تکنولوژی

حوزه عمومی و خصوصی در همه جوامع مدرن از هم جداست حریم شخصی از یک سو و مناسبات, هنجارها و قواعد اجتماعی از سویی دیگر باعث جدایی این دو ساحت از یکدیگر شده اند انسان رفتارها و راز و نیازهایی دارد که صرفا ترجیح می دهد آنها را در محدوده شخصی خود نگه دارد و هیچ گاه آنها را افشا نکند

حوزه عمومی و خصوصی در همه جوامع مدرن از هم جداست. حریم شخصی از یک‌سو و مناسبات، هنجارها و قواعد اجتماعی از سویی دیگر باعث جدایی این دو ساحت از یکدیگر شده‌اند. انسان رفتارها و راز و نیازهایی دارد که صرفا ترجیح می‌دهد آنها را در محدوده شخصی خود نگه دارد و هیچ‌گاه آنها را افشا نکند.

از دیگر سو جامعه همه نوع رفتار یا بروز هرگونه احساسی را درون خود مجاز نمی شمارد و آداب و قواعدی را برای رعایت نظم خود و آسایش دیگران الزامی می داند اما این مرزها در جاهایی در هم شکسته و حوزه عمومی به مسائل خصوصی و شخصی آغشته می شود.

برای مثال بسیاری از ترس ها، ناملایمات و شکست های شخصی در اموری کاملا خصوصی در ساحت عمومی و اجتماعی بروز پیدا می کند. (مانند تمایلات یا نیازهای سرکوب شده و پاسخ نگرفته ای که ممکن است رفتار اجتماعی را مختل کند و...) در کنار این، بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی، نارسایی های اقتصادی یا انسدادها و حتی کشمکش های سیاسی افراد را در ساحت خصوصی تحت تأثیر قرار داده و علاوه بر زندگی شخصی، روحیات آنها را دچار دگرگونی می کند.

البته در این دیدگاه که حوزه شخصی را به حوزه عمومی متصل دانسته و زندگی خصوصی را تحت تأثیر وضع سیاسی ـ اجتماعی می داند، نظریه پردازان زیادی در حوزه های مطالعات فرهنگی و جامعه شناسی به بحث پرداخته اند.

آنچه در بحث حریم شخصی اهمیت دارد هویت خصوصی افراد و عادات و مناسبات کاملا رازآمیز آنهاست که اغلب تمایلی به افشای عمومی آنها ندارند؛ حال این عدم تمایل هم می تواند دلیلی عینی (مثل پنهان کردن یک مسأله خاص از چشم دیگران) داشته باشد و هم می تواند به دلایلی ذهنی و روحی مثل ترس از قضاوت جامعه مربوط شود.

یکی از جالب ترین و ریشه ای ترین دلایل روحی و روانی در حفظ شدید حریم شخصی، پنهان نگه داشتن تناقضات هویتی است. تناقضات هویتی ما اغلب نمود اجتماعی و تظاهرات بیرونی ما را از بود شخصی مان در خلوت جدا می کند.

در بسیاری از موارد هنجارهای اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی به چنین تضادی دامن می زند و حتی دلیل به وجود آمدنش می شود.

مسلم است نتیجه تضاد خود شخصی و خصوصی با خود اجتماعی و عمومی، ما را به لحاظ هویتی دچار دوگانگی می کند؛ به طرزی که هر چه بیشتر از افشای خودمان در مناسبات عمومی و اجتماعی می ترسیم تضاد عمیق و دوری زیاد این دو هویت ما را مدام در نبود امنیت و نگرانی فرو می برد.

بتازگی شرکت گوگل، تکنولوژی جدیدی به بازار معرفی کرده که به عینک گوگل معروف است. این عینک ها که در ظاهر شبیه عینک های معمولی است با لایه ای کوچک در گوشه ای از خود و توانایی گرفتن فرمان صوتی از کاربر می تواند به دوربین تبدیل شود و هر آنچه را می بینیم ضبط کند.

همچنین این عینک ها از طریق اتصال به اینترنت اطلاعات آنچه می بینیم را در اختیارمان می گذارد و خلاصه می تواند مانند یک گوشی موبایل یا تبلت کوچک عمل کند، بدون آن که دیگران متوجه شوند ما در حال استفاده از این وسیله هستیم.

پیش از این، با وجود انبوه گوشی های مختلف و تبلت ها و میزان فزاینده استفاده از آنها در طول روز و شب توسط شهروندان، امکان جلوگیری از ورود این وسایل به لحظات خصوصی ما و کنترل انتشارشان در سطحی عمومی به دلیل فراگیری شبکه های اجتماعی بسیار سخت شده بود و حالا با ورود عینک های گوگل به بازار، چنین کنترلی دیگر ناممکن شده است.

اعتراض هایی که حتی در کشورهای توسعه یافته و مدرن جهان همچون آمریکا توسط نمایندگان کنگره به این تکنولوژی شده است، نشانی از وجود نگرانی از متلاشی شدن امری به نام حریم شخصی در خود کشورهای مولد تکنولوژی است، اما با وجود این تقریبا همه می دانند با چنین اعتراض هایی و حتی تدوین قوانین شدید نمی توان جلوی نفوذ ناخودآگاه این وسایل افشاگر را در زندگی خصوصی گرفت و کارکردهای آن و انقلابی را که در سبک زندگی ایجاد می کند، متوقف یا حتی تعدیل کرد.

مهم ترین انقلاب شاید همین اتصال بی محابای امر شخصی به امر جمعی و افشای امر خصوصی در ساحت اجتماعی است که در نهایت آدم ها را در زمانی کوتاه مجبور به تغییر شیوه زندگی شان می کند. شاید ساده ترین و قابل پیش بینی ترین تغییر، یکپارچگی زندگی خصوصی و عمومی و تداخل غیر قابل تفکیک آنها با هم باشد.

تا پیش از نفوذ تکنولوژی ما می توانستیم تصویری خودخواسته با توجه به تظاهراتمان در بیرون از خانه داشته باشیم. یعنی تنها با پوشش خاص و رفتارهای کلی در ساحات عمومی دیده می شدیم و مورد قضاوت قرار می گرفتیم، اما اینک هر کسی می تواند عکس، فیلم و نظرات خصوصی ما را ببیند و بشنود.

اگر در گذشته جامعه را صحنه و خانه و خلوت خود را پشت صحنه زندگی در نظر می گرفتیم، اینک باید بدانیم تمام لحظات ما همان صحنه است که پیش چشم تماشاگر قرار گرفته و اگر قبلا کم کردن تضاد بیرون و درون، خصوصی و عمومی تلاشی مضاعف می طلبید، اینک برقراری این تضاد است که ما را به زحمت می اندازد ـ و اغلب نافرجام می ماند ـ در چنین جامعه ای تظاهر به بودن چیزی که نیستیم بسیار دشوار خواهد بود.

تکنولوژی بی تفاوت به فرهنگ ها و با سرعتی قابل توجه به طور یکسان در جهان رشد می کند. توسعه یافته و توسعه نیافته تقریبا به یک میزان از تکنولوژی بهره مند می شوند، اما به یک میزان دگرگون نمی شوند و در واقع فرهنگ هر جامعه به شکلی متفاوت در برابر تکنولوژی به چالش کشیده می شود.

تضاد بین خصوصی و عمومی در جامعه ایران عمده و بسیار مهم است. علاوه بر حریم شخصی که مسأله ای جهانی است و در ایران شدت بیشتری دارد، جامعه ما جامعه ای است که همواره آنچه در شهر نهاده شده را از آن خود ندیده و شهر در فرهنگ ایران معاصر به دلیل این که متعلق به سیاست تعریف شده و انسان ایرانی خود را بیگانه با آن می دانسته در تضاد با حوزه شخصی و خصوصی قرار گرفته است.

این مهم خود موضوعی اساسی و دردی ریشه دار در جامعه معاصر ایران است، اما تا آنجا که به این نوشته مربوط می شود، این شکاف عمیق با ورود تکنولوژی و شبکه های مجازی، به چالشی اساسی کشیده شده و دچار شوک می شود.

در واقع حرکت سریع و خلاقانه تکنولوژی که به وجود آورنده تغییرات مداوم در سبک زندگی مردمان است، در ارتباط با جامعه ایرانی و جوامعی شبیه به ما تیز و تندتر است.

از یک سو به شکلی سریع می تواند همین تضاد متوهمانه و پر آسیب بین خانه و شهر را که شهر ایرانی را بی هویت کرده، تعدیل کند و از سوی دیگر سرگشتگی و از خود بیگانگی را در تغییرات سریع و شدید سبک زندگی در انسان ایرانی افزایش دهد.

در این شرایط، توان پنهانکاری و حفظ ساده هویت دوگانه از ما، سلب و به جای آن هویتی یگانه و یکه طلب می شود که با فرض عدم تحقق این یگانگی هویتی، انسان چاره ای جز آشکار کردن تناقضاتش در بعدی عمومی نخواهد داشت.

نمی توان با قضاوت اخلاقی رشد تکنولوژی بی روح را تخریب کرد و حتی نمی توان مدعی شد تکنولوژی اخلاقیات ما را مضمحل کرده است، اما می توان گفت تخریب خلوت و دیده شدن انسان در هر لحظه چه خودخواسته و چه ناآگاهانه شیوه زندگی ما را تغییر می دهد.

در مواجهه با چیزی مثل عینک های گوگل با همه انتقادهای اخلاقی و... ما دیگر نمی توانیم بود و نبودمان را جدا کنیم.

نمی توان با انتقادهای اخلاقی، روند رشد چنین ابزارهایی را افسار زد، اما می توان با تعاملی اخلاقی از تغییر نترسید و خودآگاهانه باورها و رفتارها را در ارتباط با حریم خصوصی و عمومی و تضادهایشان صحیح کرد.

علیرضا نراقی