مطالعه درباره معماری ایران، نشان دهنده چگونگی گسترش آن در طی ۱۵ قرن گذشته است. در هر دوره بناهایی با ویژگی های گوناگون در روستاها، شهرها، جاده های کاروانی، مناطق کویری، گذرگاه های کوهستانی و شهرهای ساحلی ایجاد گردیده که کاربردهای متفاوت داشته اند.

اهمیت معماری اسلامی وقتی آشکار می شود، که بدانیم در ساخته های این دوره به کاربرد مادی و معنوی بناها که از مهمترین ویژگی های آن است توجه شده است. برای دریافت اهمیت این ویژگی ها در گسترش معماری شایسته است طبقه بندی بناهای دوره اسلامی و کاربرد آنها را مشخص کنیم.

به طور کلی بناهای دوره اسلامی را می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد:

الف) بناهای مذهبی. شا مل مساجد، آرامگاه ها، مدارس، حسینیه ها، تکایا، و مصلی ها؛ ب)بناهای غیرمذهبی. شامل پل ها، کاخ ها، کاروانسراها، حمام ها، بازارها، قلعه ها و آب انبارها.

در دو گروه فوق از بناهای دوره اسلامی، مکانی برای عبادت، تجارت و سکونت وجود داشته است.

مساجد

مساجد مهم ترین بناهای مذهبی هر شهر و روستا هستند که همواره نقش مهمی در زندگی مسلمانان داشته اند. اقامه نماز جمعه، مراسم مذهبی، ایراد خطبه ها و تدریس در مساجد انجام می گرفت.

کتیبه های باقیمانده بر دیوار بعضی از مساجد (مسجد جامع قزوین و مسجد جامع کاشان) حاوی وقف مکان هایی برای توسعه و تعمیرات مساجد از طرف واقف یا حکمران است.

اغلب مساجد در مرکز شهرها، نزدیک بازارها و محدوده دارالحکومه ساخته می شدند و اگر شهری به بیش از یک مسجد نیاز داشت، مساجد دیگری از طرف حکومت یا افراد خیر احداث می شد. اهمیت مساجد در شهرها به حدی بود که اگر شهری مسجد جامع یا آدینه نداشت، اهمیت شهری هم نداشت. در صدر اسلام مساجد نقشه های ساده ای داشتند، ولی در طول زمان با طرح های گوناگون و تزیینات مختلف، نقشه ها پیچیده شدند.

در نقشه مساجد، از قرن چهارم هجری دگرگونی هایی به وجود آمد و براساس آن، مساجد متفاوت در شهرها احداث شد. مهمترین نقشه هایی که در مساجد به کار گرفته شده، شامل یک ایوانی، دو ایوانی، چهار ایوانی، و ترکیب چهار طاقو ایوان بوده که معماران دوره اسلامی آنها را از شیوه های معماری عهد اشکانی و ساسانی اقتباس کرده اند. مثلا نقشه چهار ایوانی در ساخت بسیاری از بناها الهام گرفته از نقشه کاخ آشور، متعلق به زمان اشکانیان است.

معماران دوره اسلامی مسجد را به شیوه های گوناگون می آراستند. در هر دوره یکی از عناصر تزئینی در آراستن مساجد متداول بوده است؛ برای مثال در عهد سلجوقیان آجرکاری، در عهد ایلخانیان گچبری و در عهد تیموریان و صفویان کاشی کاری رواج بیشتری داشته است و در مواردی نیز تزیینات آجرکاری، گچبری و کاشی کاری با هم به کار گرفته می شد.

مدارس

در صدر اسلام تدریس علوم مذهبی در مساجد انجام می شد. به تدریج با توسعه علوم اسلامی، فضای آموزشی از مساجد جدا گشت. در قرن پنجم هجری (همزمان با حکومت سلجوقیان) به تشویق خواجه نظام الملک، مدارس متعددی در شهرهای معروف اسلامی مانند بغداد، ری، نیشابور و جرجان ساخته شد. بعدها نقشه چهار ایوانی، که مورد توجه معماران قرار گرفت، برای فضاهای آموزشی طرحی متعارف شد. در اطراف ایوان ها، حجره هایی به صورت یک یا دو طبقه برای استفاده و اقامت شبانه روزی دانشجویان و طلاب علوم دینی ساخته شد. غیر از ساعات تدریس، از مدارس به عنوان مسجد نیز استفاده می کردند. مدارس نیز همانند مساجد با آجرکاری، گچبری و کاشی کاری تزیین می شد (مانند مدارس غیاثیه، چهار باغ و مطهری) اما با گذشت زمان خاستگاه انسان با ذائقه بصری اش درحال تفاوت است. معماری مدرن بررسی کننده این تفاوت ها و دادن شکلی نو به بنا با محاسبه خصوصیت های اولیه آن است. یعنی معماری مسجد همواره باید به اصلی هم چون وضوخانه توجه داشته باشد. زیرا که نظافت یک اصل در عبادت برای مسلمانان است یا همین طور محراب که در آن پیش نماز می ایستد. هنر معماری نوین به این مهم توجه دارد تا شکل نوین را براساس زیرساخت های هر اثر با ویژگی های بنیادین آن بنا کند. میراث معماری اسلامی ثروتی تمدنی به شمار می رود که با توجه به شرایط عصر و تحولات تمدنی ویژگی های خاص خود را براساس نگاه و دید معنوی و دینی خود حفظ کرده است. از آنجایی که هنر معماری نشانگر هویت فرهنگی و تمدنی به همراه ویژگی های ابداعی و زیبایی به شمار می رود، باید اصالت معماری اسلامی را در دین اسلام جست.

معماری اسلامی تا حدی مورد توجه بود که با ظهور اسلام و علاقه مسلمانان به ساخت مسجد و استقبال آنها، معماران تلاش کردند تا از این هنر نه تنها در بنای مساجد بلکه در کاخ ها، ساختمان های شهری، و دیگر بناها از آن بهره برند. بنابراین معماری اسلامی طی زمان کمی توسعه و رشد چشمگیری یافت و اینک با گذشت قرن ها و ایجاد معماری مدرن غرب بازهم معماری اصیل اسلامی جایگاه زیبایی و ابداعی خود را حفظ کرده و نشانه های تمدن و فرهنگ اسلامی در آن به صورت قابل ملاحظه ای نمایان است.

اگرچه نوآوری در معماری غربی بسیار زیاد است و شهرها از طرح های مدرن استقبال زیادی کردند اما معماری مدرن از زبان معماری اصیل جدا شده و بی هویت و بدون زبان تاریخی پیش رفت که این امر منجر شد تا انسان به معماری خاصی رجوع کند که نه تنها هویت داشته باشد بلکه با محیط تاریخی و اجتماعی بشر منسجم باشد و با داشتن زبانی شیوا ،گذرگاهی برای هویت بشری را ایجاد کند.

این امر زمینه ای فراهم کرد تا اصالت معماری اسلامی و آنچه که پس از نوآوری ایجاد شده بود، حرکتی جدی را آغاز کند و زمینه ای برای دیدار استادان، دانشجویان و محققان معماری اسلامی را فراهم کرد تا به فرهنگ و تمدن اسلام بیشتر توجه شود.

بنابراین در این راستا آنچه که مهم به نظر می رسد، اطلاع رسانی تاریخی درباره هنر معماری اسلامی است که متأسفانه غربی ها بیشتر به تاریخ معماری مدرن پرداخته اند تا مسلمانان به تاریخ معماری اسلامی. از سوی دیگر ترجمه و تألیف کتاب هایی در ارتباط با معماری اسلامی به زبان های مختلف نه تنها زمینه ای برای شکوفایی معماری اسلامی را فراهم می کند بلکه بستری برای معرفی معماری اسلامی در جهان ایجاد می نماید.

هرچند گروهی از مسلمانان به تاریخ معماری اسلامی و یا اساس زیبایی و فلسفه معماری و هنر اسلامی پرداخته اند، اما باید این گرایش بیش از پیش شود.

اما عملکردی که برخی از کشورها و شهرهای تاریخی دارند اهتمام آنها را به هنر معماری اسلامی نشان می دهد. تدریس درس معماری اسلامی در شهرهای تاریخی چون اصفهان و قاهره نمونه ای از آنها است که با این اقدام اهمیت معماری اسلامی با فعال سازی عملیات ترمیم و بازسازی این اماکن نمود بیشتری یافته است. معماری اسلامی، عمق و غنای تمدن اسلام را با بهره گیری از روح معنویت نشان می دهد. این امر به گونه ای است که اعتقاد به توحید و ایمان به تعالیم اسلام به عنوان اندیشه زیبایی شناسی دین اسلام در معماری اسلامی تجلی می یابد.

باید گفت؛ معماری اسلامی در هر منطقه جهان متفاوت و مختص اقلیم و جغرافیای آن منطقه است به همین علت باید به معماری مورد بحث ما در ایران عنوان معماری اسلامی ایرانی اطلاق شود چرا که علاوه بر اسلامی بودن، دارای هویت ایرانی و نشان دهنده فرهنگ و گذشته ایرانیان نیز هست.

برای به روز کردن معماری گذشته در شهرسازی امروز می توان الگوهای قدیمی را گرفت و در شکلی نوین ارائه داد، زیرا برخی از ویژگی های معماری گذشته تناسبی با زندگی فعلی ما ندارد و نمی توان آنها را به همان شکل عرضه کرد بلکه؛ می بایست نیاز جامعه کنونی را شناخت و برای آن با بهره گیری از هنر گذشته مدل های مناسبی طراحی کرد. تکرار اصول معماری گذشته ممکن نیست چرا که زندگی مردم با گذشته تفاوت پیدا کرده است. برای مثال وجود اندرونی و بیرونی در خانه های قدیمی به این علت بود که بخش بیرونی محل کسب مرد خانواده و رفت و آمد غریبه ها بود و اندرونی به زنان اختصاص داشت اما، در زمان فعلی خانه فقط محل سکونت افراد است و از آن برای کسب استفاده نمی شود. در گذشته فضاهایی با نام پیرنشین کنار درب منازل تعبیه می شد که محل ارتباط برقرار کردن مردم با یکدیگر و خبر گرفتن از هم بودن اما در مجتمع های مسکونی کنونی افراد همسایگان خود را نمی شناسند و ارتباطات بسیار محدودی دارند برای حل این مشکل می توان در مجتمع ها سالن های عمومی برای جمع شدن افراد احداث کرد که در مراسم های گوناگون نیز کاربرد داشته باشد و متعلق به همه ساکنان باشد.

هرچند وسایل ارتباطی سبب کم رنگ شدن ارتباطات شده و تنها بوستان هایی به عنوان فضاهای عمومی درنظر گرفته شده اما این نکات ضعف شهرسازی امروز که باعث بیگانگی مردم با یکدیگر می شود را توجیه نمی کند از همین روی تأثیری که معماری بر روابط انسان ها، فرهنگ و جامعه دارد ارزش توجه به این هنر را دوچندان می کند و ضروری است که گستره تأثیرات معماری را شناخته و برای بهبود آن تلاش کرد.

مهدی فرخی