تریلری عاشقانه با پس زمینه یی روانکاوانه

گزارشی از پشت صحنه فیلم سایه روشن, تازه ترین کار فرزاد موتمن

این فیلم با چهار کاراکتر در یک خانه می‌گذرد و روایتی غیرخطی دارد

این فیلم خیلی متفاوتی است، از آن فیلم‌هایی که حتی سینمای ایران هم به سمتش نرفته است

من انتظار دارم که اجازه بدهند فیلم‌های دلخواه خودم را بسازم. اگر این اتفاق نیفتد، من اذیت می‌شوم والا صرف ساختن فیلمی مثل پوپک من را اذیت نمی‌کند. فیلمی مثل پوپک در گونه فیلم‌هایی است که سینمای ایران هم به آن احتیاج دارد.فیلمسازهای دنیا همه این کار را کرده‌اند و در این نوع سینما هم فیلم ساخته‌اند

برای تهیه گزارش پشت صحنه فیلم «سایه روشن» آخرین ساخته فرزاد موتمن باید به خانه‌یی بزرگ در خیابانی حوالی کامرانیه برویم. گروه فیلمبرداری شب کار هستند و تازه از سر شب کار آنها شروع می‌شود. با ورود به لوکیشن فیلم، جمال ساداتیان که همیشه تهیه‌کننده خوش برخوردی است، استقبال خوبی می‌کند. مریم نراقی، مشاور رسانه‌یی فیلم هم که هماهنگی‌های لازم را انجام داده حضور دارد. جمال ساداتیان من را به فرزاد موتمن کارگردان فیلم این گونه معرفی می‌کند: این خبرنگار جوان تا چند هفته قبل در روزنامه مرحوم بهار کار می‌کرد و حالا به روزنامه اعتماد رفته است. فرزاد موتمن در سینمای ایران گونه‌های مختلفی را تجربه کرده است.

از فیلمی مثل «جعبه موسیقی» در گونه کودک و نوجوان گرفته تا کمدی پرفروشی مثل «پوپک و مش ماشاءلله». اما خودش اعتقاد دارد چنین فیلم‌هایی از سلیقه او بسیار دور هستند و به اجبار به سمت ساخت آنها رفته است. اما همین فیلم «پوپک و مش ماشاءلله» با بازی امین حیایی و مهناز افشار در زمان اکران خود توانست به باشگاه میلیاردی‌ها بپیوندد.

با این وجود علاقه‌مندان جدی سینما همچنان او را با فیلم‌هایی چون«شب‌های روشن» و «باج خور»و «صداها» به یاد دارند. این کارگردان عاشق گدار در تلویزیون تله‌فیلم‌های قابل توجهی هم ساخته است که در نوع خودشان قابل تامل هستند. آخرین حضور او در تلویزیون به سریال«نون و ریحون» برمی‌گردد که در ماه رمضان چند سال قبل شاهد پخش آن از شبکه تهران بودیم و در زمان نمایش خود سریال بحث‌برانگیزی شد.

با توجه به اینکه «نون و ریحون» نخستین تجربه موتمن در زمینه سریال‌سازی بود، او قصد داشت که این رویه را همچنان ادامه دهد، به همین خاطر مدت‌ها به دنبال ساخت سریالی با مضمونی جنایی بود که به دلایلی هیچ گاه عملی نشد.

مواجهه محمدرضا فروتن و شقایق فراهانی

فیلمبرداری بخش‌هایی از فیلم «سایه روشن» در طبقه دوم خانه‌یی بزرگ در کامرانیه انجام می‌شود. در این سکانس محمدرضا فروتن و شقایق فراهانی با هم روبه‌رو می‌شوند. فروتن در اتاقی است که فراهانی پشت در ِ آن قرار دارد و قرار است با باز شدن در توسط فروتن و رودررو شدن او با فراهانی این سکانس فیلمبرداری شود. چندین بار این صحنه تمرین می‌شود تا آنچه مطلوب کارگردان است، به دست بیاید.

موتمن به بازیگران در توضیح این پلان می‌گوید: پلان با در بسته شروع می‌شود و با در باز تمام می‌شود.

شقایق فراهانی: من برنگشتم برای اینکه حامله بودم.

محمد رضا فروتن (با صدای بلند): خوب می‌دونم چرا برنگشتی

شقایق فراهانی: تو بیمارستان بهت گفتم که سرطان دارم ولی قضیه چیز دیگری بود.

در سکانس دیگری که در همان شب چند بار تمرین شده و با چندین برداشت گرفته می‌شود،

فروتن با صدای بلند می‌گوید: دلت می‌خواست دخترت فکر کنه من از پله‌ها هلت دادم پایین، تا یک عمر از من

بدش بیاد. در بخش‌هایی از این سکانس‌ها به شقایق فراهانی توضیح داده می‌شود که روسری‌اش یک مقدار عقب است و باید درست شود.

یا در جایی دیگر آقای موتمن با عوامل چک می‌کند که آیا آقای فروتن دیالوگ خود را دقیق و به طور کامل می‌گوید.

در بخشی دیگر برای بهتر شدن کار موتمن خطاب به فروتن می‌گوید: آقای فروتن می‌خواهید از آخرین دیالوگ پلان قبل شروع کنیم؟

موتمن مراقب همه‌چیز است. او به شقایق فراهانی می‌گوید: شقایق رویت را به سمت دوربین برگردان. بعد از چندین بار تمرین و گرفتن برداشت‌های متعدد بالاخره رضایت آقای کارگردان جلب می‌شود و می‌گوید: ما دوست داشتیم و خطاب به می‌گوید: اگر مشکلی نیست برویم سراغ ادامه کار...

داستان و عوامل فیلم سایه روشن

بر اساس آنچه در خبرگزاری‌های رسمی منتشر شده، «سایه‌ روشن» داستان مرد میانسالی به نام رامین است که دچار فراموشی شده و زنی به او کمک می‌کند که حافظه‌اش را به دست آورد. «سایه روشن» تریلری عاشقانه‌ است.

این فیلم با چهار کاراکتر در یک خانه می‌گذرد و روایتی غیرخطی دارد. محمدرضا فروتن، شقایق فراهانی، الهه استیری، سونیا اسپهروم در این فیلم به ایفای نقش می‌پردازند و موسسه روانشناسی سیاوشان به مدیریت دکتر سیدحسین مجتهدی مشاوره روانشناسی این فیلم را برعهده دارد.

گفت‌وگو با فرزاد موتمن کارگردان فیلم سایه روشن

آقای موتمن فکر کنم این فیلم در کارنامه شما کار متفاوتی باشد.

سایه روشن جزو آن دسته از فیلم‌هایی است که با عشق و علاقه کارش می‌کنم. من دو نوع فیلم دارم: یک جور فیلم‌هایی که دوست‌شان دارم و فکر می‌کنم سینمای ایران به این تجربه‌ها نیاز دارد، ولی متاسفانه این تجربه‌ها ادامه پیدا نمی‌کند. مثل شب‌های روشن یا صداها و هفت پرده. اما سینمای ایران خطر نمی‌کند که به سمت چنین تجربه‌هایی حرکت کند. سایه روشن از جنس همان فیلم‌هاست. در ضمن فکر می‌کنم آنقدر جذاب و هیجان‌برانگیز است که بتواند مخاطب وسیع‌تری را به خودش جذب کند. از یک جهت بسیار خوشحالم که با تهیه‌کننده بسیار خوبی مثل جمال ساداتیان کار می‌کنم و از طرف دیگر خوشحالم که بعد از چهار، پنج سال که پروژه‌هایم متوقف می‌شد و هیچ حمایتی از آنها صورت نمی‌گرفت، بالاخره شرایطی پیش آمده است که فیلم‌هایی از این دست بسازیم. سینمایی که در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ به وجود آمده بود و در هفت؛ هشت سال بعد از بین رفت، سینمایی که تنوع خوبی در آن وجود داشت و ناگهان آن تنوع از بین رفت. امیدوارم امسال و سال آینده، شرایطی در سینمای ایران ایجاد شود که امکان ساخت فیلم‌های متنوع در آن وجود داشته باشد.

اشاره کردید که برخی از فیلم‌هایتان را دوست ندارید. چرا وقتی یک کاری را دوستش ندارید کارگردانی آن را قبول می‌کنید؟

به هر حال یک فیلم‌هایی سفارشی بودند و از سلیقه من دور بودند مثل پوپک و مش ماشاءلله. اما این به این معنی نیست که دوستش نداشته باشم. چون به این نوع فیلم هم اعتقاد دارم. فیلمی که قرار است در گیشه جواب بدهد و فیلم مفرحی باشد.

زمانی که فیلم پوپک و مش ماشاءلله اکران شد، با ابراهیم حاتمی‌کیا صحبت می‌کردم او از ساخت فیلمی مثل پوپک و مش ماشاءلله خیلی ناراحت بود. از اینکه سینماگر تحصیلکرده‌یی مثل شما به سمت ساخت چنین فیلمی رفته عصبانی بود و ساخت این فیلم توسط شما را نشانه بالا بردن دست‌های سینمای ایران به نشانه تسلیم در مقابل سینمای مبتذل و سطحی می‌دانست. حتی تلخی ساخت این فیلم را به تلخی یک اتفاق در یکی از جنگ‌های جهانی تشبیه می‌کرد! به نظر می‌رسد بعد از گذشت چند سال از ساخت این فیلم خود شما هم چندان از این فیلم دفاع نمی‌کنید.

من خیلی از تجربه ساخت این فیلم ناراضی نیستم. گرچه فیلمی بود که خیلی خوب در گیشه جواب داد و پرفروش‌ترین فیلم سال شد.

البته من فکر می‌کنم شما وقتی که برخورد بسیار بدی با فیلم «صداها» شد، تصمیم گرفتید که فیلم پوپک را بسازید برای اینکه نشان بدهید که فیلم پرفروش هم می‌توانید بسازید.

متاسفانه فیلم «صداها» بسیار بد اکران شد. من انتظار دارم که اجازه بدهند فیلم‌های دلخواه خودم را بسازم. اگر این اتفاق نیفتد، من اذیت می‌شوم والا صرف ساختن فیلمی مثل پوپک من را اذیت نمی‌کند. فیلمی مثل پوپک در گونه فیلم‌هایی است که سینمای ایران هم به آن احتیاج دارد. فیلمسازهای دنیا همه این کار را کرده‌اند و در این نوع سینما هم فیلم ساخته‌اند. ولی خوب پوپک و مش ماشاءلله فیلمی نیست که با سلیقه شخصی من جور باشد.

یعنی اگر شرایط دیگری بود این فیلم را نمی‌ساختید؟

شاید سراغ ساخت فیلمی مثل پوپک نروم. اگر شرایط ساخت فیلمی جدی مهیا باشد.

فضای فیلم سایه روشن که در حال حاضر روی آن کار می‌کنید به کدام یک از فیلم‌هایتان شبیه است؟

یک کار خیلی متفاوت است. این فیلم یک تریلر عشقی است با پس‌زمینه روانکاوانه و با وجود آنکه کاراکتر‌ها و لوکیشن فیلم محدود است، اما موقعیت آدم‌ها به شکل رادیکالی مرتب در حال تغییر است. در نتیجه از لحاظ داستانی فیلمی به‌شدت هیجان برانگیز است.

در کارنامه خودتان هم فیلم متفاوتی است؟

بله، فیلم خیلی متفاوتی است و از آن جمله فیلم‌هاست که حتی سینمای ایران هم به سمتش نرفته است.

یعنی این ریسک را هیچ‌وقت انجام نداده است؟

بله سینمای ما هیچ‌وقت به طرف چنین فیلم‌هایی نرفته است.

فکر می‌کنید تماشاگر استقبال کند؟

امیدوارم تماشاگر از این فیلم استقبال کنند. اصولا هر فیلمسازی که فیلم می‌سازد، دوست دارد که تماشاگر از آن استقبال کند.

نحوه انتخاب بازیگران چطور بود؟

محمدرضا فروتن و شقایق فراهانی دو تا از بازیگران حرفه‌یی سینمای ما هستند. با شقایق فراهانی پیش از این کار کرده بودم. آنها بر پایه ویژگی‌ها و توانایی‌هایی که داشتند انتخاب شدند. ما در سایه روشن یک بازیگر هم داریم که برای نخستین‌بار بازی می‌کند: «الهه استیری» که امیدوارم بازی‌اش دیده شود.

سراغ جمال ساداتیان می‌روم. تهیه‌کننده‌یی که با موسسه فرهنگی بشرا در سال ۱۳۷۸ با تولید فیلم سینمایی «به من نگاه کن» به کارگردانی شهرام اسدی شروع و در سال‌های مختلف تولیدات خوبی را در کارنامه‌اش ثبت کرد. از سریال خواب‌ و بیدار (مهدی فخیم‌زاده) تا به رنگ ارغوان (ابراهیم حاتمی‌کیا) از چهارشنبه سوری (اصغر فرهادی) تا دایره زنگی (پریسا بخت‌آور) و البته کارهای متفاوتی مثل شبانه‌روز (امید بنکدار- کیوان علیمحمدی و برف روی کاج‌ها (پیمان معادی) . او همکاری‌اش را با فرزاد موتمن این گونه توضیح می‌دهد. فرزاد موتمن چند تا فیلمنامه به من داده بودند که که از میان آنها فیلمنامه «سایه روشن» نظرم را جلب کرد چون از بقیه جذاب‌تر بود. البته فیلمنامه‌های دیگری هم داشت که به نظرم آنقدر هزینه‌های سنگینی داشت که حتی ساخت آن از عهده بخش خصوصی هم خارج بود.

یعنی این فیلمنامه‌ها را صرفا به دلیل بیک پرودکشن بودن رد کردید؟

این فیلمنامه‌ها تولیدی عظیم و بازیگرهای زیادی می‌خواستند. به همین خاطر تولید طولانی‌تر و در نتیجه هزینه‌های بیشتری را هم طلب می‌کردند. هزینه‌هایی که صرف تولید فیلم می‌شود تنها هزینه‌های یک فیلم نیستند. الان هزینه‌های تبلیغاتی و پخش یک فیلم از هزینه‌های تولید یک فیلم بیشتر می‌شود. در شرایط کنونی ساخت فیلم‌های پر هزینه از بضاعت بخش خصوصی سینمای ایران خارج است. آنچه باعث شد ما این فیلم را بسازیم قصه و داستان متفاوتش بود. در سال‌های اخیر به دلیل فضای ملتهب، اکثر فیلم‌ها دارای مضامین یکنواختی بودند وجسارت لازم در فیلم‌ها وجود نداشت. تنوع و پیام و فرم متفاوتی که فیلمنامه داشت ما را ترغیب به ساخت این فیلم کرد و احساس کردیم جای چنین فیلم‌هایی در سینمای ایران بسیار خالی است. به همین دلیل همین موضوع انگیزه خوبی شد که ساخت این فیلم را پیگیری کنیم. جذابیتی که این قصه دارد، این است که تمام اتفاقات در یک لوکیشن با چهار تا بازیگر اتفاق می‌افتد. در این وضعیت باید سایه روشن از ویژگی‌های خاصی برخوردار باشد و کارگردانی و فرم متفاوتی را داشته باشد. فیلمسازی مثل فرزاد موتمن به سینما اشراف زیادی دارد و کار خود را بلد است. او این اطمینان را در من به وجود آورد که این قصه را می‌تواند بسازد و به همین خاطر تولید فیلم را شروع کردیم. به نظرم این فیلم کار بسیار متفاوتی در سینمای ایران است.

این تفاوت را در چه می‌بینید؟

نوع روایت قصه و کارگردانی‌اش.

سایه روشن به اندازه فیلم شبانه‌روز که خود شما تهیه کردید یا صدا‌های موتمن متفاوت هست؟

به نظرم یک کمی متفاوت‌تر از آنهاست.

از آنها هم پرمخاطب‌تر می‌شود؟ با توجه به اینکه موتمن می‌گفت می‌تواند فیلمی پرمخاطب باشد.

ما جامعه‌یی هستیم با ۷۰ میلیون جمعیت و بسیاری از مردم ما تحصیلکرده هستند و سینمای ما خیلی فیلم‌های زیادی برای مخاطبان روشنفکر ندارد. اگر سالی صد فیلم در سینمای ایران ساخته شود، حدود ۲۰ درصد این فیلم‌ها باید برای قشر متوسط به بالای جامعه ما در نظر گرفته شود. ولی در سال فقط یکی، دو درصد از این فیلم‌ها ساخته می‌شود.

این تصور غلط وجود دارد که سینما فقط برای عوام جامعه است. اینکه فیلمهای سطحی ونازل بسازیم برای اینکه پای عوام را به سینما باز کنیم. این بخشی از سینماست که من منکر آن نیستم ولی بخشی از سینماهم باید برای آدم‌های الیت و روشنفکر جامعه باشد. ما در سینمای اروپا و امریکا از این دست فیلم‌ها را زیاد می‌بینیم ولی در سینمای خودمان کمتر این فیلم‌ها ساخته می‌شوند. همین فیلم آقای موتمن یک تیم قدر مشاور در حوزه روانشناسی دارد. آدم‌هایی که دراین حوزه تبحر دارند. آنها صفر تا صد این فیلمنامه را مدیریت کرده‌اند. از منظر آنها سایه روشن فیلمنامه‌یی کاملا روانشناختی است. شاید این فیلم برای مخاطب عادی جامعه چندان کار مطلوبی نباشد چون کسانی که چنین فیلم‌هایی را می‌بینند باید یک عقبه ذهنی داشته باشند. این فیلم برای کسانی که یک پیشینه مطالعاتی دارند، می‌تواند جذاب باشد.

درباره انتخاب بازیگران فیلم مقداری توضیح می‌دهید.

خب طبعا انتخاب بازیگران توسط آقای موتمن انجام شده بود.

آیا شما هم نظر خاصی در این مورد داشتید؟

نه تقریبا نظرات‌مان مشترک بود. البته خیلی کار سختی هم نبود چون

سایه روشن سه تا شخصیت بزرگسال دارد و وقتی بازیگران این فیلم را دعوت به کار کردیم خیلی استقبال کردند.

فیلم به جشنواره فیلم فجر می‌رسد؟

بله، قطعا به جشنواره می‌رسد. اوایل آذر قطعا فیلمبرداری ما تمام می‌شود. همزمان کارهای فنی هم در حال انجام است.

فکر می‌کنید فیلم چه بازتابی در جشنواره داشته باشد؟

این فیلم برای خود من جذاب بوده و فکر می‌کنم برای آدم‌هایی که مثل من فکر می‌کنند هم باید جذاب باشد. از آن کارهایی است که تدوین نقش بسیار مهمی در آن دارد.

در پشت صحنه فیلم تازه فرزاد موتمن با هر کسی که صحبت می‌کنیم و از دلایل حضورش در این فیلم می‌پرسیم فارغ از نام کارگردان که آثار خوبی در کارنامه کاری‌اش ثبت شده، از فیلمنامه «سایه روشن» می‌گوید که کاری نو و عمیق در سینمای ایران است. به سراغ امیر افشار، فیلمنامه‌نویس این کار می‌روم و از او می‌خواهم کمی درباره فضای این کار توضیح دهد.

افشار می‌گوید: به جرات می‌توانم ادعا کنم این مدل فیلم تا الان در سینمای ایران ساخته نشده است. به لحاظ ساختاری مدل روایی فیلم به گونه‌یی است که غیرخطی تعریف می‌شود و زمان فیلم غیرنیوتنی است. درلایه‌یی از فیلم اتفاقات به شکل رئال و واقعی نمود پیدا می‌کند و در لایه‌یی دیگر به نظر می‌رسد همه صحنه‌هایی که می‌بینیم رویاست.

مرزبین واقعیت و رویا مخدوش است. زمان واقعی و رئال از درونش قابل استخراج نیست. این نوع کارها در سینمای اروپا و سینمای مستقل امریکا بیشتر کار شده و طرفدارهای خاص خودش را دارد ولی در سینمای ایران تا به حال این مدل فیلم ساخته نشده است.

مثلا در شکل رادیکالش می‌توان به فیلم «بزرگراه گمشده» دیوید لینچ اشاره کنم یا در مدل‌های سبک‌ترش به فیلم «نردبان جیکوب». فیلم‌هایی که در چند زمان متفاوت دارند اتفاق می‌افتند ولی شما زمان‌ها را از هم نمی‌توانید تفکیک کنید. زمان‌ها در هم ادغام می‌شوند و در جاهایی از هم فاصله می‌گیرند بدون اینکه به زمان واقعی اعتنایی کنند. از این جهت «سایه روشن» فیلم متفاوتی است و تجربه جدیدی در سینمای ما است. سبک این فیلم سوررئالیستی و فراواقعی است.

داستان فیلم به دلایلی که گفتم توضیح دادنش مشکل است. با دیدن فیلم می‌شود یک خط داستانی تقریبا شفاف را از داخلش استخراج کرد و از جهت دیگر دلایل دیگری وجود دارد که داستان فیلم مخدوش شود. برای اینکه در لایه دیگر فیلمنامه، نگاه رویاگونی وجود دارد و اتفاق‌ها در ذهنیت و توهمات ذهنی یک شخصیت روی می‌دهد. به همین خاطر من نمی‌توانم یک خط داستانی مشخص را برای شما تعریف کنم.

با این فضایی که در فیلم وجود دارد وقتی فیلمنامه را به جمال ساداتیان و فرزاد موتمن دادید چه واکنشی نشان دادند؟

خب من این فیلمنامه را قبلا نوشته بودم. این فیلمنامه چهار سال پیش نوشته شده بود. نسخه اولیه فیلمنامه را به فرزاد موتمن دادم بخواند. فیلمنامه را که خواند خیلی دوست داشت. دراین مدت تلاش‌هایی کرد که این فیلمنامه را به نتیجه برساند. تا اینکه جمال ساداتیان فیلمنامه را خواندند و به آن علاقه‌مند شدند. این تهیه‌کننده به فیلمنامه‌های جدی و تجربه‌های نو علاقه دارد و کارنامه‌شان هم این را نشان می‌دهد.

شب از نیمه گذشته و گروه همچنان پرتلاش به کارش ادامه می‌دهد. فرزاد موتمن خستگی‌ناپذیر به نظر می‌رسد و محمدرضا فروتن و شقایق فراهانی از تکرار پلان‌ها خم به ابرو نمی‌آورند. جمال ساداتیان به دقت کار را دنبال می‌کند و قصد ندارد در دفتر کارش نظارت از دور داشته باشد. باید منتظر جشنواره فیلم فجر بود و قضاوت را به بعد از نمایش این فیلم سپرد.

محمد تاجیک