درباره حمزه گنجی

حمزه گنجی, مدتی را در مرکز مشاوره آموزش و پرورش خیابان طالقانی فعلی به عنوان روانشناس و مشاور مزکر فعالیت کرد که این موضوع به سال ۱۳۴۰ برمی گردد

▪ متولد دوم فروردین ،۱۳۲۰ مرند

▪ دکترای روانشناسی عمومی از دانشگاه پُل والری در شهر مون پلیه (فرانسه)

▪ کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی از دانشگاه تهران

▪ کارشناسی در رشته زبان فرانسه از دانشگاه تبریز

▪ استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبایی با پایه ۱۵ استادی

▪ استاد فعلی دانشگاه آزاد رودهن

▪ رئیس دانشکده علوم تربیتی ابوریحان بیرونی (به مدت یک سال)

▪ مدیر گروه روانشناسی دانشگاه آزاد رودهن (۲ سال)

▪ رئیس آزمایشگاه روانشناسی در دانشگاه علامه طباطبایی (به مدت ۲۰ سال)

▪ عضویت در هیأت تحریریه مجله پژوهش های روانشناختی

▪ سردبیر مجله نوآوری های آموزشی در آموزش و پرورش (یک سال به صورت قراردادی)

▪ مترجم و مؤلف در حدود ۲۴ جلد کتاب از جمله: بهداشت روانی، روانشناسی ارزشیابی تحصیلی، روش تحقیق در روانشناسی (اثر فرانسوا برتیوم و آندره لامورو)، روانشناسی بزرگسالان یا پیری (اثر بریان اِل میشارا و روبرت جی رایدل با همکاری خانم ها الما داودیان و و فرنگیس حبیبی)، روانشناسی اجتماعی، مبانی روانشناسی عمومی، روانشناسی رشد (اثر وَندِن زَندِن)، ارزشیابی شخصیت، روانشناسی کار و...

▪ ارائه ۲۶ مقاله تألیفی و ترجمه در همایش ها و انتشار در مجلات معتبر علمی که برخی از آنهایند: اثر آگاهی از نتایج بر عملکرد (فصلنامه تعلیم و تربیت)، پیر شدن (مجله بهداشت جهان)، ماجرای نمره منفی (با همکاری دکتر یوسف کریمی ـ انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی)، اثر توارث و محیط از دیدگاه سعدی، مجموعه مقالاتی درباره عشق (ویژه نامه روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن)، چگونه سؤالات امتحانی را طرح کنیم؟ و...

▪ مدیر انتشارات «ساوالان» از ۱۳۷۹ با هدف چاپ کتاب های روانشناسی

برخلاف بسیاری از همکاران او در رشته روانشناسی که نسبت به آینده و سرنوشت نامعلوم علم روانشناسی در ایران اظهار نگرانی و ناامیدی می کنند، حمزه گنجی کاملاً موقعیت امروزی این علم نوپا را مساعد و مناسب ارزیابی می کند و حتی آن را با روانشناسی جهان به مقایسه می گذارد: «جایگاه فعلی روانشناسی را خیلی خوب می بینم و به گمانم این روانشناسی که اینجا تدریس می شود و دانشجویان ما می خوانند دقیقاً همانی است که در کانادا و آمریکا هم تدریس می شود و هیچ کم و کسری ندارد!

من در سفرهایی که به طور مرتب به کانادا دارم از دانشگاه های آنجا می پرسم چه کتاب هایی تدریس می کنند. مثلاً می گویند کتاب «وَندِن زَندِن». آن را می گیرم و می آورم اینجا ترجمه می کنم که تا هم اکنون ۱۰ بار تجدید چاپ شده و ویرایش جدیدش هم درآمده است. من کتاب هایی انتخاب می کنم که آنجا تدریس می شود. بنابراین روانشناسی ایران خیلی خوب و قوی است و با روانشناسی دنیا و بسیاری از کشورها مطابقت دارد.

دانشجویان ما بیش از دانشجویان خارجی، مطالب را می خوانند و کار می کنند و حتی معتقدم دانشجوی امروز، نسبت به زمانی که ما دانشجو بودیم، هم فعال تر است، هم باهوش تر و هم مؤدب تر. قدر استاد را می داند و به او احترام می گذارد. هم اکنون منابع هم به اندازه کافی موجود است و دانشجویان انواع و اقسام کتب روانشناسی را در اختیار دارند».

در میان ویژگی های دکتر گنجی آنچه بیش از همه جالب به نظر می رسد انگیزه ورود او به دنیای روانشناسی است، چنان که خودش می گوید: «صرف نظر از این که در چه زمینه و رشته ای، انگیزه پیشرفت مرا به سوی روانشناسی سوق داد، در واقع ضرب المثل «هرچه پیش آید خوش آید» در مورد من مصداق قطعی داشته است».

وی بنا به حکم شناسنامه در سال ۱۳۲۱ در هادیشهر (علمدار ـ گرگرسابق) از بخش های شهرستان مرند به دنیا آمده است. اما از آنجا که پدرش ـ بی آن که در حوزه روانشناسی درس خوانده باشد ـ روانشناس بود! سن فرزندانش را همیشه یک سال کوچکتر می گرفت تا وقتی به مدرسه می روند بزرگتر از بچه های دیگر باشند و در نتیجه بهتر درس بخوانند و یا زمانی که به خدمت سربازی می روند کاملتر باشند و دوری خانواده را بهتر تحمل کنند. با این حساب تاریخ تولید حقیقی دکتر گنجی، سال ۱۳۲۰ است.

چون به دلیل بیماری نتوانسته بود کلاس اول را در یک سال تمام کند دو سال را در اول ابتدایی گذراند. تا سوم ابتدایی وضع درسی درخشانی نداشت ولی از کلاس چهارم ناگهان پیشرفت چشمگیری از خود بروز داد، تنها به این دلیل که معلم کلاس چهارم را ـ که سراسر وقار و بسیار شیک پوش بود! ـ خیلی دوست می داشت. تا کلاس سوم دوره اول دبیرستان را با شاگرد اولی سپری می کند و در این زمان در یادگیری ریاضیات استعداد عجیبی از خود نشان می دهد. اما هیچ گاه در دروس املا و انشا نمره ای بالاتر از ۱۷ نگرفت.

در خردادماه ۳۸ دوره اول دبیرستان را تمام کرد و از آنجا که شماری از فارغ التحصیلان سال های پیش در دانشسرای مقدماتی تبریز درس می خواندند حمزه جوان نیز به همراه گروهی از همکلاسی ها تصمیم می گیرد در کنکور ورودی دانشسرای مقدماتی شرکت کند. در امتحان کتبی شاگرد اول و پس از مصاحبه شاگرد دوم شد و بدین ترتیب تحصیل شبانه روزی را در دانشسرا آغاز کرد. در این مدت، هرچند ماه یک بار با قطار فاصله ۱۲۰ کیلومتری تبریز ـ جلفا را در چهار ساعت برای دیدن خانواده می پیمود.

در دانشسرا با استاد ریاضیات رابطه خوبی برقرار می کند و به سادگی موفق به حل مسائل بسیار سخت جبر و هندسه می شود. با این همه نمی تواند در برابر دانشجویان دیگر ـ که از سراسر آذربایجان آمده بودند ـ شاگرد ممتاز شود و برای ادامه تحصیل و اخذ مدرک کامل دیپلم بورس بگیرد: «پس از فارغ التحصیلی از دانشسرای مقدماتی، با داشتن مدرک کلاس یازده در تاریخ چهارم مهرماه ۱۳۴۰ به عنوان آموزگار استخدام شدم و به روستای زال از توابع مرند رفتم که دو کلاس در اختیارم گذاشتند؛ اول و پنجم ابتدایی.

کتاب های دیپلم ریاضی را همراه برده بودم تا برای گرفتن دیپلم ریاضی به صورت متفرقه آماده بشوم. نخستین تصمیمم این بود که وقتی دیپلم می گیرم حتماً شاگرد اول بشوم. اما بعد از یک ماه مطالعه پی بردم یادگیری ریاضی بدون معلم ساده نیست. کتاب های ریاضی را پس دادم و این بار کتاب های علوم تجربی را گرفتم. پس از چند ماه مطالعه به معدل ۱۵ رضایت دادم، هنگام امتحان انتظارم را حتی در حد معدل ۱۰ پائین آوردم اما یکضرب مردود شدم.

در نوبت بعد یعنی بهمن ماه ۱۳۴۱ با معادل ۱۲‎/۱۹ موفق به اخذ مدرک دیپلم در رشته علوم تجربی شدم. در همین امتحانات معلم کلاس چهارم ابتدایی ام را دیدم که او هم مانند من دیپلم نداشت و می خواست به طور متفرقه دیپلم بگیرد». با گذشت دو سال، در سال ۴۲ از روستای زال به دبیرستان جلفا در ۱۵ کیلومتری زادگاهش منتقل می شود و آنجا تدریس دروس ریاضی وعربی را به عهده می گیرد.

این کار سبب شد با قواعد و مباحث عربی آشنا شود و همین مسأله در ورودش به دوره کارشناسی بسیار مؤثر واقع شد. دو سال بعد همراه با عده ای از همکارانش در کنکور دانشگاه ها ثبت نام می کند؛ در رشته های ادبیات و علوم تجربی :«کنکور در تبریز برگزار شد. صبح در رشته ادبیات امتحان دادم ولی چون آدم عجولی هستم برای شرکت در امتحان بعدازظهر نماندم و راهی محل کارم شدم. پس از چندماه اسم من به عنوان نفر ذخیره ۶۶ میان قبول شدگان بود و من در رشته زبان فرانسه ثبت نام کردم.

استادان زبان فرانسه تبریز از استادان بنام بودند. برخی هم فرانسوی بودندیا همسر فرانسوی داشتند و برخی دیگر چون در فرانسه مانده بودند زبان فرانسه را با مهارت تمام صحبت می کردند. در چنین شرایطی گنجی به تلاش خود می افزاید و هرگاه فرصتی می یابد به انجمن فرهنگی ایران و فرانسه می رود تا زبانش راه بیفتد، اما فایده چندانی عایدش نمی شود. در نهایت دوره کارشناسی را با معدل ۱۳‎/۳۰ در خردادماه ۱۳۴۸ به اتمام می رساند.

در مهرماه ۴۸ با تقاضای انتقال به تهران او موافقت می شود و اوبه پایتخت مهاجرت می کند. در ابتدای امر در دبیرستان فرخی واقع درمیدان مولوی مشغول تدریس می شود. از بدو ورود به تهران تصمیم می گیرد در کنکور کارشناسی ارشد شرکت کند. اما جالب است که :«برایم فرقی نمی کرد درچه رشته ای ادامه تحصیل بدهم . چون لیسانسم در رشته زبان فرانسه بود در آغاز در کنکور زبان شناسی دانشگاه تهران شرکت کردم و در جا مردود شدم! پس به فکر شرکت در کنکور رشته علوم تربیتی دانشگاه تهران افتادم که از بخت بد خردادماه ۱۳۴۹ بازهم مردود شدم اما دربهمن ماه همان سال نفر چهارم همان رشته شدم.

دوره فوق لیسانس را همراه با حرفه معلمی و تدریس ریاضی در دوره اول دبیرستان شروع کردم. در دانشگاه تهران درس روانشناسی عمومی را با استاد بزرگوار دکتر غلامحسین شکوهی برداشتم و کتاب «اصول روانشناسی » اثر «مان»و ترجمه دکتر محمود صناعی را می خواندیم. در خردادماه ۵۱ موفق شدم دوره کارشناسی ارشد را با معدل ۱۷‎/۸۰ پشت سر بگذارم».

در نخستین سالی که دوره کارشناسی ارشد را پشت سر می گذارد، متوجه می شود دولت فرانسه تعدادی بورس تحصیلی در اختیار آموزش و پرورش گذاشته است. گنجی به دفتر روابط بین المللی وزارت آموزش و پرورش مراجعه می کند و پس از چندبار رفت وآمد با این پاسخ مواجه می شود:«به موقع خبر می دهیم که بیایید در امتحان شرکت کنید.» زمان امتحان فرا می رسد و او ـ شاید طبق عادت ـ در نخستین مرتبه مردود می شود.

اما با مکانیسم های دفاعی اندوه این شکست را در خود به امید مبدل می کند:«به خودم دلداری دادم که خوب شد قبول نشدم زیرا دوره کارشناسی ارشد ناتمام می ماند! اماسال آینده حتماً قبول می شوم و تا آن زمان مدرک کارشناسی ارشد را گرفته ام.» از قضا چنین می شود؛ سال ۵۱ در بورس واگذاری دولت فرانسه پذیرفته می شود و همزمان مدرک کارشناسی ارشد خود را می گیرد. مهرماه ۵۱ راهی پاریس شد و از آنجا تا جنوب فرانسه و شهر ساحلی مون پلیه را با قطار رفت.

حمزه گنجی، مدتی را در مرکز مشاوره آموزش و پرورش (خیابان طالقانی فعلی) به عنوان روانشناس و مشاور مزکر فعالیت کرد که این موضوع به سال ۱۳۴۰ برمی گردد. در مقطعی نیز به شکل حق التدریسی با دانشگاه های سپاهیان انقلاب و ابوریحان همکاری داشته است. تا ۱۳۶۰ را در مامازن ورامین به خدمت می گذراند و پس از آن به تهران منتقل می شود.

مدتی را نیز در دانشگاه پیام نور امروزی به تدریس سر می کند و سرانجام تا سال ۷۳ و زمان بازنشستگی اش در سن ۵۲سالگی در مقام استاد دانشگاه علامه طباطبایی به تدریس مشغول می شود و امروز از اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد رودهن است.

وی از ابتدا تاکنون همیشه در پی نگارش کتاب و مقاله و کارهای تحقیقی بوده و به گفته خود هیچ گاه علاقه ای به کار در کلینیک نداشته است. اگرچه زمانی یک یا دو جلسه با برخی از همکارانش درکلینیک های مشاوره همکاری کرده ولی بی درنگ به خاطر نداشتن علاقه و تمایل به این بخش از جنبه روانشناس بودن، آن را برای همیشه کنار می گذارد. برخی از مقالات منتشره او در مجله تعلیم و تربیت وزارت آموزش و پرورش برنده جوایزی بوده است. بیشتر کتاب های حمزه گنجی به چاپ های سی و هفتم هم رسیده اند.

وی ۵کتاب درسی برای دانشگاه پیام نور به نگارش درآورده که از آن میان «روانشناسی عمومی » تا چاپ سی و پنجم هم پیش رفته است. او در حال حاضر علاوه بر حضور درجمع اساتید دانشگاه آزاد رودهن، در سمت مدیر نشر ساوالان به همراه فرزندش «مهدی گنجی » به چاپ کتاب های روانشناسی سرگرم است، بدین صورت که پسرش کتاب ها را از زبان انگلیسی و فرانسه به فارسی ترجمه و حمزه گنجی آنها را به لحاظ ادبی ویرایش و منتشر می کند.

احمد رضا حجارزاده