درباره بعضی از واژه‏ها نمی‏شود زیاد روده‏درازی کرد، اما برای این که ثابت کنیم که ما هم خیلی بی‏کلاس نیستیم، به معنای دیگر ارزش‏های اخلاقی می‏پردازیم:

۱) ارزش‏های اخلاقی یعنی نگاه کردن به جنبه‏های خوب و مثبت یک چیز. مثلاً اگر کسی گفت، بِتَمَرگ، توجه کنید که منظورش از تَمَرگیدن، همان بفرمایید خودمان است. یا اگر کسی گفت: برو گورت را گم کن، دیگر نمی‏خواهم ریخت و قیافه‏ات را ببینم، یعنی تشریف داشته باشید، حالا چه عجله‏ای است، ما که از دیدن شما سیر نمی‏شویم.

۲) ارزش‏های اخلاقی یعنی ، نان را با بوقلمون خوردن ، نه بوقلمون را با نان خوردن.

۳) ارزش‏های اخلاقی یعنی ، یک بازاریاب موفق ، با روابط اجتماعی خوب (منظور از روابط اجتماعی خوب ، تیپ و قیافه یا چهره‏های فتوژنیک و لبخندهای آنچنانی نیست ، بلکه منظور، ظاهری آراسته و مرتب است همراه با لبخندی تا بناگوش باز شده).

۴) ارزش‏های اخلاقی یعنی ، خط کش ، شلّاق ، فلک و سایر ابزار تنبیه.

۵) ارزش‏های اخلاقی یعنی ماهواره ، اینترنت ، چت کردن و هر چیزی که بشود آن را ترکاند و کلی باهاش حال کرد.

۶) ارزش‏های اخلاقی یعنی ، دور کمر ۴۸ ، قد ۲۰۰ به بالا ، شماره پا ۳۰ الی ۳۴ ، خانه و ماشین هم که رو شاخش است.

● جایگاه اصلی ارزش‏های اخلاقی

ارزش‏های اخلاقی هم مثل هر چیز دیگر ، جایگاه مخصوص به خودشان را دارند . درست مثل شاگرد تنبل‏ها که جایگاه اصلی آنها ، گوشه کلاس یا توی دفتر مدرسه است. یا ماشین‏ها که جایگاه اصلی آنها ، پیاده روها ، روی خطهای عابر پیاده و تعمیرگاه‏هاست. یا خانم‏ها که جایگاه اصلی آنها ، پاساژها ، بوتیک‏ها و آرایشگاه‏هاست.

با این توضیح ، ارزش‏های اخلاقی ، چیزی کمتر از شاگرد تنبل‏ها، خانم‏ها یا حتی ماشین‏ها ندارند و حالا که آنها جایگاه خودشان را دارند. پس ارزش‏های اخلاقی هم حتماً جایگاه خودشان را دارند و اما جایگاه آنها:

۱) سر سفره عقد یا در مراحل اولیه صحبت‏های قبل از ازدواج. آدم‏ها ، این موجودات نازنین دو پا ، در سر سفره عقد ، آن‏چنان به اهمیت این موضوع و نقش حیاتی آن واقف هستند که با استفاده از ترفندهای ممکن ، همه بحث‏ها را به سمت و سوی ارزش‏های اخلاقی می‏کشانند. تا به این وسیله ، به هدف خود که همانا ازدواج با دختر یا پسر مورد علاقه‏شان است ، برسند.

همه آن حرف‏ها و قول و قرارهایی هم که درباره خوش‏بخت کردن و وفاداری تا پایان عمر به هم می‏زنند ، از علایم و نشانه‏های ارزش‏های اخلاقی است که غالباً یک هفته تا ده روز بعد از ازدواج ، همه به فراموشی سپرده می‏شوند؛ زیرا مدّت اعتبار یا تاریخ مصرف آنها تا همان یک هفته ، ده روز اوّل زندگی مشترک است ، نه بیشتر.

۲) مراکز درمانی:

منظور از مراکز درمانی ، همان بیمارستان‏هاست ، اعم از دولتی یا غیر دولتی و همچنین درمانگاه‏ها ، زایشگاه‏ها و به طور کلی ، هر جایی که بشود چند دست آدم بدحال و رو به موت یا یکی دو جین ، دست گچ گرفته و سرشکسته ، در آن پیدا کرد.

مراکز درمانی (بخصوص از نوع غیر دولتی آن) ، در طول شبانه روز ، شاهد ظهور بسیاری از ارزش‏های اخلاقی‏اند؛ زیرا فقط کافی است یک مریض بدحال ، آن هم از نوع بی‏پول و آس و پاس ، گذرش به این مراکز بیفتد ، آن وقت دیگر خواسته یا ناخواسته ، توی دریایی از مشکلات دست و پا می‏زند؛ مشکلاتی مانند نبود تخت خالی ، رفتن پزشک به خارج از کشور ، آمدن بخش‏نامه‏های جدید و نداشتن تجهیزات و امکانات پزشکی لازم ، که همه این مشکلات از نشانه‏های وجود ارزش‏های اخلاقی است.

۳) دادگاه‏های خانواده:

اگر توی عمرتان فقط یک بار ، نه بیشتر ، آن هم به اندازه یک تُک پا گذرتان به دادگاه‏های خانواده افتاده باشد ، می‏توانید ارزش‏های اخلاقی را با چشمان خودتان به شکل هلووار ، مشاهده کنید؛ زیرا وقتی آقا پسر شاخ شمشادی با وجود چهار داماد ، سه عروس ، بیست نوه و چهارده نتیجه ، هوس ازدواج به سرش می‏زند یا دختر خانم جوانی بعد از شصت هفتاد سال زندگی مشترک ، به بهانه عدم تفاهم ، با چکش می‏کوبد توی سر شوهر بیچاره‏اش یا حتی آقای دوراندیش و آینده‏نگری با استفاده از شناسنامه و مدارک جعلی ، در طی یک روز ، چهار بار سر سفره عقد می‏نشیند ، همه از نشانه‏های وجود ارزش‏های اخلاقی در دادگاه‏هاست.

۴) میادین ورزشی:

بر اساس یک نظرسنجی مهم ، میادین ورزشی ، خصوصاً از نوع فوتبالی ، از مراکز عمده صادر کننده ارزش‏های اخلاقی‏اند. منظور از میادین ورزشی ، میادین جنگی یا میادین میوه و تره بار نیست ، بلکه منظور ، جایی است که در آن زدو و خورد ، فحش و توهین ، سنگ پرانی و ... وجود ندارد و همه اینها از صدقه سر همین ارزش‏های اخلاقی خودمان است.

● تاریخچه شکل‏گیری ارزش‏های اخلاقی

طبق تحقیقات انجام شده ، ارزش‏های اخلاقی در جامعه ، پیشینه دور و درازی دارد و گاه همانند چاقی ، بزرگی دماغ و ریزی چشم‏ها ، از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. البته در حین این انتقال، تغییراتی جزئی و یا اساسی نیز در آن به وجود آمده است؛ اما با وجود همه این تغییرات ، تاریخچه آن بر می‏گردد به دو روایت : یک ، ماجرای شنگول و منگول و البته حبّه انگور؛ دو ، قصه روباه و کلاغ.

بر اساس روایت شنگول و منگول و حبّه انگوری ، ارزش‏های اخلاقی با تغییر شخصیت و خود را جوری دیگری معرفی کردن (مثل آقا گرگه که خودش را مامان بزی معرفی کرد) آغاز شد. هنوز هم ممکن است گرگ صفت‏ها ، آن قدر از خودشان تعریف کنند که هم فکر کنند که آنها مثل مامان بزی ، خوب و بااخلاق هستند. الآن اگر شنگول باشی ، گرگِ می‏خورتت!

بر اساس روایت روباه و کلاغ ، ارزش‏های اخلاقی با تعریف از دیگران ، شکل گرفت. مثل روزی که روباه مکّار در هنگام برگشتن از ورزش صبحگاهی ، به کلاغی برخورد که روی درختی نشسته بود و پنیری به منقار داشت. روباه مکار، آن‏قدر از صدای خوب ، پرهای زیبا ، رنگ قشنگ و هیکل موزون کلاغ تعریف کرد که کلاغ بیچاره ، دهانش باز شد.

اسناد رسمی نشان می‏دهد که باز شدن دهان کلاغ همزمان بود با دو اتفاق مهم :

۱) از دست دادن پنیر؛

۲) شکل‏گیری ارزش‏های اخلاقی.

امروزه چون قیمت پنیر و بزغاله ، خیلی بالا رفته است ، ارزش‏های اخلاقی جور دیگری شکل می‏گیرد که به بعضی از آنها اشاره می‏کنم.

۱) افزایش روز افزون مزاحم‏های تلفنی و خیابانی:

اگر از طرفداران پر و پا قرص خبر باشید و سرتان هم توی حساب و کتاب باشد. می‏توانید با استفاده از آمار منتشر شده در روزنامه‏ها یا جراید ، به آمار رو به رشد مزاحم‏ها ، اعم از تلفنی یا خیابانی پی ببرید ، که البته خود همین مزاحمت‏ها می‏تواند راه‏کار مهمی در حل مشکلات و یکی از ابزارهای تولید ارزش‏های اخلاقی ، باشد. برای روشن شدن موضوع ، به چند مورد از این راه‏کارها می‏پردازیم.

- پیداشدن یک همدم که دارای دردهای مشترکی باشد (منظور از دردهای مشترک ، همان بی‏پولی ، بی‏کاری ، چک‏های برگشتی و ... است).

- می‏توان بدون پرداخت هیچ گونه پول یا وجه نقدی ، چند آهنگ لس‏آنجلسی و آن ور آبی شنید و کلی حالی به هولی شود.

- اگر اقبالتان بلند باشد و همای سعادت هم روی شانه‏هایتان نشسته باشد ، شاید بتواند در بین یکی از این مزاحمان محترم ، یک دست پدر و مادر پولدار ، پیدا کنید و تا آخر عمر ، کیفش را ببرید.

- اگر از هیچ یک از امتیازات بالا برخوردار نشدید ، حداقل می‏توانید تمام دقّ و دلی‏ها و عقده‏ها و کمبودهایتان را با چند فحش آبدار ، یک جا سر مزاحم بیچاره خالی کنید و به این ترتیب ، از بروز بیماری‏های افسردگی ، فشارخون بالا و دیگر بیماری‏های شایع میان مردم ، در خود جلوگیری کنید

۲) افزایش کارخانه‏های تولید رنگ. با نگاهی دقیق به دنیای اطراف خود می‏توان به کاربرد روزافزون رنگ در زندگی آدم‏ها پی برد. در واقع به جرئت می‏توان گفت ، این رنگ‏ها علاوه بر زیبا کردن دنیای ما ، در رنگ کردن آدم‏ها نیز کاربرد دارند.

یکی از مهم‏ترین ویژگی‏های رنگ ، ایجاد تنوّع است. تنوّع ، همیشه و همه جا خوب است؛ چون از یک نواختی و تکراری بودن زندگی ، جلوگیری می‏کند و باعث تولید ارزش‏های اخلاقی می‏شود.

۳) ایجاد ورژن‏های جدید قیافه. شاید شنیدن این مطلب به نظر شما عجیب باشد ، اما این قیافه‏های تابلویی که هر روز مثل قارچ ، رو به رشد هستند ، همه از محصولات درجه یک ارزش‏های اخلاقی‏اند؛ زیرا وقتی یک بازیگر سینما بدون داشتن هیچ گونه تبحّری در بازیگری ، فقط صرفاً به خاطر شباهت‏های ظاهری‏اش به فلان خواننده ، به شهرت و مقامی می‏رسد و عکسش مثل بختک ، روی جاسویچی‏ها، سی دی‏ها و جلد مجلّات ، برق می‏زند ، همه از کاربردهای مهم ارزش‏های اخلاقی است که به کوچک و بزرگ ، فقیر و پولدار و سیاه و سفید ، رحم نمی‏کند.

نمونه عینی این افراد ، خانم کاندولیزارایس است. شاید بپرسید چه ربطی به آن طفلک دهد. او که روحش هم از این کارها خبر ندارد. باید عرض کنیم ، اختیار دارید همین که آقای بوش پسر ، برای رفتن به wc از ایشان کسب اجازه می‏فرمایند ، همه نشان دهنده این مطلب است؛ اگر باور ندارید از خود جناب بوش بپرسید.

● حرف آخر

هدف ما از بیان این حرف‏ها ، این بود که بدانید ، گاهی بعضی از چیزها آن چیزی نیستند که من و تو فکر می‏کنیم؛ زیرا پشت این چیزها کلی اما و اگر وجود دارد. یک نمونه از این امّا و اگرها ، همان ارزش‏های اخلاقی است که در نگاه آدم‏ها با یکدیگر فرق می‏کند و طریقه مصرف آن نیز متفاوت است. مثلاً بعضی‏ها داشتن یک قیافه خنگ و کودن را نشانه ارزش‏های اخلاقی می‏دانند و بعضی‏ها عبور از یک خیابان یک طرفه و ...

ما نمی‏دانیم شما جزو کدام یک از این آدم‏ها هستید و کدام تفکّری را قبول دارید؛ اما ما رابطه ارزش‏های اخلاقی، با زندگی خودمان را مثل رابطه ملوان زبل و اسفناج می‏دانیم ، اما چرا؟ اینش دیگر به خودمان مربوط است!

http://hadithezendegi.mihanblog

لعیا اعتمادی