جامعه پذیری اجتماعی

جامعه پذیری Socialization به معنای همسازی و همنوایی فرد با ارزشها , هنجارها و نگرشهای گروهی اجتماعی است یا به بیان دیگر, اجتماعی شدن فراگردی است که به واسطه آن, هر فرد, دانش و مهارتهای اجتماعی لازم برای مشارکت مؤثر و فعال در زندگی گروهی و اجتماعی را کسب میکند

جامعه پذیری (Socialization) به معنای همسازی و همنوایی فرد با ارزشها ، هنجارها و نگرشهای گروهی اجتماعی است یا به بیان دیگر ، اجتماعی شدن فراگردی است که به واسطه آن ، هر فرد ، دانش و مهارتهای اجتماعی لازم برای مشارکت مؤثر و فعال در زندگی گروهی و اجتماعی را کسب میکند. مجموعه این ارزشها ، هنجارها ، نگرشها ، دانشها و مهارتها، فرد را قادر میسازد که با گروهها و افراد جامعه ، روابط و کنشهای متقابل داشته باشد.

جامعه پذیری یکی از فرایند های مهم و اساسی سازنده ای است که نظام خانواده مهم ترین نقش را در ان ایفا می کند. اهمیت این موضوع ان هم در عصر فتنه ها که دشمنان اسلام و استعمار گران ثانیه ای را برای تضعیف آداب و فرهنگ های اسلامی و استحاله ی فرهنگی و اجتماعی از دست نمی دهند؛ بر کسی پوشیده نیست،اما متاسفانه برخی نیز پا از حدود و ثغور تعیین شده فراتر گذاشته و با نوعی افراط با این مسئله بر خورد می کنند چنانکه خود مشاهده می کنید این فرایند مهم معمولا با تعدی گری و ناهنجاری هایی نیز روبه رو بوده است که خود منجر به نگاه بد بینانه ی افراد نسبت به فرهنگ غنی کشور شده است که اصطلاحا به ان بیگانگی ارزشی اطلاق می شود. بیگانگی ارزشی معمولا در اغلب موارد جزو تاثیرات مخرب گروه های خارج از خانواده بر فرد است اما گاها مشاهده می شود که خانواده،خود باعث و بانی این امر می شود و با سهل انگاری در آموزش و تربیت فرهنگی،اجتماعی و جبر، فرزند خود را با ارزش های جامعه اش بیگانه ساخته است.

خانواده ها بایستی بدانند که؛ جامعه پذیری امری است کاملا بدیهی و طبیعی که به صورت فرهنگسازی اجتماعی خود را می نمایاند.اما متاسفانه بعضا مشاهده می شود خانواده ها به صرف این که باید فرزندی را برای جامعه تربیت کنند از بد ترین گزینه یعنی برخورد شدید یا مجازات استفاده می کنند.ابتدا باید دانست که مجازات به ازای ناهنجاری و قانون شکنی اعمال می شود و اصولا بیگانگی ارزشی فرزندان، با اعمال مجازات اصلاح نخواهد شد،بلکه بیشتر به مشکلات دامن خواهد زد.در صورتی که این فرایند با تربیت صحیح و ترتیبی عمل کردن والدین به خودیِ خود،ارزش های جامعه را در وی نهادینه می کند.

یکی از مهماتی که بنابر بعضی بی پروایی ها متاسفانه به ان کمتر توجه می شود،مسئله ی آزادی اندیشه، بیان و عقیده در فرد است.درست است که ممکن است فرد در وحله ی اول توانایی تشخیص دقیق هویت اجتماعی بعضی از نقش ها و گروه های مخرب را نداشته باشد، اما این دلیلی بر توجیه حصر فکری انان نیست.اساسا آزادی چیزی نیست که شخص یا اشخاصی بخواهند بنا به دلایلی ان را از کسانی سلب کنند اما حداقل باعث می شوند،مردم ازتبیین و تشریح افکار و طرز فکر خویش که چه بسا فکر و ایدئولوژی خوبی نیز باشد،ناکام بمانند و شاید همین امر سبب بروز برخی ناهنجاری ها در سطح جامعه شود که بعضا ریشه در همین محدودیتهای افراط گونه دارد.

نتیجتا جامعه پذیری در چارچوب معینی قرار گرفته که بایستی به ان پایبند بود و استمرار در ان نیز نیازمند آزاد گذاشتن و در عین حال کنترل نا محسوس فرزندان است تا آنان را از اسیب های برخی گروه های یک جانبه و مخرب جامعه که اهداف شومی در سر می پرورانند برحذر داریم.

ادریس رنجبر