شهر اشباح

چیهیرو که بچه ای لوس است به همراه والدینش , آکیو و یوگو , خانه شان را عوض و به منزلی جدید نقل مکان می کنند در راه , اتومبیل در جنگل گم می شود و جاده به جلوی تونلی که کنار تپه ای است ختم می شود

● خلاصه داستان

چیهیرو که بچه ای لوس است به همراه والدینش ، آکیو و یوگو ، خانه شان را عوض و به منزلی جدید نقل مکان می کنند . در راه ، اتومبیل در جنگل گم می شود و جاده به جلوی تونلی که کنار تپه ای است ختم می شود . در سمت دیگر تونل به دشتی وسیع و بادگیر می رسد که مثل شهر بازی متروکه ای است . در خیابان اصلی شهربازی و در یک غذاخوری روباز مقدار زیادی غذای گرم و تازه پیدا می کنند و پدر و مادر چیهیرو با عجله آن را می خورند ( و بعد تبدیل به خوک می شوند ) اما دخترشان به سمت قصری بزرگ می رود .

پسرکی نوجوان با نام هاکو به او هشدار می دهد قبل از فرا رسیدن شب برگردد ، اما چیهیروی یکدنده دیرتر از غروب خورشید آنجا می ماند و در نتیجه گرفتار می شود دد تعدادی روح و شبح و موجودات ترسناک دیگر پیدایشان می شود و فقط با کمک هاکو است که چیهیرو از دست اشباح رهائی می یابد . هاکو او را به زیرزمین قصر می برد و در آنجا کاماجی نیمه انسان ـ نیمه عنکبوت را می بینند که به آنها می گوید کاری برای چیهیرو سراغ ندارد . لین که یک مستخدم است چیهیرو را به بلندترین نقطه قصر می برد تا او را با یوبابای جادوگر آشنا کند ، که کل قصر را مثل هتلی بزرگ اداره می کند آسایشگاهی برای هشتاد میلیون روح با اتاق های غذاخوری ، حمام و تالارهای اختصاصی . یوبابا نام جدیدی روی چیهیرو می گذارد و او را سن می نامد و او را به عنوان کارگر استخدام می کند . همین سرآغازی است بر زندگی جدید دخترک و این که هویت جدید خود را بپذیرد و هویت قبلی را کلا ً فراموش و انکار کند .

فیلم قبلی کارگردان ، شاهزاده خانم مونونوکه ( ۱۹۹۷ ) هم مثل این فیلم انیمیشن هم کودکان و هم بزرگسالان را جذب می کرد . کارتون جدید این فیلمساز ژاپنی یک آلیس در سرزمین عجایب ژاپنی است که دنیائی قابل قبول از آدم ها ، ارواح ، حیوانات و موجودات دیگر را به تصویر می کشد . میازاکی فضائی را خلق کرده که قوانین خاص او را دارد . اگر فیلم پیامی داشته باشد این است که باید هویت اصلی خود را پیدا کرد و محکم به آن چسبید . چهل دقیقه آغازین فیلم سیر روائی قدرتمندی دارد و تماشاگر را با مکاشفاتی پی در پی میخکوب می کند . بعد فیلم وارد بحث اصلی می شود و کمی افت می کند ، اما در بخش سوم این افت جبران می شود و ایده های واقعا ً جادوئی مطرح می شود که یکی از آنها سفر با قطار ارواح از اقیانوس بی انتها برای دیدار با برادر دوقلو و شرور یوبابا ، زینبا ، است . هرچند شخصیت هائی خاص کارتون های کودکان را در اینجا داریم ، خلاقیت میازاکی باعث شده تا تماشاگر بزرگسال نیز از این فیلم کارتونی لذت ببرد .

● نویسنده و کارگردان : هایائو میازاکی

▪ بازیگران ( صداها ) : رومی هیراجی ( چیهیرو ) ؛ میا ایرینو ( هاکو ) ؛ ماری ناتسوکی ( یوبابا / زنیبا ) ؛ تاکاشی نایتو ( پدر چیهیرو ) ؛

▪ یاسوکو ساواگوچی ( مادر چیهیرو ) ؛

● محصول ۲۰۰۱ ژاپن ؛ مدت : ۱۲۴ دقیقه