وسواس

در وسواس فکری وعملی به نظر می رسد که شخص مجبور است درباره چیزهایی فکر کندکه همواره آرزو می کندکه بتواند راجع به آنها نیندیشد یا ناچار است اعمالی را انجام دهد که دایما به خود می گوید ای کاش می توانستم آنها را انجام ندهم

●اختلال وسواس فکری وعملی

در وسواس فکری وعملی به نظر می رسد که شخص مجبور است درباره چیزهایی فکر کندکه همواره آرزو می کندکه بتواند راجع به آنها نیندیشد.یا ناچار است اعمالی را انجام دهد که دایما به خود می گوید: ای کاش می توانستمآنها را انجام ندهم.ویژگی های اساسی اختلال وسواسی –جبری علامت وسواس های فکری وعملی است که شدت آنها برای ایجاد ناراحتی قابل ملاحظه برای شخص کافی است.فکر وسواسی(Obsession) یک فکر –احساس –عقیده یا حس مزاحم وتکرار شونده است.متداول ترین وسواس های فکری عبارتند از افکار مکرر درباره آلودگی تردید های مکرر-لزوم قرار گرفتن اشیا با یک نظم خاص-تکانه های پرخاشگرانه یا زننده وتصویر سازی های ذهنی جنسی و...عمل وسواسی(Compulsion) رفتار خودآگاه میزان شده تکراری نظیر شمارش یا اجتناب است.وسواس های عملی رفتارهای تکراری که هدف آنها پیشگیری یا کاهش اظطراب وپریشانی است نه بدست آوردن لذت یا رضایت.فکر وسواسی موجب افزایش اظطراب شخص می گردد.در حالیکه انجام عمل وسواسی اظطراب شخص را کاهش می دهد.شخص مبتلا به اختلال وسواس فکری وعملی معمولا غیر منطقی بودن افکار وسواسی خودرا درک می کند.هم افکار وسواسی واعمال وسواسی برای بیمار خودناهمخوان شناخته می شود.وسواس های فکری وعملی باید به پریشانی آشکار منجر شوند وقت گیر باشندیا به طور قابل ملاحظه ای با وظایف عادی-کارکرد شغلی یا فعالیتهای اجتماعی یا روابط عادی اجتماعی تداخل نمایند.چون مزاحمتهای وسواس فکری می توانند موجب حواسپرتی شوند بنابراین اغلب به عملکرد ناکافی در تکالیف شناختی که مستلزم تمرکز هستند منجر می شوند. مانند مطالعه یا محاسبه.به علاوه بسیاری افراد از اشیا یا موقعیتهایی که وسواس های فکری یا عملی را برمی انگیزند اجتناب می کنند.در بزرگسالان اختلال وسواس فکری وعملی ممکن است با اختلال افسرئگی عمده اختلال هراس ووحشتزدگی-اختلال خوردن وبرخی از اختلالهای شخصیت همراه شود.در کودکان ممکن است همچنین با اختلالهای یادگیری واختلال رفتار ایذایی مربوط باشد.میزان بروز اختلال وسواس فکری وعملی در کودکان وبزرگسالان دچار اختلال تورت بالا است.اختلال وسواس فکری وعملی ریشه در پریشانی وناراحتی های زناشویی دارد ودر واقع جایگزین کشمکش های آشکار زناشویی می شود.بر اساس این فرضیه درمانگران باید علاوه بردرمان انفرادی به زوج درمانی نیز توجه کنند.اکثر بیماران وسواسی خصوصیات بارز ومشخص شخصیتی داند.آنها معمولا افرادی خسیس،پاکیزه،با نظم وترتیب، قالبی وکامل طلب هستند.مبتلایان به وسواس فکری معمولا در ادای جملات وکلمات مکث تامل وتردید می کنندوبه تصحیح آنها می پردازند.توجه زیاد آنها به جزییات ووسواس نشان دادن در تصحیح وتردید در هر امری دیگران را ناراحت میکند.در اغلب بیماران وسواسی بین شدت تمایل تکرار فکر وعمل از یک سو وبی اهمیت بودن آن فکر وعمل از سوی دیگر عدم تناسب محسوسی وجود دارد.مثلا بیمار به تکرار یک جمله احمقانه بی معنی وکودکانه، احساس نیاز فوق العاده می کند.ازآنجاکه تمایلات قوی باید ملازم افکار مهم باشدبنابراین می توان نتیجه گرفت که فکر یا عمل وسواسی تظاهر مسخ شده یا تغییرشکل یافته عقاید یا تمایلات درونی هستند که جرئت ظهور وبروز ندارند.بیماران مبتلا به اختلال OCD معمولا به اطبا غیر روانپزشک مراجعه می کنند.نمایش افکار واعمال وسواسی در بزرگسالان ونیر کودکان ونوجوانان ناهمگون است.علایم هر بیمار ممکن است با گذشت زمان همپوشی پیدا کرده یا تغییر یابداما اختلال وسواسی جبری چهار الگوی عمده دارد.

الف:آلودگی:شایعترین الگوی وسواسی است که با شستشو دنبال می شود یابا اجتناب جبری از شی فرظا آلوده همراه است.هر چند اظطراب شایعترین پاسخ هیجانی به شی ترساننده است شرم ونفرت وسواسی نیز شایع است.

ب:تردید بیمارگونه:دومین الگو شک وتردید استکه با اقدام جبری برای امتحان کردن مشخص می شود.فکر وسواسی متضمن یک خطر یا خشونت است.چنین بیمارانی عدم اعتماد به نفس وسواسگونه داشته وهمیشه به خاطر فراموش کردن یا ارتکاب چیزی احساس گناه می کنند.ج:افکار مزاحم:سومین الگو افکار وسواسی میباشد که این افکار وسواسی معمولا نوعی عمل جنسی یا پرخاشگرانه است که بیمار آنها را قابل سرزنش می داند.د:تقارن:چهرمین الگو نیاز برای تقارن ودقت است که می تواند به کندی وسواسی منجر شود.چنین بیمارانی ممکن است ساعت ها صرف خوردن غذا یا اصلاح صورت خودبکنند.

●همه گیرشناسی:

شیوع اختلال وسواسی جبری در طول عمر در جمعیت کلی ۲تا۳ درصد تخمین زده شده است.بین نوجوانان پسرها بیشتر از دخترها به اختلال وسواسی مبتلا می شوند.میانگین سن شروع۲۰ سالگی است.هر چند در مردها سن شروع کمی پایینتر از زن ها است.بدین معنا که در مردان بین ۶ تا ۱۵ سالگی ودر زنان بین ۲۰ تا ۲۹ سالگی قرار داردوغالبا بروز آن تدریجی است اما در پاره ای از موارد به بروز ناگهانی آن نیز اشاره شده استالبته شروع زود هنگام آن در مردان رایج تر وبا وسواس های عملی مربوط به وارسی همراه است وشروع دیر هنگام آن در زنان وبه صورت وسواس در شستشو مشخص می شود..افراد مجرد بیشتر از افراد متاهل به اختلال وسواس جبری مبتلا می شوند.شیوع اختلالات وسواسی در افراد دارای درآمد بالا وتا حدودی در گروهای روشنفکر بیشتر است.

●سبب شناسی:

ٔ▪عوامل روانپوشی وروانکاوی:

درنظریه روانکاوی وسواس های فکری وعملی یکی هستند.واز نیروهای غریزی جنسی یا پرخاشگری سرچشمه گرفته اندکه به خاطر آموزش سخت گیرانه آداب توالت رفتن قابل مهار نیستند.بنابراین شخص در مرحله مقعدی تثبیت شده است.نشانه های مشاهده شده نتیجه کشمکش میان نهاد ومکانیزمهای دفاعی است.آلفرد آدلر اختلال وسواس فکری وعملی را ناشی ا زاحساس بی کفایتی می دانست.او عقیده داشت که وقتی کودکان به خاطر وجود والدینی بیش از اندازه مسلط یا حمایت کننده از پرورش احساس کفایت در خود باز می مانند.در آنها عقده حقارت شکل گرفته وبه طور ناهشیار به آداب وتشریفات وسواسی روی می آورندتا برای خود قلمرویی ایجاد کنند که برآن کنترل داشته وبتوانند احساس کفایت وسودمندی بکنند.آدلر بیان می دارد که عمل وسواسی به شخص اجازه می دهد تا بالاخره بر چیزی تسلط داشته باشند.در دیدگاه روانپویائی علت اختلالات وسواسی به تعارضهای درونی وتکانه های ناخوداگاه نسبت داده می شود.در ظهور وسواس مکانیزم دفاعی جابه جایی مورد تاکید واقع شده است.فرد مبتلا به وسواس از طریق افکار مصرانه یا انجام دادن کارهای تکراری خودرا از اضطرابی که افکار تهدید کننده ایجاد می کنند یا خواسته هایی را که موجب آن می شوندمحفوظ نگه می دارد.در واقع افکار وسواسی سالم جانشین افکار ناسالم خطرناک وناخوشایند می گردد.احساس تهدید وعدم امنیت نیز می تواند علت مهمی برای وسواس محسوب شود.به نظر می رسد که شخص وسواسی محیط واطراف خویش را بسیار خطرناک احساس می کند ومی کوشد تا از طریق نظم افراطی واطمینان بخش خطرات وتهدید های محیط را کنترل کند.به همین دلیل وقتی که یک قسمت جزیی از عملی از نظم خارج می شود تمام ساختمان دفاعی شخص وسواسی آسیب دیده احساس تهدید وتشویق می نماید.وتثبیت در مرحله مقعدی از موارد دیگری است که در دیدگاه تحلیل روانی به عنوان علت وسواس مورد تاکید واقع شده است.

▪عوامل زیست شناختی:

التهاب مغز جراحات سر وغدد مغزی را با ظهور اختلال وسواسی فکری وعملی همراه هستند.توجه دانشمندان با دو ناحیه معطوف به مغز می تواند تحت تاثیر این قبیل آسیب ها قرار بگیرد:قطعه پیشانی وعقده های پایه.بررسیهایی که با PET انجام شده است نشان دهنده افزایش فعالیت قطعه پیشانی در افراد میتلا به OCD است که احتمالا منعکس کننده توجه بیش از حد آنها به افکار خودشان می باشد.توجه به عقده های پایه که با کنترل رفتار حرکتی ارتباط دارد به خاطر پیوند های آن با وسواس های عملی وهمچنین رابطه وسواس فکری وعملی با نشانگان تورت است.بیماران مبتلا به تورت غالبا OCD نیز دارند.پژوهش های مربوط به عوامل زیست- شیمیایی معطوف به سروتونین بوده است که معلوم شده است که ضد افسردگیهایی که مانع جذب مجدد سروتونین می شوند در درمان OCD مفید هستند.پژوهش های دیگری نیز اختلالهای وسواسی- بی اختیاری را به کنش وری نابهنجار ناحیه حدقه ای در کرتکس جبهه ای وهسته دمدار نسبت داده اند.

▪عوامل رفتاری:

طبق نظریه یادگیری فکرهای وسواسی محرک های شرطی هستند.یک محرک نسبتا خنثی از طریق فرایند شرطی شدن پاسخگر وبا جفت شدن با رخدادهایی که طبیعتا مضر واضطراب برانگیز هستند با ترس واضطراب پیوستگی پیدا می کنند.به این ترتیب افکار واشیا سابقا خنثی به محرک های شرطی قادر به برانگیختن اضطراب وناراحتی تبدیل می گردند.مثلا شستن وسواسی دستان نوعی پاسخ گریز کنشگر است که اشتغال ذهنی وترس آلودگی با میکروب وچیزهای کثیف را کاهش می دهد.به همین ترتیب وارسیهای وسواسی می تواند از اضطراب ناشی از فجایع مورد انتظار بیمار را که در صورت عدم وارسی پیش خواهند آمد کاهش دهد.عقیده رفتاری دیگر درباره وارسیهای وسواسی این است که این رفتار به خاطر نوعی ضعف حافظه است.

●درمان:

▪درمان روانکاوی:

درمان روانکاوی وسواسی رفع واپس رانی ومواجه سازی بیمار با آنچه حقیقتا از آن می ترسد.اما از آنجایی که افکار مزاحم ورفتار وسواسی ایگو را از تعارض واپس رانده محفوظ می داردآماج دشواری برای مداخلات درمانی به شمار می آیند وشیوه های روانکاوی در درمان این اختلال چندان موثر واقع نشده اند.بنابر فرض یکی از دیدگاههای روانکاوی بالاتکلیفی ای که در اکثر بیماران OCD مشاهده می شود ناشی از نیازآنان برای کسب ضمانت قبل از اقدام به یک کار است.بنابراین بیماران باید یاد بگیرند.که تحمل دو چیز را داشته باشند:تحمل ابهام وتحمل اضطراب ناشی از دانستن این حقیقت که هیچ چیز دز زندگی کاملا قطعی وتحت اختیار نیست.

●درمان رفتاری:

رفتاردرمانی به اندازه دارو درمانی موثر است.وبعضی از داده ها حاکی است که اثرات مفید با رفتار درمانی طولانی تر است.اذا بسیاری از متخصصان آن را درمان انتخابی اختلال وسواسی جبری می دانند.رفتار درمانی هم به طور سرپایی وهم بستری قابل اجراست.روش های رفتاری اصلی در اختلال وسواسی وجبری عبارتند از مواجهه سازی وپیشگیری از پاسخ.در این روش بیمار با موقعیتهایی مواجه می شود که عمل وسواسی را فرا می گیرد –دست زدن به ظزف کثیف- وبعد از اجرای مراسم مورد نظرش امتناع می ورزد.شستن دست.فرض براین است که این آداب وسواسی نوعی تقویت کننده منفی هستند.چرا که اضطابی را که در اثر یک محرک یا رویداد محیطی نظیر گرد وخاک روی صندلی برانگیخته شده استکاهش می دهند.مطالعات حاکی از آن است که این درمان تا حدودی برای بیش از نیمی از بیماران مبتلا به OCD از جمله کودکان ونوجوانان موثر است.

●درمان زیست شناختی:

داروهایی نظیر SSRHs که سطح سروتونین را بالا می برند.به علاوه برخی از سه حلقه ایها در زمره درمانهای زیستی قرار دارند.که اغلب برای بیماران مبتلا به وسواس فکری وعملی تجویز می شوند.گاهی برای درمان وسواسهای فکری وعملی از جراحی روانی استفاده می شود.روش رایجی که در حال حاضربه کار برده شده است سینگولاتومی است.در این روش دو یا سه سانتی متر از ماده سفید در سینگولوم تخریب می شود.با اینکه بهبودی بالینی گزارش شده است.اما این مداخله به عنوان آخرین روش وراه حل در نظر گرفته می شود.بین تمام داروهای سه حلقه ای وچهر حلقه ای کلومیپرامین برای جذب سروتونین در مقابل جذب نوراپینفرین انتخابی تر است وفقطSSRIs از این نظر به این دارو برتری دارد.کلومیپرامین اولین دارویی بود که توسطFDA برای درمان اختلال وسواس پذیرفته شد.

●توصیه هایی برای پیشگیری از وسواس:

▪توجه به نکات زیر در عدم به وجود آمدن وسواس نقش موثری دارد.

۱:ذاشتن یک وضعیت آرام وشیوه تربیتی متعادل در فرزندان.

۲:خودداری از اعمال فشار،خرده گیری وتحقیر ودرخواست های نامتعارف به خصوص در امر نطم وتربیت.

۳:دوری کردن از افکار رویایی، کمال طلبی واول شدن ها وبهترین شدن ها.

۴:خودداری از تخیلات غیر واقعی وواهی رفتارها وافکار اضطراب اور وتشویق برانگیز.

۵:دوری کردن از بیکاری ودروری کردن از تنهایی ورفتن به درون جمع ومعاشرت با افراد متعادل وسعی در تطابق خود با اندیشه جمع.

۶: ایجاد تنوع در زندگی وحمایت کردن از خود ودیگران.

۷:کسب اطلاعات وآمادگی در همه زمینه ها به خصوص در زمینه وسواس های خود.

۸: جلوگیری از پیدایش ترس در خود وفرزندان واعضای خانواده-برطف کردن احساس تقصیر وگناه وعناد به خود وخود تنبیهی .

۹:خودداری از سرگرمی های بی مورد مانند شمردن اعداد ویا مرتب کردن یقه ها که بهدها به عنوان عادت می شوند.

۱۰:اموزش صحیح نظلفت تا قبل از دو سالگی به کودک(بدون فشار)

۱۱: از بین بردن حساسیت ها واحساس رنجش ها در خود وبالا بردن قدرت تحمل از طریق مدیتیشن

۱۲:کنترل وضعیت هورمون ها،کم خونی وکمبود ویتامین ها واملاح که خود می تواند در ایجاد اضطراب افسردگی ویا وسواس دخیل باشد.

مهران آرزومند (omidi_۱۲۰۰)