|
هر کس با هر روحیه ای خواهان معاشرت و همراهی است. درست همان گونه که اشخاص بیکار و ناباب، دوستانی هم طراز خود انتخاب می کنند، اشخاص مشتاق و بشاش هم می خواهند با اشخاصی مانند خود معاشرت کنند. درحالی که بعضی ها وقتی صبح از خواب برمی خیزند کاملا مطیع و مقهور هستند، گروه دیگری برعکس و نقطه مقابل گروه نخست هستند و وقتی از خواب برمی خیزند کاملا بیدار و گوش به زنگ می باشند. دنیا لزوما به طور یکسان میان این دو گروه تقسیم نشده است. اما اگر روزی با چشمان کاملا باز سرکار بیایید و با همکار خود که هنوز خواب را در چشمان پف کرده اش احساس می کنید، روبرو شوید و باید با او ارتباط برقرار کنید، بهتر است لحن صدای خود را با روحیه او تطبیق دهید.همین طور اگر شخصیت خونسردی هستید توصیه می شود راهی برای نیرو دادن به خویشتن بیابید. بی حالی و رخوت شما احتمالا با روحیه کسی که می خواهد برق چشمان شما را ببیند مطابقت نمی کند.
<ویلیام جیمز> در این مورد می گوید: "به نظر می رسد عمل از احساس شما تبعیت می کند. اما در واقع عمل و احساس دست در دست هم دارند. می توانیم با تنظیم عمل که بیشتر تحت کنترل ماست به طور غیر مستقیم احساس رانیز منظم و کنترل کنیم." او در ادامه می گوید:" بنابراین راه بشاش شدن این است که خندان بنشینید و با شور و شوق به اطراف خود نگاه کنید و طوری حرف بزنید و رفتار کنید که انگار کاملا بشاش هستید، اگر این طرز برخورد، شما را شاداب نکرد، هیچ عامل دیگری نمی تواند چنین کاری کند و به عبارت دیگراگر احساس خمودگی می کنید، خود را بشاش نشان دهید، دیری نمی گذرد که احساس بشاش بودن می کنید. اشخاص، کسانی را دوست دارند که مانند خود آنها باشند.
اگر شما پرحرارت باشید و بخواهید روی کسی که به مراتب از ذوق و شوق کمتری برخوردار است اثر بگذارید، باید از روش های همگام شدن استفاده کنید.در این مورد، زمانی را انتخاب کنید که فرد مخاطبتان در وضعیت روحی و جسمی مناسبی قرار داشته باشد در غیراین صورت ممکن است نقطه نظر شما با مقاومت شدیدی روبرو شود که البته به معنای ضعیف بودن نقطه نظر شما نیست، بلکه ناراحتی مخاطب شما می تواند باعث بروز این مسئله شده باشد. اهمیت همگام شدن را می توان اینگونه تعریف کرد:"وقتی شما با کسی همگام می شوید در واقع به او می گویید، من مثل تو هستم و می توانی روی من حساب کنی. همگام شدن، راهی برای ایجاد اعتماد و اطمینان در طرف مقابل است. البته راههای دیگری نیزبرای کسب اعتبار و جلب نظر موافق مخاطب وجود دارد، ازجمله می توان به استفاده از زبان و کلام مناسب اشاره کرد.همگام شدن، روش فوق العاده مفیدی است که در مورد هر رویارویی و گفت و گویی مصداق دارد.همگام شدن با روحیه یا رفتار دیگران، همیشه ساده نیست، اما دست کم می توانید در حد رفتار دیگران ظاهر شوید. پدیده ای که با آن روبرو هستیم این است که وقتی با کسی همگام می شوید، در قدم بعدی، او همگام با شما شده است.
یکی از بهترین راه های تغییر رفتار دیگران این است که ابتدا خود را با یک یا چند جنبه از رفتار او همگام نمایید وبعد خود را تغییر دهید. اگر شما شخصیت غیرقابل انعطافی برای خود برنامه ریزی کرده باشید، از انعطاف لازم برای اینکه در سطح دیگران ظاهر شوید برخوردار نخواهید بود. اما اگر دامنه روحیه شما از مخاطبتان متغیرتر و انطباق پذیرتر باشد، نه تنها می توانید خود را در سطح او قرار دهید و رابطه موثر ایجاد کنید، بلکه می توانید آنها را در جهتی جدید که مورد نظر شماست به حرکت درآورید. اگر در سطح دیگران ظاهر شوید آنها براساس راهنمایی و هدایت شما حرکت خواهند کرد.
همچنین در جهت همگام شدن با دیگران باید سعی کنید از طریق نوع محبت کردن به آنها راه های نفوذی را بیابید. هرفردی بنا به صفات ژنتیکی خود محبت را از طرق خاصی بیانو دریافت می کند. عده ای خواهان دریافت محبت از طریق گفتارند و عده ای علاقمند به هدیه گرفتن. افراد مختلف، اطلاعات را به شیوه های مختلف پردازش می کنند، طرز این پردازش در برقراری ارتباط، نقش مهمی دارد. البته ارتباط در اینجا به معنای برخوردهای متفاوت با اشخاص متفاوت است. در این زمینه، هر یک از افراد باید طوری با یکدیگر ارتباط برقرار کنند که مخاطب شان بتواند آن را درک کند، زیرا هر انسانی در هر لحظه در شرایط ادراکی ویژه ای به سر می برد. حال برای اینکه منظور خود را به دیگران منتقل کنید، ابتدا باید بفهمید که آنها چگونه می فهمند و یا دست کم برای درک کردن، چه کوششی به خرج می دهند؟ وقتی بدانید دیگران اطلاعات را چگونه پردازش می کنند، همچنین بدانید افراد شیوه ارتباطشان چگونه است و ادراک آنها از چه راهی صورت می پذیرد، مطمئنا در برقراری ارتباط با آنها، فهم و درک آنها و گفته هایشان در وضعیت بهتری قرار خواهید گرفت وامکان بیشتری برای موفقیت و نفوذ در آنها به وجود خواهد آمد. بر همین اساس انسان ها به دسته های زیر تقسیم شده اند:
▪ اشخاص پدیداری(تصویری) : این افراد، دنیای روانی خود را بر اساس تصاویر و فضاسازی تنظیم می نمایند. این افراد فضا را دوست دارند و تمایل دارند که با شما ارتباط نزدیک تری داشته باشند و علاقه بیشتری به تعامل شخصی نشان می دهند. این افراد از واژه هایی مانند من تصور می کنم، اینگونه به نظر می رسد و... استفاده کرده و اغلب در جلسات در انتها می نشینند.
▪ اشــخـــاص احــسـاسـی(همجــواری) : دنــیــای روانـــــی خــــود را با احساس های درونی و بیرونی ترسیم می کنند و از واژه های احساسی مانند دوست دارم، احساس می کنم و... بیشتر استفاده می کنند ازنظر ارتباط، خیلی به شما نزدیک می شوند هرچند که ممکن است فکر شود حالت تهاجمی دارند و بیشتر میز و صندلی خود را نزدیک به شما می گذارند و در جلسات درانتها جلو می نشینند.
▪ اشخاص شنیداری(صوتی) : این افراد دنیای روانی خود را با صداها دارند. آنها به چشمان مخاطب خود نگاه نمی کنند و گوش خود را میزان کرده اند. ضمن مکالمه یا ارائه یک مطلب ممکن است به نقطه دیگری نگاه کنند، زیرا آنان با گوش فرا دادن سعی به گرفتن مطالب می نمایند. قصد بی ادبی و بی اعتنایی ندارند و سعی می کنند آنچه گفته می شود را بفهمند. این افراد به جای <خوب فهمیدی> می گویند <خوب شنیدی> و از زیر و بم صدا خوششان می آید.
▪ اشخاص ارقامی(زبانی) : این گروه، ترکیبی از سه دسته پیشین هستند. آنان قبل از اینکه بتوانند دنیای روانی خود را ترسیم کنند، مجبورند دریافت های خام حسی را به یک زبان خاص از طریق کلمات، اعداد یا علائم کامپیوتری منتقل نمایند.آنها دوست دارند اطلاعات، مکتوب و به سبک منطقی به آنان ارائه شود، واژه ها باید تعریف شده باشند و از نظر املائی، علائم نقطه گذاری، دستوری، حـواشـی و صـفـحه بندی درست باشد و همچنین عناوین، پاراگراف ها و فواصل کوتاه را در نگارش دوست دارند. برای جلب توجه آنها کافی است بخش هایی از پیام به صورت ۱، ۲ و ۳ و یا الف، ب و ج تنظیم شود.
● چگونه شرایطی فراهم آوریم که دیگران ما را درک کنند
وقتی از شیوه مورد علاقه شخص مخاطب خود و اطرافیان استفاده می کنید، آنها به اقدام و خواسته شما پاسخ مثبت می دهند. ممکن است مجبور باشید کمی بیشتر تلاش کنید، این تلاشی ارزشمند است که به اجرا و انجام آن می ارزد، زیرا در وقت و نیروی آینده شما صرفه جویی می کند. شخص مخاطب شما و اطرافیانتان نیز از اقدامی که کرده اید استقبال خواهند کرد زیرا می فهمند برای تماس با شما از چه شیوه ای باید استفاده کنند تا آنها را به نتیجه دلخواهشان برساند. یکی از بهترین راههای کسب اطلاع در این زمینه که مخاطب شما چه روشی را می پسندد این است که از او مستقیما سوال کنید و نظرش را جویا شوید. در مواقعی که اطلاع یافتن از روش برقراری ارتباط با اطرافیان و مخاطبان، دشوار به نظر می رسد، بهتر است از روش آزمایش و خطا استفاده کنید. به عبارت دیگر اگر ندانید که آنها از میان انواع شخصیت های ارتباطی دیداری، شنیداری،احساسی و ارقامی کدام را بیشتر می پسندند، می توانید در فواصل صحبت ها لحظه ای مکث کنید واز آنها بپرسید: <آیا این نقطه نظر را قبول دارید؟>، <آیا می توانید به این روش کار کنید؟> یا <این مطلب به نظرتان چگونه است؟> |