معماری و تزیینات اسلامی

غیر از بازارچه ها بازارهای بزرگی برای هر شهر ساخته می شد این بازارها برای هر صنف جداگانه و بنا به احتیاجات و نوع شغل آنها شکل ساختمان تغییر پیدا می کرد مثلاً رنگرزها غیر از دکان کوچکی که محل فروش کلافهای قالی برای رنگرزی از روی نقشه قالیها بود کارگاه وسیعی داشتند

● معابر

در شهرهای اسلامی همان‌طور که قبلاً ذکرشد معابر اهمیت زیادی داشتند البته معابر بسته به وضع جغرافیائی شهرهای مختلف از لحاظ مسطح بودن یا در زمینه کوهها قرارگرفتن متفاوت است.

معابر شهرهای بزرگ اغلب سنگفرش و گاهی بشکل گرده ماهی، کف بندی شده بود که آب باران به جویهای دو طرف داخل شده و به فاضل آب شهر می‌ریخت.

کوی و برزنها که مرکز خانه‌های مسکونی بشمار می‌رفت با کوچه‌های باریک پیچ در پیچ به خیابانها اتصال می یافت.

کوچه های هر محله بهم متصل بوده و در انتها و ابتدایش طاقی‌هائی که به دروازه شبیه بود قرار داشت. اغلب آنها با آجر یا سنگ ساخته می شد و در بزرگی از چوب که گل میخهای بزرگی به آن کوبیده شده بود و از پشت کلون و بست های آهنین محکمی آنرا حفاظت می‌کرد جلو آن قرارداشت. در هنگام حمله به شهر این درها بسته می شد و در محوطه بالای دروازه محل‌هائی برای قراولها و نگهبانان موجود بود که روزنه‌های کوچکی در دیوارها برای تیراندازی احداث کرده بودند. با این نوع معابر هر محله‌ای می‌توانست مدتها در برابر جمله دشمن ایستادگی کند و در مواقعی که دشمن از این دروازه‌ها داخل معابر می‌گشت پیچ و خم کوچه‌ها آنها را سرگردان می‌کرد و در زیر طاقی‌ها از بالای خانه‌ها که درهای کوتاهی داشت مورد تعرض قرار می‌گرفتند.

برای هر پنجاه خانوار بازارچه ای سقف دار احداث شده بود که کلیه لوازم زندگی از قبیل دارو و خواروبار و تره بار و شیرینی در دکانها بفروش می‌رسید. قهوه خانه‌هایی محل جمع شدن جوانها و مردان و صنوف مختلف در آن بازارچه‌ها بود. این قهوه خانه‌ها محوطه‌های وسیع و مخصوصی داشتند و سکوهایی در اطراف دیوارهای آن به ارتفاع در حدود یک متر ساخته بودند که روی آنها زیلو (فرشی که نخها ی پنبه‌ای با نقشهای بسیار زیبا می‌بافتند و در آینده مفصلاً راجع به آن گفتگو خواهیم کرد ) یا قالی می‌انداختند.

در محوطه وسط قهوه خانه در قسمت پایین حوضهای کوچکی از آجرهای لعابدار آبیرنگ که با فواره‌های سنگی ظریف آب را به بالا می‌افشاند و به فضا طراوت می‌بخشید و از طرفی آبها را از لبة کاشیکاری یا سنگی حوض در پاشویه‌ها ریخته و از راه باریکی آب به خارج می‌رفت . در قسمت بالای حوض محوطه ای کمی از سطح قهوه خانه مرتفعتر بشکل دایره با کثیرالاضلاع‌های منظم وجود داشت که میتوان آنرا صحنه نمایش قهوه خانه‌ها نامید.

در این سکو سخنوران و مرشدها به شاعری و زنده کردن داستانهای حماسی ملی و احادیث مذهبی میپرداختند. به دیوارها تابلوهای بزرگ نقاشی و نقاشیهای دیواری که از روی همین داستانها کشیده شده بود نصب و سخنان نقالها را روح می‌بخشید و چشمها را تا مدتی بخود معطوف می‌داشت. از طرفی این نوع قهوه خانه‌ها که تجمع مردم بود مرکز قرارهای تجاری و کار یابی محسوب می‌شد گاهی در مواقع بحرانی و محاصره شهر این مکانها به انجمن محل و ستاد فرماندهی مبدل می‌شد و یا می‌توانستند از آنجا تمام کوچه‌ها و خانه‌های اطراف را محافظت کنند.

● بازارها

غیر از بازارچه‌ها بازارهای بزرگی برای هر شهر ساخته می‌شد. این بازارها برای هر صنف جداگانه و بنا به احتیاجات و نوع شغل آنها شکل ساختمان تغییر پیدا می کرد مثلاً رنگرزها غیر از دکان کوچکی که محل فروش کلافهای قالی برای رنگرزی از روی نقشه قالیها بود کارگاه وسیعی داشتند.

در این کارگاه چندین دیگ بزرگ که روی کوره‌ها قرار داشت و حوضهای کوچک و بزرگ برای شستشوی کلاف و پارچه‌ها و همچنین محوطه مخصوصی برای خشک کردن پارچه های رنگ شده بود. نور این کارگاهها از سقف می‌رسید. طاق کارگاه عبارت بود از گنبدهای ضربی آجری که وسط آن سوراخ بوده و اطراف آن روی ستونهای سنگی قرار داشت. این گنبدها از زمان پیش از اسلام (در ایران از زمان ساسانی در اروپا از دوران بیزانس)معمول بود.

چهار راههائیکه در بازارها بود بنام چهار سوق نامیده می‌شد و در آنجا معمولاً تکایا و مساجدی برای نماز تجار ساخته شده بود.

این تکایا محوطه های وسیعی بشکل مربع و دایره و مستطیل بود که در وسط سکویی ساخته بودند در روی این سکو نمایشهای مذهبی (تعزیه) در روزهای عزاداری برگزار میشد. اطراف سکوی تعزیه غرفه‌هایی برای نشستن مردم وجود داشت و اطاقهای کوچکی در پشت ایوانها ساخته بودند که در پرده های مشبکی از آن می‌آویختند و زنان در پشت آن به تماشای تعزیه میپرداختند. این غرفه‌ها دو طبقه و گاهی سه طبقه ساخته می‌شد. از سقف تکایا نیز مانند بازارها نور به داخل می‌تابید. در روزهای عزاداری روی حوضها را با چوب می پوشانیدند و از اطاقها و ایوانها بعنوان جایگاه تماشاچیان و عزاداران استفاده می‌کردند [۴۹] اطراف غرفه‌ها را با پارچه‌های مخمل سیاه که روی آن اشعار مذهبی و آیه‌های قرآن و گاهی تصاویری از حوادث مذهبی قلاب دوزی شده بود زینت می دادند.

در جلو بازارها معمولاً میدان بسیار وسیعی ساخته بودند که در یک طرف ارک حکومتی و ادارات دولتی و طرف دیگر مسجد بزرگ شهر (مسجد جامع) ساخته شده بود. این میدان نیز از دکانها و صفه‌ها احاطه شده بود و در وسط آن در اعیاد ملی و باستانی آتش بازی می‌کردند و گاه مسابقه‌های اسب دوانی و چوگان بازی تشکیل می‌دادند و از غرفه مجلل ارک حکومتی که مشرف بر میدان بود حاکم و داروغه و بزرگان می‌توانستند مراسم را تماشا کنند.

میدانها در روز عید قربان با پرچم‌های رنگارنگ و کتیبه‌ها و چراغ‌ها و آیینه‌ها تزیین می‌شد. شتر قربانی را با مراسم خاصی از گوشه ای وارد می‌کردند. در دنبال شتر دسته زنبور کچی‌ها در حرکت بودند که دهل و سرنا می‌زدند و لباسهایی از ماهوت قرمز ملیله دوزی به تن داشتند. پس از کسب اجازه از حاکم نیزه بزرگی به حلقوم شتر می‌زدند و او را قربانی می‌کردند.

در اطراف میدان چادرهای الوان برپا شده و در این چادرها مأمورین دولتی به کار اشتغال داشتند و همچنین اشیاء زینتی و اسباب بازی کودکان را در چادر های دیگر می‌فروختند و گاه چادرهائی برای طبابت وجود داشت که بیماران سرپائی را که در اثر عبور و مرور آسیب میدیدند معالجه می‌کردند. دارو فروشان و عطاران نیز گاهی محل کسب خود را موقتاً به زیر چادرهای میدان انتقال می‌دادند در وسط میدانهای بزرگ حوضها و استخرهای فواره دار که اطراف آن را درختکاری می‌کردند وجود داشت و فضای شهر بوسیله آب فواره‌ها مطبوع می‌شد در گوشه دیگر میدان جایگاهی برای اسب کالسکه‌های فرمانروایان و اشراف و قراولها ترتیب داده بودند آخورها را خارج از میدان بنا می‌کردند که به منظره داخلی آن لطمه ای وارد نیاورد.

● خانه‌های مسکونی

خانه سازی در شهر های اسلامی بسته به وضع جغرافیائی شهر تغییر شکل می‌یافت در مناطق کوهستانی که دسترسی به سنگ داشتند و زمین آن پست و بلند بود خانه‌های چند طبقه می‌ساختند ولی در زمین‌های هموار خانه‌های مسکونی عموماً یک طبقه بنا می‌شد طرح این خانه‌ها عبارت بود از یک حیاط بشکل مستطیل یا مربع یا کثیرالاضلاعهای ۶ گوش و یا ۸ گوش در وسط حیاط گلکاری و باغچه بندی شده و درختهایی برای طراوت هوا می‌کاشتند. از این حیاط دالانی به قسمت بیرونی منتهی می‌شد. دالانهای دیگری نیز از اتاقها به محوطة کوچکتر سر پوشیده‌ای منتهی می‌گشت. این محوطه که در مقابل در خروجی خانه قرار داشت عبارت از جرزهای اجری بود که سقف گنبدی شکلی آنرا می‌پوشانید. در وسط آن حوضی ۶ گوش با فواره و در اطراف دیوارها سکوهایی ساخته بودند. دیوار هشتی‌ها از کاشیهایی با نقش هندسی گلها و گیاهها و با رنگهای آبی لاجوردی و فیروزه‌ای با نقوش زرد و سبز و سرمه ای ساخته می‌شد. در هر ساختمان یک اطاق بزرگ بنام شاه نشین که دارای دو در معمولی و یک در بزرگ کشویی با شیشه های رنگی بود تشکیل می‌شد.

این اطاق را که به آن پنج‌دری هم می‌گفتند معمولاً رو به جنوب می‌ساختند اطاقهای رو به قبله برای مردم مسلمان اهمیت فوق العاده ای داشت زیرا در زمستانها آفتاب می‌گرفت و در تابستانها مخصوصاً به واسطه ایوانی که در جلوی آن بود و پرده های سایبانی هم داشت از نفوذ نور خورشید به داخل آن جلوگیری می‌شد.

اطاقهای شاه‌نشین برای پذیرایی از مهمان و جلوس رئیس خانواده بود. معمولاُ اشخاص با نفوذ در قسمت بالای سالن که سطح آن از کف اطاق قدری بلندتر بود روی دشکچه‌های ترمه می‌نشستند در مواقع روضه خوانی خانوادگی صندلی واعظ را در همین محوطه می‌گذاشتند. در جلو شاه نشین معمولاً ایوانی یا طارمی‌های کاشی یا آجری می‌ساختند که از دو طرف به صحن حیاط پله می‌خورد. اطاق شاه نشین که زیباترین و مجلل‌ترین و بزرگترین اطاق هر خانه محسوب می‌شد بر طاقها و طاقچه و رفها گچ‌بری و آئینه کاریهای بسیار زیبایی کار می‌کردند. درباره گچ‌بری طاقها و طاقچه‌بندی‌ها در آینده بحث خواهد شد.

اطاقهای شاه نشین گاهی ساده بنا می‌شد و گاهی در گوشه‌های شمالی آن ایوانهای باریکی که به آن غلام گردش می‌گفتند و اطاقهای کوچکی در دو طرف شرقی و غربی که جلو آن طارمی و پنجره های چوبی بسیار زیبایی کشیده بودند قرار دشت.

این اطاقها را گوشواره می‌گفتند. البته استفاده از این اطاقها برای مواقعی بود که مجلس اصلی شاه‌نشین مردانه بود و زنها در پشت گوشواره‌ها که از شاه نشین داخل آن دیده نمی‌شد به تماشا می‌نشستند.

غیر از این اطاق چندین اطاق کوچک در اطراف حیاط ساخته بودند. گاه ایوان جلو اطاقها به دور تا دور حیاط ادامه داشت و گاه منحصر به قسمت شمالی عمارت بود. هر دو اطاق بوسیله دری به دالانهای کوچکی راه داشت که در این دالانچه‌ها با پله کانهای سنگی و یا آجری به صحن حیاط منتهی میشد. برای هر اطاق مسکونی صندوقخانه‌ها کوچکی در گوشه آن ساخته بودند که نوری از جایی آنرا روشن نمی کرد. ولی هر خانه دارای انبار بزرگی بوده و برای نگهداری آرد دولابچه هایی در دیوار که از داخل تا زمین ادامه داشت وجود داشت و همچنین تخت‌گاهی برای نگهداری ترشیها و مرباها و غرابه‌های سرکه و اشیاء دیگر در داخل آن ساخته شده بود. انبارها نیز برای محفوظ بودن از دستبرد در انتهای دالانها قرار داشت. انبار دیگری نیز برای سوخت از قبیل ذغال و ذغال‌سنگ و هیزم در هر خانه وجود داشت.

آشپزخانه نیز از محلهای لازم برای هر خانواده بوده است. ساختن اجاقهایی که با هیزم یا ذغال می‌سوخت و می‌توانستند روی آن دیگهای غذا را بگذارند احتیاج به دودکشهای بزرگ داشت تا دود و بوی غذا را ببام کشیده و از پراکندن دود به داخل آشپزخانه جلوگیری کند دودکش آشپزخانه را بسیار پهن می‌ساختند و دوده‌های داخل آنرا هر شش ماه یا سالیانه پاک می‌کردند. بر پشت بام کلاهکی روی دودکش آشپزخانه می‌ساختند که از نفوذ باران و گرد و خاک به داخل دیگهای غذا جلوگیری می‌کرد.

تخت‌گاهی برای خشکاندن ظروف و قفسه‌ها و دولابهایی برای ادویه‌های مختلف در آشپزخانه ساخته شده بود.

در خانه‌های شهرهای اسلامی معمولاً یک فامیل که عبارت از پدربزرگ و همچنین فرزندانشان و عروسها و دامادها و نوه‌های آنها عموماً و عمه‌ها و خاله‌ها و دایی‌ها بودند دور هم زندگی می‌کردند به این عده می‌بایست مهمانهای فصلی که هر دو سه ماه یکبار به مهمانی می‌آمدند و همچنین کنیزها و نوکرها افزوده شود. هر کدام از اطاقها به یک عده از آنها اختصاص داشت.

البته غذا را همه فامیل دور هم در شاه نشین صرف می‌کردند و از یک آشپزخانه غذای یک فامیل تهیه میشد. وسعت انبار بزرگ و آشپزخانه میبایست به حدی باشد که احتیاجات اغذیه یک فامیل را بدهد در هر خانه بسته به مقام و شخصیت سرپرست آن آبدارخانه و کالسکه خانه و طویله برای اسبها و قاطرها و همچنین اطاقهایی برای نوکرها و تفنگچی‌ها وجود داشت.

منوچهر شیبانی