در زمینه مناسبات انسانی، از برقراری روابط افراد با هم صحبت می شود. شاید بتوان گفت که برقراری روابط انسانی مطلوب میان افراد، یکی از مهم ترین عواملی است که آنان را برای حصول به اهداف و مقاصدشان یاری می دهد. بر این اساس، همه انسانها برای رسیدن به مقاصدشان به داشتن توانایی برقراری ارتباط با سایر انسان ها نیاز دارند که این توانایی را در مدیریت، اصطلاحا مدیریت روابط انسانی می نامند.

با توجه به آن که مدرسه یک نهاد اجتماعی محسوب می شود و از ارزش های فرهنگی جامعه ای که در آن فعالیت می کنند، تاثیر می پذیرد، موضوع روابط انسانی مدیر مدرسه در قالب روابط اجتماعی و فرهنگی اهمیت بیشتری می یابد.

توجه به کارکنان، بزرگترین و مهم ترین پدیده ای است که در دهه اخیر، رشد فراوانی داشته است. این جنبش نیز مانند شماری دیگر از جنبش های کارآمد مدیریت، سودمندی و کاربرد زیادی دارد و در تمام کشورهای صنعتی و پیشرفته جهان، به آن به طور جدی توجه می شود و چنین رویکردی، مبانی و اصول کار با کارکنان را دچار تحولی شگرف ساخته است.

اندیشه های نو، دگرگونی های ریشه ای که در قلمرو مدیریت منابع انسانی پدید آورده، بی آنکه با مقاومتی روبه رو شود، به آرامی و آسانی پذیرفته شده و راه را برای بهره گیری بالاتر از توان تخصصی کارکنان هموار ساخته است. اگر مدیر آموزشگاه یا هر سازمانی، نتواند رابطه ای میان خود و طرف مقابل ایجاد کند، هیچ اطلاعاتی بدست نمی آورد. ارتباطات انسانی، کلید موفقیت یا بهتر بگوییم حلال بخش اعظمی از مشکلات روابط انسانی است.

تعریف روابط انسانی

فالت، که یک فیلسوف اجتماعی است، روابط انسانی در مدیریت را اینگونه تعریف کرده است: روابط انسانی عبارت است از توان برقراری ارتباط انسانی با معلمان، دانش آموزان، اولیای دانش آموزان، مسئولان و... از طریق پذیرفتن وجود، شخصیت و ویژگی های افراد و همه تفاوت هایی که احتمالا با شخص مدیر دارند.

روابط انسانی و اهمیت آن برای مدیران

روابط انسانی از رابطه یا روابط مثبت و هدفداری که میان دو یا چند انسان وجود دارد، صحبت می کند. روابط انسانی مظهر وجود و ارزش انسانها است و پدیده رفتاری اجتماعی گروه های انسانی است که شکل و نوع آن به عنوان وجه تمایز انسان و حیوانات به شمار می رود. در این مفهوم، روابط انسانی عامل سازنده، تشویق کننده و امید بخش است.

هر انسانی ناچار است در محیط زندگی خود به برقراری روابط متنوع دست بزند. هر کس در محیط خانواده، مدرسه، کار، تفریح، عبادت و... به برقراری روابط با دیگران نیاز دارد. از میان همه عوامل شادی و سعادت آفرین، شاید بدون گزافه گویی، برقراری روابط انسانی مطلوب، عمده ترین عامل خوشبختی و موفقیت هر کس در زندگی است.

رابطه شوهر با زن و فرزندان خود، رابطه با مشتریان، رابطه راننده با مسافران، رابطه معلم با شاگردان، رابطه فرد با دوستان، رابطه کارمند با ارباب رجوع و رابطه مدیر با همکاران یا زیردستان خود در میزان موفقیت آنان امر سرنوشت سازی است. همه انسان ها به داشتن توانایی برقراری ارتباط با سایر انسانها نیاز دارند که این توانایی را اصطلاحا، مدیریت برقراری روابط انسانی می نامند.

اهمیت و حساسیت ایجاد روابط انسانی، آن را به عنوان یک دانش مطرح می سازد اما در واقع علاوه بر اطلاق دانش و روابط انسانی باید به عنوان یک هنر و مهارت نگریست. ایجاد روابط انسانی به ظرافتها و شیوه های خاصی نیاز دارد که علاوه بر دانش ، هنر، مهارتهای ویژه ای در شرایط زمانی و مکانی خاص می طلبد.

با آن که نیاز به مدیریت روابط انسانی در همه برخوردهای انسانی مشهود است، اما نیاز به آن در سازمان های اداری، آن گونه که باید درک نشده است. روابط انسانی آنقدر اهمیت دارد که بسیاری از صاحب نظران علم مدیریت، مدیریت را علم، هنر و یا فن برقراری روابط با انسان های داخل سازمان تعریف می کنند.

در یکی دو دهه اخیر، اصطلاح روابط انسانی، برخی اندیشمندان علم مدیریت را با مفهوم دیگری با عنوان <رفتار سازمانی> مترادف دانسته اند. اما حقیقت این است که رفتار سازمانی به مطالعه رفتار در حالت واقعی آن و به همان صورت که در سازمان رخ می دهد، می پردازند و دلایل به وجود آورنده آن را توضیح می دهد. رفتار سازمانی، در حد یک علم، از قضاوت های ارزشی می پرهیزد، ولی روابط انسانی چیزی برتر و بیشتر از رفتار سازمانی است. روابط انسانی از یک بار ارزشی و انسانی برخوردار است و درباره درستی یا نادرستی رفتارها و روابط، به ارزشیابی و انتقاد می پردازد.

روابط انسانی مفهوم وسیعی دارد هر نوع رابطه ای میان افراد و در همه محیطها و موفقیت ها را در بر می گیرد.

ارتباطات رسمی، غیررسمی، تجارتی، اجتماعی، حکومتی، فرهنگی و آموزشی میان افراد و گروهها و جوامع، روابط انسانی نام دارد. اما رفتار سازمانی واژه بسیار محدود و باریکی است که به عنوان یک رشته علمی در پی درک، توضیح و پیش بینی رفتار در محیط سازمان های رسمی است.

نظریه های مختلف در رابطه با روابط انسانی

در رابطه با روابط انسانی نظریه های مختلفی وجود دارد که به توضیح برخی از آنها می پردازیم.

دیویس می گوید: <تفاوت رفتار سازمانی و روابط انسانی مانند تفاوت آسیب شناس و پزشک است، آسیب شناس در پی درک و شناخت برخی بیماری های انسان است. ولی پزشک از این دانش برای نتیجه گیری بهتر و بهبود و بهسازی استفاده می کند.

دانش روابط انسانی را باید به کار گیرنده همه علوم رفتاری دانست که آن علوم را به طور عملی و در تعامل افراد با یکدیگر به کار می گیرد. این علم کاربردی، در راه رسیدن به اهداف خود از روان شناسی جامعه شناسی، انسان شناسی، علم سازمان و مدیریت، علم معانی و بیان، منطق و ارزش شناسی بهره می گیرد.

ریس و برندت در کتاب روابط انسانی اثربخش گفته اند:

روابط انسانی، در مفهوم وسیع آن، همه انواع تعاملات میان مردم و تعارضات، کوشش های معاضدت آمیز و روابط گروه ها را در بر می گیرد. روابط انسانی با اعتقادات، نگرشها و رفتارهایی که سبب کشمکش های میان فردی می شود و با زندگی مشخص ما و همه موفقیت های کاری، ارتباط دارد.

از روابط انسانی تعاریف نسبتا زیادی شده است که نکته جالب و تقریبا مشترکی که فیفتر و شروود، دیویس، مهرآسا و پرهیزکار ارائه داده اند وجود دارد. مساله پذیرش فرد یعنی، پذیرش ارزش، اهمیت و حق زیستی او می باشد. در این تعاریف سعی شده است از طریق دادن آزادی عمل، شناسایی فرد به عنوان یک شخص با تمام تفاوتها و خصوصیات فردی، درک قابلیتها و شرکت دادن او در تصمیم گیری ها، برمیزان علاقه فردی افزوده گردد و از بی تفاوتی های احتمالی جلوگیری شود.

روابط انسانی در یک سازمان آموزشی از نظر دکتر سید محمد میرکمالی

فرایند برقراری، حفظ و گسترش رابطه هدفدار پویا دوجانبه بین اعضای یک سیستم اجتماعی (مدرسه) است که با تامین نیازهای منطقی و اجتماعی و روانی فرد و گروه، سبب تفاهم، احساس رضایت و سودمندی متقابل و به وجود آوردن زمینه های انگیزش و رشد و تسهیل رسیدن به اهداف سازمان آموزشی می شود.

بنابه تعریف فوق بر مدیریت آموزشی فرض است که اگر در مدیر کار میان او و همکارانش رابطه دوجانبه زنده و با هدف سازندگی وجود ندارد، این رابطه را به وجود آورد و چنانچه تا حدودی این رابطه وجود دارد، آن را توسعه دهد. رابطه ای هدفدار پویا و دوجانبه، رابطه ای است که براساس نیازها و شرایط طرفین و سازمان از کیفیت و قوت لازم برخوردار باشد. در عین حال این رابطه باید برای دو طرف قابل استفاده و سودبخش باشد. رابطه انسانی میان دو فرد یا دو گروه، رابطه ای است که در آن دو طرف احساس کنند که نیازهای اجتماعی و روانی آنها تامین می شود.

هر مدیری باید در درجه نخست از خود بپرسد که آیا توان پذیرفتن دیگران را آن چنان که هستند دارد یا خیر؟ آیا برای دیگران حق زیستن و اظهار وجود قایل است؟ آیا می داند که هر انسانی یک موجود منحصر به فرد است و از تواناییها و استعدادهای متفاوتی برخوردار است و هیچ دو نفری صد درصد مانند یکدیگر نیستند؟ اگر مدیری نتواند معلمان، دانش آموزان و کارمندان خود را آن گونه که هستند، بپذیرد و خود و خواسته ها و خصوصیات شخصی خود را محور مقایسه و پذیرش آنان قرار دهد، هرگز نمی تواند با دیگران رابطه مستمر و سودمندی برقرار کند.

زندگی همه انسانها از یک فرایند کلی و از مراحل کوچک تر تشکیل می شود. به عنوان مثال، دوره کودکی یک مرحله از مراحل زندگی انسان است که در آن بازی و رشد جسمانی اهمیت زیادی دارد.

دوره نوجوانی و جوانی نیز مراحل دیگری از زندگی انسان است که ویژگی های خاص خود را دارد. در عین حال هر کودک، نوجوان و یا جوان، علاوه بر نیازهای مشترک هر مرحله زندگی خود، دارای ویژگی های خاص خود نیز هست که او را از دیگران جدا و متمایز می سازد. عامل اصلی این تفاوتها استعدادها یا نیروهای بالقوه ویژه هر فرد است.

هیچ مدیر آموزشی نمی تواند ادعا کند که مدیر آموزشی خوبی است، مگر آن که نیازهای مشترک مراحل مختلف زندگی انسان و مخصوصا مرحله مقطع تحصیلی تحت مدیریت خود و استعدادهای خاص افراد را بشناسد. از طرف دیگر وسایل، امکانات و لوازم تامین، شکل گیری و شکوفایی آنها را فراهم سازد.

یکی از صاحبنظران، وظیفه مدیر را فراهم ساختن و به وجود آوردن محیط کار سازمان یافته می داند.

در چنین محیطی، نیازهای همه انسانها شناسایی می شود و سرانجام به درجه تحقق و تامین می رسد. وی معتقد است، محیط باید از جوی آرامش بخش و نسبتا آزاد و قابل آزمایش و استفاده برخوردار باشد تا فرد بتواند بدون احساس موانع سخت و درهم شکننده به طور طبیعی رشد کند.

یک اجتماع سالم به شاعر نیاز دارد، به سرباز نیاز دارد، به بانکدار نیاز دارد، به ورزشکار و معدنچی نیاز دارد، یک اجتماع کاملا همگن که افراد آن واقعا شبیه به یکدیگر باشند، جامعه ای نفرت انگیز، بی ثبات، کم دوام و وحشتناک خواهد بود. بیایید به خاطر گونه گونیمان شکر گزار باشیم.

بزرگترین وظیفه مدیریت آموزشی، تشخیص این تفاوتها و احترام به آنها و زمینه سازی برای شکوفایی و رشد آنها است. رفتار و روابط انسانی در مدرسه همین تشخیص، احترام و زمینه سازیها است. سازمان عبارت است از مجموعه گروه های انسانی که اهداف مشترکی دارند.

با توجه به این که موضوع پژوهش روابط انسانی است در میان مهارت های سه گانه مدیریتی به توضیح مهارت انسانی می پردازیم این مهارت ها عبارتند از:

۱) مهارت فنی

۲) مهارت انسانی

۳) مهارت ادراکی

مهارت انسانی

توانایی و قدرت تشخیص در زمینه ایجاد محیط تفاهم و همکاری و اجرای کار توسط دیگران فعالیت موثر به عنوان عضو گروه، درک انگیزه های افراد و تاثیر گزاری بر رفتار آنان را مهارت انسانی گویند.

مهارت انسانی در نقطه مقابل مهارت فنی است. یعنی کار کردن با مردم در برابر کار کردن با اشیاء و چیزها، داشتن مهارت های انسانی مستلزم آن است که شخص پیش از هر چیز خود را بشناسد، به نقاط ضعف و قوت خود آگاه باشد، عقاید و افکارش برخود او روشن باشد. اعتماد به نفس داشته باشد، به دیگران اعتماد کند. به عقاید، ارزشها، احساسات آنان احترام بگذارد، آنان را درک کند، از تاثیر گفتار و کردار خویش بر دیگران آگاه باشد و بتواند محیط امن و قابل قبولی برای جلب همکاری دیگران فراهم سازد.

مهارت های انسانی به آسانی قابل حصول نیستند و فنون و روش های مشخصی ندارند، امروزه دانش علمی در قلمرو روان شناسی، روان شناسی اجتماعی، مردم شناسی و تجربه و کارورزی در شرایط گروهی و اجتماعی، به طور غیرمستقیم زمینه دستیابی به مهارت های انسانی را فراهم می سازد.

فرآیند ارتباط

برای آن که روابط انسان ها به نحو مطلوب برقرار شود و افرادی که در تماس با هم قرار دارند، منظور یکدیگر را بفهمند، لازم است اجزایی را، که در فرآیند ارتباط دخیل اند، مورد توجه قرار دهند.

این اجزا عبارتند از:

۱) عقیده یا فکری که باید منتقل شود (پیام)

۲ ) وسیله ارتباطی که از طریق آن عقیده یا فکر (پیام) منتقل می شود.

مانند زبان گفتاری یا نوشتاری، نشانه ها، تصاویر، اعداد و ارقام، ایماء و اشاره، حرکات رفتاری و... که برای مخاطب قابل تشخیص و درک باشند.

۳ ) انتقال پیام به وسیله گیرنده

۴ ) دریافت پیام به وسیله گیرنده

۵ ) درک پیام به وسیله گیرنده

۶) اطلاع از تاثیرگذاری که پیام در گیرنده داشته است.

شاخص های روابط انسانی مطلوب

۱ ) درک نیازها و استعدادها و مشکلات دیگران و کوشش برای تامین، شکوفایی و حل آن

همه معلمان، دانش آموزان و حتی اولیاء به عنوان انسان دارای نیازهایی هستند که بهنجاری و سلامت آنها به تامین این نیازها بستگی دارد. انگیزه و میل به کار و مسئولیت پذیری انسانها، با نیازهای آنها رابطه مستقیم دارد. هر قدر که میان کار و نیازهایش همخوانی و سازگاری بیشتری احساس کند، تحرک بیشتری از خود نشان خواهد داد کوشش برای شناخت نیازها و تامین آنها از وظایف اساسی مدیر آموزشی است. از آنجا که کودکان، نوجوانان و جوانان به نسبت تجربه کمتری دارند و کمتر آینده نگر هستند، باید مسائل درسی، امر مدرسه و تکالیف چنان مطرح شود که در زمان حال نیز فواید هر موضوع برای آنها قابل درک باشد و بتوانند آن را با نیازهای خود تطبیق دهند.

از سوی دیگر، معلمان و دانش آموزان و حتی اولیاء، در زندگی فردی و اجتماعی خود با مسائل و مشکلاتی روبه رو می شوند که ممکن است تا حدودی زندگی شغلی و تحصیلی آنها را تحت الشعاع قرار دهد و یا آن را مختل سازد. گذر از موانع و مشکلات زندگی، گهگاه به صبر و بردباری و کمک دیگران نیاز دارد. گاهی اوقات، با اندکی ملاحظه، توجه و کمک می توان مشکل کارمند یا دانش آموزان را حل کرد.

یک مدیر آموزشی مسئول کسی است که از طریق معلمان و اولیاء و یا سایر کارکنان، به نحو مقتضی از مشکلات دانش آموزان آگاه شوند و چنانچه علائم و یا رفتارهای ناخواسته و یا نابهنجاری از دانش آموزی مشاهد کرد، پیش از هر اقدام و یا تصمیمی، نسبت به بررسی جوانب امر و دلایل احتمالی مشکل به بررسی و تجزیه و تحلیل بپردازد.

۲ ) دوست داشتن دیگران

یکی از موضوعات بسیار حساس در همه مدیریتها و به ویژه در مدیریت آموزشی که تاحدودی بحث کمتری در مورد آنها شده و توانسته است توجه و حساسیت مدیران را برانگیزد. مساله توان و مهارت دوست داشتن معلمان و دانش آموزان است. اصولا تا کسی نگرش مثبتی نسبت به انسانها در کل و نیروهایی که با آن کار می کند نداشته باشد، مدیر خوبی نخواهد شد. همان گونه که رمز موفقیت در مدیریت، موفق شدن در کار کردن با انسانها نیز دوست داشتن همکاران و انسانهایی است که با آنها کار می کنیم. مدیر باید نسبت به همکاران خود نوعی علاقه و خیرخواهی داشته باشد و آنها را از صمیم دل دوست بدارد. تا زمانی که کسی را به دلایلی دوست نداشته باشیم نمی توانیم با او ارتباط برقرار کنیم.

علی(ع) در فرمان بزرگ خود به مالک اشتر، به او توصیه فرمود: ای مالک قلب خود را از مهربانی و گذشت نسبت به زیر دستان یا رعایا پرکن و به آنها دوستی و محبت کن و به آنها لطف و عنایت داشته باش، معنی دیگر این سخن آن است که اگر شخصی در موضع موقعیت مدیریت قرار گیرد، باید دوست داشتن مردم را تمرین کند وگرنه لایق مدیریت نیست و در کار خود موفق نخواهد شد.

دوست داشتن در مدیریت آموزشی و آموزش، مفهوم ژرفی دارد. تا، کسی نتواند کودکان یا نوجوانان را دوست داشته باشد، در آنها نفود نخواهد کرد. بچه ها از افراد بیگانه و غریبه فرار می کنند و به آن چه خوش آیند و خوش منظر باشد، روی می آورند. کودکان به کسی می گرایند که آنها را دوست داشته باشد. این دوستی هم جنبه ظاهری و جنبه باطنی دارد. رسول گرامی اسلام(ص) تاکید فراوانی برمهرورزیدن به کودکان و دوست داشتن آنها داشت و می فرمود: کودکان را دوست بدارید و با آنها رحیم و مهربان باشید.

۳ ) خوب گوش دادن و پذیرش افراد

خوب گوش دادن و خوب شنیدن از اساسی ترین عوامل ارتباط در برقراری روابط انسانی است بسیاری از مشکلات سازمانی و عصبانیت ها باخوب گوش دادن به درد دلها و مشکلات افراد حل می شود. مدیری که توانایی تحمل دیگران را نداشته باشد و نتواند با بردباری به حرفهای همکاران و یا دانش آموزان خود گوش دهد، در برقرار کردن ارتباط موفق نخواهد شد. شاید بسیاری از عقده های حقارت و خودنمائیها با خوب گوش دادن کاهش یا بهبود یابد. منظور از خوب گوش دادن، توجه به گفته های معلمان و دانش آموزان و شنیدن با گوش دل است.

در این حالت مدیر سعی می کند با تمام وجود به تمام معانی و مفاهیم که در کلمات و جملات طرف مقابل است توجه کند. در شنیدن از درون، با تمام احساسات، هیجانات و حالات جسمی و روانی فرد توجه می شود. با گوش دل شنیدن، کوششی برای درک نیازها و خواسته های افراد برای پیدا کردن راه حل مناسب برای مشکلات مراجع است.

خوب گوش دادن آن قدر اهمیت دارد که به عنوان یکی از روشهای روان درمانی مورد استفاده قرار می گیرد، کارل راجرز به این روش اعتقاد داشت و از روان درمان گران و مشاوران می خواست که از این روش استفاده کنند.

اگرچه مدیران، به طور معمول روان درمان گر نیستند، ولی درحقیقت با موارد زیادی از مشکلات عاطفی و روانی کودکان، نوجوانان و جوانان روبه رو می شوند که باتوجه به عظمت و حساسیت مطلب لازم است که یک روان درمان گر ماهر باشند.

برای رسیدن به نتیجه مطلوب، یعنی برقراری ارتباط و حل مشکلات طرف مقابل، از روش غیر مستقیم استفاده می شود. در این روش مدیر زیاد صحبت نمی کند بلکه به فرد فرصت می دهد تا حرفهای خود را بزند و سرانجام با کمک خود او سعی می کند راه حل هایی برای مشکلاتش ارائه دهد.

۴ ) برقراری بهداشت روانی در محیط آموزشی

هر محیط آموزشی دارای جوی است که ممکن است آن محیط را سرد، خشک، غیرقابل اعتماد، ترس آور و یا گرم، صمیمی، قابل انعطاف و حمایت کننده سازد.

هرچه جو سازمان مثبت تر باشد، برقراری ارتباط و روابط انسانی آسان تر خواهد بود.

بالعکس جوهای بسته، ترس آور و یا منفی سبب بی اعتمادی، جدایی و نفرت افراد از هم می شود.

محیط زندگی انسان نقشی اساسی در احساس خوشبختی و یا تیره بختی او دارد. اگر محیطی بتواند به فرد اعتماد به نفس بدهد و بروز استعدادها و احساسات او را ممکن سازد و در نهایت بتواند زمینه های دستیابی به نیازهای فرد را امکان پذیر سازد، افراد احساس شادی و خوشبختی خواهند کرد.

بالعکس اگر محیطی مانع رشد اعتماد به نفس فرد شود و استعدادهای او را در نطفه خفه کند و یا در او موجی از کینه، عداوت و احساس گناه به وجود آورد، در افراد احساس افسردگی، درماندگی و تیره روزی پدید می آید.

وجود چنین ویژگی های مثبت یا منفی در یک سازمان آموزشی، نشان دهنده وضع بهداشت روانی در آن سازمان است. بهداشت روانی، حالت ویژه ای از روان است که سبب رشد و کمال شخصیت افراد در سازمان می شود. در حقیقت، بهداشت روانی حاصل مساعد بودن زمینه ها و شرایط برای زیست و رشد فرد در سازمان یا جامعه است.

نکات مورد توجه در روابط انسانی

برای آنکه مدیر بتواند روابط موفقیت آمیزی با معلمان، دانش آموزان، والدین آنان و... برقرار کند و منظور خود را به آنان تفهیم سازد و منظور آنان را نیز درست بفهمد باید به نکات زیر توجه کند.

بداند که می خواهد از طریق برقراری ارتباط به چه چیزی دست یابد و هدف از ارسال پیام چیست؟

پیام را بدون پیچیدگی و ابهام و از طریق ارتباط وسیله ارتباطی مناسب ارسال دارد.

نیازهای گیرندگان پیام را تشخیص دهد و توجه به حالات روحی و روانی و عاطفی آنان و بدست آوردن اطلاعات لازم و کافی درباره مخاطبان به ارسال پیام اقدام کند. این امر سبب می شود که مدیر قابلیت و میزان پذیرش پیام را بررسی کند.

باگیرندگان صمیمی باشد و در آنان اعتماد و اطمینان ایجاد کند.

به صحبتها خوب گوش بدهد و قابلیت پذیرش افراد را داشته باشد. زیرا بسیاری از مشکلات موجود در مدرسه با خوب گوش دادن به درددلهای کارکنان قابل حل است.

سطح دانش، اطلاعات و معلومات مخاطبان خود را درنظر بگیرد.

از جملات کوتاه و واژه های قابل فهم استفاده کند.

در جریان صحبت کردن برنکات اصلی و کلیدی تاکید کند و از جزئیات کم اهمیت بپرهیزد.

رمز موفقیت در مدیریت، موفق شدن در کار کردن با انسانهاست. رمز موفقیت در کار با انسانها نیز دوست داشتن آنهاست. مدیر باید نسبت به همکاران، دانش آموزان و... نوعی علاقه و خیرخواهی داشته باشد و آنها را از صمیم دل دوست بدارد. تا زمانی که کسی را به دلایلی دوست نداشته باشیم، نمی توانیم با او ارتباط برقرار کنیم.

هر مدیر آموزشی باید به روحیه و حالات روانی دانش آموزان و معلمان خود توجه داشته باشد. چنانچه علائمی از بی اعتمادی، ترس، ناامیدی، تنفر و احساس نکردن نشاط در محیط آموزشی دیده شود، به معنی نبود بهداشت روانی و فقدان روابط انسانی است.

زینب بهمدی‌

منابع و مآخذ

۱‌-‌فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش، معاونت تامین و تربیت نیروی انسانی، پاییز ۱۳۷۲‌

۲‌-‌مجله رشد آموزش ابتدایی، سال دوم، بهمن ماه ۱۳۷۷‌

۳‌-‌مجله رشد مدیریت در مدرسه، سال دوم، آبان ماه ۱۳۸۲‌