نظری به کتاب درمانی و شیوه های آن

کتاب درمانی اگرچه دراصل یک اصطلاح درمانی است که در ارتباط متقابل میان فرد با محتویات یک یا چند کتاب یا شعر و انواع گوناگون موضوعات تالیف شده کاربرد دارد اما دراصل مفهومی قدیمی در علوم کتابداری است

کتاب درمانی اگرچه دراصل یک اصطلاح درمانی است که در ارتباط متقابل میان فرد با محتویات یک یا چند کتاب یا شعر و انواع گوناگون موضوعات تالیف شده کاربرد دارد اما دراصل مفهومی قدیمی در علوم کتابداری است. طرح این واژه در کشور آمریکا به سال‌های ۱۹۳۰بازمی‌گردد اما مفهوم اصلی نهفته در این واژه یعنی کتاب درمانی آن است که کتاب خواندن می‌تواند بخشی از روند درمان و شفابخشی هم در زمینه جسمی و هم در زمینه روانی باشد.

این عبارت در تمام زمینه‌های درمانی اعم از مراقبت‌های عمومی و کاربردی پس از جنگ دوم جهانی مطرح شد. زمانی که سربازان بازگشته از جنگ دورانی از بهبود را تجربه می‌کردند و در این زمینه بسیاری از این سربازان احساس می‌کردند که خواندن کتاب به آنها احساس بهبود وآرامش می‌دهد.

از این دوران در بسیاری از موسسه‌های درمان و مشاوره روانی، گروه‌های کتاب درمانی شکل گرفته و افزایش یافته‌اند.

کتاب‌های مختلف سبب مشغولیت ذهنی بیماران می‌شد و بسیاری از آنان احساس بهتری از زندگی به‌دست آورده و از نظر ظاهری نیز نوعی بهبود عمومی در آنها مشاهده می‌شد.

اما این واژه به مرور گسترش یافت و اکنون در بیشتر کشورهای غربی کتاب‌هایی چاپ و منتشر می‌شوند که اساسا اختصاص به درمان افراد به وی‍‍‍ژه کودکانی دارند که به دلایلی از نظر روحی یا عاطفی دچار مشکل شده‌اند.

این موضوع اخیرا به تشکیل کلوپ‌ها یا انجمن‌های کتابخوانی انجامیده است به‌خصوص در میان کسانی که از برخی فشارهای روانی و روحی رنج می‌برند.

● کتاب درمانی چیست؟

کتاب درمانی در واقع روشی است برای شفا و درمان اختلالات شخصیتی، احساسی و یا اجتماعی در میان کودکان و نوجوانان.

در این روش، ادبیات ابزاری است که به خواننده کمک می‌کند تا با شناخت شخصیت‌ها و مشکلات آنها در کتاب میان آنها و مشکلاتی که در زندگی شخصی خود دارد ارتباط برقرار کند. در این روش خواننده کتاب می‌آموزد که چگونه دیگران با ناکامی‌ها و سرخوردگی‌هایشان رویاروی می‌شوند و این روش به آنان امکان می‌دهد که نوعی بصیرت درونی نسبت به خود و راه‌حل‌های جایگزین برای حل مشکلات فردی شان بیابند.

در این روش به خواننده اجازه داده می‌شود که درک کند او تنها کسی نیست که با مشکل ویژه‌ای رویاروست و این آنان را علاقه‌مند می‌کند تا به بحث و گفت‌وگوی باز و آزاد درباره مشکلات خود بپردازند.

البته فرد مشاور مختار است که دراستفاده از کتاب درمانی مراجعه کننده خود را به تناسب شرایط به مطالعه فردی دعوت کند یابه گروه‌های کتابخوانی هدایت کند اما در هرحال مشاور نقشی کلیدی در هدایت برنامه کتاب درمانی دارد. زیرا مشاوران مسوول ایجاد انگیزه در مراجعه‌کننده و تامین فرصت لازم برای خواندن بخش‌ها و یا کتاب‌های انتخاب شده و همچنین ادامه بحث و گفت‌وگو درباره ادبیات هستند.

برخی روانشناسان ادعا کرده‌اند که خواندن کتاب‌ها به مراجعه‌کنندگان و بیماران این شانس را داده است که با تجربه مشابهی در زندگی دیگران ارتباط برقرار کنند. کتاب درمانی روند همکاری میان روانکاو و مراجعه‌کنندگان کلینیک‌های درمانی است که در نهایت مکمل دیگر روش‌ها و راهکارهای درمان اختلال‌های روحی و ذهنی است.

اما کتاب درمانی ممکن است خود به روش‌های مختلفی صورت گیرد. برخی روانشناسان اظهار کرده‌اند که کتاب درمانی می‌تواند به متقاضیان این روش‌ها کمک کند تا تلقی یا تصورشان را از خود بسط دهند و با شناخت بیشتر رفتارهای انسانی فشار‌های احساسی و عاطفی یا روانی خود را کاهش دهند. روند و مراحل کتاب درمانی به نحوی است که بحث و گفت‌وگو درباره آنچه که مطالعه شده به مشاور امکان می‌دهد تا با طرح پرسش‌های مناسب از طریق شناسایی موضوع یا حادثه‌ای که شخصیت داستان را درگیر کرده است ایده‌هایی را ارائه کند.

این شناسایی و تشخیص مقدمه‌ای بر تخلیه هیجانی است و هنگامی رخ می‌دهد که مراجعه‌کننده از نظر عاطفی با داستان درگیر می‌شود و قادر است احساسات دربند و محدودشده خود را آزاد کند.

بالاخره بحث و گفت‌وگو درباره افکار، احساسات و عواطف کمک می‌کند که مراجعه‌کننده قادر به درک بهتر و بصیرت تازه‌ای نسبت به مشکل خود شود. در این روند، مراجعه‌کننده غالبا از عواملی که رفتار و احساساتشان را تعیین و آشکار می‌کند ناآگاه است اما این موضوع برای مشاوری که از روش‌های روانشناسی تحلیلی استفاده می‌کند کمال اهمیت را دارد که از منافع و نیز روش‌های کتاب درمانی کاملا آگاه باشد.

از طریق کتاب درمانی مراجعه‌کنندگان ممکن است از لایه‌های ژرف‌تر جریان ناخودآگاه ذهنشان آگاه شوند و با کمک مشاور قادر به ظهور و بروز آنها به بخش خود آگاه ذهن شوند. این وضعیت خود شرایط را برای بسط و ادامه بحث و بررسی و حل نهایی مساله فراهم می‌کند.

اما گذشته از کتاب درمانی به روش رسمی که در موسسات خاص مشاوره روانی و عمدتا در کشورهای غربی صورت می‌گیرد، این روش درمانی اساسا در مورد کسانی کاربرد موثر و مفید دارد که با کتاب دوستی و الفتی داشته باشند. روشن است کسی که با کتاب و مطالعه انس و الفتی ندارد، نه تنها قادر به استفاده از این ابزار برای حل مشکلات خودنیست بلکه شاید اجبار به خواندن عامل تشدید فشار و کلافگی او شود.

بنابراین در جامعه‌ای که میانگین مطالعه افراد دو دقیقه در روز باشد، این روش کاربرد گسترده‌ای نخواهد داشت.

با این همه درمان یا شفا با کتاب تجربه‌ای است که هر کتابخوان حرفه‌ای یا هر فردی که عادت به کتاب خواندن بخشی از رفتار روزمره اوست بارها در زندگی خود از سر گذرانده است. تجربه‌ای است که به بسیاری از جوانان کتابخوان کمک کرده است تا به‌تنهایی و بدون کمک مشاوران بسیاری از مشکلات و موانع ذهنی خود را در دوره‌های مختلف زندگی از مسیر زندگی خود دور کنند. این تجربه‌ای است آرام‌بخش و لذت‌بخش که استقلال روحی، قدرت تفکر و اندیشه خلاق را در هر فردی رشد می‌دهد. سلامت روانی و فکری ونیز سلامت و بهداشت جسمی فرد را نیز به‌دنبال دارد.