ژانر «کمدی» در همه سال های سینمای ایران شیوه های مختلفی را تجربه کرده تا بتواند با تماشاگر ایرانی ارتباط برقرار کند و او را بخنداند. از شیوه بزن و بکوب دهه ۵۰ ۴۰ گرفته تا مانور روی مسائل اجتماعی در دهه ۷۰ که به مانور روی طنزهای سیاسی در دهه ۸۰ هم رسید و از نیمه دهه ۸۰ و در سال های اخیر از مولفه های ضعیف تری برای ایجاد فضای کمدی استفاده کرد (به مثال نیازی هست؟) در همه این سال ها اغلب یک بازیگر با توانایی شخصی اش بار یک فیلم کمدی را به دوش می کشید.

بازیگری که برخلاف سینمای جهان معمولا زوج همراهش را پیدا نمی کرد تا بر اساس مولفه های فیزیکی مثل چاقی و لاغری یا درازی و کوتاهی، مولفه های شخصیتی مثل ابله بودن و باهوش بودن و مولفه های موقعیتی مثل یک نفر گره افکن و یک نفر گره بازکن، تماشاگر را بخنداند. شاید به دلیل تکیه فیلم های کمدی روی یک بازیگر،جایگاه «زوج های کمدی» در سینمای ایران خیلی کمرنگ است ولی تماشای سریال دودکش و سومین همکاری طنزآلود (!) بهنام تشکر و هومن برق نورد در موقعیت های مختلف، این بهانه را به ما داد تا سراغ این سوژه برویم. پس اول مروری می کنیم بر زوج های کمیک ایران و جهان و بعد سری می زنیم به دودکش (آخرین اثر محمدحسین لطیفی و دستیارش برزو نیک نژاد) و درباره بازیگری این سریال حرف می زنیم.

«پاک باخته» تکرار نشدنی

در سینمای ۳۰ سات اخیر ایران، اکبر عبدی و علیرضا خمسه در سال های دور و رضا عطاران، جواد رضویان، علی صادقی و ... در سال های اخیر بازیگرانی بودند که فیلم های کمدی به اتکای توانایی و خصلت های شخصی و سبک بازیشان ساخته شدند و تماشاگران سینما با شناختی که از سبک کمدی هر کدام داشتند، به تماشایشان رفتند. بازیگرانی که نه فیلمنامه هایی برایشان نوشته شد و نه کارگردان هایی این جسارت را به خودشان دادند که به یک «زوج کمدی» تبدیلشان کنند. علیرضا خمسه و اکبر عبدی در «پاکباخته» تا قبل از دهه ۸۰ تنها زوج کمدی بودند که ویژگی هایشان به مولفه های زوج های کمدی در سینمای دنیا نزدیک بود.

ویژگی هایشان به مولفه های زوج های کمدی در سینمای دنیا نزدیک بود. ویژگی هایی که مثلا در زوج خمسه و قریبیان در فیلم «دو نفر و نصفی» آنقدر پر رنگ نبود که به عنوان زوج کمدی پذیرفته شوند. حتی ایرج طهماسب و حمید جبلی که در فیلم هایی مثل «زیر درخت هلو»، «رفیق خوب» و «دختر شیرینی فروش» همبازی بودند، به اعتقاد خود جبلی بیشتر از آنکه قابلیت های یک زوج کمدی را داشته باشند، یک زوج هنری بودند که می توانستند در یک فیلم کمدی با هم همراه و هماهنگ شوند: «ما زوج هنری هستیم. زوج های کمدی معنی دیگری دارند؛ مثلا لورل و هاردی. این شخصیت ها همیشه ثابت هستندو این قصه است که تغییر می کند.

در زوج های کمدی عمدتا یکی از آنها عاقل و دیگری خنگ تر است ما بیشتر به عنوان دو همکار با هم کار می کنیم. مثلا در فیلم «زیر درخت هلو» طهماسب نقش کمدی بازی نمی کند ولی ما با هم همبازی هستیم.» اتفاقی که در همبازی شدن حمید جبلی و اکبر عبدی در «مرد آفتابی»، جواد رضویان و شفیعی جم در «چهارچنگولی»، جواد رضویان و امین حیایی در «شارلاتان» هم افتاد ولی به یک زوج کمدی تبدیلشان نکرد. روندی که با همبازی شدن امین حیایی و محمدرضا گلزار در «کما» کمی تغییر مسیر داد. امین حیایی به عنوان طرف خرابکار و دردسرساز و گلزار به عنوان طرف باهوش به عنوان یک زوج کمدی پذیرفته شدنداما نتوانستند مطابق الگوی سینمای جهان پیش بروند و موفقیتشان را در «شیش و بش» (با همان روابط مشابه با کما) تکرار کنند.

رضا عطاران و رضا کیانیان در «نیش زنبور» و پیمان قاسم خانی و محسن تنابنده در «سن پترزبورگ» دو زوج دیگری بودند کهدر ایجاد فضای کمدی دو نفره فیلم موفق شدند. موفقیتی که تا امروز برای عطاران و کیانیان ادامه پیدا نکرد و در صورت ساخته شدن «سن پترزبورگ ۲» با همان گروه بازیگران می تواند قاسم خانی و تنابنده را به نمونه یک زوج کمدی موفق در سینمای ایران تبدیل کند.

از «چاق و لاغر» تا «نقی و ارسطو»

حضور زوج های کمدی در تلویزیون سابقه ای طولانی تر از سینما دارد. از روج علیرضا خمسه و محسن آقابیگ در «هوشیار و بیدار» گرفته تا زوج «چاق و لاغر» در سال های دهه ۶۰ و ۷۰ تا زوج های کمدی که مهران مدیری با یک کاراکتر زن در جنگ های تلویزیونی اش تشکیل می داد. حتی زوج «عبدلی و اوستا» نیز نمونه ای از تئاتر صحنه ای بود که در مناسبت های مختلف روی آنتن می رفت و ملتی را می خنداند.

زوج های کمدی که چندان قوام نداشتند. تا اینکه محسن تنابنده و احمد مهرانفر در سریال «پایتخت ۱» با شناختی که تنابنده به عنوان نویسنده از توانایی های بازیگری خودش و مهرانفر داشت و ویژگی های دقیق شخصیتی کهب رای نقی و ارسطو نوشت، «نقی و ارسطو» را به یک زوج کمدی موفق تبدیل کرد. زوجی که در «پایتخت ۲» پخته تر شدند و البته خرابکاری و هوشیاری را در موقعیت های مختلف بین هم تقسیم کردند.

هومن برق نورد و بهنام تشکر دومین زوج کمدی سریال های تلویزیونی اند. زوجی که در «ساختمان پزشکان» آرام آرام در موقعیت هایی روبرو و مرتبط با هم قرار گرفتند؛ دکتر نیما افشار «ساختمان پزشکان» ضخست اول داستان بود که با سادگی هایش مصیبت به بار می آورد و دچار مشکلات ناخواسته می شد. با اضافه شدن ناصر (برادرش) این مشکلات شکل دیگری به خودش گرفت و گره هایی که او به داستان اضافه می کرد، باعث جذابیت بیشتر سریال شد. در «دزد و پلیس» ناصر (تشکر) داستان را پیش می برد و بار گره افکنی را بار دیگر برق نورد به عهده گرفت تا شخصیت «داوودزززز» محبوبیت بیشتری بین مخاطبان پیدا کند. برادران قاسم خانی به عنوان نویسنده سریال، مولفه های

یک زوج کمدی را برای کاراکترهای برق نورد وتشکر رعایت کردند. حالا در سومین تجربه، باز هم هیچ تکراری در کار نیست؛ برق نورد (فیروز) شخصیت نخست «دودکش» است و حالا تشکر (نصرت) در تجربه ای جدید می خواهد با کره افکنی هایش، دردسر بیافریند. تا به اینجا، برای سومین بار زوج موفقی را شاهد بوده ایم که به انتخاب هایشان اعتماد می کنیم ولی برای قضاوت نهایی باید تا پایان رمضان صبر کرد. دودکش تا به اینجا به مدد حضور این دو بازیگر داستان لاغرش را نجات داده، آیا در قسمت های بعدی هم چنین خواهد بود؟ آیا هومن برق نورد وبهنام تشکر – با توجه به حساسیت تئاتری ها در انتخاب نقش های نو و کلیشه نشدن – سراغ آثار جدی تری هم می روند؟

زوج های کمدی در سینمای جهان سابقه ای طولانی دارند و اوج و فرودهای مهم

کاش فردا بارونی باشه*

در سینمای جهان، برعکس سینمای ایران زوج های ژانر کمدی کم نیستند. زوج هایی که در عصر سینمای سیاه وسفید، دوران طلایی داشتند و تعدادی از فیلم های مهم سینمای جهان با بازی های قدرتمندشان در تاریخ ماندگار شدند. زوج هایی که با تکیه به توانایی های فردی و دو نفره شان سبکی خلق کردند که به یک فرمول امتحان پس داده برای موفقیت سینمای کمدی تبدیل شد. این مرور کوتاه برای آشنایی با مهمترین و ماندگارترین زوج های سینمای کمدی جهان است.

* تیتر از یکی از دیالوگ های لورل و هاردیاست: هاردی: فردا دم آفتاب اعداممون می کنن/ لورل: کاش فردا بارونی باشه.

لورل و هاردی

«استن لورل» و «الیور هاردی» شاید اولین و مشهورترین زوج سینمای کمدی جهان بدند. زوجی که از سال ۱۹۲۷ کارشان را شروع کردند و در عصر سینمای صامت (و در ادامه سینمای مصوت)، دوران طلایی برای سینمای کمدی خلق کردند. لورل و هاردی کامل ترین خصوصیات را برای خلق یک زوج کمدی داشتند؛ تضاد فیزیکی. چاق بودن هاردی و لاغر بودن لورل بدون اینکه اتفاقی برایشان بیفتد در کنار هم خنده آور بود و ترکیبی جذاب بلاهت کودکانه لورل و بدجنسی های بزرگسالانه هاردی آنقدر خوب کنار هم نشسته بودند که سینمای کمدی امروز دنیای هم گهگاهی آن را تکرار می کند. تیم دوست داشتنی لورل و هادری تا سال ۱۹۵۷ یعنی تات زمان مرگ هاردی با همان معیارهای اولیه سینمایشان مردم را می خنداند.

برادران مارکس

برادران مارکس ۴ نفر بودند؛ یعنی دو زوج! ولی الگوها و روش های طنز دو نفره در کارهایشان پیداستع؛ ۴ نفری که در سینمای کمدی تقریبا هر کاری می توانستند بکنند؛ از جوک گفتن گرفته تا تقلید صدا و اکشن های خنده دار. کمدین هایی که ما در ایران با فیلم «سفر به ماه» می شضناسیمشان. ابوت و کاستلو، سه کله پوک، دن مارتین و جری لوییس زوج های کمدین دیگری بودند که در دنیا سبک مخصوص خودشان را داشتند و در ایران با دوبله های بعضی از فیلم هایشان برای ما چندان غریبه نیستند.

چیچو و فرانکو

چیچو و فرانکو زوج کمدی دهه ۷۰ ۶۰ سینمای ایتالیا بودند. زوجی که شبیه لورل و هاردی ویژگی فیزیکی شان در خلق کمدیشان تاثیرگذار بود. چیچو با موهای تیره و سبیل، دراز و باریک بود و فرانکو با موهای نسبتا روشن و بدون سبیل، کمی کوتاه، صدای منوچهری و افضلی، به چیچو و فرانکو در ایران شخصیت جدیدی داد. شخصیت هایی که البته بعد از انقلاب با اکران نشدن فیلم های کمدی سینمای دنیا، به شکل آیتم در برنامه هایی مثل «طنزآورن جهان» در تلویزیون پخش شدند.

ابوت و کاستلو

ابوت و کسالو دو کمدین معروف آمریکایی بودند که کارشان را از نمایش های رادیویی و تلویزیونی در تلویزیون آمریکا شروع کردند. زوجی کهب ر اساس تضاد بین شخصیت شان مردم را می خنداندند. ابوت طرف جدی این زوج بود و کاستلو طرف احمق و این ابوت بود که با جدیت و گاهی عصبانیتش ماجراها را حل می کرد. در دنیا ابوت و کاستلو با فیلم های سینمایی شان مشهورند اما در ایران ما این زوج کمدی را بیشتر با انیمیشن ابوت و کاستلو می شناسیم.

پاگنده و رفیقش

باد اسپنسر و ترنس هیل زوج مشهور کمدی سینمای ایتالیا بودند. زوجی که همکاریشان را از دهه ۷۰ میلادی با فیلم هایی که به «وسترن اسپاگتی» مشهور شدند، شروع کردند. باد اسپنسر که ما در ایران به اسم «پاگنده» می شناسیمش، طرف خنگ زوج پاگنده و رفیقش بود که با زور زیادش مشکلات را حل می کرد. طرف باهوش و زیرک ماجرا هم رفیق پاگنده (ترنس هیل) بود. «به من می گن ترینیتی» شروع همکاری این زوج بود. فیلمی که در سال ۱۹۷۲ ساخته شد و در دنیا و ایران اکران شد و باعث شد اسپنسر و هیل به یک زوج کمدی محبوب تبدیل شوند. فیلم «مشکل سازان» که سال ۱۹۹۴ اکران شد و در ایران به اسم «شب عید» پخش شد، آخرین همکاری این زوج بود.