چیزی که نحوه زندگی انسانها را مشخص می کند، تفسیر و نوع دیدشان نسبت به وقایع بیرونی است نه خود آن وقایع.

سرمنشأ مثبت اندیشی از باورهای ما می آید. باورها و اعتقادات هر فرد و نوع برداشتش از زندگی و وقایع آن است که او را به سمت و سوی خوشبختی و یا بدبختی می برد. هر اتفاقی که در زندگی ما پیش می آید از نظر ما یا خوشایند است یا ناخوشایند. پس هرامری می تواند باعث خوشحالی و خوشبختی ما و یا باعث ناکامی و ناراحتی ما شود.

مثبت اندیشی به ما کمک می کند که بتوانیم تغییرات مفیدی در رفتار، گفتار، کار و زندگی خود ایجاد کنیم. کلمات نیز تأثیر بسیاری بر افکار و احساسات ما می گذارند. کلمات می تواند ما را بسیار هیجان زده، متأثر یا خوشحال کند. پس دقت کنید کلماتتان را در جهت مثبت و زیبا کردن افکار و احساساتتان به کار ببرید. به کاربردن واژه ها و عبارات تأکیدی مثبت در زیباتر شدن افکار و اعمال ما و بهبود کیفیت زندگیمان تأثیر بسیار زیادی دارد و باعث ایجاد شور و شوق در زندگی می شود. مثل این جمله: «من شایسته موفقیت هستم و همیشه به اهدافم می رسم».

هیچگاه مشکلات و سختیهای زندگیتان را لعنت و نفرین نکنید. این فکر که دنیا سرشار از مشکل است را دور بریزید و در عوض هرگاه موقعیت نامطلوب یا مسئله ناخوشایندی در زندگیتان پیش آمد، به دنبال راههای مثبت و طلایی برای حل آن مسائل باشید. به کار بردن این روش باعث ایجاد رضایت در شما و حل شدن مسائل زندگیتان به گونه ای مثبت و خوب می شود. نحوه اظهار نظر کردن در مورد دیگران و کارهایشان نیز بسیار مهم است. سعی کنید سریع و منفی در مورد چیزی اظهار نظر نکنید. ابتدا در مورد آن فکر کنید بعد نظر خود را از جنبه مثبت مطرح کنید تا تأثیر بیشتری بر مخاطبتان داشته باشد. در اطراف همگی ما افراد منفی بافی هستند که با افکار و گفتار منفی شان سعی دارند، باعث تضعیف روحیه ما شوند. سعی کنید تا حد امکان با چنین افرادی همنشین نشوید. بسیاری از مردم افکار منفی را در زندگیشان مد نظر قرار داده و به آنها بها می دهند.

حتی در صحبتهایشان با یکدیگر مدام از سختیهای کارشان، کم خوابیهای شبانه، نداشتن استراحت گله می کنند و همین امر تأثیر منفی بر فکر آنها گذاشته و باعث خستگی و ناامیدی شان می شود. مطمئن باشید که اطرافیانتان هیچ علاقه ای به شنیدن سخنان منفی شما ندارند. سعی کنید در مورد جنبه های مثبت زندگی و کارتان برای دیگران صحبت کنید. زیرا شنیدن آنها می تواند برای دیگران هم جالب باشد. به نظر شما بهتر نیست که ما به جای اینکه فقط به مشکلات، بی عدالتی ها، گرانی و تورم، بی پولی، بیکاری و هزاران فکر منفی دیگر تمرکزکنیم، به اینکه در زندگیمان بسیاری از اوقات کارها درست و خوب پیش می روند فکر کنیم و از این موضوع شگفت زده شویم و به جای گله و شکایت از زندگی و کار، هر جا که هستیم از وفور نعمت و ثروت و خوش اقبالی صحبت کنیم؟

ممکن است شما در آخرین سفرتان از اینکه هواپیما چند ساعت تأخیر داشته و مجبور شده اید چند ساعت از وقتتان را در فرودگاه بگذرانید، بسیار ناراحت و معترض باشید و تا چند روز از تأخیر پرواز و خستگی مفرط خود به خاطر معطلی در فرودگاه، با ناراحتی و دلخوری برای دوستان و همکارانتان تعریف کنید. ولی آیا تا به حال از پروازهای خوب، راحت، به موقع و به سلامت خود بسیار خوشحال شده اید و آیا آنها را بارها برای دوستانتان تعریف کرده اید؟

وقتی از شما می پرسند آیا امروز روز خوبی داشته اید، چه جوابی می دهید؟ آیا جواب می دهید: «روز بسیار سخت و طاقت فرسایی بود. » یا می گویید: «روز خوبی داشتم. خدا را شکر همه چیز بر وفق مراد بود. »

اگر به تمام لحظات زندگیمان فکر کرده و آنها را مرورکنیم، می بینیم که در طول زندگی لحظات خوشایند و لذت بخش زیادی برای ما رخ داده است. پس چرا به جای فکر کردن به لحظات شاد و زیبای زندگیمان به لحظات سخت فکر کنیم؟

فراموش نکنید که افکار منفی می تواند یک روز سفید را خاکستری نشان دهد و افکار مثبت حتی یک روز خاکستری را زیبا و سفید می کند. به طورکلی مثبت اندیشی و افکار منفی هر دو به صورت مسری از فردی به فرد دیگر سرایت می کند. شما می بایست سعی کنید به جای اینکه اجازه دهید افکار منفی دیگران بر شما تأثیر بگذارد و روحیه شما را تضعیف کند، با گفتار مثبت خودتان اندیشه ها و افکار مثبت را به دیگران منتقل کنید و به آنها بیاموزید که افکار منفی شان را کنار گذاشته و اندیشه های مثبت را جایگزینش کنند. با این کار شما می توانید هم به اطرافیان خود کمک کرده و هم روحیه مثبت اندیشی خود را تقویت کنید. هرگاه حادثه ناراحت کننده ای در زندگیتان پیش آمد، به جای اینکه مأیوس و نگران شوید، آن را به فال نیک گرفته و به این فکر کنید که قطعاً راه دیگری برای سعادت و خوشبختی شما گشوده شده و می بایست آن راه را بیابید.

سعدی در بیت زیر به زیبایی این موضوع را بیان می کند:

«خدا گر به حکمت ببندد دری

به رحمت گشاید در دیگری»

به فرض اگر شما شغلتان را از دست داده اید، پیشنهاد می کنم به جای تأسف و ناراحتی، خوشحال باشید زیرا این مسئله پیام مثبتی برای شما دارد. از دست دادن شغلتان بدین معناست که شما باید وارد کار جدید و بهتری شوید و فراموش نکنید که در هر امری حتی به ظاهر ناراحت کننده، جایی برای خوشحالی و موفقیت وجود دارد. نوع نگرش و تفکرات هر انسانی نشاندهنده شخصیت، اعتقاد و باورهای او می باشد و ناشی از نحوه توجیه و تفسیر تجربیاتش است. خوش بینی نیز می بایست عاقلانه باشد. نباید خوش بینی را با اعتماد کورکورانه به هر کسی یا چیزی اشتباه بگیریم. مثلاً در سرمایه گذاری در هر نوع فعالیتی بهتر است هم خوش باشیم و هم در کنار آن با نگاهی نقادانه و دقیق جلو برویم. نظر نقادانه به شما کمک می کند که جلوی هدر رفتن سرمایه تان را بگیرید و دقیق ترو بهتر تصمیم بگیرید. اگر قرار است در کاری سرمایه گذاری کنید بهتر است، ۷۰% با دید خوشبینانه و ۳۰% با دید نقادانه جلو بروید و در مورد آن کار تفکر و بررسی کرده و سپس تصمیم گرفته و اقدام کنید.

هرچه احساس بهتری داشته باشید چیزهای خوب را بیشتر جذب می کنید که باعث می شود بالاتر و بالاتر بروید.

به یک چیز زیبا فکر کنید. به یک موسیقی زیبا گوش کنید تا احساس خوبی پیدا کنید. وقتی نسبت به چیزی احساس عشق می کنید آن احساس اینقدر بزرگ است که می تواند برایتان خوشبختی را به ارمغان بیاورد.

چرچیل:

شما جهان خود را می سازید همانطور که در آن پیش می روید.

زندگی می تواند کاملاً رؤیایی باشد و اینطور خواهد بود اگر شما از این راز استفاده کنید.

جهان هستی مثل غول چراغ جادوست. غول چراغ جادو فقط می گوید: فرمانبردارم سرورم و همیشه فقط همین حرف را تکرار می کند. پس کافیست که شما فقط آن چیزی را که دوست دارید طلب کنید تا غول چراغ جادو به شما بگوید فرمانبردارم سرورم و خواسته تان را برآورده کند. پس اگر دانسته یا ندانسته در مورد چیزی که نمی خواهید یا دوست ندارید، حرف بزنید یا گله و شکایت کنید یا احساس ناراحتی کنید غول چراغ جادو باز هم می گوید:فرمانبردارم سرورم و همان رابرایتان فراهم می کند.

آرزو کن، بطلب، ایمان داشته باش، دریافت کن.

آن چیزی را که می خواهید طلب کنید. (اکثر ما به خودمان اجازه نمی دهیم آن چیزی را که واقعاً دلمان می خواهد طلب کنیم.) کائنات به افکارشما پاسخ می دهد. برای دریافت شما باید خودتان را با آن چیزی که می خواهید همجهت کنید یعنی قدردان باشید و برای دریافت آن شور و اشتیاق داشته باشید. اکثر افراد افکارشان را به عکس العمل نشان دادن به چیزی که وجود دارد صرف می کنند. (اگر به آن چیزی که هست نگاه کنید و حتی اگر آن را نخواهید یا از آن ناراضی باشید) و به آن فکر کنید، قانون جاذبه دوباره همان چیز را به شما می دهد.

بودا:

هر آنچه هستیم نتیجه افکاری است که داشته ایم.

اگر به جای شکایت برای چیزهایی که دارید قدردانی کنید احساس بهتری پیدا می کنید و این باعث جذب چیزهای بهتری به سمتتان می شود. وقتی چیزی را تجسم می کنید آن را پدید می آورید. پس موقع تجسم همیشه روی نتیجه پایانی متمرکز شوید. وقتی خود را در موقعیتی که دوست دارید تصور می کنید، دیگر احساس نمی کنید که به آن چیز نیاز دارید بلکه احساس می کنید که آن چیز را دارید و آن احساس باعث مشود که کائنات همان موقعیت را برایتان پدید آورد.

اگر به دنبال حس لذت درونی، بینش درونی و آرامش درونی بروید بقیه چیزها برایتان پدیدار می شود.

شما تنها کسی هستید که زندگیتان را می آفرینید چون هیچ کس دیگر نمی تواند برای شما فکر کند. این کار تحت کنترل خود شماست. اگر چیزی را که می بینید، می خواهید در مورد آن بنویسید، راجع به آن با دیگران حرف بزنید، به آن فکر کنید و روی آن تمرکز کنید ولی اگر آنرا نمی خواهید در موردش با کسی حرف نزنید، توجهتان را منحرف کنید.

کارل لی یونگ:

با هر چه مقابله کنید ایستادگی می کند.

منابع بیشتری از آنچه که ما بخواهیم وجود دارد. بیشتر از آن چیزی که تصور کنیم خوبی، عشق، لذت و… هست که به همه برسد. اگر می گوییم دچار کمبودیم به خاطر آن است که بینش خود را گسترش نمی دهیم. اگر جز بهترین را نپذیرید اغلب اوقات همان بهترین را دریافت می کنید. آیا نتایجی را که به حال گرفته اید شایسته شما هستند؟

هنری فورد:

چه فکر کنید که می توانید و چه نمی توانید در هر صورت حق با شماست.

ما منبع بی پایانی هستیم از احتمالات قابل ظهور و قدرت خداگونه ای برای عینیت بخشیدن به خواسته هایمان داریم. هدف اصلی زندگی احساس و تجربه لذت است. شادی درونی جوهره موفقیت است. به دنبال خوشی خودتان بروید. خودتان را با چیزهایی که آرزو دارید تصور کنید.

دوک النیگتون:

اگر چیزی دلم را نلرزاند هدفم نیست.

تصمیم بگیرید که چه می خواهید بعد روی آن تمرکز کنید. این فرآیند خلقت است. از لحظه ای که شروع می کنید به درست فکر کردن چیزی وجود دارد که شما را هدایت می کند و جهت را نشان می دهد. بخواهید بهترین باشید. با لذت زندگی کنید. هیچ چیز از گذشته شما نمی تواند حق ویژه زندگی شاد شما را انکار کند و هیچ چیز در آینده نمی تواند به غیر از لذت و شادی را برایتان به ارمغان بیاورد.

یاد بگیرید فقط عالیترینها و بهترین ها را در تجارب و امور روزمره پیدا کنید. آنها را بارور کنید، در موردشان فکر کنید بعد منتظر ادامه و وقوع آنها باشید.

چیزی نیست که شما بخواهید انجام بدهید بجز همان چیزی که خودتان می خواهید انجام بدهید.

همیشه مثبت فکر کنید تا موفق باشید

ذهن آدمی کارگاه تولید فکر است که از منبعی به نام ضمیر ناخودآگاه سرچشمه می گیرد. ضمیر ناخود آگاه نمی تواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم می تواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جایی که دوست دارد ببرد. در حقیقت نوع و کیفیت افکار و اندیشه ی آدمی سازنده ی نوع و کیفیت زندگی اوست، اندیشه ی زیبا و مثبت می تواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، چنانکه اندیشه ی منفی و یأس آور می تواند جهنمی در زندگی او خلق کند. انسان ها همان خواهند شد که در اندیشه ی آنند، بنابراین آینده ی هر کس در گرو چگونگی نگرش او به زندگی است.

موفق ترین انسان ها کسانی هستند که توانسته اند در ذهن خود اندیشه های مثبت داشته باشند؛ آنان که می پندارند «قادر نیستند»، در واقع مثبت نگری را کنار گذاشته و در جنبه های منفی وقایع تمرکز کرده اند.

خانواده، کانون یادگیری چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن است. در خانواده ی مثبت اندیش اعضای خانواده ی خود را قادر و توانا می دانند و نگاهشان به دیگران آکنده از مهر و عاطفه است. چنین خانواده هایی قادر خواهند بود هر ناممکنی را به ممکن تبدیل کنند و توفیق و کامکاری را نصیب خود نمایند. ضمن آشنایی با تفکر مثبت بیاییم با زیبا، مثبت، خلاق، هدفمند و امیدوارانه اندیشیدن، موفقیت و شادکامی را به زندگیمان دعوت کنیم.

تعریف تفکر مثبت

شیوه ای از فکر کردن است که فرد را قادر می سازد نسبت به رفتارها، نگرش ها، احساس ها، علائق و استعدادهای خود و دیگران برداشت و تلقی مناسبی داشته باشد و با حفظ آرامش و خونسردی بهترین و عاقلانه ترین تصمیم را بگیرد.

افکار مثبت و منفی

افکار مثبت، افکاری سازنده ، انگیزه دهنده و انرژی بخش هستند که بر اثرتلقین، تکرار و تمرین به ذهن راه می یابند و باعث می شوند ذهن و فکر مثبت شود. در این صورت کنترل فکر در اختیار ماست، در حالی که افکار منفی، افکاری باز دارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال می کنند. در این حالت ما در اختیار تفکرات منفی خود قرار داریم.

ویژگی های افراد مثبت نگر

با وجود تفکر درباره ی گذشته و آینده، در زمان حال زندگی می کنند و از آنچه دارند راضی و خشنود هستند.

از نظرات درست و منطقی دیگران استقبال می کنند و برای رد کردن نظرات نادرست حتماً دلیل منطقی دارند.

در گفتارهای خود از کلمات و عبارات مثبت و امیدبخش استفاده می کنند.

همیشه سعی می کنند با تلاش و کوشش به موفقیت برسند و اگر در کاری موفق نشدند، عامل را ابتدا در خود و سپس در شرایط بیرونی جستجو می کنند.

همیشه قبل از عمل یا صحبت کردن فکر می کنند، به همین دلیل کمتر دچار خطا و اشتباه یا ضد و نقیض گویی می شوند.

چون دارای ذهن مثبت هستند، می توانند افکار خود را کنترل کنند.

اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی اظهارنظر کنند، با وجود تفکر در جنبه های منفی، موارد مثبت آن را بیان می کنند و موضوع را به فال نیک می گیرند به عبارت دیگر «نیمه ی پرلیوان را می بینند».

مشکلات را ناچیز شمرده و برای حل آنها از توانایی خود و راهنمایی دیگران استفاده می کنند.

اغلب اوقات بشاش، سرزنده، پرانرژی، توانا و خوش مشرب هستند.

همه چیز در نظر آنها زیبا و لذت بخش بوده و سعی می کنند از مواهب زندگی بیشترین استفاده را ببرند.

در ارتباط های اجتماعی خود با دیگران حسن ظن دارند (مگر خلاف آن را ببینند) و سعی می کنند در حد توان به دیگران خدمت و کمک کنند.

ویژگی های افراد منفی نگر

همیشه از وضعیت موجود و گذشته ی خود شکایت دارند و نسبت به آینده بدبین هستند.

غالباً با نظرات دیگران بدون دلیل منطقی مخالفت می کنند.

در گفتارهای خود از کلمات و عبارات منفی به کرات استفاده می کنند.

در برخورد با کوچکترین مانعی از تلاش دست می کشند و دیگران یا شرایط را عامل شکست و بدبختی خود می دانند.

تمرکز فکر ندارند و ضد و نقیض صحبت می کنند و در رفتارهایشان خطا و اشتباه زیاد است، به عبارت دیگر «اول عمل می کنند بعد فکر!»

چون منفی نگر هستند، افکارشان بر آنها تسلط دارد.

اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی نظر بدهند فقط به جنبه های منفی آن توجه کرده و همان را بیان می کنند. به قول معروف «نیمه خالی لیوان را می بینند!»

از کاه کوه می سازند و از درگیر شدن با مشکلات گریزانند.

غالباً افسرده، کج خلق، بدخواب، کم اشتها، عصبی و ناتوان هستند.

همه چیز در نظر آنها غم انگیر و ناامید کننده است و از آنچه دارند، هیچ لذتی نمی برند.

در ارتباط های اجتماعی خود به همه کس و همه چیز شک و سوء ظن دارند و فکر می کنند که همه علیه آنها توطئه می کنند.

مثبت فکر کنید

وقتی شخصی به یک موضوع "منفی" فکر می کند و سعی می کند آن را از ذهنش پاک کند، در واقع به آن موضوع به صورت مثبت منفی فکر می کند. بعضی از افراد هستند که یک رشته دراز از تجربیات را پشت سر هم ردیف می کنند که نشان می دهد اینکه بخواهیم از دست افکارمان (از فکر کردن) نجات پیدا کنیم، کار بی ثمری است. در یک آزمایش به افراد گفته شد: " راجع به خرس سفید فکر نکنید" !درست است به محض طرح این مسئله، فورا یک خرس سفید جلوی چشم ما ظاهر می شود و تمام خصوصیات خرس در ذهنمان تداعی می گردد. در تحقیقات نشان داده شد که تلاش افراد برای اینکه به خرس سفید فکر نکنند منجر به این شد که در طی ۵ دقیقه، ۶ تا ۱۵ بار به آن فکر کنند. پس اینکه بخواهیم به یک موضوع فکر نکنیم نتیجه اش اینست که بیشتر آن موضوع ذهنمان را مشغول می کند.

فکر کردن مانند نفس کشیدن می باشد؛ روز و شب ادامه دارد. شما نمی توانید آن را متوقف کنید، اما می توانید آن را تغییر دهید.

شما می توانید آرام تر و عمیق تر و یا سطحی تر و سریعتر نفس بکشید. شما می توانید به هر نحوی که می خواهید نفس بکشید اما نمی توانید آن را متوقف کنید. این مسأله در مورد" افکار" ما نیز صادق است. شما می توانید افکار منفی و مأیوس کننده داشته باشید. همچنین می توانید بجای آن، افکار مثبت و انرژی دهنده و الهام بخش داشته باشید، اما به هر حال نمی توانید فکر کردنتان را متوقف کنید. خب، وقتی در شرایطی قرار می گیرید که از وضعیت ذهنیتان راضی نیستید و سعی می کنید این افکارتان را متوقف کنید و از شر آنها خلاص شوید، بهترین کار اینست که افکارتان را "هدایت " کنید.

بهترین راه برای هدایت افکار اینست که: از خودتان سؤال بپرسید، سؤالی که ذهنتان را در مسیر جدیدی بدون آنکه افکارتان را سرکوب کند،هدایت کند.

از خودتان سؤال بپرسید:

مسلماً نوع سؤالی که از خود می پرسید بسیار مهم و اثر گذار است. اگر از خودتان بپرسید: " چرا این اتفاق بد برای من بیچاره افتاد؟ "، جواب هرچه باشد مسلما ً کمکی به شما نمی کند و در همان چرخه منفی گیر افتاده اید. عقیده بر اینست که ذهنتان را با پرسیدن سؤال به سمتی هدایت کنید که توجه شما به سمت راهکارهای قابل اجرا و مفید و به سمت موفقیت ها، جلب شود.

بعنوان مثال: اگر خودتان را در حالت نگرانی و اضطراب دیدید می توانید از خودتان بپرسدید:

چکار می توانم بکنم که قوی تر باشم و با این مسأله راحت تر کنار بیایم؟"

آیا کاری می توانم بکنم که در این شرایط به من آرامش بیشتری بدهدو مرا به هدفم نزدیکتر کند؟ "

چه برنامه ریزی می توانم داشته باشم که دفعه بعد دچار مسأله مشابه ای نشوم؟ "

وقتی شما راجع به موضوعی با دیدی منفی نگاه می کنید و جنبه های بد و منفی آن را می بینید، می توانید از خود بپرسید: " جنبه مثبت این موضوع کدام است؟ "

چطور می توانم از این اوضاع و شرایط به نفع خودم استفاده کنم؟ "

چه تصور و فرضی می توانم داشته باشم که من را متقاعد کند؟ "

پس سؤال صحیح و مثبت و مناسب از خودتان بپرسید.

وقتی تصمیم می گیرید از خودتان سؤالی بپرسید: آن سؤال را بپرسید به سؤال پرسیدن از خودتان ادامه بدهید، درباره اش فکر کنید. بگذارید در ذهنتان جاری شود و در عمق ذهنتان جای بگیرد.

این مسأله جریان فکر شما را عوض می کند و آن را به سطح جدیدی ارتقا می دهد چون حالا شما به مسائل به صورت مثبت مثبت فکر می کنید.

در پایان به تعدادی از راههای داشتن افکار مثبت می پردازیم

۱) نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود را خوب، توانا و با ارزش بدانیم.

۲) لیستی از صفات مثبت خود تهیه کنیم و راه های تقویت آنها را بیابیم و تجربه کنیم.

۳) لیستی از افکار منفی خود در طی روز تهیه و سعی کنیم برای هر فکر منفی یک فکر مثبت معادل بیابیم تا به کمک آن بتوانیم با افکار منفی مقابله کنیم.

۴) سعی کنیم در گفتار و برخوردهای روزانه از کلمات و جملات مثبت استفاده کنیم، مثلاً در ملاقات با دیگران بجای استفاده از کلمه «خسته نباشید» که دارای بار منفی و القای حس خستگی است، بگوییم «خدا قوت»، «شاد باشید» و یا «پر انرژی باشید»

۵) افکار خود را متوجه خوبی ها و جنبه های مثبت زندگی کنیم تا به مرور مثبت نگر شویم.

۶) با خوش بینی سعی کنیم، دستوراتی به ذهن خود بدهیم که اندیشه های جدید مثبت شکل گیرند.

۷) هر روز صبح که از خواب بر می خیزیم با نگاه کردن به منظره ی یک تابلوی نقاشی زیبا و یا اسما ء الله روز خود را با نشاط و خوش بینی آغاز کنیم.

۸) از افراد منفی نگر یا موقعیت هایی که باعث ایجاد افکار ناخوشایند و منفی می شوند دوری و یا سعی کنیم کمتر با آنها برخورد داشته باشیم.

۹) به مشکلات به عنوان محکی برای ارزیابی توانایی های خود نگاه کنیم و هرگز نتیجه ی بدی را پیش بینی نکنیم، زیرا مشکلات فقط به اندازه ای مهم هستند که ما آنها را مهم می پنداریم.

۱۰) به لحظات و خاطرات زیبا و دوست داشتنی گذشته ی خود فکرکرده و سعی کنیم آنها را تکرار نماییم.

۱۱) از تردید و دودلی دوری کرده و کارها را با جدیّت دنبال کنیم.

۱۲) به ندای منفی درونی خود و تلقین های مخرب و نگران کننده ی دیگران بی توجه باشیم و سعی کنیم عکس آنها را انجام دهیم.

۱۳) به قدرت بی کران خداوند ایمان داشته باشیم و با خود تکرار کنیم که من لیاقت بهترین ها را دارم و با لطف خدای بزرگ به آنها خواهم رسید.

۱۴) از میان اهداف خود هدفی را انتخاب کنیم که امید بیشتری به موفقیت آن داریم و در تلاش برای تحقق آن، به فکر تأیید یا تکذیب دیگران نباشیم.

۱۵) در توصیف احوال و زندگی خود از کلمات مثبت استفاده کنیم.

۱۶) در تعریف از افراد خانواده یا دوستان از کلمات مثبت و روحیه بخش استفاده کنیم (فلانی شخص بسیار شریف و بزرگواری است.)

۱۷) از چشم و هم چشمی و حسادت که باعث ایجاد افکار منفی می شود دوری و سعی کنیم روش زندگی خود را خودمان انتخاب کنیم.

۱۸) هرگز شعار خواستن، توانستن است را فراموش نکنیم و بدانیم که در سایه ی سعی و تلاش به آنچه بخواهیم می رسیم.

۱۹) قدر لحظات زندگی را بدانیم و از آنها به خوبی استفاده کنیم، زیرا هرگز تکرار نخواهد شد.

۲۰) برای تغییر اوضاع و شرایط نامساعد اقدام کنیم و مطمئن باشیم که می توانیم آنها را از بین ببریم.

۲۱) از خود انتظار بیش از حد نداشته باشیم و خود را همه فن حریف ندانیم، به عبارت دیگر از کمال گرایی مطلق که باعث اضطراب و احساس عجز و ناتوانی می شود خودداری کنیم.

۲۲) خود را از قید و بندهای آزاردهنده رها ساخته و ساده زندگی کنیم تا فکر و خیال آسوده ای داشته باشیم.

۲۳) از انزوا و گوشه گیری که باعث ایجاد افکار منفی می شود دوری کرده و اوقات خود را در جمع خانواده، فامیل و دوستان سپری کنیم.

۲۴) هر وقت احساس کردیم که افکار منفی سراغمان آمده است، وضعیت خود را تغییر دهیم و به کاری سرگرم شویم.

۲۵) ممکن است هنگام خواب در رختخواب افکار منفی به سراغمان بیاید، تا خسته نشده ایم به رختخواب نرویم.

۲۶) هرگز به هیچ وجه خود را بدبخت، ناتوان و درمانده احساس نکنیم.

۲۷) اعتماد به نفس خود را در هر شرایطی حفظ کنیم و هرگز به دیگران اجازه ندهیم که آن را متزلزل کنند. باید متوجه باشیم که اعتماد به نفس کلید خلق تفکر مثبت است.

۲۸) خندیدن را فراموش نکنیم. خندیدن باعث می شود تا افکار ناراحت کننده و منفی جای خود را به افکار مثبت و شاد بدهند.

اجرای راهکارهای تقویت مثبت هیچ هزینه ای ندارند و به سن و سال افراد نیز مربوط نمی شوند. فقط باید این شعار را فراموش نکنیم.

گردآورنده: عدنان محمدی