|
۱۷ خرداد ماه ۱۳۳۸ نخستین مجسمه فردوسی در میدانی به همین نام در تهران نصب شد. این مجسمه که جنس مناسبی نداشت و به تعبیر فریدون صدیقی، ساختار مناسب و در خور شأن فردوسی را نداشت، در اواخر سال ۱۳۵۰، جای خود را به مجسمه فردوسی ساخته استاد ابوالحسن صدیقی۱داد.
به این بهانه با فریدون صدیقی که مجسمه سازی را همانند پدر دغدغه کارش قرار داده است، گفتگو کوتاهی کردیم.
گویا در میدانی ۲در شهر رم نیز مجسمه فردوسی توسط پدر شما ساخته شده است، لطفاً در این باره توضیح بفرمائید.
ـ مجسمه ای که شما به آن اشاره می کنید نیز چهره فردوسی است اما این تفاوت بین دو مجسمه فردوسی در رم و تهران وجود دارد که آن یکی نشسته و مجسمه فردوسی تهران ایستاده است. البته این مجسمه که امروز در تهران دیده می شود جایگزین مجسمه ای است که هندی ها ساخته بودند که هم کیفیت بدی داشت و ساختار آن مانند جوکی های هندی بود.
قضیه ساخت مجسمه فردوسی تهران به آنجا برمی گردد که پدرم زمانی که درحال ساخت مجسمه نادرشاه در ایتالیا بود، مجسمه فردوسی را از سنگ مرمر «کارارا» ساخت و سپس این مجسمه را درسال ۱۳۴۸ در ایتالیا تمام کرد و مجسمه فردوسی درسال ۱۳۵۰ از طریق بندر خرمشهر وارد تهران شد و سپس اواخر سال پنجاه با همت انجمن آثار ملی این مجسمه توسط من در جای فعلی نصب شد.
▪ سنگ «کارارا» چه ویژگی هایی دارد؟
ـ سنگ مرمر «کارارا» برخلاف دیگر سنگ های «مرمر» از رشته و رگه های دولومیتی و از رگه نرم آذرین است و از رگه سخت و نیم سخت گرانیتی تشکیل می شود رنگ مرمر «کارارا»، استخوانی است و رگه گرانیتی آن خیلی عمق ندارد و پخته شده نیست و قابلیت حجاری دارد. حتی میکل آنژ در ۶۰۰ سال پیش هم از این سنگ استفاده می کرد. تمام مجسمه های سنگی پدر از مجسمه های رم ایتالیا و فردوسی مشهد، تهران، خیام نیشابور، خیام تهران در پارک لاله، همگی از مرمر کارارا هستند.
▪ انجمن آثار ملی چرا از ابتدا برای مجسمه فردوسی به استاد ابوالحسن صدیقی سفارش نداد؟
ـ درسال ۱۳۱۳ هزاره فردوسی در تهران برگزار شد و در نظر داشته باشید که انجمن آثار ملی درسال ۱۳۲۴ ثبت شد. حتی پدرم مجسمه ای از گچ ساخته بودند که در محل وزارت معارف وقت نصب شده بود ولی از قرار وقتی می خواستند این مجسمه گچی را منتقل کنند، این اثر هنری شکست و تخریب شد!
حتی پدر، نیم تنه ای از فردوسی ساخت که ربودند و در عشق آباد بردند و با برنز ریخته گری کردند و به نام خود و حساب خود جازدند! به هر حال از سال ۱۳۲۴ که انجمن تاسیس شد، پدر در آنجا چهره های مشاهیری چون سعدی، ابن سینا، خواجه نصیر، باباطاهر، حافظ، خیام، فردوسی و دیگر چهره ها را ساخت و به ثبت رسانید.
▪ منظور از ثبت چهره چیست؟
ـ منظور این است که من اگر به عنوان یک مجسمه ساز بخواهم بار دیگر مجسمه ای از خیام بسازم فقط در نوع لباس او می توانم خلاقیت به خرج بدهم.
▪ چگونه شما این راه را ادامه دادید؟
ـ مقر من شهر وین اتریش بود و من در آنجا مشغول به مرمت مجسمه های کاخ های سلطنتی و مجسمه های کلیساها بودم. این مجسمه ها اکثراً در حین جنگ جهانی دوم تخریب شده بودند. من هنوز هم مرمت کار میراث فرهنگی اتریش هستم. من در ایران آثار پدر را مرمت می کردم و حتی در میراث فرهنگی ایران از آنها استعلام کردند که من مرمت کار هستم یا خیر. آنها هنوز هم دعوت می کنند که فلانی بیا و مجسمه های ما را ترمیم کن و گویا هنوز فکر می کنند که من جوان هستم.
▪ مجسمه فردوسی در مشهد را پدر در کجا ساختند؟
ـ مجسمه فردوسی مشهد نیز در ایتالیا ساخته شد و از بندر خرمشهر وارد ایران شد و سپس با یک خودروی کمرشکن ارتش به مشهد رفت و من این مجسمه را نصب کردم.
▪ رامین فرزند شما در نشر موسیقایی هرمس مشغول پخش آثاری است که از نظر من بیشتر صورت تجسمی دارد و ساختار ذهنی را بسط می دهد. آیا این از ویژگی های میراث هنرهای تجسمی در صدیقی ها است یا رابطه عینی هنر است؟
ـ اصولاً شاخه های هنری معماری و موسیقی ارتباطی با هم ندارند. اما هرچند این دو هنر، استقلالی در محدوده عینیت خود دارند، یک مجسمه ساز در حین کار موسیقی گوش می دهد. یعنی یک هنرمند مجسمه ساز می تواند هر نوع اثری از کلاسیک تا جهانی و یا چیز دیگری را بشنود و مجسمه خود را بسازد ولی یک موسیقیدان نمی تواند در حین نواختن موسیقی، مجسمه بسازد.
▪ در واقع پاسخ شما این است که هنر موسیقی سیال است و هنر مجسمه سازی قائم به مکان و ایستایی است، اما منظور من درآمیختن این دو است. آیا این آمیزش را تحسین می کنید؟
ـ اصولاً سبک های مختلف موسیقی از باروک و گوتیک که در کلیساها نمود پیدا می کند، چون کلیساها در محراب خود پذیرای مجسمه بودند و حتی نقش برجسته های فراوانی داشت می توانست تاثیر ویژه ای به موسیقی آن مکان ببخشد. امروزه اگر ارکستری بخواهد کنسرت بدهد و این سالن موسیقی دارای هویت مکانی باشد مطمئناً نوع خاصی از موسیقی را خواهید شنید که متناسب با مکان اجرای آن است همانند کنسرت های گروه موسیقی نور که آلبوم های آن موجود است. |