خواب دیدن موضوعی است که مدت های طولانی مردم را به خود جذب کرده است. هر چند در گذشته تحقیقات گسترده ای در این خصوص انجام نشده است، اما امروزه به عنوان یکی از تحقیقات مهم علمی بر روی آن سرمایه گذاری می شود. دلایل گوناگونی برای خواب دیدن مطرح شده است که سه دلیل اصلی به عنوان مهم ترین دلایل مطرح شده است:

از منظر زیست شناسی

از منظر روان شناختی

از منظر روان کاوی

در این جا یکی از خواب های خودم را از سه منظر بررسی می کنم. هر سه منظر در گذشته مورد بحث بوده اند، اما منظر روان کاوی بیش ترین جذابیت را برای شخص من داشته است. در انتها من خواهم گفتم که چرا منظر روان کاوی ارزشمندتر از سایر جنبه ها است.

اخیرا" خوابی با این مضمون دیدم که با پدرم به ماهی گیری رفته ام. خواب خیلی روشن و واضح بود، به طوری که حوادث را کاملا" حس می کردم. در ابتدا قلاب ماهی گیری را آماده کردم، سپس واقعا" ماهی گیری کردم و یک ماهی گرفتم. همیشه آرزوی یک هم چنین چیزی را داشتم و بالأخره در زندگی واقعی این حادثه روی داد. ممکن است که تشریح رویای من با سه تئوری مطرح شده در فوق کمکی در این راستا باشد که توضیح بدهم چرا من بارها چنین خوابی را دیده ام. شاید یکی از مهم ترین تحقیقاتی که بر روی سیستم عصبی انجام شد در سال ۱۹۵۳ بوده است. تحقیق در مورد سرعت حرکت چشم بود. سرعت حرکت چشم بالاترین تناوب امواج مغز و خواب دیدن هدف قرار گرفت.

مفهوم هوشمندانه یا معنای واقعی خواب این است که درون مان خشم سرکوب شده ای را در برابر انجام ندادن کاری همراه داریم.

در این مرحله اولین تئوری که بعدا" در مورد آن خواهم نوشت، شکل گرفت. «منظر زیست شناسی» یا فرضیه ی مشهور «برانگیختگی تلفیق». این تحقیقات توسط «Alan Hobson» و «Robert W. McCarley» در سال ۱۹۷۷ انجام شد و نشان دادند که بیش تر مشخصه های فیزیولوژیکی و روان شناختی REM در هنگام خواب وابسته به همان سیستم کنترل فیزیولوژیکی مغز است که بدن و فکر را هنگام از خواب بیدار شدن، فعال می کند.

به عبارت دیگر همان گونه که سلول میانی مغز در هنگام خواب و سرعت حرکت چشم ها فعالیت دارد، مغز در حال ساختن حسی است تا به طور تصادفی رویاهایی را ایجاد نماید. بنابراین وقتی خواب ماهی گیری با پدرم را در کنار دریاچه ای می بینم، در واقع مغزم در حال پردازش آن چیزهایی است که در حالت بیداری داشته ام. منطقی هم به نظر می رسد چرا که بارها به ماهی گیری می روم، بنابراین در هنگام خواب چنین خوابی هم می بینم!

دومین تئوری از منظر روان شناختی، خواب دیدن را بررسی می کند. منظر روان شناختی مطرح می کند که خواب دیدن فرمی از پردازش اطلاعات است که کمک می کند تا مردم تجربیات شان را غربال، مشکلات شان را حل و خلاقانه تر فکر کنند. چنین رویاهایی باعث توسعه ی زندگی روزانه می شوند و فرمی از اندیشه امان قبل از خواب خواهند بود.

در مورد خوابی که من دیده ام و این تئوری در مورد آن صدق می کند این است که مغزم می خواست مشکلی را حل کند. در رویای من چگونگی گرفتن یک ماهی مورد سؤال بود. روشن است که کارهایی که در خواب انجام می دادم در جهت گرفتن ماهی بود تا مشکل مطرح شده را بتوانم حل کنم. دو موضع بسیار مهم بود: این که هیچ ماهی نگیرم یا این که در انتهای روز، تعداد زیادی ماهی گرفته باشم. شاید این دلیلی بود که بسیار خواب ماهی گیری را می دیدم و البته سعی می کردم که در خوابم چگونگی تعداد زیادی ماهی گرفتن را حل و فصل کنم.

یکی از قدیمی ترین و البته جالب ترین تئوری ها جنبه ی روان کاوی یا تئوری «تکمیل آرزو» است. این تئوری توسط Freud که معتقد بود خواب دیدن به شکل نشانه هایی از خواسته ها و نگرانی های سرکوب شده بروز می کنند، مطرح شد. نکته ی جالبی که در خصوص این تئوری نظرم را به خود جلب کرد این بود که خواب دیدن رابطه ی مستقیمی با آرزوهای افراد دارد.

خواب دیدن فرمی از پردازش اطلاعات است که کمک می کند تا مردم تجربیات شان را غربال، مشکلات شان را حل و خلاقانه تر فکر کنند.

متأسفانه افراد بر روی محتوی خواب شان بیش از فرم خواب شان تأکید می کنند و همین نکته ای است که متضاد با نظر Freud است. چرا که دانشمندان در جستجوی معنای خواب هستند تا منبع آن. از نظر من این تئوری بسیار ارزشمند است چرا که اگر «منبع» مانع دل واپسی و نگرانی می شود و خواب دیدن تسلی بخش جسم تان است، یک چیزی این میانه باعث تفکیک شده است. دلایل خواب من که اشاره ای به ماهی گیری در کنار دریاچه ای را دارد، شاید به این مفهوم باشد که می خواهم از برخی تمایلات سرکوب شده رهایی یابم.

گاهی اوقات دلیل این گونه خواب دیدن شاید این باشد که در دوران مدرسه به ماهیگیری نرفته ام و همیشه خواسته ی درونی ام بوده است و به صورت رویایی درآمده است.

مفهوم هوشمندانه یا معنای واقعی این خواب این است که درونم خشم سرکوب شده ای را در برابر نرفتن به ماهی گیری همراه دارم.

اخیرا" تحقیقات تازه ای انجام شده که حقیقت فرضیه ی Freud را تأیید می نماید. Allen Braun از انستیتو ملی Deafness با استفاده از مکان نگاری تابش پزیترون، دریافت که اطراف مغز در هنگام خواب و حرکت چشم، فعال تر از سایر قسمت ها هستند. به علاوه قشر جلوی مخ فعالیتی ندارد. بخش های زیادی از این تحقیق، تئوری Freud را تأیید می کند. بسیاری از مردم در این مورد شک دارند. اما پیشرفت تحقیقات فوق العاده بوده و هر سه تئوری کمکی در زمینه ی اکتشافات جدیدی در حوزه ی نوپایه ی خواب و رویا خواهند بود.

نویسنده: Huffman ,Vernoy , Judith Vernoy

منبع: وب‌گاه freeessays.cc