|
آنها مهربان و با ادب به نظر می رسند ولی زندگی و کار را به شما سخت می کنند؛ چون حالت متعادلی ندارند. یک روز خوبند، یک روز بد؛ یک ساعت شاد، ساعتی دیگر عصبانی. آنها باعث می شوند شما احساس کنید در یک ترن هوایی هستید و مدام بالا و پایین می شوید؛ یک روز احساس خوبی دارید، روز بعد حس بدی دارید. یک هفته فعال و کارآمد هستید ولی هفته بعد زمان تان را فقط تلف می کنید و هیچ کاری انجام نمی دهید.
آبراهام لینکلن به علت همین تغییر حالات اش معروف بود. برخی اوقات پرانرژی، شاد و بلندپرواز بود و زمانی درون گرا، خسته و ناتوان بود و حتی نمی توانست بخوابد. وینستن چرچیل نیز سوار ترن هوایی بود! یک روز پرقدرت، پرانرژی و درخشان و باهوش، روز بعد افسرده و الکلی.
تصور کنید این افراد می توانستند تا چه حد بیشتر در حرفه خود موفق باشند اگر ثبات روحی بیشتری داشتند؟ ولی ظاهرا آنها هم مثل خیلی های دیگر نتوانسته بودند افراد اطراف شان را کنترل کنند.
البته ازدواج و خانواده هم می تواند دچار این تغییرات شود. یک ماه شاد و عاشقانه، ماه بعد پرمشاجره و بدون روابط دوستانه و صمیمی. اگر این اتفاقات برای شما می افتد به این دلیل است که شاید کسی مخفیانه خانواده و ازدواج تان را دچار تنش می کند.
خوشبختانه شما می توانید افراد منفی و متغیرالحال را در زندگی تان کنترل کنید. شما می توانید زندگی تان را در دست بگیرید. شما می توانید شغل و ازدواج و خانواده و زندگی ای ثابت و دایما در حال پیشرفت داشته باشید و هر روز بیشتر و بیشتر موفق باشید. اولین قدم برای موفق بودن در زندگی و کار کنترل کردن افرادی است که باعث به وجود آمدن این مشکلات برای شما می شوند. یک خصوصیت و ناراحت کننده ترین خصوصیت افرادی که ذکر حال شان رفت این است که نمی توان رفتار آنها را اصلاح کرد. برای مثال هنگامی که بیشتر افراد به این نتیجه رسیده اند که قدم زدن باعث تازه شدن روح و جسم می شود و حتی درمانگر هم می تواند باشد این افراد شروع به شکایت کردن می کنند که ما از قدم زدن لذت نمی بریم، هوا خیلی آلوده است، شهردار باید فکری به حال این علف های هرز و زباله ها بکند، شما نباید برای مدت طولانی بیرون از منزل بمانید و....
بهبود بخشیدن شرایط زندگی همچون نقل مکان به خانه ای بهتر و یادگیری مهارتی جدید بیشتر افراد را خوشحال تر می کند ولی افراد منفی و متغیر الحال این گونه نیستند. آنها برای بهتر شدن تغییرات را نمی پذیرند و تلاشی هم نمی کنند تا بهتر باشند. مهم نیست چه قدر تلاش می کنید تا به آنها کمک کنید که ظاهر و مهارت ها و شرایط زندگی شان را عوض کنند چون چیزی عوض نمی شود.
● شاکی همیشگی
آنها شاکی همیشگی هستند، منتقدی که همیشه ناراحت و ناراضی است. جیغ جیغویی که همیشه شما را تهدید به ترک کردن می کند. او مهربان و معقول رفتار می کند، تنها وقتی که چاقو را پشت شما قرار داده باشد! اگر چشمان تان را باز کنید و حقیقت را ببینید، سرانجام می فهمید که نمی توانید به چنین افرادی کمک کنید. در مقابل این افراد، انسان های اجتماعی و با ثبات قرار دارند. آنها همیشه شرایط ناخواسته و نامطلوب را به شرایط بهتر تبدیل می کنند و این رمز موفقیت خود و اطرافیان شان است. همیشه کارکردن با کارمندها و روسا و همکارانی که افراد اجتماعی هستند، لذت بخش است زیرا آنها افرادی مهربان و معقول بوده و همواره در حال پیشرفت و اصلاح خود هستند.
برای مثال وقتی شرکتی برای افرادش دوره هایی می گذارد تا به کارمندان اش تعلیم بدهد که خدمات بهتری به مشتری هایشان ارایه دهند افراد اجتماعی از این دوره استقبال می کنند و آن را راهی برای تعلیم و پیشرفت خود و کارشان قرار می دهنداما افراد منفی از این تعلیمات شکایت می کنند و اگر مجبور به گذراندن این دوره شوند طوری عمل می کنند تا نشان دهند که این دوره ها موجب هیچ پیشرفتی نمی شوند.
خود منتقدی نعمتی است که افراد منفی توانایی انجام آن را ندارند. آیا شما خودتان را بازبینی می کنید و تلاش دارید تا رفتارتان را اصلاح کنید؟ اگر این چنین است شما جزو افرادی هستید که از پله های پیشرفت در روابط اجتماعی بالا می روند.
برای مثال پدری متوجه می شود گلدانی در خانه شان شکسته و از پسر ۷ ساله اش می پرسد: «چه کسی گلدان را شکسته؟ آیا تو آن را شکسته ای؟» پسرش می گوید: «نه کار من نبوده است!» پدر عصبانی می شود و پسر را هم به خاطر شکستن گلدان و هم به خاطر دروغگویی تنبیه می کند.
همسرش می آید و از او برای جمع کردن گلدانی که او شکسته است کمک می خواهد. اگر پدر فردی اجتماعی و مثبت باشد به پسرش خواهد گفت: «برای اینکه حرف ات را باور نکردم، معذرت می خواهم. در آینده بیشتر به تو اعتماد خواهم کرد و برای جبران اشتباه ام برایت یک هدیه خواهم خرید.» و اگر فردی منفی باشد به خود خواهد گفت: «این پسر برای چیز دیگری مستحق این تنبیه بوده است. تو باید به این بچه نشان بدهی که چه کسی در این خانه رییس است.»
فراموش نکنید افرادی که زیر فشار مدام افرادی بد رفتار و غیر اجتماعی باشند مثل بچه هایی که زیر دست چنین پدر و مادرهایی بزرگ می شوند در آینده نزدیک به افرادی ناامید و بدبین و سرخورده تبدیل می شوند که به سختی می توانند تغییر کنند، حتی اگر واقعیت را بفهمند.
● و آخر اینکه:
با خواندن این مطلب اگر شما ترغیب شده اید تا موقعیت تان را بهبود ببخشید جای خوشحالی است چون شما شخصیتی اجتماعی دارید و می توانید تغییر کنید و در غیر این صورت فاصله زیادی تا شخصیت مطلوبی دارید که توان موفق شدن دارد.
● ۴پایه موفقیت در روابط اجتماعی
۱) صداقت: صداقت داشتن یعنی دروغ نگفتن به دیگران و تلاش نکردن برای فریب آنها با استفاده از ناآگاهی شان و نگه داشتن آنها در تاریکی و ناآگاهی. پایبند بودن به گفته ها نیز از نشانه های صداقت است. شاید در دنیای امروزین که دنیای مجازی هم به اندازه دنیای واقعی اهمیت دارد، دروغ گفتن امری خیلی ساده و پیش افتاده باشد. بسیاری از افراد می توانند دروغ بگویند بدون اینکه خمی به ابرویشان بیاورند. چنین افرادی در مقابل حرف هایی که می زنند هیچ گونه تعهدی ندارند اما این افراد هیچ وقت به عنوان یک فرد حرفه ای و متخصص در هیچ زمینه ای شناخته نمی شوند، مگر تخصص دروغ گویی!
۲) تمرکز: وقتی تلاش شما فقط متوجه خودتان نباشد و در این راه به دیگران و سود و زیان آنها هم فکر کنید شما گام در راهی برای حرفه ای شدن گذاشته اید، در حالی که افرادی که تنها سود شخصی شان را می بینند به سوی تنهایی و انزوا می روند و هیچ وقت به عنوان یک حرفه ای شناخته نمی شوند، چرا که شما در جمع حرفه ای هستید نه در انزوا و تنها، شما با جمع و در کنار جمع حرفه ای و متخصص می شوید نه در تنهایی!
۳) قابل احترام بودن:قابل احترام بودن یعنی صدمه نزدن به شخصیت آدم ها حتی اگر موقعیت و دلیل اش را هم داشته باشید، حتی اگر صدمه ای از فرد مقابل دیده باشید. اگر شما با آدمی – به هر دلیل مخالف باشید، درست این است که روی همان موضع مخالفت تمرکز می کنید نه روی تمامیت و تماما او را زیر سوال ببرید و یکی از دلایل اصلی که حرفه ای ها در نگاه دیگران احترام برانگیز هستند، این اخلاق آنها است.
۴) دنبال موارد خصوصی نبودن: دنبال موارد خصوصی زندگی دیگران بودن، افشا کردن رازهای زندگی نزدیکان، عیب نزدیک ترین افراد را گفتن، در ۵ دقیقه اول آشنایی با هر فردی همه زندگی شخصی را رو کردن برای صمیمی شدن کاری است که افراد حرفه ای هیچ گاه در روابط شان انجام نمی دهند. |