نمونه هایی از کارکردهای سیاسی هالیوود

شکی نیست که سینمای هالیوود برای مسائل مختلف اجتماعی و سیاسی از قبل برنامه ریزی و بسترسازی فرهنگی انجام می دهد

شکی نیست که سینمای هالیوود برای مسائل مختلف اجتماعی و سیاسی از قبل برنامه‌ریزی و بسترسازی فرهنگی انجام می‌دهد. همین ۵ - ۴ سال پیش بود که ترس زنان آمریکایی از زایمان و عوارض آن، موجی از فیلم‌هایی را در پی داشت که با هدف تشویق و ترویج فرهنگ تشکیل خانواده و بچه‌دار شدن روانه اکران سینماها شدند. این نوع بسترسازی هالیوود به نوعی پاسخ به نیازهای جامعه محسوب می‌شود که روی مثبت سیاست‌گذاری‌های هالیوود است و بد نیست اصحاب رسانه ما هم به آن توجه داشته باشند. نمونه نزدیک‌تر از این قبیل، فیلم‌هایی است که این روزها پس از سقوط وال‌استریت ساخته می‌شوند و در آن‌ها روندی برخلاف رؤیای آمریکایی شامل خوب نشان دادن آدم‌های پولدار (نظیر بروس وین در بتمن و تونی استارک در مرد آهنین) پی گرفته شده است. مثلا در فیلم «سرقت از برج» (Tower Heist) شاهد یک آدم پولدار به شدت پست به عنوان آدم بد داستان و دربان و خدمه یک هتل به عنوان انسان‌های شریف قصه هستیم که انتقام خود را از پولدارها می‌گیرند و شهروندان عادی این روزهای آمریکا با دیدن آن به لحاظ هیجانی تخلیه می‌شوند و با رضایت از این‌که حرف آن‌ها در فیلم زده شده است سالن را ترک می‌کنند.

● سیاست‌های طولانی مدت

اما نوع دیگری از سیاست‌گذاری نیز در هالیوود وجود دارد، که بیشتر به خط‌دهی و جهت‌دهی افکار عمومی شبیه است؛ چرا که تا پیش از ساخته شدن آن فیلم‌ها در اذهان عمومی آمریکا هیچ پیش‌زمینه‌ای در آن‌ باره وجود نداشته است. مثلا پس از حادثه ۱۱ سپتامبر و انفجار برج‌های تجارت جهانی و موضع‌گیری سخت دولت ایالات متحده علیه مسلمانان که دو جنگ افغانستان و عراق را در پی داشت، این سؤال در اذهان تحلیل‌گران پدید آمد که چطور مردم آمریکا این‌قدر راحت قبول کردند که این حادثه تروریستی از سوی مسلمانان ترتیب داده شده است؟ در حالی‌که تا پیش از آن هیچ سابقه تاریخی از اقدام یک مسلمان علیه دولت ایالات متحده در خاک این کشور وجود نداشت! در پاسخ به این پرسش خیلی‌ها به سیاست مسلمان‌ستیز پروری هالیوود اشاره کردند و با آوردن نمونه‌های مختلف از فیلم‌های جیمز باندی گرفته تا پویانمایی‌های کمپانی دیزنی در صدد توضیح این روند برآمدند که چگونه توسط همین فیلم‌ها، افکار عمومی آمریکا به مرورعلیه مسلمانان برانگیخته شده است و مسلمانان به عنوان جبهه تاریکی و بدی به مردم این کشور شناسانده شده‌اند. مثلا در فیلم پویانمایی «شیر شاه» (Lion King) نقش منفی ماجرا با آن یال‌های سیاه و چانه‌ای که شبیه به ریش طراحی شده بود کاملا تداعی‌کننده یک چهره شرقی است. به‌خصوص که در هر سکانسی هم که حضور داشت، هلال ماه که نشان اکثر کشورهای مسلمان است به صورت درخشان و واضح در نقطه تأکید کادر قرار داشت. در فیلم علاءالدین هم شخصیت جعفر همین خصوصیات را دارد. به‌طور کلی در بیشتر پویانمایی‌های تولیدی هالیوود از «دیو و دلبر» (Beauty and the Beast) گرفته تا «شرک» (Shrek) نقش بد ماجرا مو مشکی و ابرو سیاه است.

● سیاست‌های کوتاه مدت

حتی اگر چنین سابقه‌چینی‌های طولانی مدتی را هم قبول نداشته باشیم، نظام هالیوود نمونه‌های خیلی واضح‌تر را هم فراروی ما قرار می‌دهد که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

تیم آمریکا؛ پلیس جهان/ با وجود بسترسازی‌های قبلی وقتی حرف از وارد شدن ایالات متحده به جنگ با افغانستان به میان آمد، جمعی از چهره‌های سیاسی و فرهنگی کشور در برابر مواضع جورج بوش ایستادگی کردند. در نتیجه این فیلم عروسکی خوش‌ساخت، روانه اکران سینماها شد که در آن نقش بد اصلی، رهبر کره شمالی بود اما در سکانس افتتاحیه فیلم یکی از اعضای ارتش آمریکا در خاک افغانستان مورد اصابت گلوله قرار می‌گرفت که با آن سکانس اسلوموشن خیلی هم تأثیرگذار از کار درآمده است.

مرگ یک رئیس‌جمهور/‌ در اواخر دوره ریاست‌جمهوری جورج بوش و زمانی که جمهوری‌خواهان، ریاست خود را بر کشور در دوره بعد از دست رفته می‌دیدند، با این فیلم درصدد برآمدند که حس همدردی جامعه آمریکا را نسبت به جورج بوش برانگیزند و زمینه تداوم قدرت جمهوری‌خواهان را فراهم کنند. این فیلم کاملا شبیه به یک فیلم مستند به نظر می‌رسد تا این‌که در دقیقه ۲۰، جورج بوش ترور می‌شود که با توجه به مستند بودن تصاویر اولیه آدم را به شدت تکان می‌دهد و کاملا غیرمنتظره است و بعد شروع می‌کند به نمایش دادن حس ناامنی که از این اقدام به مردم دست می‌دهد. فیلم به شدت در مواضع خودش موفق و تأثیرگذار عمل می‌کند. همین قسمت از ماجراست که چهره‌ای منفور را از سیاست‌های هالیوود به نمایش می‌گذارد. چرا که طرز فکر عمومی را با توجه به منافع خودش نظام می‌دهد و تصویری غیرواقعی از کشورهای دیگر به خورد شهروندان آمریکایی می‌دهد.

سگ را بجنبان/ اما یک فیلم هم هست که جدای از این جهت‌دهی‌ها مستقیما به معرفی عالم سیاست در آمریکا می‌پردازد، فیلمی به نام «سگ را بجنبان» که در آن فساد اخلاقی رئیس‌جمهور علنی شده است. مشاوران او سعی در هدایت افکار عمومی دارند تا او برای دور دوم هم انتخاب شود. خبرهایی از جنگی فرضی با همکاری یکی از تهیه‌کنندگان هالیوودی تهیه و از رسانه‌ها پخش می‌شود، محبوبیت رئیس‌جمهور افزایش پیدا می‌کند. رقیب برای این‌که اعتماد مردم به حکومت از بین نرود و در انتخابات شرکت کنند حرفی از دروغگویی دولت نمی‌زند و...

نویسنده: سیدمهدی حسینی