نویسنده و کارگردان:

کریستین مونگیو.

مدیر فیلمبرداری:

اولگ موتو.

تدوین:

دانا بونسکو.

طراح صحنه:

میهائلا پوئنارو.

بازیگران:

آناماریا مارینکا[اّتیلیا]، لورا واسیلیو[گابیتا]، ولاد ایوانوف[آقای ویارل، معروف به دومنو ببه]، الکس پوتوسین[آدی رادو]، لومینیتا گئورگیو[جینا، مادر آدی]، آدی کارائولیانو[گریگور، پدر آدی]، ایون ساپدارو[دکتر روسو].

١١٣ دقیقه.

محصول ٢٠٠٧ رومانی.

نام دیگر:

٤ Months, ٣ Weeks & ٢ Days.

نامزد جایزه بهترین فیلم خارجی از انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جایزه فیپرشی ، نخل طلا و جایزه ویژه سینما جشنواره فیلم کن، برنده جایزه بهترین فیلم خارجی از انجمن منتقدان سینمایی شیکاگو، برنده جایزه بهترین کارگردانی، بهترین فیلم نامزد جایزه بهترین بازیگر زن/آناماریا مارینکا، نامزد جایزه بهترین فیلمنامه از مراسم فیلم اروپایی، نامزد جایزه گلدن گلاب بهترین فیلم خارجی، برنده جایزه بهترین فیلم از جشنواره فیلم هالیوود، نامزد جایزه بهترین فیلم خارجی از مراسم روحیه مستقل، نامزد جایزه بهترین بازیگر زن، کارگردان سال و بهترین فیلم خارجی از مراسم انجمن منقتدان لندن، برنده جایزه بهترین فیلم خارجی از مراسم انجمن منتقدان فیلم لوس آنجلس، برنده جایزه فیپرشی فیلم سال از جشنواره سن سباستین، نامزد جایزه بهترین فیلم خارجی از مراسم ساتلایت، برنده جایزه بهترین بازیگر زن و اسب برنز بهترین فیلم از جشنواره استکهلم.

ژانر:

درام.

سال ١٩٨٧، رومانی. گابیتا دختری دانشجو که چهار ماهه آبستن است، تصمیم دارد تا سقط جنین کند. کاری که از نظر قانونی تقریباً غیر ممکن است و از این رو با کمک یکی از آشنایانش مردی به نام ببه را یافته که قرار است در ازای پولی قابل توجه این عمل را به شکل مخفیانه انجام دهد. گابیتا برای این کار از اوتیلیا هم اتاقی اش در خوابگاه دانشکده کمک خواسته و قرار است به همراه او یک شب را در هتلی گذرانده و سپس به خوابگاه بازگردند. اوتیلیا طبق قرار برای گرفتن اتاقی که تلفنی رزرو شده به یک هتل می رود. اما اولین مشکل با رسیدن به آنجا رخ می نماید. اتاقی رزرو نشده و اتاق خالی نیز وجود ندارد. بنابراین به هتلی دیگر رفته و با قیمتی گران تر یک اتاق اجاره می کند.

سپس به محلی دورافتاده می رود که باید ببه را ملاقات کرده و به هتل بیاورد. با پیدا شدن سر و کله ببه و رسیدن به هتل مشکل دیگری ظاهر می شود. چون ببه حاضر نیست در ازای مبلغی که این دو دختر تهیه کرده اند، عمل سقط جنین را انجام دهد. تنها راه همخوابگی اوتیلیا با ببه است و اوتیلیا ناچار به این کار تن می دهد.

در حالی که همان شب باید به منزل دوست پسرش آدی رفته و در جشن تولد مادر وی شرکت کند. پس از تزریق آمپول های لازم به گابیتا، اوتیلیا وی را اجباراً در هتل تنها گذاشته و به منزل آدی می رود. اما بی خبری از وضعیت گابیتا و رفتار آدی او را ناراحت کرده و خیلی زود میهمانی را ترک می کند. ولی در بازگشت به هتل نیز با جنینی مرده روبرو می شود که باید شبانه از شر آن خلاص شود...

چرا باید دید؟

کریستین مونگیو متولد ١٩٦٨ یاشی، رومانی پس از تحصیل دررشته زبان و ادبیات انگلیسی مدتی را به عنوان معلم و روزنامه نگار کار کرد. سپس به دانشگاه بوخارست رفت تا در رشته سینما تحصیل کند. در ١٩٨٨ فارغ التحصیل شد و تعدادی فیلم کوتاه ساخت. در ٢٠٠٢ اولین فیلم بلندش غرب/کشورهای غربی را کارگردانی کرد که چندین جایزه از جشنواره های سالونیکی، ترانسیلوانیا، صوفیه و جشنواره فیلم های عاشقانه مونس دریافت کرد.

مونگیو در این فیلم کوشیده بود تا تصویری صادقانه و هنرمندانه از مشکلات، توهم ها و شادی های زندگی نسل جوان کشورش پس از برچیده شدن حکومت کمونیستی در قالب فیلمی کمدی ارائه دهد. اما توفیق همه جانبه این فیلم سبب نشد تا مونگیو شتاب زده دست به ساختن فیلم بعدی خود بزند. فیلم اخیر دومین فیلم بلند کارنامه اوست و در فاصله این دو اثر، تنها اپیزودی از فیلم گمشده و پیدا شده را در سال ٢٠٠٥ کارگردانی کرده است. مونگیو با دومین فیلم خود نامش را به عنوان تنها کارگردان رومانیایی برنده نخل طلا در تاریخ سینمای کشورش ثبت کرد و در بازگشت به کشورش مدالی نیز از سوی رئیس جمهور و کلید طلایی زادگاهش را دریافت نمود.

مونگیو پر افتخارترین نماینده سینمای جدید رومانی است که در سال های اخیر شاهد شکوفایی آن بودیم، از مرگ آقای لازارسکو[کریستی پوییو] تا ١٢:٠٨ شرق بخارست[کورنلیو پرومبویو] که سال گذشته در کن درخشید و حالا چهار ماه، سه هفته و دو روز که قرار است نماینده رسمی سینمای رومانی در مراسم اسکار امسال نیز باشد. فیلم در پاییز ٢٠٠٥ فیلمبرداری شده، اما بنا به دلایلی نامعلوم بعد از وقفه ای یک ساله به نمایش در آمده است. سرگذشت ٢٤ ساعت از زندگی دو دختر جوان و در واقع بیشتر اوتیلیا و در باطن آخرین روزهای حکومت نیکلای چائوشسکو و اقتدار کمونیست هاست.

فیلم تمامی مشخصه های سینمای جدید رومانی را داراست برداشت های بلند، دوربینی که حرکت های آن محدود شده و دیالوگ های بسیار طبیعی و شگفت انگیز و مونگیو کوشیده تا در کنار اینها سنگینی جانکاه زندگی در آن دوران مخرب روح را با تیزبینی و ظرافت با داستانی درباره یک مشکل فردی ترسیم کند. چهار ماه، سه هفته و دو روز درباره تراژدی انسان های معمولی و حاشیه نشین شهرهاست و کم نیستند نمونه هایی همچون گابیتا یا اوتیلیا که روح شان در تندباد چنین حوادثی نابود شده است. اوتیلیا در طول این شب یاد می گیرد تا جایی که تصورش برای خودش نیز غیر ممکن است در حق دوستش فداکاری کند.

آسیبی که بعد از همخوابگی ناخواسته با ببه و سپس برخوردهای آدی به او وارد می شود، زیان بارتر از سقط یک جنین نارس است. او نیز به شکلی مجازی سقط می کند و به نظر می رسد جنین مرده گابیتا در واقع تکه ای از روح اوست که در رابطه با آدی آسیب دیده است.

او با این سوال به سراغ آدی می رود: اگر چنین اتفاقی برای من افتاده بود، چه می کردی؟ و عکس العمل خونسردانه آدی، و رفتار خانواده تقریباً مرفه و روشنفکر او که اوتیلیا را نادیده می گیرند، باعث می شود تا هراسان از آنجا خارج و در خیابان های خلوت شهر سر در گم شود. این نشانه ای از سرگشتگی نسل جوان دوره ای است که قرار بود عصر طلایی رومانی نامیده شود.

دانشنجویان دختر فیلم در خوابگاه با خرید و فروش لوازم آرایشی غربی یا کشیدن سیگارهای خارجی که از بازار سیاه تهیه می شوند، سرگرمند. چیزی از آموزش و پرورش در محیط دیده نمی شود و هیچ چیز [حتی سکس]معنای واقعی خودش را ندارد. کافی است به صحنه همخوابگی اجباری اوتیلیا و ببه و صحنه بعدی آن نگاه کنید تا از مرد بودن خود شرمنده شوید. فیلمبرداری برجسته فیلم که فضایی سیمانی رنگ و سرد آفریده و بازی های واقعاً درخشان بازیگران ناشناس فیلم از نقاط قوت فیلم هستند. خانم و آقایان، مونگیو نامی است که کارنامه او را باید دنبال کرد. شخصاً بی صبرانه منتظر تماشای فیلم بعدی او هستم!

امیر عزتی