آرامش, منشِ ماست

امروزه می بینیم در جهان نابسامانی های فراوانی وجود دارند, انسانی که در این عصر زندگی می کند با رشد و توسعه ی همه جانبه ی علم و تکنولوژی در ابعاد مختلف روبه رو است, در حوزه ی ارتباطات از حمل و نقل و جابه جایی مسافران گرفته تا رسانه های ارتباطی مانند اینترنت, ماهواره, تلفن همراه و زندگی را متحول کرده است

امروزه می‌بینیم در جهان نابسامانی‌های فراوانی وجود دارند، انسانی که در این عصر زندگی می‌کند با رشد و توسعه‌ی همه‌جانبه‌ی علم و تکنولوژی در ابعاد مختلف روبه‌رو است، در حوزه‌ی ارتباطات از حمل و نقل و جابه‌جایی مسافران گرفته تا رسانه‌های ارتباطی مانند؛ اینترنت، ماهواره، تلفن همراه و ... زندگی را متحول کرده است. در حوزه‌ی تهیه مواد خوراکی و کشاورزی از لحظه‌ی شخم زدن تا درو و جمع‌آوری محصول، که با استفاده از نیروی انسانی و با آن بازدهی کم، که در زمان گذشته رایج بود، تغییر کرده است، و خیلی راحت و آسان امکانات را در اختیار انسان قرار داده است.

در حوزه‌ی سرمایش و گرمایش برای فصول مختلف سال، نیز تغیرات عمده‌ای صورت گرفته است. ابزار و امکاناتی که تا ۵۰ سال پیش اصلا در تصور و ذهن انسان نمی‌گنجید، امروزه به‌صورت واقعیت وجود دارند. زندگی خیلی راحت و آسان شده است و همه نوع امکانات رفاهی در آن یافت می‌شود و می‌توان از آن امکانات استفاده کرد. امکانات بهداشتی و شناسایی بیماریها و کشف داروهای آنها، انسان امروزی را از دردهای جسمی که قرن‌ها رنج می‌برد نجات داده است، البته نه تنها از این سختی‌ها و زندگی ابتدایی رهایی یافته بلکه در مسیر رشد، توسعه و تسخیر امکانات به سرعت در حال پیشرفت است.

با وجود آنکه بشر امروز از نظر علمی و تکنولوژی رشد کرده و به امکانات فراوانی جهت رفاه و آسایش بیشتر دست یافته است، اما یک سری نگرانی‌های درونی به‌صورت فردی، خانوادگی، عشیره‌ای و ... در جامعه به وجود آمده‌اند که انسان امروزی از آنها رنج می‌برد و او را دچار یک نوع رکود، سردرگمی، بی‌هویتی، احساس پوچی و ... کرده است. که برای رفع این معضل، مکاتب و انجمن‌ها به‌صورت گروهی، روانشناسان، جامعه‌شناسان، شعرا، هنرمندان و ... به‌صورت فردی و جمعی در جهت حل این مشکل تلاش‌های زیادی کرده‌اند تا آرامش را به انسان امروزی برگردانند. ولی تا به حال آنچه که انجام گرفته کارساز نبوده است؛ زیرا یا مشکل را به‌صورت مقطعی و فصلی دیده‌اند و یا فقط قسمتی از نیازهای معنوی انسان را مورد خطاب قرار داده‌اند. کار به‌صورت اساسی با یک برنامه‌ی هماهنگ و منسجم که تمامی جوانب معنوی انسان را در بر گیرد انجام نشده است و آنچه که انجام گرفته به‌صورت برگزاری همایش، سمینار، نمایش فیلم و یا قطعه شعری یا سرودی و ... بوده است که نتوانسته در درون شخص نفوذ کند و او را به آرامش واقعی برساند. در حقیقت انسان به منزله‌ی پرنده‌ای می‌ماند که یک بال آن امکانات رفاهی و مادی است که آسایش را تأمین می‌کند، و بال دیگر معنویت است که آرامش را در درون برقرار می‌کند، و زمانی این پرنده می‌تواند پرواز کند که هر دو بالش سالم باشند، و الا با یک بال شکسته همیشه در عذاب و سختی، رنج می‌برد. انسان امروزی نیز در این گیر و دار گرفتار شده است و برای رهایی از این حالت بایستی به معنویت رو بیاورد. معنویتی که با ذکر و یاد خدا آرامش را در قلب‌ها ایجاد می‌کند.

آرامشی که بایستی به‌صورت تدریجی و دائم در حال کسب آن باشی، چون این خلأ معنوی بصورت آنی و فوری به وجود نیامده تا درمان آن لحظه‌ای تجویز شود، بلکه در اثر غفلت و فراموشی، و به مرور زمان، این وضعیت ایجاد شده است. بنابراین برای اینکه این خلأ پر شود بایستی ایمان به خدا در دل‌ها جای بگیرد چون حذف خدا در زندگی باعث پوچی و بی‌محتوایی زندگی امروزی شده است. برای هدفمند کردن زندگی نیاز داریم که خدا را در زندگی خود دخیل کنیم. بر اثر تربیت صحیح کم کم ایمان مستحکم می‌شود، استحکام ایمان نتیجه‌اش تربیت انسان صالح است، انسان‌های صالح هستند که به راحتی می‌توانند جامعه را از سردرگمی نجات دهند و به جای رکود، تنش و درگیری و سرخوردگی و ... انگیزه، انرژی مثبت و توان و حوصله‌ی بیشتر و انجام کار هدفمند را جایگزین نمایند. پس در این حالت؛ به‌جای جنگ و درگیری، صلح و آرامش و به‌جای کینه و نفرت، محبت و دوستی برقرار می‌شود. این کار بایستی به‌صورت تدریجی، مستمر، واقع‌گرایانه، متوازن و همه‌جانبه و ... باشد تا بشر امروزی را از این وضعیت نجات دهد.

و اما معنویت برای مؤمنان بیشتر از هر کس دیگری لازم و ضروری‌تر است، بعضی وقت‌ها فرصتی پیش می‌آید و تحت تأثیر محیط و شرایط قرار می‌گیریم مثلاً و شوق خاصی که مختص رمضان است عبادت می‌کنند، از منکر دوری می‌کنند، کارهای خیر و پسندیده‌ی زیادی انجام می‌دهند، دستشان برای خیرات باز است، به قرآن رجوع می‌کنند و قرائت صفحاتی از فرآن را در برنامه‌ی روزانه‌ی خود می‌گنجانند. و اما بعد از ماه رمضان این حالات معنوی کم‌کم ضعیف می‌شوند و عبادات از آن حالت غلیظی و شور و شوق بالا به یک حالت کم‌رنگ تبدیل می‌شود. بنابراین برای اینکه آن حالات معنوی بعد از ماه مبارک رمضان دوام داشته باشند ضرورت دارد که:

۱) ما حضور در مساجد را جدی بگیریم، مخصوصاً نماز صبح را که قبلاً در مسجد می‌خواندیم ادامه دهیم، سایر نمازها را در مسجد به جا بیاوریم. ارتباط ما با مسجد یکی از راه‌هایی است که ما را همیشه شاد و سر حال نگه می‌دارد و معنویت را در زندگی احیاء می‌کند.

۲) سعی کنیم ارتباط خود را با قرآن بیشتر کنیم و قسمتی از وقت روزانه‌ی خود را به خواندن قرآن اختصاص دهیم، زیرا قرآن انسان را در ایجاد حالات معنوی کمک می‌کند، قرآن قوت قلبی است که خلأ‌های معنوی ما را به راحتی پر می‌کند و مهمترین راه‌، از راه‌های ایجاد معنویت در زندگی ما مسلمانان است.

۳) ارتباط با انسان‌های صالح را نیز بیشتر کنیم، زیرا نشست و برخاست با نیکوکاران یکی دیگر از ایجاد شیوه‌های گسترش معنویت است، که هرچه این ارتباط بیشتر و مستحکم‌تر باشد حالات معنوی در انسان، هم گسترش می‌یابند و هم دائمی خواهند شد.

۴) نماز شب را که در ماه مبارک رمضان در مسجد و با جماعت و بنام نماز تراویح می‌خواندیم، تا حدی که برایمان مقدور است آن را ترک نکنیم و علاوه بر نماز شب، گرفتن روزه مستحب در ایامی از سال، در تقویت اراده‌ی انسان در جهت ایجاد و گسترش حالات معنوی مؤثر می‌باشد.

امید است با انجام عبادت مذکور بتوانیم ارتباط خود را با خدا بیشتر کنیم تا بال سالم و صحیح معنویت در ما ایجاد شود و این بال، در کنار بال رفاه و مادیات، زندگی آرامبخشی را برای خود و جامعه بیافرینیم یعنی با بال معنویت به آرامش دست یابیم و با بال مادیات و رفاه به آسایش برسیم.

نویسنده‌: سالم مرادی-کرمانشاه‌