارد. قصه درباره مادری است که سال ها پیش فوت کرده و حالا در قالب یک روح به پسرش نزدیک می شود. او به عنوان روح، قابلیت های زیادی دارد تا در شرایط و فضاهای مختلفی حضور یابد و فرزندش را درکارهایی که انجام می دهد، کمک کند.
فیلم ارجاع های مختلفی به یکی از فیلم های قدیمی سینمای ایران دارد و همان ابتدا به تماشاگر گفته می شود که قرار است منتظر یک گنج قارون ایرانی باشد. با چنین چارچوبی، داستان ساختار چندان پیچیده ای ندارد و موضوع ساده ای را دستمایه کار خود قرار می دهد. اسد جوان اول داستان خودرویی را سرقت می کند که داخل آن جسد نیمه جان مردی است که از سوی رقبایش دزدیده شده و قرار است به قتل برسد. اسد به طور اتفاقی این مرد را نجات می دهد و با انتقال او به خانه اش متوجه می شود، مرد فردی ثروتمند است. این ماجرا سبب ورود اسد به زندگی خانوادگی این مرد می شود و با کمک دختر این مرد، به جنگ رقبای او می رود.
یکی از امتیازهای ویژه ای که تردست بخوبی از آن بهره برده، کارگردانی آن است. در چنین فیلم هایی که نوع خاصی از کمدی را به دور از لودگی ارائه می کند، بازی بازیگران اهمیت فراوانی دارد و اساسا شیوه تبدیل متن به تصویر است که کیفیت فیلم را مشخص می کند. در بیشتر فیلم های سینمای ایران که فضایی طنز را دستمایه خود قرار می دهند، انتخاب بازیگر با سهل انگاری مواجه می شود و به جای انتخاب بازیگر، افرادی مقابل دوربین قرار می گیرند که می توانند دیالوگ های فیلم را به شکلی خنده دار بیان کنند.
حال آن که در این فیلم ترکیب بازیگرانی همچون گوهر خیراندیش، سیروس ابراهیم زاده و بهزاد فراهانی در کنار چهره هایی همچون شهرام حقیقت دوست، نیوشا ضیغمی و امیر جعفری به یکی از نقاط قوت فیلم تبدیل می شود و بخش عمده ای از جذابیت فیلم را شامل می شود؛ البته رابطه میان گوهر خیراندیش و شهرام حقیقت دوست به عنوان رابطه مادر فرزندی بشدت یادآور نوع رابطه گوهر خیراندیش و امیر جعفری در سریال «اشک ها و لبخندها» است که نوروز امسال پخش شد. گفتنی است که تردست ۴ سال پیش ساخته شده است و قاعدتا این شباهت دلیل دیگری بجز اقتباس محمدعلی سجادی از این سریال تلویزیونی دارد.
در مورد بازی بازیگران نباید این نکته را از یاد ببریم که بخش عمده ای از تنوع و جذابیت بازی ها محصول ایجاد بستر مناسبی برای فعالیت بازیگران است. در چنین بستری است که بازی امیر جعفری به شکلی یکدست و شیرین جلب توجه می کند و توانایی دیگری از این بازیگر را نشان می دهد. جعفری، در فیلم ها و سریال های مختلف، نقش جوانی لوس را بازی کرده، اما شخصیت او در این فیلم با تکیه کلامی که مرتب یادآور می شود نام او کامبیز است، هرچند تا حدودی شخصیت صمدآقا در فیلم های پیش از انقلاب را تداعی می کند، اما سرشار از جزییات و ریزه کاری های مختلفی است که آن را شیرین می کند.
دست اندرکاران فیلم تردست، مسابقه ای را برگزار کرده اند تا از نظر مخاطبان فیلم، علت توقیف پنجساله آن را جویا شوند. واقعیت این است که فیلمی مانند تردست، با وجود مزیت های حرفه ای و قابل توجه آن، اثری سوءتفاهم برانگیز است که اگر فردی با طنز موجود در آن ارتباط درستی برقرار نکند و بخواهد برای فضای خیالی و فانتزی فیلم ما به ازاهای واقعی بتراشد حتما با اثری مواجه می شود که سرنوشتی جز توقیف در انتظار آن نیست.
فیلم بنا بر منطق فانتزی خود در برخی صحنه ها چارچوب های واقعی را می شکند و با طنز و شوخی با قصه خود مواجه می شود. مثلا در جایی که پدر و دختر به هم می رسند، دوربین قصد نمایش این صحنه را دارد، اما اسد خطاب به دوربین می گوید: تو که نمی تونی نشون بدی چرا ذوق زده می شی؟!
از طرفی فضای فیلم بشدت شاد و شنگول است و طنز فراوانی را به مخاطب خود تزریق می کند. برخی شخصیت ها مانند شخصیتی که نقش او را بهزاد فراهانی ایفا می کند نیز به دلیل ارجاع های خاصی که به جنبه های مذهبی او می شود بشدت سوءتفاهم برانگیز است.
می توان موارد فراوانی از این دست را در فیلم تردست پیدا کرد و با استناد به همین ها فیلم را توقیفی دانست، اما مشکل اصلی این است که در ممیزی فیلم های سینمای ایران، به جای آن که فیلم به عنوان یک کلیت دیده شده و تاثیر آن بر مخاطب ارزیابی شود، به شکل جزء به جزء دیده می شود، اما کلیتی مانند تردست فیلمی نیست که مخاطب خود را به راه های تیره و تار هدایت کند. |