برنامه سازان برنامه های کودک در تلویزیون سعی دارند که نکته ای آموزشی را در برنامه های خود بگنجانند و از این طریق هم بار محتوایی برنامه را افزایش داده و هم مفاهیم کلیدی اجتماعی، فرهنگی و دینی را به مخاطبین هدف خود آموزش دهند.

بدون شک اگر مفاهیم مطروحه در برنامه مطابق با درک کودک باشد و در قالبی مناسب نیز گنجانده شود، مفاهیم بسیاری را می توان به کودک آموزش داد.

رویه کنونی بیشتر برنامه های کودک تلویزیون مخصوصا برنامه هایی که یک عروسک و یا بازیگری در نقش کودک دارد، به یک شیوه صورت می گیرد.

بدین ترتیب که در ابتدا عروسک و یا بازیگر برنامه کار اشتباهی را انجام می دهد و به حرف بزرگتر و والدین خود نیز اهمیت نمی دهد و در انتهای برنامه پس از آنکه خود نتیجه کار نادرستش را تجربه نمود، از کار اشتباهش ابراز پشیمانی می کند.

این مسئله در برنامه ها مانند «رنگین کمان»، «ململ» و گاه در برنامه «شادونه» مشاهده می شود. به عنوان مثال در «رنگین کمان» موضوع برنامه و نحوه پرورش آن همواره و در تمام روزها با انجام کار نادرست تبیین می شود و متاسفانه این مسئله به رویه کلی برنامه تبدیل شده است.

در تمام طول برنامه، عمل ناصحیحی به کاملترین شکل انجام شده و فقط چند دقیقه پایانی دلایل ناپسند بودن آن عنوان می شود.

با توجه به ادبیات ثقیل «خاله نرگس» در تبیین موضوع و استفاده نابجا از موسیقی، این شائبه جدی وجود دارد که کودک دلیل نادرست بودن رفتار را درک نکند یا آنقدر آن کار نادرست صورت گرفته است که تاثیرگذاریش از اظهار پشیمانی بازیگران بیشتر و متاسفانه تاثیرگذارتر می شود.

نکته دیگر که دراین برنامه مشاهده می شود، اصرار عوامل برای انجام کار اشباه حتی در روزهای عزاداری است که پنگول و نیما حضور ندارند و به طریقی مانند تلفن یا از طریق همسایه ها به خاله نرگس گفته می شود که آنها مرتکب عمل نادرستی شده اند.

این اصرار به انجام کار نادرست کمی سوال برانگیز است، کما اینکه می تواند نتیجه معکوس در رفتار مخاطب داشته باشد.

این شیوه گرچه می تواند در بعضی مواقع مفید باشد و کودک نتیجه کار اشتباه را به طور عینی مشاهده کند، ولی به دلیل اینکه تبدیل به یک رویه برنامه سازی در تلویزیون شده است می تواند تاثیرات منفی بسیاری داشته باشد که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:

۱ کودکان آنقدر کوچک هستند که نیازی نیست برای درک نتیجه کار نادرستشان خود شخصا آنرا تجربه کنند. کما اینکه این مسئله هنگامی که به سنین نوجوانی برسد بسیار آسیب زاتر خواهد شد، زیرا در آن صورت او عادت کرده است که همه چیز را خود تجربه کند که در این سنین بهای تجربه عمل نادرست بسیار پرخطر است.

۲ متاسفانه در بسیاری از برنامه ها در خلال تبیین موضوع بدین شیوه، کار نادرست به کودک آموزش داده می شود و خواسته یا ناخواسته و به طور غیرمستقیم به کودک آموزش داده می شود که برای رسیدن به خواسته هایش – حتی برای کوتاه مدت چه شیوه ای را باید به کار گیرد زیرا اساسا کودکان نمی توانند آینده را در ذهن ترسیم و به نتیجه عمل خود به طور منطقی فکر کنند.

۳ نمایش کارهای ناشایست به طور روزانه باعث می شود که قبح آن عمل در ذهن کودک از بین برود و انجام عملی نادرست برای بیننده هدف به مسئله ای عادی تبدیل شود.

۴ نکته جالب توجه آن است که معمولا این کارهای نادرست توسط عروسک ها و شخصیت های محبوب کودکان صورت می گیرد و چون کودک به آنها علاقه دارد اساسا متوجه کار اشتباه آنها نشده و به طور ناخودآگاه در ذهن کودک تاثر سوء می گذارد.

تمام مسائل بالا زمانی رخ می دهد که شناخت برنامه سازان کودک از روح، روان و مناسبات کودکان امروزی بسیار سطحی و ناچیز باشد.

در واقع برنامه سازی برای خردسالان و کودکان بسیار سخت و دشوار است و برای تبیین هر موضوعی باید باید مطالعه و بررسی های همه جانبه ای صورت بگیرد تا تاثیرات سوء آن به حداقل برسد ولی متاسفانه این تحقیق و مطالعه در بیشتر برنامه های کودک کمتر مشاهده می شود.

این مورد در برنامه هایی که سال ها است از تلویزیون پخش می شود، بیشتر دیده می شود که آن برنامه فقط ظاهر آن تغییر می کند و محتوا همانی است که در سال گذشته بود.

بدون در نظر گرفتن این نکته که کودکان عصر حاضر به سرعت در حال تغییر هستند و ذهن شان نسبت به دوران کودکی بزرگسالان پیچیده تر شده است و به مسائل طوری نگاه نمی کنند که ما در کودکی خود.

به همین دلیل حتی برای ساخت برنامه ای کوتاه هم باید توجه و دقتی ویژه به نحوه انتقال مفهوم داشت، چه رسد به برنامه های پربیننده و محبوب کودکان که اهمیت مطالعه و تحقیق چند برابر می گردد.

البته باید تذکر داد که برنامه هایی مانند «اتل متل تماشا» نیز وجود دارند که به این حساسیت های کودک توجه کرده و با کودک به شیوه ای متفاوت برخورد می کند و از طرق دیگری مانند قصه گویی، استفاده از قوه خلاقیت خود کودک، کاردستی و... موضوعات خود را پرورش می دهد که این امر هم قبل توجه است و هم قابل تحسین.

امید است که ساخت چنین برنامه هایی رو به افزایش رود تا در آینده شاهد رشد کودکانی خلاق و بااخلاق باشیم.

فاطمه محیا پاک آیین