معماری و نگارگری عصر ایلخانان

مغولان متاع فرهنگی و فکری ناچیزی با خود به ایران آوردند و در برابر ثروت عظیم و درخشان هنر, معماری و ادبیات ایران که در زمان ایلخانان به سر حد کمال رسید, چیزی نداشتند که به مردم این دیار تقدیم کنند
در حوزه معماری, غالب بناهایی که در این دوره بنیاد یافت, ساخته دست مردمان بومی این سرزمین است که در روزگار آرامش داخلی, بدون توجه به فرمانروای زمان, آنها را بنا نهادند سلسله ایلخانان تا اواخر دوران فرمانروایی خود شخصا به معماری عنایت چندانی نکردند و به عبارت دیگر, شخصا برای ایجاد یا بنای ساختمان های جدید یا تصرف آنها پیشقدم نگشتند در ادامه بیشتر بخوانید

نیرو و دوام فرهنگ ایران از جمله عناصر قوی و مؤثر در تغییر انگاره تاریخ در طی قرنهای متمادی بوده است. از نخستین روزگاران فلات پرشکوه ایران برای اقوام مهاجر که به سوی باختر می رفتند، گذرگاهی دل انگیز بود و نیز برای رهبران نظامی بزرگ سرمنزل و مقصدی غنی و پر ثروت به شمار می رفت. کشور ایران بارها بر اثر هجوم و غلبه بیگانگان چنان دستخوش ویرانی شد که ظاهرا امکان تجدید حیاتش هرگز متصور نبود؛ اما هر بار، پس از چنین آزمایش تلخی، فرهنگ آن از نو جان گرفت. مردمانی که به صورت انبوهی از مهاجران یا در صفوف ارتش های پیروزمند به ایران قدم می نهادند، به ماندن در محیطی که در نظرشان از زادبوم خودشان دلرباتر می نمود، راغب می شدند. غالب اینان از استپ های خشک شمال غربی به ایران روی می آوردند. از این رو، روزگاری سلسله های پادشاهی مهمی مانند هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و در دوران اسلامی، سامانیان، صفاریان، بوییان، زیاریان و صفویه با تبار ایرانی در این سرزمین حکم راندند و شهرت جهانی بدان بخشیدند؛ روزگاری نیز سلجوقیان، غزان، خوارزمیان، ازبکان و مغولان، یعنی متجاوزانی، که خاک ایران را از سوی خاور پامال سم ستوران خود ساختند، با منش و خصال بیابانگردی در این دیار فرمانروایی کردند. هیچ یک از سلسله های مهاجم نتوانستند تغییر مهمی در وجوه و خصایص فرهنگ و تمدن ایران به بار آورند. در عوض، طبقات حاکمه آنان سخت تحت نفوذ و تأثیر سنتهای هنری و ادبی ایران قرار گرفتند.

پس از آنکه مغولان به سرداری چنگیزخان و جانشینانش پهنه آسیا را درنوردیدند، سپاهیان و قبایل مغول در مناطقی بسیار دور از دریاچه بایکال، زادبوم اصلی خود، ماندگار شدند. جنگجویان مغول با یورت های خود، یعنی چادرهای گنبدی شکل از نمد یا پوست جانوران با چهارچوبی خمیده و قابل حمل و نقل، سفر می کردند، در هر جا که چراگاهی مناسب برای اسبانشان وجود داشت، ماندگار می شدند. اینان مدتهای دراز پس از اقامت در ایران، به زندگی بیابانگردی خود ادامه دادند. مغولان متاع فرهنگی و فکری ناچیزی با خود به ایران آوردند و در برابر ثروت عظیم و درخشان هنر، معماری و ادبیات ایران که در زمان ایلخانان به سر حد کمال رسید، چیزی نداشتند که به مردم این دیار تقدیم کنند.

در حوزه معماری، غالب بناهایی که در این دوره بنیاد یافت، ساخته دست مردمان بومی این سرزمین است که در روزگار آرامش داخلی، بدون توجه به فرمانروای زمان، آنها را بنا نهادند. سلسله ایلخانان تا اواخر دوران فرمانروایی خود شخصا به معماری عنایت چندانی نکردند و به عبارت دیگر، شخصا برای ایجاد یا بنای ساختمان های جدید یا تصرف آنها پیشقدم نگشتند. اقدام آنان محدود به صدور احکام و فرمان هایی بود که وزرای ایرانی آنان تهیه می کردند. به موجب این فرمان ها می بایست در گوشه و کنار مملکت بناهایی با مقیاس وسیعتر و مفصل تر از امکانات و منابع جوامع محلی ساخته می شد. این فرمانروایان تا اواخر دوره ایلخانی، فقط مدتی محدود در کاخهای شهری خود به سر بردند و در عوض دربار خود را به اقتضای فصل، در جلگه های گرمسیر یا دامنه های کوهستان های سردسیر برپا می داشتند و در زیر چادرها و خیمه ها یا در آلاچیق ها می آرمیدند؛ ولی آخرین فرمانروایان مهم این سلسله، رغبت شخصی واقعی به طرح نقشه و ایجاد ابنیه تاریخی مهم ابراز داشتند و این موجب شد که در سبک معماری سراسری ایران وحدتی کلی به وجود آید. در ساختن این بناهای عظیم از نقشه های ساختمانی آن روزگار، ولی به مقیاسی وسیعتر از همه کوشش های روزگار پیش استفاده شد.

بزرگی این بناها این نیاز را پیش آورد که هنرمندان و معماران خبره از سراسر کشور به کار دعوت شوند. بدین ترتیب حتی پس از برافتادن قدرت ایلخانان، سبک عالی معماری از میان نرفت، بلکه در ایالات و گوشه و کنار مملکت دوام یافت و گسترده تر شد و زمینه را برای فعالیت های ساختمانی عظیم اوائل قرن پانزدهم زیر فرمانروایی تیموریان، فراهم ساخت.

نگارگری

در عرصه هنرهای دوره ایلخانی، به جز معماری، رتبه نخست از آن کتاب آرایی است. ظهور «خط محقق» که یکی از اساسی ترین عوامل تزئینی کتیبه های ایلخانی است، تحت تأثیر کتابان و تذهیب کاران موصل و بغداد و رسم الخط درشت بر روی برگه های بسیار بزرگ کاغذ بغدادی است.

هنر نگارگری در دوره ایلخانیان مغول فراز و نشیب های فراوانی را می گذراند تا اینکه بتواند به تمام معنا شیوه های التقاطی را با بستر اصیل خود در آمیزد و هنری را به نمایش بگذارد که مبین فرهنگ ایرانی باشد.

هلاکوی مغول در سال ۶۵۵ق به بغداد حمله کرد او سرسلسله دودمان ایلخانیان است. « با شروع دوران حکومت غازان خان یکی از شاهان ایلخانی در سال۷۰۳ق شاهان این دودمان به اسلام گرویدند و در پایتخت کمابیش دائم خود، تبریز مستقر شدند. علاوه بر تبریز، مراغه، سلطانیه و بغداد از دیگر شهرهای مهم ایلخانیان بود.» در جریان فتوحات مغولان، نگارگری ایران وارد مسیری انتقالی گردید؛ زیرا علاوه بر حفظ پیوندهای گذشته خود با سنتهای تصویری ایرانی، مخصوصا دوره سلجوقی، گونه ای نوآوری که حاصل التقاط فرهنگ شرق دور بود نیز به نگارگری ایران تزریق گردید.« از نمایندگان مهم عنصر ایرانی ـ اسلامی در دربار ایلخانیان مغول، خاندان رشیدالدّین فضل الله بودند؛ زیرا آنها در حفظ فرهنگ و هنر ایرانی در نزد مغولان به جد و جان می کوشیدند.»

رنگ های به کار برده شده در نگارگری این دوره، تحت تأثیر سنتهای پیشین ایرانی و التقاط با شیوه های مغولی و چینی هستند. در برخی نسخه های مصور تأثیر رنگ گذاری های مغولی و چینی بیشتر است، به گونه ای که قسمت هایی از تصاویر، رنگ گذاری شده و قسمت هایی بدون رنگ هستند و اغلب با رنگ هایی که دارای تنوع کمتری هستند اجرا گردیده اند، اما در گروهی دیگر از نسخه های این دوره ردپای رنگ گذاری دوره های مانوی و سلجوقی دیده می شود.

اما طاق های بالاخانه های مقبره اولجایتو به میزان زیادی وامدار نقش صفحه های سرلوح و صفحه های نقش فرشی این قرآن هاست. نقاشی های سبک بغداد آثارالباقیه ابوریحان بیرونی مورخ ۷۰۷ق که به نظام های تقویمی، رصدخانه مراغه توجه شده است و نیز دائره المعارف ها و رساله های مصوری نظیر مونس الاحرار فی دقائق الاشعار جاجرمی همگی گواه علاقمندی مغولان به علوم است.

کتاب شناسی

۱٫روبرتو اسکارچیا، اماکن هنری ایران؛ ترجمه: یعقوب آژند، تهران، مولی، ۱۳۷۶٫

۲٫ عباسعلی تفضلی، تاریخ هنر و معماری اسلامی از دوره مغول تا پایان دوره قاجار؛ مشهد، سخن گستر، ۱۳۸۷٫

۳٫ پوپ، آرتور، و دیگران، سیری در هنر ایران؛ ترجمه: پرویز ناتل خانلری، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۰٫

۴٫لک پور، سیمین؛ کاوش ها و پژوهش های باستان شناسی دره شهر، تهران، ۱۳۸۹٫

۵٫ مرتضایی، محمد؛ گزارش مقدماتی نخستین فصل کاوش های باستان شناسی در محوطه جرجان، گزارش باستان شناسی ۳، تهران، ۱۳۸۳٫

۶٫گدار، آندره؛ معماری، ایرانشهر، سازمان یونسکو، تهران، ۱۳۴۲، ج ۱٫

۷٫ دونالد ویلبر، معماری اسلامی ایران؛ ترجمه: عبدالله فریار، تهران، ۱۳۴۶٫

۸٫ شیلا بلر، معماری ایلخانی در نطنز؛ ترجمه: ولی الله کاووسی، تهران، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۷٫