خلاقیت یک فرآیند ذهنی است که شامل تولید ایده یا مفاهیم جدید و یا ایجاد ارتباط های تازه بین ایده ها و مفاهیم موجود، می شود.

از دیدگاه علمی، محصولات یک تفکر خلاق (که گاهی تفکر واگرا نیز خوانده می شود)، معمولاً هم ابتکار دارند و هم دارای تناسب و اقتضاء می باشند. از دیدگاه عام و روزمره، خلاقیت صرفاً عمل ساختن چیزی جدید می باشد.

اگرچه خلاقیت یک پدیده ذاتی است اما پیچیدگی های زیادی دارد. این پدیده از دیدگاه های مختلفی از جمله روان شناسی رفتاری، روان شناسی اجتماعی، روان سنجی، شناخت شناسی، هوش مصنوعی، فلسفه، تاریخ، اقتصاد، پژوهش طراحی، تجارت و مدیریت، مورد مطالعه قرار گرفته است. این مطالعات شامل، خلاقیت روزمره، خلاقیت استثنایی و حتی خلاقیت مصنوعی نیز می شوند.

برخلاف بسیاری از پدیده های علمی، برای خلاقیت نمی توان یک تعریف خاص یا یک دیدگاه واحد و معتبر را ارائه نمود. و همچنین بر خلاف بسیاری از پدیده های روان شناسی، هیچ تکنیک استاندارد شده ای برای سنجش خلاقیت وجود ندارد.

خلاقیت به شیوه های مختلف به عواملی چون، موهبت آسمانی، فرآیند ادراکی، محیط اجتماعی، خصیصه های فردی و شانس (تصادفی یا خوش اقبال بودن)، نسبت داده شده است. خلاقیت همچنین با نبوغ، بیماری های روانی و خلق و خو در ارتباط می باشد. برخی آن را خصیصه ای می دانند که ما با آن به دنیا آمده ایم و برخی دیگر می گویند خلاقیت به کمک تکنیک های ساده قابل یادگیری است.

اگرچه خلاقیت بیشتر با هنر و ادبیات در ارتباط است اما همچنین جزء اساسی نوآوری و اختراع می باشد و برای حرفه هایی نظیر تجارت، اقتصاد، معماری، طراحی صنعتی، علوم و مهندسی، بسیار مهم است.

با وجود ابهام و چند بعدی بودن خلاقیت، اما تمامی صنایع از دنبال کردن ایده ها و گسترش دادن تکنیک های خلاقه به وجود آمده اند.

ریشه واژه شناسی این لغت در انگلیسی و بیشتر زبان های اروپایی از کلمه لاتین Creatus به معنی "رشد کردن" گرفته شده است.

تعاریف محاوره ای خلاقیت معمولاً شامل موارد زیر می شود:

ساختن یا باعث شدن چیزی تا حدودی یا کاملاً جدید

اضافه نمودن یک ویژگی یا خاصیت جدید به شیء موجود

تصور کردن احتمالات جدیدی که قبلاً ادراک نشده بودند

دیدن یا انجام دادن چیزی از راهی متفاوت از آنچه که قبلاً ممکن و نرمال می نمود

اغلب در متون مربوط به خلاقیت اشاره شده که در مفهوم خلاقیت، حضور الهامات، جهش های ادراکی و بینش ذاتی به عنوان بخشی از افکار و اعمال خلاقه لازم می باشد.

یکی دیگر از تعاریف خلاقیت " فرآیند شکستن پیش فرض ها و انگاشت هاست." بسیاری از ایده های خلاقه وقتی شکل می گیرند که فرد عقیده هایی که از قبل در ذهنش تشکیل شده بوده را دور می اندازد و تصمیم می گیرد که راه و روشی جدید که به نظر می رسد دیگران به آن فکر نکرده اند را به کار گیرد.

تفاوت خلاقیت و نوآوری (Creativity Innovation)

خلاقیت به عمل تولید ایده ها، روش ها و اعمال جدید اطلاق می شود، در حالی که نوآوری فرآیند تولید وهمچنین به کارگیری آن ایده خلاق در زمینه ای خاص است. "خلاقیت نقطه آغازین نوآوری است، اولین شرط لازم اما نه کافی برای آن."

خصوصیات افراد بسیار خلاق

از مطالعه افراد بسیار خلاق موارد زیر نتیجه شده است. البته این خصوصیات شخصیتی آنهاست نه اینکه با اینگونه رفتارها، انسان بتواند به خلاقیت برسد:

تمایل به تعریف و تمجید از خود دارند.

اشخاص خلاق مخصوصاً خواهان قبول پیچیدگی و حتی بی نظمی در دریافت های خود هستند بدون آنکه نگران آشفتگی ناشی از این امر باشند. این بدان معنی نیست که آنان فی نفسه بی نظمی را دوست دارند، بلکه پرمایگی موجود در بی نظمی را به کم مایگی نظم ترجیح می دهند. تمایل دارند نزد دیگران به داشتن نظرات تند و احمقانه شهرت داشته باشند.

کارهای آنها با اظهار نظر اینکه از موضوع پرت هستند مشخص می شود. شوخ طبعی و بذله گویی از صفات بارز این افراد است. باید به این افراد کمک کرد که بدون اینکه کینه توز و پرخاشگر باشند جسارت خود را حفظ کنند.

عوامل باز دارنده خلاقیت

تلاش های قبل از بلوغ برای حذف خیال بافی.

محدودیت های بازدارنده قوه تدبیر و کنجکاوی کودکان.

تکیه بیش از حد به نقش جنسیت؛ تفکر خلاق مستلزم حساسیتی بیش از حد (خصوصیتی کاملاً زنانه) و وابستگی به غیر و اتکای به خود (خصلتی کاملاً مردانه) است. از همین رو یک پسر بسیار خلاق نسبت به سایر هم جنسان هم سال خود بیشتر دارای صفات زنانه به نظر می رسد.

تأکید زیاد بر پیش گیری (نحوه پاسخگویی کودکان به مسایلی که مستلزم چاره اندیشی فرد هنگام قرار گرفتن در وضعیتی بن بست است نشان می دهد که تأکید بر پیش گیری قوه تصور بسیاری از کودکان را از رشد باز داشته است).

القای ترس و کم رویی

تأکید بر مهارت های کلامی

خطری که استعداد خلاق فرد را تهدید می کند، قضاوت یا ارزیابی تجربه فرد نیست بلکه پیشداوری است که به تبع آن تجارب بسیاری در حوزه دریافت را نمی یابند. خطری که آموزش های معمول چه در خانه و چه در مراکز آموزشی در بردارند این است که نظرات نو و احتمال وقوع اعمال جدید خیلی زود و بیش از اندازه مورد انتقاد قرار می گیرند.

عوامل تشدیدکننده خلاقیت و نوآوری

حس درونی تفکر، انسان را قادر می سازد شرایطی را که وجود خارجی ندارند، در درون ذهن شبیه سازی نماید و به وی این امکان را می دهد تا در امکانات یکسان با سایرین برای خود فرصت های بهتری بیافریند. در واقع امور خلاقیت شاید بیشتر اکتسابی باشد تا فطری و می توان با آموزش هایی این توانایی را در خود افزایش داد. مجموعه عواملی که باعث تشدید و ترغیب فرد به نوآوری می گردند به عوامل تشدید کننده تعبیر می گردند که خود به دو بخش کلی انگیزه ها و ابزارها تقسیم می شوند.

انگیزه های ترغیب کننده به نوآوری، می توانند به خصوصیات و زندگی خصوصی افراد مربوط باشد و یا اینکه به اجتماع محل سکونت فرد بستگی داشته باشد که ما در اینجا دلایل بروز هر یک را بررسی می کنیم.

الف) انگیزه های بیرونی:

به همه انگیزه هایی که از جامعه به فرد القاء می گردند گفته می شود که خود بر اثر موارد زیر ناشی می گردند:

بحران های جامعه:

می دانیم سرچشمه خلاقیت نیاز است. اغلب مواقع اگر نیازی در زندگی بشر مشاهده نشود، الزامی به خلاقیت وجود نخواهد داشت. نیازهای بشر معمولاً به طور یکنواخت بروز می یابند مگر در شرایطی استثنایی مانند بحران های مختلف از جمله بحران های طبیعی چون سیل و زلزله و آتشفشان و طوفان و همچنین بلایایی که خود انسان مسبب آنهاست که بارزترین آنها جنگ است. نوع و دلیل بروز یک بحران در اینجا مد نظر نیست و آنچه حائز اهمیت است هجوم سیل عظیمی از نیازها پس از وقوع بحران است که می تواند در جامعه سبب یک انقلاب فکری در نزد افراد گوناگون گردیده و به شکل نوآوری و خلاقیت بروز نماید.

سطح توقعات جامعه:

جامعه ای که در آن سیر صعودی پیشرفت حاکم باشد، هر روز از طرف تک تک اعضای خود شاهد خلاقیت و نوآوری است. در این جامعه نوآوری به قشر متفکر و اندیشمند محدود نگردیده و همه مردم را شامل می شود به طوری که حتی تبه کاران نیز در این جامعه هر روز به فکر خلق روشی نو در روند کاری خود می باشند.

ب) انگیزه های درونی:

انگیزه هایی که از درون شخص، منشاء می گیرند را انگیزه های درونی می نامند که شامل موارد زیر می باشند:

اسعتداد ذاتی فرد:

این امر حتی بدون وجود هر گونه محرک خارجی ممکن است آگاهانه یا ناآگاهانه صورت گیرد و با داشتن هوشی متوسط و آموختن راه های افزایش تفکر خلاق، کاملاً قابل دسترسی برای همه نیازهای زندگی می باشد.

نیازهای درونی:

گاهی اوقات افراد در خود نیرویی احساس می کنند که همواره آنان را وا می دارد که در جهت کمک به دیگران و ارتقای سطح زندگی در جامعه، دست به نوآوری بزنند. این افراد از هر جنس و سن و شغلی می توانند باشند. به عنوان مثال خانمی در آمریکا که از آگهی های تجاری تلویزیون ناراضی بود آنها را مطابق با ذوق خود مجدداً می نوشت.

بحران های شخصی:

بحران های شخصی نیز مانند بحران های جامعه، می توانند محرک بسیار قوی در امر نوآوری برای شخص باشند.