نگاهی به بازیگری هیلاری سوانك, بازیگر فیلم «عزیز میلیون دلاری»

هیلاری سوانك از جمله بازیگرانی است كه یكباره خود را به همه دنیا ثابت كرد او در این چند سال اخیر آن قدر عالی بازی كرده كه آكادمی علمی و هنرهای سینمایی چاره ای جز تأیید دوباره بازی او نداشته است ولی نكته جالب این كه او هرگز یك ستاره به مفهوم عام آن نبوده و حتی اولین جایزه اسكارش هم او را به یك ستاره محبوب تبدیل نكرد

تا سال ۱۹۹۹ كسی او را نمی شناخت. او در چند فیلم مهجور بازی هایی معمولی از خود ارائه كرده بود و به نظر نمی رسید چندان پیشرفت كند تا این كه كیمبرلی پیرس او را برای بازی در نقش تینا در فیلم جنجالی پسرها گریه نمی كنند انتخاب كرد. تینا دختری بود كه می خواست پسر باشد و به لباس پسرها درآمده بود. بازی هیلاری سوانك در این نقش آن چنان تكان دهنده و بی نظیر بود كه آكادمی بدون كمترین تردیدی اسكار بهترین بازیگر نقش اول زن را به او تقدیم كرد. معمولاً بازیگران برنده اسكار بعد از بردن جایزه، در صورتی كه بازیگران مطرحی نباشند، به یكباره موقعیتهای كاری فراوانی به دست آورده و می توانند خیلی زود به ستارگانی محبوب و پولساز تبدیل شوند. برخی نمونه های این اتفاق هالی بری، نیكلاس كیج، آنتونی هاپكینز و راسل كرا بوده اند.هیلاری سوانك اما نتوانست یا شاید نخواست از این موقعیت طلایی استفاده كند. او از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۴ و بازی در فیلم اسكاری عزیز میلیون دلاری فقط در یك فیلم مطرح بازی كرد و آن هم بی خوابی ساخته كریستوفر نولان محصول سال ۲۰۰۲ بود. سوانك در بی خوابی نقش یك كارآگاه پلیس آلاسكایی را بازی می كند كه با معمای پیچیده قتل یك دختر و یك مأمور پلیس مواجه می شود. او در این فیلم با آل پاچینو و رابین ویلیامز همبازی بود. او بر طبق روند یك فیلم در هر سال تا سال ۲۰۰۴ در یك فیلم دیگر به نام هسته ساخته یان امیل ایفای نقش كرد كه چندان به چشم نیامد. اما سال ۲۰۰۴ شاید نقطه عطف زندگی هنری سوانك باشد. او با بازی در نقش یك بوكسور زن كه به دلیل آسیب دیدگی از گردن به پایین فلج می شود دومین اسكارش را مثل دفعه قبل بدون حرف و حدیث از آن خود كرد. هیلاری سوانك اكنون در مركز اخبار هالیوود قرار دارد اما با سابقه ای كه از او داریم معلوم نیست كه می خواهد به ستاره ای بزرگ تبدیل شود یا خیر. در كارنامه هنری سوانك فقط سه فیلم و سه بازی شاخص به چشم می خورد و این واقعاً عجیب و حتی خارق العاده است كه یك بازیگر از سه بازی عالی خود دوبار برنده اسكار شود. پسرها گریه نمی كنند، بی خوابی و عزیز میلیون دلاری سه فیلم شاخص دوران كاری سوانك در ظاهر هیچ ارتباطی با هم ندارند ولی نگاهی دقیق تر نشان می دهد كه شباهت های واضحی بین شخصیت های زن این سه فیلم وجود دارد كه هر سه توسط سوانك به تصویر كشیده شده اند. به نظر می رسد او در بازی در نقش های اصطلاحاً مردانه قابلیتهای بیشتری از خود بروز می دهد. روانشناسی پیچیده شخصیت تینا در پسرها گریه نمی كنند كه به قالب براندن درمی آید تا پایان فیلم به صورت معمایی لاینحل برای تماشاگر باقی می ماند و به عنوان بزرگترین نقطه ضعف فیلم مطرح می شود كه اساساً چرا تینا پسر می شود و دست به آن كارها می زند اما بازی استثنایی سوانك این ضعف واضح را استتار می كند. شاید اگر نمی دانستیم او زن است مثل تمام شخصیت های فیلم دچار اشتباه می شدیم. در فیلم بی خوابی سوانك نمونه دیگری از یك نقش كاملاً مردانه را بازی می كند. البته پلیس زن نقش تازه ای نیست؛ در بسیاری از فیلم های آمریكایی و اروپایی شاهد حضور شخصیت های زن پلیس هستیم مثل سكوت بره ها، خارج از دید، فارگو و گرفتن زندگی، اما تمام پلیس های زن این فیلم ها به وضوح ویژگی های زنانه را با خود به همراه دارند.پلیس زن فارگو باردار است، پلیس های فیلم های زن خارج از دید و گرفتن زندگی، عاشق شخصیت خلافكار ماجرا می شوند و زن بودن پلیس سكوت بره ها بر نقش ماجراهای ترسناك فیلم می افزاید اما پلیس زن بی خوابی هیچ نشانی از زن بودن خود را بروز نمی دهد. او دست بر قضا یك زن است. به عبارت دیگر اگر جای شخصیت او، یك بازیگر مرد قرار می گرفت كوچكترین تغییری در ماجرای فیلم اتفاق نمی افتاد. این كارآگاه باهوش و سرسخت با سماجت خود سرنخهای دو قتل را دنبال می كند و در نهایت قاتلان را شناسایی می كند. تقابل او با آل پاچینو هم بسیار جالب توجه است. پاچینو كه ناخواسته همكارش را به قتل رسانده می داند كه این پلیس زن بدون شك دست از دنبال كردن پرونده برنخواهد داشت. درعزیز میلیون دلاری برخلاف بی خوابی و مثل پسرها گریه نمی كنند او اول یك زن است با همان حساسیت ها و ویژگی های خاص زنان كه همین ویژگی ها عمق دراماتیك خاصی به فیلم داده و تأثیر مضاعفی بر عاطفه تماشاگر می گذارد. اما برخلاف پسرها گریه نمی كنند او مشكلی با زن بودن خود ندارد. وقتی در اثر یك ضربه ناجوانمردانه از گردن به پایین فلج می شود و به ناچار با یك دستگاه به او اكسیژن می رسانند، آنگاه زن بودن این شخصیت مردصفت بیشتر خود را نشان می دهد و بیش از پیش تماشاگر را به لحاظ عاطفی زیر فشار می گذارد. او حالا دیگر یك زن بی دفاع و زمین گیر است كه مثل یك گیاه دارد به زندگی ادامه می دهد و حیاتش وابسته به دستگاه های پیشرفته پزشكی است. وقتی تصمیم می گیرد بمیرد و از ایستوود می خواهد او را از این زندگی نباتی نجات دهد باز هم مردصفت بودن مگی را به رخ می كشد.هیلاری سوانك بی تردید بازیگر بزرگی است. او گزیده كار است و این را قبلاً نشان داده اما هنوز برای ستاره شدن راه درازی در پیش دارد. به هر حال او خود را به عنوان یك بازیگر متفاوت به همه ثابت كرده است.