درباره سعید معیدفر

معیدفر علاوه بر همه مشغله های مدیریتی و كارهای اجرایی از تحقیق و پژوهش در عرصه كاری اش بازنمانده و تحقیقات میدانی و كتابخانه ای متعددی را به انجام و سرانجام رسانده است

▪ جامعه شناس و استاد دانشگاه

▪ اخذ دكترای جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۷۳

▪ مدیر گروه ارتباطات دانشگاه تهران ۱۳۷۶

▪ دبیر سمینار توسعه فرهنگی ۱۳۷۴

▪ دبیر سمینار توسعه و امنیت اجتماعی ۱۳۷۵

▪ دبیر سمینار دانشگاه، جامعه و فرهنگ اسلامی ۱۳۷۸

▪ عضو هیأت تحریریه فصلنامه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی ۱۳۷۵ تاكنون

▪ سردبیر نامه علوم اجتماعی ۱۳۸۴ تاكنون

▪ رئیس انجمن جامعه شناسی ایران ۱۳۸۳ تاكنون

▪ نگارش مقالات متعدد در حوزه جامعه شناسی در نشریات تخصصی

▪ انجام پژوهش های متعدد میدانی و كتابخانه ای

▪ برخی از آثار او عبارتند از:

ـ ترجمه كتاب نظم اجتماعی در نظریه های جامعه شناسی، اثر پیتر ورسلی؛ ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹.

ـ جامعه شناسی مسائل اجتماعی معاصر در ایران؛ نشر سرزمین ما، ۱۳۷۹.

ـ بررسی میزان اخلاق كار و عوامل فردی و اجتماعی مؤثر بر آن؛ نشر مؤسسه كار و تأمین اجتماعی، ۱۳۸۰.

ـ فرهنگ كار نشر مؤسسه كار و تأمین اجتماعی؛ ۱۳۸۰.

ـ نگرشی نو در تحلیل مسائل اجتماعی، اثر دانیلین لوزیك؛ مؤسسه انتشارات امیركبیر، ۱۳۸۳.

«یكی از مناقشات مهم میان جامعه شناسان، این بوده است كه آیا آنان در كنار وظایف علمی و آكادمیك، رسالت های اجتماعی نیز دارند یا نه؟ در این باره نظرات متعددی وجود داشته است. پارتو معتقد است جامعه شناسی در پی حقیقت رفتارهاست و نباید در جست وجوی فایده رفتارها باشد، بنابراین جامعه شناس مسئولیتی در برابر اجتماع ندارد.

در حالی كه دوركیم معتقد است جامعه شناسی اگر رسالت اجتماعی به عهده نداشته باشد و به درد بهبود حال جامعه نخورد ارزش یك ساعت كار كردن را هم ندارد. این مناقشه مستقیم یا غیر مستقیم در میان جامعه شناسان تداوم داشته است. حتی حوزه های فكری جامعه شناسی نیز اغلب متأثر از این دو رویكرد مخالف است.

برای مثال در جامعه شناسی انگلستان به فایده این علم توجه شده است. به همین دلیل در آن كشور جامعه شناسی نقشی فعال در حوزه سیاست گذاری فرهنگی، اجتماعی به عهده گرفته و اكثر آثار منتشر شده و حتی بزرگان جامعه شناس این كشور، ارتباط نزدیكی با حوزه سیاست گذاری اجتماعی دارند. در كتابفروشی ها دیده میشود كه بخش اعظم كتاب های جامعه شناسی، تحت عنوان سیاست اجتماعی طبقه بندی شده است.

در كشورهای دیگری مانند فرانسه و آلمان، جامعه شناسی بیش تر وظایف معرفت شناختی به عهده گرفته و كم تر درصدد مداخله و سیاست گذاری مستقیم بوده است. اما در این كشورها نیز جامعه شناسان بزرگ در نقش رهبران فكری و روشنفكران ظاهر شده اند و رسالت های اجتماعی كلانی را در تغییر و تحولات اجتماعی عهده دار شده اند.

در آمریكا نیز تركیبی از این دو رویكرد وجود داشته است. همین طور كه می دانیم به طور كلی جامعه شناسی كه با نام سن سیمون و اگوست كنت كار خود را شروع كرد نیز در واكنش نسبت به تحولات عظیم فرهنگی، اجتماعی ناشی از انقلاب صنعتی و انقلاب های اجتماعی و برای پاسخ گویی به نیازهای زمانه خود ضرورت پیدا كرد و هر دوی این بنیانگذاران نیز خود را در برابر حوادث اجتماعی مسئول و رسالتی بر دوش می دانستند.

به هر حال، جامعه شناسان به ویژه در عصر تحولات عظیم سیاسی، اجتماعی، در سطح خرد (كاربرد دانش اجتماعی در حل معضلات اجتماعی) یا كلان (رهبری فكری مبتنی بر یافته های علمی) مداخله فعال در سیاست گذاری اجتماعی را وظیفه خود دانسته اند. البته در اینجا شائبه سیاسی شدن دانش جامعه شناسی نیز وجود داشته و از جهات متعدد موجب نگرانی های به حقی بوده است. سیاست زدگی كه آفتی حتی برای احزاب و گروه های سیاسی است و در جامعه ما نیز پیامدهای بسیار زشت آن را به ویژه در سال های اخیر و در عمل گروه های سیاسی شاهد بوده ایم، خطری است كه از سوی دیگر باید متوجه آن بود.

این همان افراط و تفریطی است كه در هر نوع اعتقاد، نگرش یا رفتاری امكان بروز و ظهور دارد و باید از آن احتراز كرد. نمی توان به بهانه مداخله و سیاست گذاری در ورطه سیاست زدگی افتاد و نباید از ترس سیاست زدگی، به عالم انتزاع وانزوا فرو رفت و از هر نوع ایفای نقش فعال در صحنه اجتماعی اجتناب ورزید. به نظر می رسد كه كار دشواری است.

هم باید كاری كرد كه معیارهای علمی و اصالت جامعه شناسی محفوظ بماند و هم باید با مداخله فعال در روند تحولات اجتماعی تأثیر گذار بود وگرنه دیر یا زود اندیشه بی خاصیت بودن جامعه شناسی فراگیر خواهد شد. در واقع هر یك از جامعه شناسان به ویژه آنان كه با علاقه و اشتیاق به سراغ این حوزه از دانش روی آورده اند، تحت تأثیر بزرگان و كنش گران فعال جامعه شناسی قرار داشته اند كه در جامعه خود نقش آفرین بوده اند».

این جملات را سعید معیدفر می گوید.استاد جامعه شناس و رئیس انجمن جامعه شناسان ایران كه در طی دهه گذشته حضور مستمری در فضاهای آكادمیك جامعه شناسی و به ویژه در عرصه مدیریتی این دانش امروزی در ایران داشته است. معیدفردكترای جامعه شناسی اش را از دانشگاه تربیت مدرس گرفته و سال هاست كه علاوه بر تدریس در دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، مدیر گروه ارتباطات دانشگاه و سردبیر نامه علوم اجتماعی و رئیس انجمن جامعه شناسی ایران بوده است.همچنین او همایش های متعددی در حوزه علوم اجتماعی، را از جمله همایش توسعه فرهنگی،همایش توسعه و امنیت اجتماعی، همایش دانشگاه، جامعه و فرهنگ اسلامی و... دبیری كرده است.

اما معیدفر علاوه بر همه مشغله های مدیریتی و كارهای اجرایی از تحقیق و پژوهش در عرصه كاری اش بازنمانده و تحقیقات میدانی و كتابخانه ای متعددی را به انجام و سرانجام رسانده است.

از آن جمله بررسی مهاجرت های روستایی استان همدان، بررسی مشكلات فرهنگی اجتماعی دانشجویان، بررسی میزان اخلاق كار و عوامل فردی و اجتماعی مؤثر بر آن در واحدهای تولیدی صنعتی استان تهران، بررسی فعالیت و مصرف كالاهای فرهنگی روستاهای كشور، میزان بهره مندی شهروندان تهرانی از مطبوعات، بررسی میزان اخلاق كار و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن در میان كاركنان ادارات دولتی استان، نقش دانشگاه و تحصیلات دانشگاهی در تحول ارزش ها و نگرش ها، بررسی پدیده استفاده اعتیادی از اینترنت و پیامدهای آن در میان نوجوانان و جوانان (۲۵-۱۵ سال) شهر تهران و... و همچنین از جمله تحقیقات غنی و جذاب معیدفر درباره اخلاق كار در جامعه ایرانی بوده است.

وی در این باره می گوید: «من در سال های گذشته در تحقیقاتی كه به ویژه به صورت آمارگیری در حوزه فرهنگی انجام می گرفت، شاهد بودم تفاوت معناداری میان جمعیت در ارتباط با تحصیلات وجود دارد. به این معنا كه وقتی متغیرهای زمینه ای مانندجنس، سن، شغل و پایگاه كه یكی از عناصر آن تحصیلات است را برای سنجش وضعیت ارزش ها، نگرش ها و رفتار در جامعه در نظر می گرفتیم، برخی رابطه های معنادار به دست می آمد.

ما در وهله نخست متغیرهای زمینه ای مهمی مثل تحصیلات و بعداز آن سن و جنس را تحت بررسی قرار می دادیم و تأثیرات معناداری در رفتارها دیده می شد. من در سال ۱۳۷۶ تحقیقی را در مورد «اخلاق كار» در واحدهای تولیدی و صنعتی انجام دادم و در سال ۱۳۸۲ نیز در همین زمینه، تحقیقی در واحدهای دولتی انجام دادم و در هردو تحقیق، تحصیلات یكی از پارامترهای بسیار مهمی بود كه می توانست میزان اخلاق كار را در میان دو گروه جمعیتی تحصیلكردگان دانشگاهی و غیرتحصیلكردگان دانشگاهی تغییر بدهد.

در آن دو تحقیق مشخص شد، میزان اخلاق كار تحصیلكردگان دانشگاهی یا كسانی كه تحصیلات بالاتر از دیپلم داشتند، به طرز معناداری كمتر از كسانی بود كه تحصیلات دانشگاهی نداشتند. یعنی برخلاف انتظار، كسانی كه تحصیلات دانشگاهی نداشتند از اخلاق كاری بالاتری برخوردار بودند. فرض كنید اگر متوسط اخلاق كار در كل جمعیت ۳ از ۵ می شد وقتی كه جمعیت را به دو بخش تحصیلكردگان بالای دیپلم و كسانی كه در حد دیپلم و زیر دیپلم سواد داشتند تقسیم كردیم، مشاهده شد كه برای مثال اخلاق كاری تحصیلكردگان حدود ۵‎/۲ و اخلاق كاری دیپلمه ها و زیردیپلم حدود ۴‎/۳ به دست می آمد و هرچه سطح تحصیلات افراد بالاتر می رفت این كاهش اخلاق كار هم بیش تر می شد.

برای سنجش اخلاق كار، ابتدا معیار و شاخصی را با عنوان شاخص سنجش میزان اخلاق كار (I.E.W.O) بومی كردیم و اعتبار و روایی آن را سنجیده و در واقع آن را بومی كردیم. برای مثال پاسخ ها در ۷ گزینه آمده بود و ما این گزینه ها را مطابق اوضاع اخلاق كار در كشور، به ۵ گزینه تقلیل دادیم تا اخلاق كار و ابعاد مختلف آن را در ایران بسنجیم.

تا پیش از آن تصور می شد، اخلاق كار در جامعه ایران به نسبت جوامع توسعه یافته بسیار پائین است و به فرض گفته می شد كه اخلاق كار ضعیف است. اما تحقیقات به عمل آمده نشان داد كه اخلاق كار در ایران به طور تقریبی متوسط روبه بالا است وقابل قبول ارزیابی شد و فاصله بسیار زیادی با میزان اخلاق كار در كشورهای توسعه یافته ندارد.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.