سلامت روانی یک وضع وحال کاملا" طبیعی است و وسیله رسیدن به آن نیز در دسترس همه ما قرار دارد. به عقیده روانشناسان، اجزای یک زندگی مؤثر و مثبت و سازنده را مجموعه سنجیده ای از تلاش های جدی و پیگیر ، همراه با اندیشه روشن ، شوخ طبعی و اعتماد به خود تشکیل می دهند. این مقاله راه های دستیابی به شور و شادی را ارائه می دهد و بر مسیری روشن و قابل فهم و منطقی بر مسئولیت و تعهد نسبت به خود و شور زندگی و تمایل به داشتن شخصیت انتخابی خود تکیه دارد .

راه های رسیدن به یک شخصیت سالم و موفق عبارتند از:

۱) اختیار دار خود باشید : به پشت سر خودتان نگاه کنید ، خواهید دید که یک همراه دائمی دارید و چون نام بهتری ندارد او را مرگ خویشتن می نامید . شما می توانید به میل خود از این مهمان بترسید یا از او به نفع خود بهره گیرید . انتخاب با خودتان است. با وجود مرگ که مسئله مهمی است و زندگی که چنین کوتاه است از خود بپرسید : چرا از اقدام به کارهایی که واقعاً می خواهم انجام دهم خودداری می کنم و چرا غافل از احوال خویشتنم ؟ آیا باید به دلخواه دیگران زندگی کنم ؟ آیا اهمال و تعلل ورزیدن، بهترین شیوه زندگی کردن است ؟ پاسخ های شما می توانند در این چند کلمه خلاصه شوند:زندگی کن ، خودت باش ، لذت ببر ، دوست داشته باش. از این پس اگر خواستید تصمیمی بگیرید و ندانستید که آیا باید اختیار خود را داشته باشید و انتخاب مطلوب خود را خودتان انجام دهید یا نه، به این سوال مهم پاسخ دهید . "من تا کی می خواهم مرده وراکد باشم؟" با در نظر داشتن این دورنمای همیشگی، می توانید هم اکنون انتخاب خویش را به عمل آورید و اضطراب ها ، ترس ها، تردیدها و تقصیرها را برای آنهایی بگذارید که تا ابد زنده خواهند ماند!

۲ ) عاشق خود باشید : عشق به خود براساس پذیرفتن خود، دوست داشتن جسم خود و انتخاب تصویر مثبت تری از خودتان و قبول خویشتن بدون شکایت و ایراد حاصل می شود. با احساس اینکه شما مهم ، ارزشمند و زیبا و یا چقدر خوب و شایسته هستید، دیگر نیازی ندارید که دیگران با انجام خواسته ها و نظریات شما، ارزش شما را تأیید و تقویت نمایند . شما می توانید با دوست داشتن خود با کلیه احساسات دیگری که نسبت به خودتان پیدا می کنید مبارزه نمایید.

۳) نیازی به تأیید دیگران نیست : نیاز به تأیید دیگران یعنی اینکه نظر شما نسبت به "من" از "اعتقاد خودم نسبت به خودم" مهم تر باشد. اگر تأیید در زندگی شما به صورت یک نیاز در آمده باشد باید برای از بین بردن آن دست به کار شوید. تأیید دیگران هنگامی تبدیل به یک نقطه ضعف می شود که به جای اینکه تنها یک میل و خواسته باشدبه صورت نیاز درآید و اگر این میل به صورت نیاز درآید در آن صورت به دلیل به دست نیاوردنش از پا خواهید افتاد. بنابراین برای از بین بردن تدریجی "نیاز تأیید طلبی" باید هرچه سریعتر اقدام نمود.

۴) احساسات بیهوده تقصیر و نگرانی: در طول زندگی دو احساس از دیگر احساسات بی ثمرتر است؛ یکی احساس تقصیر درباره آنچه واقع شده و گذشته است و دیگری نگرانی درباره آنچه ممکن است در آینده واقع شود. این دو احساس تقصیر و نگرانی لحظات حال را مختل می کنند. بنابراین برای جلوگیری از این احساسات بیهوده باید یاد بگیرید که در زمان حال زندگی کنید و اوقات کنونی را با اندیشیدن درباره گذشته یا آینده راکد نگذارید.

۵) رهایی از گذشته : برای اینکه یک شخصیت سالم و موفق داشته باشید باید گذشته را رها کنید و برای خود شخصیتی قائل شوید که همین امروز برای خود انتخاب می کنید؛ نه آنچه که قبلاً انتخاب کرده اید.

۶) شکستن سد سنت ها و آیین ها : هیچ قانون و مقرراتی وجود ندارد که مطلق و همیشه به جا و با معنی باشد و یا اینکه بهترین راه را در هر شرایط نشان بدهد. نرمش و انعطاف پذیری فضیلت بسیار بزرگی است ، با این حال برای شما مشکل است که قانون بی فایده ای را نقض کنید. اما اگر مطابقت با این آیین ها را به صورت افراطی ادامه دهید ممکن است بیماری عصبی در شما پدید آید ؛ به ویژه وقتی که اجرای "سنت ها و آیین ها، " اندوه و افسردگی و اضطراب در پی داشته باشد. در اینجا نقض این آیین ، صحیح و مناسب است چون باعث می شود رفتارهای سالم و سازنده در شما رشد نماید.

۷) دام عدالت : اگر قرار بود امور جهان طوری تنظیم شود که همه چیز منصفانه باشد ، هیچ موجود زنده ای نمی توانست حتی یک روز هم دوام بیاورد. پرندگان، مجاز به خوردن کرم ها نبودند و خواسته های فردی تمامی موجودات می بایست برآورده شود.شما می توانید برای از بین بردن بی عدالتی، با دیگران همکاری کنید ولی باید بکوشید و همچنین تصمیم بگیرید که به خاطر آن دچار اختلالات روانی نگردید .

۸) اهمال و مسامحه کاری را فوراً خاتمه دهید: سه کلمه امیدواری ها ، آرزوها و شایدها، شبکه حفاظت و حمایت رفتار اهمال کارانه را تشکیل می دهند. این اندیشه ها در واقع به شخص مسامحه کار شادی و شعف می بخشد. تمام آرزو کردن ها و امید داشتن ها اتلاف وقت است. هیچ یک از کاشکی ها هیچ وقت به جایی نرسیده است. اینآرزوها، شایدها و امیدواری ها را رها کنید. آستین ها را بالا بزنید و کاری را که در زندگی خود با اهمیت تشخیص داده و تصمیم به انجامش گرفته اید ، عملی سازید .

۹) اعلام استقلال روانی : استقلال روانی یعنی رهایی کامل از روابط اجباری و رهایی از رفتارهایی که منشاء وجودی آن دیگران هستند؛ یعنی رها شدن از کارهایی که در صورت نبودن روابط اجباری خاص، تصمیم به انجام آنها نمی گرفتید. مختصر اینکه استقلال روانی یعنی به میل خود زیستن ، خویشتن شدن و انتخاب هر رفتار و کرداری که دوست دارید. پس برای اینکه شخصیت سالمی داشته باشید باید از استقلال روانی برخوردار باشید و آزادی و استقلال روانی هم مستلزم بی نیازی از دیگران است . مقصود، نخواستن دیگران نیست بلکه احتیاج نداشتن به آنهاست . لحظه ای که نیاز داشته باشید ، آسیب پذیر می شوید و در زندگی چندان پیشرفت نمی کنید.

۱۰) وداع با عصبانیت : عصبانیت یک خصلت انسانی نیست. مجبور نیستید چیزی را که هیچ فایده ای به حال یک انسان شاد و سازنده ندارد در وجود خودتان حفظ کنید .این یک نقطه ضعف است ، نوعی آنفلوانزای روانی است که همانند هر بیماری جسمی، قابلیت و توانایی های شما را نابود می کند. پس باید یاد بگیرید برای اعمال و عقاید دیگران آنچنان قدرتی قائل نشوید که بتوانند شما را پریشان و آشفته سازند . زمانی که خویشتن را ارزشمند بدانید و اجازه ندهید دیگران اختیار شما را در دست گیرند آن زمان دیگر خود را با خشم و عصبانیت در لحظات حال آزار نخواهید داد و با آن وداع خواهید کرد.