Locked دریافت Toolbar آفتاب
مرکز گسترش فناوری اطلاعات (مگفا) : دوره بین المللی حل مساله
مقالات علوم انسانی علوم اجتماعی حكایت توسعه نیافتگی ما
۴ بهمن ۱۳۸۵
  ◊   دفعات نمایش : ۱۰۶۴        Wednesday, Jan 24, 2007
حكایت توسعه نیافتگی ما
مو"آن چه بیش از همه محرك تفكر است این است كه ما [همه ی انسان ها] هنوز فكر نمی كنیم."
صفحه آخر بعدى ۴۳۲۱
حكایت توسعه نیافتگی ما

مو"آن چه بیش از همه محرك تفكر است این است كه ما [همه ی انسان ها] هنوز فكر نمی كنیم." (مارتین هایدگر)۱

●مقدمه:

آن چه در ادامه می خوانید نه معرفی و تجزیه و تحلیل موانع تاریخی توسعه ی عقلی بلكه تنها قدم كوچكی است برای یافتن راهی كه شاید بتوان از طریق آن، این موانع را شناخته و چه بسا از سر راه خود برداریم. امیدوارم این تلاش گشایشی باشد برای برداشتن قدم های بعدی.

یكی از اصول تفكر تعقلی ابن خلدون این است كه در راستای پی بردن به علل رخدادها، به ویژه رخدادهای اجتماعی، باید از تك سبب بینی برحذرباشیم. از این رو، و به پیروی از این شیوه، موانع توسعه ی عقلی در ایران را نه می توان و نه باید فقط یكی از علل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، دینی، و غیره دانست. اگر مانعی در این راه باشد، یقیناً تركیبی است از همه ی عواملی كه سازنده ی "انسان ایرانی" است. از آن جا كه شناسایی این عوامل و پی بردن به ارتباط دیالكتیكی میان آن ها از حوصله ی این مختصر خارج است، در این مقاله فقط از سه منظر فلسفی، مذهبی و آموزشی به این مقوله پرداخته خواهد شد. گرچه هرسه دیدگاه، بخشی از دیدگاه فرهنگی جامعه ی ما را تشكیل می دهد، تحقیق جداگانه درباره ی عامل فرهنگ، به مثابه یكی از موانع "گفت وگو" در ایران، را به مكان و زمان دیگری موكول می كنم. ضمناً ضروری می دانم تا به این نكته اشاره كنم كه به دلیل درگیری ها و تنش های سیاسی موجود در جامعه ی كنونی ایران، میان گروه ها و جناح های متخاصم، این امكان وجود دارد كه برخی از نظرات مندرج در این مقاله مطابق میل و سلیقه ی برخی افراد یا جناح ها نباشد. آن چه درپی می خوانید، تنها نظری شخصی و به دور از هرنوع ایدئولوژی سیاسی است. از این رو، ادعایی درمورد صحت این نظرات وجود ندارد و فقط پیشنهادی است كه می تواند از ذهن هر انسان ساده اندیشی تراوش كند. این بحث دعوتی است برای ورود به یك "دیالوگ" و نه یك "مونولوگ( "به بحث ذیل تحت عنوان "دیالوگ" رجوع كنید.) انتقاداتی را كه بر این مختصر وارد شود، بدون قصد پاسخ گویی، از پیش پذیرایم و برای اندیشه ی همه ی منتقدان، خصوصاً مخالفان نظرات خود، ارج و احترامِ بسیار قایلم.

بحث ذیل، نگاهی فلسفی به یك مسأله ی اقتصادی– سیاسی– فرهنگی– اجتماعی به نام توسعه است. این بحث بر یك فرضیه ی كلی استوار است كه می توان آن را به دو صورت عامیانه و آكادمیك مطرح كرد. برای طرح این فرضیه به صورت عامیانه می توان این طور گفت كه چاله–چوله هایی كه بر سر راه "پیشرفت" و "بهبود" وضع زندگی خود می بینیم، تجلی چاله–چوله هایی است كه در ذهن ما وجود دارد. برای پركردن چاله–چوله های مسیر "پیشرفت"، باید قبل از هر چیز چاله–چوله های ذهن خود را پُركنیم. این همان چیزی است كه اصطلاحاً به آن فرآیند عینی یا مادی شدن اندیشهمی گویند. اگر بخواهیم همین فرضیه را به صورت آكادمیك بیان كنیم، می توان آن را به این صورت توضیح داد كه: "توسعه" نیازمند اندیشه ی جمعی است و دست یابی به اندیشه ی جمعی نیازمند حضور در قلمرو دیالوگ است و برای ورود به فرایند دیالوگ نیازمند تفكر انتقادی هستیم."

این فرضیه از سه مفهوم كلیدی تشكیل شده است: اندیشه، انتقادی بودن آن، و توسعه. منظور من از اندیشه همان فكر، عقل یا خرد است كه ظرفیت آن را طبیعت در اختیار انسان قرار داده است. بنابراین، بخش فلسفی عنوان این بحث می تواند فكر، عقل یا خرد انتقادی باشد.

● انتقادی بودن اندیشه

از منظر جامعه شناسی، این اصطلاح وابسته به مكتب فرانكفورت است و بر این فكر استوار است كه چیزی وجود دارد كه اساساً انسانی است، و آن توانایی كار دسته جمعی برای ایجاد تغییر در محیط است. این موضوع مقیاس، سنجش یا متری در اختیار ما می گذارد كه با استفاده از آن می توانیم درباره ی جوامع موجود به داوری بنشینیم و آن را نقدكنیم. به عبارت دیگر، عواملی كه مناسبات اجتماعی ما را پاره پاره می كنند، مانع كار دسته جمعی ما می شوند، و توانایی ما را برای انتخاب و تصمیم گیری در تعاون با یكدیگر از بین می برند، باید در معرض نقد نظام یافته ای قرارگیرند. این تعریف از انتقادی بودن اندیشه، كه یك تعریف جامعه شناختی است، بر یك نگرش فلسفی استوار است كه بخشی از این بحث را تشكیل می دهد كه در ادامه به آن خواهم پرداخت.

مفهوم كلیدی دیگر این بحث، توسعه است. توسعه از جمله اصطلاحاتی است كه در جامعه شناسی كاربرد زیادی دارد و بیش تر درمورد تحولات و دگرگونی های عمدی در جهت "پیشرفت" یا تجدد جوامعی كه به جوامع توسعه نیافته معروف هستند، به كار می رود. این مفهوم متكی بر برنامه ریزی آزادانه بوده و دارای بار ارزشی و مقایسه ای است. در این جا، من بر مفهوم دگرگونی های عمدی تكیه می كنم. منظور از دگرگونی عمدی، آن گونه دگرگونی است كه طبیعت در آن نقش كمرنگی داشته و مسؤولیت آن مستقیماً به عهده ی انسان است. در این گونه دگرگونی، انسان آگاهانه و در جهت "پیشرفت" و "بهبود" وضع زندگی خود دست در طبیعت برده و آن را برای منافع خود تغییر می دهد. بنابراین، در این گونه تغییر نه طبیعت بلكه انسان مسؤول است. ابزاری كه انسان برای چنین تغییری در اختیار دارد همان اندیشه یا خرد اوست. اندیشه یا خرد انسان مسلح به ابزاری است به نام كلام یا زبان كه از طریق آن انسان ها می توانند اندیشه های خود را با یكدیگر به اشتراك گذاشته و به یك اندیشه ی جمعی دست یافته و آن را برای بهبود زندگی اجتماعی خود به كار گیرند.

اندیشه ی انسان، مانند خود او، وقتی تنها بماند كم رو و محتاط است و به همان نسبتی كه با شمار بیش تری از مردم پیوند یابد محكم تر و مطمئن تر می شود. عقیده هنگامی شكل می گیرد و به امتحان می رسد كه در جریان تبادل نظر با آرای دیگران محك بخورد. بنابراین، اختلاف عقیده فقط به واسطه ی گذر از صافی عده ای كه به همین منظور برگزیده شده اند، حل می شود. این عده خود به خود دانا و خردمند نیستند ولی هدف مشتركشان دانایی و خرد است، خردی كه باید به رغم خطاپذیری و ضعف انسان حاصل گردد. عمل انسان هم، كه ثمره ی اندیشه ی اوست، هرچند به انگیره های مختلف و به تنهایی از افراد صادر می شود، زمانی به نتیجه می رسد كه به صورت كوشش مشترك درآید. به قول هانا آرنت، در انسان، توان عمل تنها نیرویی است كه به تعدد نیازمند است. این است دستور زبان عمل.

این ابزار، یعنی همان كلمات كه انسان در توسعه ی آن نقش كلیدی را بازیكرده است، نشانه هایی هستند برای برقراری ارتباط میان اندیشه ها. بدون كلمه نمی توان اندیشید. اگر كلمه را از ما بگیرند اندیشیدن را از ما گرفته اند. می بینیم كه در این جا ما مفهوم دیگری به نام "ارتباط" را وارد بحث خود كردیم. برای رسیدن به یك اندیشه و عمل جمعی ارتباط ضروری است، و برای برقراری و تقویت ارتباطات میان افراد باید فضایی را خلق كرد كه اندیشه ها بتوانند آزادانه و بدون هیچ مانعی در آن پروازكنند. چنین فضایی در قلمرویی است كه من آن را قلمرو دیالوگ می نامم.

برای ورود به بحث، قبل از هر چیز اجازه دهید به ریشه یابی لغوی یكی از كلیدی ترین مفاهیم این بحث یعنی دیالوگ بپردازیم.

● دیالوگ

در زبان انگلیسی مفاهیم متعددی، با معانی متفاوت، وجود دارد كه برای آن ها مترادف های نسبتاً یكسانی در زبان فارسی برگزیده شده است. در ارتباط با بحث موردنظر این سطور، به آوردن یك مثال اكتفا می كنم: با نگاهی به فرهنگ های لغت انگلیسی به فارسی می بینیم كه مثلاً برای سه مفهوم discussion، dialogue، و conversation مترادف های نسبتاً یكسانی معرفی شده است. مفهوم discussion را "بحث"، "گفت وگو"، "مذاكره" و "مناظره" ترجمه كرده اند، مفهوم dialogue"مفاوضات میان دو یا چند نفر"، "در بحث و مكالمه شركت كردن"، "به صورت مكالمه مطلبی را ادا كردن"، "گفت وگو"، "پرسش" و "سؤال و جواب" ترجمه شده است و مفهوم conversation"گفت وگو"، "گفت و شنید"، "مكالمه"، "محاوره"، "مذاكره"، "صحبت"، "آمیزش"، "معاشرت یا اختلاط" ترجمه شده است. در زبان انگلیسی، میان این مفاهیم تفاوت های ظریفی وجود دارد.

بسیاری این تصور را دارند كه دیالوگ (dialogue) به معنای گفت وگو ( conversation) میان افراد است. دیالوگ ریشه در زبان یونانی دارد و از دو كلمه ی dia و logos استخراج شده است. dia به معنای through"(از میان"، "از وسط"، "از توی)" است، و logos معنی كلمه یا معنا ( word or meaning) را می دهد. از این رو، دیالوگ به معنی كلمه یا معنایی است كه بدون هیچ ممانعتی میان افراد یا گروه ها جاری شده و حركت می كند. بنابراین معنی دیالوگ فاصله ی زیادی با معانی discussion و conversation دارد. از دیدگاه ریشه شناسی discussion به معنای "جداشدن" و "جدا كردن" است؛ گرچه این مفهوم می تواند ارزشمند بوده و كاربرد زیادی داشته باشد، اما مانند یك بازی است كه هدفش پیروزشدن است. به عبارت دیگر، discussion یك بازی است كه در آن برد و باخت وجود دارد. درصورتی كه دیالوگ یك بازی است كه بازنده ندارد. در این بازی، طرف های درگیر، همه برنده هستند. دیالوگ یك نیروی خلاق است. دیالوگ تنها راه خلق همنوایی و هماهنگی و به وجودآورنده ی اعتماد و دركی است كه می تواند گروهی از افراد را به یك تشكیلات، با هدف و عمل یكسان، تبدیل كند. هدف دیالوگ برقراری ارتباطات جدید است. دیالوگ مكانیزمی است كه می تواند حاصل جمع دو – و– دو را بیش تر از چهار كند.

هیچ انسانی جدا و منزوی از جامعه نیست و جزیی از كل جامعه به شمار می آید و با دیگر اجزای جامعه در ارتباط است. همین ارتباط است كه به اجزا معنا و مفهوم می بخشد و هویت آن ها را مشخص می كند. همه ی انسان ها پیش فرض یا اِنگاشت هایی دارند كه به مثابه نقشه ای است كه معنای زندگی را در آن ترسیم كرده اند. براساس راهنمایی همین نقشه است كه همه ی ما برای پرسش هایی از قبیل "از كجا آمده ایم؟"، "هدف از زندگی چیست؟"، "چه چیز خوب است و چه چیز بد؟" و ... پاسخ هایی داریم. اساس این انگاشت ها در دوران كودكی، در خانواده، توسط معلمان و كتاب هایی كه خوانده ایم پی ریزی شده است. ما این انگاشت ها را در ژرفای خود حفظ می كنیم و هویت خود را توسط آن ها تعریف كرده و تشخیص می دهیم. زمانی كه این انگاشت ها زیر سؤال می روند یا به چالش كشیده می شوند، شدیداً از آن ها دفاع می كنیم. برخی حتی برای دفاع از این انگاشت ها، البته اغلب ناخودآگاه، جان خود را از دست می دهند یا جان دیگری را می گیرند. به همین دلیل است كه كار گروهی همیشه دشوار است و اغلب اوقات به متلاشی شدن گروه می انجامد. مقصر و متهم اصلی این متلاشی شدن فرایند و شیوه ی اندیشیدنِ خود ماست. اغلب، زمانی كه قصد انجام كاری را داریم، ناخودآگاه احساس می كنیم كه نیروهایی سد راه انجام كار ما هستند. این احساس بسیار مخرب است و انرژی ما را هدر می دهد. ما دایماً برای كاری كه مایل به انجام آن نیستیم بهانه تراشی می كنیم و می گوییم: "مشكل است، نمی گذارند، نمی شود"، و غیره. ما متوجه این نكته نیستیم كه این بهانه تراشی ها مولد خواست های ژرف و پنهان ما هستند و ریشه در فرهنگی دارند كه در آن رشدكرده ایم.

بنابراین، فرهنگ ها نقش مهمی در تسهیل یا كندكردن فرآیند دیالوگ بازی می كنند. برای این كه بحث به درازا نكشد، اجازه دهید فرهنگ را به صورت "یك سری معانی مشترك" تعریف كنیم. این معانی مشترك، ارزش ها، اصول، شیوه های رفتار، و كل تولیدات مادی و غیرمادی ای را شامل می شود كه نتیجه ی خلاقیت انسان در زمان ها و مكان های مختلف است. فرهنگ یك میانجی نامریی است كه به ما كمك می كند تا تنفس كنیم. بدون فرهنگ، گروه ها از هم متلاشی می شوند. فرهنگ سیمانی است كه انسان ها را به یكدیگر می چسباند. فرهنگ جعبه ای است كه همه ی تولیدات مادی و غیرمادی ما را در خود جای می دهد. فرهنگ ابزاری است كه گویی تمام گذشته ی ما، چه "خوب" و چه "بد"، را در زمان حال متجلی كرده و متوقف می كند. ما فقط زمانی از موجودیت، حضور، و تأثیر فرهنگ خود، آگاه می شویم كه به طور ناگهانی با فرهنگ متفاوتی روبه رو شویم و رفتارهایی را مشاهده كنیم كه متفاوت از رفتارهای ماست.

انتخابی از منابع گوناگون
صفحه آخر بعدى ۴۳۲۱
توسعه‌‌عقلی
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
Best to List
قبرس ، اجاره اتومبیل پرستیژ

موسسه کرایه اتومبیل پرستیژ یکی از بزرگترین شرکت های اجاره خودرو در لیماسول است که با بیش از 100 خودرو، که می تواند هر خواسته ای را برآورده کند. ماشینهای شامل انواع خودروهای کوچک …

قبرس ، انستیتوی بازاریابی قبرس

انستیتوی بازاریابی قبرس در سال 1978 در نیکوزیا و سال 1984 در لیماسول به منظور ترویج علم و پر کردن شکاف موجود در نظام آموزشی قبرس تاسیس شد. هنگامی که در سال 1978 بنیانگذار و مدیرعامل انستیتو، …

Best to List
Cyprus , Areti Charidemou & Associates

Limassol based lawyers specialising in conveyancing for property, wills and trusts, establishment of offshore and local companies, court proceedings and other legal services

Cyprus , The cyprus institute of Marketing

The Cyprus Institute of Marketing (CIM) was established in 1978 in Nicosia and since 1984 also in Limassol, in order to promote the Marketing Science and to fill a gap in the Cyprus Educational System. …

طالع‌بینی ۲۲ بهمن ماه ۹۰
طالع‌بینی ۲۲ بهمن ماه ۹۰
نقشه‌های «لرزش زمین» زمین‌لرزه امروز شرق استان تهران منتشر شد
نقشه‌های «لرزش زمین» زمین‌لرزه امروز شرق استان تهران منتشر شد
عجله‌ای برای ستاره شدن ندارم!
عجله‌ای برای ستاره شدن ندارم!
طرح‌های بانكی با سود نامتعارف غیرقانونی‌اند
طرح‌های بانكی با سود نامتعارف غیرقانونی‌اند
خوش‌اندام که هستید... خوش‌تیپ هم باشید!
خوش‌اندام که هستید... خوش‌تیپ هم باشید!
استقلال با شکست ذوب‌آهن به آسیا نزدیک شد
استقلال با شکست ذوب‌آهن به آسیا نزدیک شد
هفت مهندس برق ایرانی ربوده شده در سوریه آزاد شدند
هفت مهندس برق ایرانی ربوده شده در سوریه آزاد شدند
اگر لاغر هستید بخوانید
اگر لاغر هستید بخوانید
"پارسی" در صدر نام‌های انتخاب شده برای پول جدید
"پارسی" در صدر نام‌های انتخاب شده برای پول جدید
اسماعیل هنیه وارد تهران شد
اسماعیل هنیه وارد تهران شد
 وبلاگ آفتاب 
پارکور
قیصر امین پور
عادل فردوسی‌پور
مولانا جلال‌الدین محمد بلخی
مهران مدیری
عضویت در خبرنامه‌ها
ارسال مقاله
مقالات من
 تازه‌ها
کارهای کوچک، نتایجی بزرگ
کارهای کوچک، نتایجی بزرگ
زمانی برای بودن در گروه!
زمانی برای بودن در گروه!
نظریه سیاسی و نظریه‌ پردازی در حیطه‌ علوم انسانی
نظریه سیاسی و نظریه‌ پردازی در حیطه‌ علوم انسانی
چگونه گذشته بد خود را از ذهن پاک کنیم؟
چگونه گذشته بد خود را از ذهن پاک کنیم؟
ایرانی الاصل ۶۰ میلیون دلاری
ایرانی الاصل ۶۰ میلیون دلاری
جایگاه علوم‌ انسانی در الگوی پیشرفت اسلامی – ایرانی
جایگاه علوم‌ انسانی در الگوی پیشرفت اسلامی – ایرانی
تعریف و تبیین حدود علوم انسانی
تعریف و تبیین حدود علوم انسانی
چگونه زنی شجاع و ثروتمند باشیم؟
چگونه زنی شجاع و ثروتمند باشیم؟
چگونه گفت و گو را شروع کنیم؟
چگونه گفت و گو را شروع کنیم؟
این شغل کسالت آور را رها کن!
این شغل کسالت آور را رها کن!
معرفی آرشیو موسیقی
احراری، مهران
 آلبوم گناه لیلی
◊  زینت انسان در سه چیز است ؛ علم، محبت، آزادی. افلاطون  ◊