بومی سازی علوم انسانی را چه کسی پیشنهاد داد

هر انسان عاقل و منصفی می داند که پس از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری تمام کارشناسان و سیاسیون و صاحب نظران ,هر کس به طریقی ان حوادث را تجزیه و تحلیل می کرد

هر انسان عاقل و منصفی می داند که پس از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری تمام کارشناسان و سیاسیون و صاحب نظران ،هر کس به طریقی ان حوادث را تجزیه و تحلیل می کرد .

البته تمام بررسی ها ، کارشناسی ها و هم اندیشی ها شبیه به هم و در یک راستا بود و تمام افرادی که برای بررسی و موشکافی مسئله از انها رای و نظر گرفته می شد،بر راهکارهای مشابهی توافق داشتند و نکته دیگر اینکه این افراد و مسؤلین به شکل سنتی و کلیشه ای به مسئله پرداختند و ابته راه حل معمول هم همین بود .

اگر به تمام مصاحبه ها و نشست ها و تمام برنامه های رادیویی و تلوزیونی برگردیم کاملا این سخن تأیید می شود وباز باید یادآور شد که چیزی غیر این نیز انتظار نمی رفت و روال کار نیز همین بود.

اما؟؟/

اما در اینجا یک امای بزرگ وجود دارد که جای تأمل بسیار دارد و ان این است که تمام این راه ها و ره حل های پیشنهادی ،غیر بنیادی است و گذرا!!

فراتر اندیشه ها؟!

در این میان به مانند تمام امورات یک اندیشه اسثنایی لازم بود ویک راه حل خلاف عادت ...

راه حلی که متماییز باشد و بکر.

ره حلی که بنابر اقتضاء، با تمام راه حل ها و اندیشه های تکراری ،شاذ باشد و ریشه یاب ؛ طبیعی است که چنین تفکری متعلق به همه نیست و هرکسی قادر به ان نیست چون طبیعت امر انگونه است و در این میان فقط و فقط یک استثنا لازم است که خرق عادت کند..............

با تأمل در جریانات بعد از سرد شدن اوضاع تشنج امیز انتخاباتی متوجه می شویم که جریانی با نام بومی سازی علوم انسانی رشد معنا داری پیدا می کند،مقالات بسیاری در صفحه روزنامه ها و سایت ها صف می کشند و بازار گرمی بومی سازی علوم انسانی رونق زایدالوصفی پیدا می کند....

براستی چرا؟؟؟؟؟

در زمانی که همه غرق در عدت مرسوم و سرگرمی های تکراری و گفتگوهای همیشگی بودند ،اندیشه ای بر خلاف جریان معمول ،در مسیر دیگری سیر می کرد و به چیزی می اندیشید که فقط استثنا و خرق عادت بود ،اندیشه ای که با عبور از عادت و تکرار از کلیشه ها عبور نمود و نظریه ای ارائه نمود که تمام جریان عادی اندیشه و تفکرا را به یکباره متوقف ودر مسیر دیگری هدایت کرد.

این اندیشه چه بود و صاحب این اندیشه که بود؟؟؟؟

استاد حسن امرائی عبدُوَلی بزرگترین و نخستین پژوهشگر بومی سازی علوم انسانی و تنها پاتولوژیست سیاسی کشور که سالها در سیاست،بومی سازی،آسیب شناسی سیاسی و روانشناسی سیاسی فراتر از تدبیر های روزمره ،اندشه وری کرده بود،نظریه ی ماندگار خود را ارائه نمود که در آن ،نگاه اساسی و بنیادی به بروز چنین مسائل شده بود و آن عدم دانش های بومی و تدوین شده انسانی بود.

این نظریه به شدت و با گستره زیادی مورد استقبال همهگان قرار گرفت و به سرعت در دستور کار بسیاری از نهادها و مؤسسات پژوهشی مرتبط با امر جای گرفت .

پس از رؤیت این نظر و دیدگاه بنیادی ،مقاله های بسیاری در روزنامه ها و سایت های مختلف صف کشید و سمینار ها و کنفرانس های متعددی به بررسی این نظریه پرداختند و خیلی زود حرکت در جهت عملیاتی شدن آن آغز شد .

بر هیچ اندیشه ی خردمندی پوشیده نیست که این نظریه و این آسیب شناسی بنیادی به این راحتی و به این سرعت نمی توانست رخ دهد بلکه این امر فرآیندی است طولانی مدت و طاقت فرسا که از لابه لای سالها تلاش و پژوهش بنیادی و گسترده به وجود می آید؛نظریه ای که به شکلی برق آسا تمام جریانات فکری را در کانالی خلاف تصور هدایت کرد و چراغ راهی شد برای اصولی اندیشیدن و اساسی نگریستن.

آنچه که در این میان جای تذکر دارد این است که تولید دانش بومی انسانی و حتی نگاه ژرف و بنیادی به پدیده ای بستر اجتماع و مدد رساندن به مدیریت کلان اجتماعی-سیاسی از یک تفکر سطحی و غشایی بر نمی آید و همانطور که ذکر شد این امر یک پدیده ی شاذ است که فقط توسط تفکرات فرد و استثناء رخ می دهد ،چیزی که در تولید دانش های بومی انسانی باید به آن عنایت بنیادی شود.

اگر چه این آسیب شناسی بنیادی توسط استاد عبدولی ارائه شد اما نباید دور از نظر داشت که ادامه مسیر در تولید دانش های بومی نیز به این سختی و به این اساس گرایی است و استاد امرائی عبدولی نیز در نظریه بومی سازی علوم انسانی به آن اشاره نموده اند. پروسه تولید یک دانش بومی در حیطه علوم انسانی یک فرآیند بسیار پیچیده و زمانبر است که البته فقط از افراد استثناء و اندیشه های خاص بر می آید چیزی که متأسفانه در جریانات فعلی جامعه ما که به بهانه بومی سازی علوم انسانی موجودیت پیدا کرده اند اصلا لحاظ نشده است دقیقا به همان اندازه ای انحراف که کسی نپرسید :

در آسیب شناسی حوادث پس از انتخابات نظریه بومی سازی علوم انسانی از جانب چه کسی بود؟؟؟؟؟؟

سؤلی که کسی هرگز در آن تامل نکرد و فقط بر حسب عادت رأی دادند و مقاله نوشتند بی آنکه بدانند.

برگرفته از سخنان استاد حسن امرائی عبدُوَلی نابغه سیاسی ایران

سالار علیزاده