نقد فیلم چیست

درباره راجر ابرت

نقد فیلم چیست؟ گرچه این پرسش شبیه به مساله‌ای غامض و فلسفی است اما مطمئنم بسیاری از مردم برای آن پاسخی تجربی و واقع‌بینانه دارند.

نقد فیلم یعنی دو نفر (که معمولا نیز هر دو مرد هستند) که با هم بحث می‌کنند، صندلی‌های‌شان را با هم عوض می‌کنند، چشم‌های‌شان را می‌چرخانند، انگشت‌های‌شان را تکان می‌دهند، وسط حرف هم می‌پرند و هرازگاهی نیز یکدیگر را تایید می‌کنند.

یکی از کسانی که بیش از هرکس دیگر یادآور این نظریه درباره نقد فیلم و بنیانگذار این نظریه دیوانه‌وار بود که منتقدان فیلم باید با شور و شعفی جنون‌آمیز در تلویزیون ظاهر شوند، اخیرا کناره‌گیری خود از قاب کوچک را اعلام کرده است. راجر ابرت در اول آوریل نامه‌ای خطاب به خوانندگان «شیکاگو سان تایمز» نوشت که در اصل خداحافظی او با برنامه تلویزیونی قدیمی و پربیننده‌ای بود که نه‌تنها او را به سرشناس‌ترین منتقد آمریکا، بلکه به ملموس‌ترین تجسم از این حرفه کنجکاوی‌برانگیز برای مردم عادی تبدیل کرد.

اما نکته اصلی نامه ابرت را باید بازگشت او به روند عادی نقد نوشتاری دانست. شدت‌گرفتن سرطان غدد بزاقی او در تابستان ۲۰۰۶ باعث شده دیگر قادر به حرف‌زدن نباشد ـ و حتی جراحی اخیرش نیز نتوانست این مشکل را برطرف سازد ـ اما این مساله به‌هیچ‌وجه مانعی در راه ابراز عقایدش نخواهد بود.

بازگشت ابرت به حیطه نقد (اول آوریل که برحسب اتفاق مصادف با چهل‌ویکمین سال چاپ نخستین نوشته او در شیکاگو سان تایمز نیز هست) برای خوانندگان وفادارش فرصتی برای از سر گرفتن مکالمه‌ای ناتمام با او است. مخالفان او نیز فرصتی برای بستن مجدد شمشیرها از رو و حمله یافته‌اند.

بی‌شک هیچ‌یک از ما مشتاق رسیدن به سطح تولید مطلب ابرت نیستیم. از سوی دیگر همه نیز این را می‌دانیم که کمیت بالا ـ نوشتن حداقل ۶ نقد در هفته به مدت چهار دهه علاوه بر گزارش جشنواره‌ها، مقاله‌های تحلیلی درباره فیلم‌های کلاسیک و همچنین مقاله‌هایی به مناسبت‌های گوناگون ـ مستلزم کاستن از کیفیت است.

گرچه نوشته‌های ابرت نقشی مهم در کسب اعتبار او به‌عنوان یک منتقد داشته اما این حضور طولانی‌مدت او به عنوان یک منتقد در تلویزیون بود که چنین شهرت فراگیری برای او به دست آورد.

اگر کمی منصفانه به قضیه نگاه کنیم آنچه آقای ابرت در تلویزیون انجام داد، ارزش دفاع یا حتی ستایش کردن دارد. راجر ابرت و جین سیسکل، منتقدان اصلی شیکاگو سان تایمز، از سال ۱۹۷۵ برنامه هفتگی خود را تحت‌عنوان «به‌زودی در سینماهای شهرتان» در یک شبکه تلویزیونی محلی آغاز کردند. گرچه شاید آنان در ابتدا چنین قصدی نداشتند اما خیلی زود توانستند این حرفه انفرادی را به یک ورزش رقابتی، جذاب و دو نفره تبدیل کنند.

برنامه‌ای که اکنون «نماهای کوتاه» نامیده می‌شود، خیلی زود از شبکه PBS در سراسر کشور پخش شد. این برنامه از سال ۱۹۸۲ عمر طولانی خود را تحت عناوین مختلف و با حضور افراد مختلف این صنف آغاز کرد اما در تمام این مدت این «سیسکل و ابرت» بود که شاید برای نخستین بار تصویری واضح از نقد فیلم را در اذهان عموم جا انداختند.

پس از مرگ سیسکل در سال ۱۹۹۹، مهمانان زیادی (از جمله بیل کلینتون) جای او را گرفتند تا اینکه سرانجام ریچارد روپر، یکی از نویسندگان شیکاگو سان تایمز، به عنوان همراه دائمی راجر ابرت انتخاب شد.از دو سال پیش که راجر ابرت به خاطر سرطان قادر به حضور در برنامه نبود، گروه جدیدی از منتقدان مهمان، از جمله خود من، به برنامه آمدند.

درباره تجربه شخصی‌ام تنها می‌توانم بگویم که حضور در تلویزیون هم مفرح‌تر و هم دشوارتر از آن چیزی است که به نظر می‌آید. آیا برای نقد فیلم آینده‌ای وجود دارد؟ بالاخره معنای نقد فیلم چیست؟ شاید بتوان گفت نقد فیلم برای برخی از ما شغل، برای برخی یک منبع درآمد باشد اما در اینکه یک حرفه است، جای بحث زیادی وجود دارد.

چندی پیش یک روز بعدازظهر پشت کامپیوتر نشسته بودم و کلیپ‌های قدیمی جین و راجر را نگاه می‌کردم. بعد از مدتی دخترم هم آمد و پیش من نشست. مدتی در سکوت مشغول تماشا بودم و بعد دخترم گفت: «این دو نفر همیشه با هم دعوا می‌کنند.

حتی اگر هر دو هم فیلمی را دوست داشته باشند، باز هم سر اینکه چه چیز فیلم خوب است با هم بحث می‌کنند.» شاید این حرف توصیفی جامع از نقد فیلم به عنوان یک کار فکری نباشد اما به‌نظرم می‌تواند جمع‌بندی مناسبی برای این بحث باشد.

ای او اسکات