|
همواره تأکید می شود عوامل خارجی بوجود آورنده موج ابتذال فرهنگی در قالب و نمادهای مختلف به ویژه غیرقابل تصور، ریشه های ارزشی نظام های هدف را سست کرده و در فرصت مناسب که با تلاش فراوان و به دنبال محقق شدن مقدمات ابتذال بوجود آمده است نظام ارزشی و فرهنگ اصیل و قابل اعتماد یک ملت را زیر سؤال می برند.
اما بدترین حالت زمانی است که خود نمادها و ارزش های رایج در یک جامعه تبدیل به ابزاری برای ترویج خلأ در میان مردم باشد. یعنی سینما آتش بیار معرکه ای شود که قرار بود روزگاری در نبرد مستقیم با ناهنجاری ها و ضدارزش ها قد علم کند. اندکی دقت در فیلم های سینمایی اکران شده این موضوع را به تحقیق اثبات می کند.
کارشناسان معتقدند جامعه متوهم از خلأ و تحت تأثیر ارزش های بیگانه تصور می کند ارزشهای درون گروهی اش دیگر پاسخگوی نیازهایش نیست و در میان خلأهایی که خود متصور است غلتان می شود.
در همین حین است که خودباختگان فرهنگی بدون آنکه بدانند طعمه خواسته های مهاجمان می شوند و اینجاست که مأمن آنان برای پر کردن خلأهای موهوم نمادها، ارزش ها و فرهنگ بیگانه ای است که آن را مرجعی برای رفع کمبودها فرض می کنند.
شاید بتوان گفت سینما در برخی مواقع با سیاه نمایی از واقعیت های اجتماعی و سیاسی یا اقتصادی، استفاده سوء از تصاویر زنان برای جلب گیشه، تولید فیلم هایی با محوریت دختر و پسری و منطقی نشان دادن ارتباط های خیابانی این دو، دیالوگ های ضعیف و تولید فیلم هایی که بیشتر کپی برداری از فیلم های منسوخ شده یا شخصیت های غیرموجه، در این راستا خواسته یا ناخواسته چندان هم از مهاجمان فرهنگی عقب نمانده است!
● اهداف مهاجمان فرهنگی
برخورد با مسایل فرهنگی احتیاج به برنامه ریزی فرهنگی و بینش فرهنگی دارد. درواقع محصول فرهنگی نیازمند بذر و کودی است که به عنوان بستر بتوان در آینده شاهد پربار بودن آن بود.
سیدجلال احمدی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی هدف مهاجمان فرهنگی را بیشتر قشر تحصیل کرده و فرهیختگان علمی می داند که تفاوت های اساسی و بارزی با عامه مردم دارند.
وی در گفت وگو با خبرنگار سرویس گزارش روز کیهان تهاجم فرهنگی که در قالب لباس های مبتذل یا سی دی های حاوی عکس و فیلم های غیراخلاقی که در میان عامه مردم منتشر می شود رانسبت به رسوخ در میان قشر تحصیلکرده ساده تر اما زودگذر عنوان و تأکید می کند: «چاپ کتب و الگوگیری صرف از علم ترجمه ای غرب که در دانشگاه ها به خورد دانشجویان داده می شود به مراتب آثار عمیق تر و البته مخرب تری بر جامعه خواهد گذاشت. چراکه می توان با چند برنامه فرهنگی ضدارزش ها را به عوام بازگرداند اما مطمئناً نمی توان آنچه به نام علم به دانشجو می دهیم را به سرعت تغییر داد. همانطور که چندین نسل در حال حاضر از علوم انسانی ما برخوردار شده اند.»
وی از همین تعبیر استفاده می کند تا تأکید کند که سینما و تولیدات هنری آن می تواند آثار مخربی داشته باشد و اگر مدتی از آن غافل بوده ایم می توانیم به سرعت نسبت به تصحیح آن گام های اساسی برداریم. البته تنها کسانی می توانند در این خصوص موفق عمل کنند که با برنامه ریزی منطقی وبا علم و تجربه وارد این حیطه شده باشند تا اصلاح به خوبی صورت گیرد.
اما جهانگیر الماسی از بازیگران با سابقه سینما هرچند استفاده از واژه اصلاح را در این خصوص درست نمی داند اما اشکالات موجود در سینمای کشور را ناشی از مدیریت های خطا و اشتباهات برخی مدیران د رعرصه های فرهنگی می داند.
وی در گفت وگو با گزارشگر کیهان اینطور گله هایش ار مطرح می کند: «اشکال کار در سینمای ایران فقدان مرجعی برای آموزش و تربیت مدیران فرهنگی است به طوری که در برهه هایی از زمان شاهد حضور مدیران فرهنگی بوده ایم که هیچگونه تعریف شایسته ای از حوزه فرهنگ، برنامه ریزی یا جهت دهی فرهنگی نداشتند. البته تلاش خود را کرده اند اما تا زمانی که برای فرهنگ ارزش قایل نباشیم در سطوح بعدی کار دچار مشکل خواهیم شد.»
● عشق و عاشقی را هم درست نشان نمی دهیم
حاکم بودن سلیقه شخصی دست اندرکاران تولید فیلم و تئاتر همچنین پیشنهاد موضوع از سوی آنها و پذیرش آن از سوی نهادهای فرهنگی بدون تأمل و پژوهش، دیگر موضوعی است که برخی از هنرمندان را به انتقاد از مسئولان فرهنگی وادار می کند.
با این حالت تولیداتی در سینماها اکران می شود که اغلب می توان آنها را در رده های کیفی نازل و بدون توجه به نیاز مخاطب ساخته شده قلمداد کرد که هیچگونه ثمره آموزشی، فرهنگی و غیره نخواهد داشت و درنهایت مخاطب را از سینما می راند.
درحالی که اگر بینش و جامع نگری دقیقی نسبت به عرصه فرهنگی لحاظ شوددرخواهیم یافت که عرصه فرهنگی بسیار جدی تر از عرصه نظامی، اقتصادی و غیره است.
جهانگیر الماسی شناخت مخاطب وشیوه تعامل با او را در درجه نخست اهمیت مدیریت فرهنگی می داند و تصریح می کند: «اغلب فیلم هایی که ساخته می شوند سطحی هستند اما بیشتر مخاطبان از افراد تحصیل کرده هستند که با تولیدات سطحی ارتباط برقرار نمی کنند. به طور مثال تولیدات سینمایی که در مضامین عشق و عاشقی ساخته می شوند هیچکدام عشق واقعی را نشان نمی دهند.
دقت کنید ببینید چقدر زیبایی شناسی دچار لطمه شده، چقدر سلیقه مخاطبان جوان لحاظ شده و چه میزان از نیروهای توانمند شهرستانی اطلاع داریم؟»
این بازیگر باتجربه ادامه می دهد: «حتی در واژه عشق هم دچار اشکال شده ایم در حالی که هرگونه ارتباط و کششی در تولیدات سینمایی عشق عنوان می شود اما در میراث فرهنگی مشرق زمین و آثار حافظ، سعدی و ناصرخسرو ارتباط عاشق و معشوق بدین شکل سطحی نبوده و عشق در کنار ایثار و گذشت و تجلیات انسانی قرار می گیرد در حالی که اکنون به راحتی آن را تخریب می کنیم. ابتدا عشق را بررسی کنیم بعد آن را تبدیل به برنامه ای کنیم که نیاز به ازدواج را در میان جوانان ترویج کند اما اگر شرایط اقتصادی و اجتماعی ازدواج برایش فراهم نباشد در همین حین است که فساد در جامعه بوجود می آید.»
● مدیریت جدید، راهکار جدید
عدم تعادل در ساختارها و برنامه ریزی های سال های دور از دیگر انتقادات وارد بر سینما و مدیریت آن است.
سیدعلیرضا سجادپور رئیس مرکز نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی وزارت ارشاد در همین زمینه اشارات خوبی دارد.
وی در گفت وگو با خبرنگار سرویس گزارش روز کیهان می گوید: «قصد انتقاد از مدیران سابق را ندارم بلکه باید از آنها که رفتند تشکر کرد و نباید کاستی ها به نام اشخاص نوشته شود یا به نوعی تسویه حساب تلقی شود. بخشی از آسیب ها مربوط به مجموعه سینمایی کشور است بدین مفهوم که سال های زیادی است به عدم تعادل گرفتار شده ایم و این ناشی از آثاری است که ساخته می شود اما به علت جهت گیری اشتباه با مشکل توقیف مواجه می شوند. البته علت دیگر در آثاری است که به خاطر بی محتوایی به ابتذال و سطحی نگری کشیده شده اند، گاهی هم بی اخلاقی دیده می شود. بنابراین به همین دلایل مردم را جلب نمی کند و فقط عده قلیلی مخاطب برایشان مانده است.»
وی با اعتقاد به اینکه سینمای ایران از آثار جذاب و ساختار خوب کم بهره مانده است، افراط و تفریط را عمده ترین مشکل سینمای حال حاضر می داند و اظهار می کند: با همین افراط و تفریط ها طیف وسیعی از مخاطبان را از دست داده ایم. این امر کاستی و آسیب جدی برای ایران است البته تیمی که تشکیل شده طبیعتا متوجه آسیب شده و راهکارهای خوبی در کوتاه مدت و میان مدت طراحی شده است. در وهله اول تنظیم اکران برای آثار مخاطب خاص داشته ایم یعنی آثاری که به هر دلیل شاید مخاطب عام نداشته باشد ولی به خاطر محتوای غنی باید تهیه شود. سپس در صدور پروانه ساخت ها تنوع را در همه سبک ها حفظ کردیم و تاکنون صدور پروانه به عدد ۴۰رسیده است البته نظم در آثار کودک، جنگی، انقلابی، تاریخ معاصر، خانوادگی و ملودرام و حتی کمدی به نحو مناسبی رعایت شده است.»
گفت وگو با صنوف مختلف از جمله نویسندگان، کارگردانان و به ویژه تهیه کنندگان انجام شده که سجادپور وظیفه آنها را مهمترین نقش می داند و در توضیح بیشتر می گوید: «گفت وگوهای زیادی داشتیم و سعی کردیم فضا را به سمتی ببریم که در ایجاد تعادل نقش مثبتی داشته باشیم علاوه بر اینها برنامه های جدی و فراگیری داریم، چون سینمای ایران فقط با برنامه تحول زای گسترده و جامع و کامل می تواند مناسب و در خور مردم شریف ایران باشد.»
● امیدواری به مدیریت فرهنگی
بنابر نظر بسیاری از کارشناسان تنها در شرایطی می توان فرهنگ سازی کرد که از ابزار فرهنگی به منظور نیل به هدف بهره برد، در غیر اینصورت هدف محقق نخواهد شد.
به طور مثال می توان به امر مهم اصلاح الگوی مصرف اشاره کرد که تنها از این طریق و با تمسک به آثار هنری تبدیل به فرهنگ اصلاح الگوی مصرف خواهد شد اما این هدف محتاج حمایت های دولت از تولیدکنندگان و دست اندرکاران هنر است.
جهانگیر الماسی در همین زمینه به گزارشگر کیهان می گوید: «اگر از توانایی و پتانسیل سینما و تلویزیون برای تربیت غیرمستقیم فرهنگی نسل ها استفاده کنیم به بسیاری از اهداف توسعه دست خواهیم یافت. به مدیریت فرهنگی امروز امیدوارم البته تخصص امر مهمی است که از طریق مؤسسه های فرهنگی، حتی آموزش درمدارس نیز با کمک بینش و نگاه تخصص محور مدیران فرهنگی محقق می شود. سالها جوانان در حوزه فیلم کوتاه فعالیت کردند ولی متأسفانه هنوز نیامدیم از آثار آنها آرشیو تصویری از منابع طبیعی، فرهنگ عامیانه و ارتباطات اجتماعی تهیه کنیم. این موضوع نشان می دهد که هرگز نگاه معتدل نداشته ایم.»
در صورتی که اگر نیروهای متخصص تربیت یافت شاهد خواهیم بود که متخصص هیچگاه نمی تواند کار نازل بسازد به همان نسبت از نیروهای متخصص و کارآمد استفاده می کند و هرگز شاهد این نخواهیم بود که همانند تولیدات امروزی زندگی جوان تهرانی برای جوانان شهرستانی الگو شود و خرده فرهنگ های او که نوعی ارزش است، محو شود.
ناگفته نماند یکی از مسایلی که می بایست مورد اهتمام قرار گیرد اصلاح روند موجود نسبت به زنان در جامعه است. زنانی که موضوعات پیرامون آنها دچار کجروی از مسیر حقیقت شده و اغلب مخاطبان سینما را نگران کرده است.
در واقع تصویری که از زنان در سینما نشان داده می شود با واقعیت های جامعه و حضور زنان تفاوت آشکاری دارد.
موضوعی که در گلایه های محمد خزاعی دبیر چهارمین جشنواره فیلم کوثر هم اشاره می شود که تاکید می کند:«انتظار می رود مسئولان جدید سینمایی در معاونت سینمایی به صورت جدی به این معضل بپردازند. چرا که سینمای ما سینمای شریف و پاکی است و به دلیل حساسیت هایی که در مقوله زنان وجود دارد دارای محدودیت هایی نیز هست. به عنوان مثال بعد از شروع جنگ، سینمای جنگ شکل گرفت. ما نمی توانیم نقش موثر زنان را در جنگ نادیده بگیریم. در این میان یکسری بازیگران زن نیز وجود دارند که در هر فیلم سطحی و نازلی بازی نمی کنند چرا که صاحب سبکند و دسته دوم کسانی هستند که با اهداف اقتصادی و سود کلان در سطح نازلی فیلم می سازند و تصویر سطحی و پیش پا افتاده ای از زنان ارایه می دهند.»
در ادامه خزاعی تصریح می کند: «اگر به اکثر فیلم های پرفروش سال های اخیر نگاه کنیم می بینیم که فیلم های ارزشی و خوبی هستند و دلیلی ندارد که یک عده بگویند چون مشکل اقتصادی در سینما وجود دارد باید فیلم سطحی و کمدی و نازلی ساخته شود. برخی مواقع ناصحیح نشان دادن یک فرهنگ باعث از بین رفتن یک نسل می شود در این دوره سلاح، سلاح نرم و بحث سینماست که در این میان تهاجم فرهنگی یعنی از بین بردن فرهنگ شرقی و ملی ماست. امروز بحث جنگ نرم وجود دارد، اینکه به هر قیمتی فیلم تولید کنیم مهم نیست اینکه فیلم خوب تاثیرگذار و حسابی درست کنیم مهم است. جوامع امروز جوامع پرسشگری است، امروز نمی توان ذهن جوان را با یکسری دستورالعمل ها قانع کرد، باید به دنبال ادبیات درست بگردیم تا جوان بتواند به جواب بسیاری از سؤالات خود برسد.» |