به حریمم احترام بگذار

وقتی والدین قانون را رعایت نکنند برای کودکان هم چندان معنی دار نیست و آن را باور نمی کند

والدین چطور می توانند حریم خصوصی فرزندان شان را در زندگی روزانه رعایت کنند؟

بیشتر والدین می گویند حریم هر چیزی را محترم می دانیم مگر حریم خصوصی بچه های مان. وقتی در خانه همسایه مان باز است، وقتی مسافر کنار دستی مان کیفش را باز می کند، وقتی دو نفر آرام با هم حرف می زنند، وقتی کسی مشغول چک کردن تلفن همراهش است و... از این که چشم و گوش تیز کنیم و سر از کار و حرف های شان در بیاوریم حتی اگر خیلی کنجکاو شده باشیم، از این کار ابا می کنیم، اما وقتی طرف مقابل مان نه یک دوست، همسایه یا فردی غریبه بلکه فرزندان مان می شود، حریم ها را ندیده می گیریم و نسبت به وجود مرزی امن برای آنها بی تفاوت می شویم. ولی این حق همه آدم هاست حتی اگر خیلی کوچک و مجبور به اطاعت از ما باشند.

حریمی حساس چون لبه تیغ

اگر حریم خصوصی کودک را لبه برنده تیغ بدانیم بیراه نیست، مرزی چنان باریک که راه رفتن روی آن به مهارت نیاز دارد و نادیده گرفتنش سبب بروز مشکل خواهد شد. ماجرا این است که پدر و مادرها عهده دار تربیت فرزند و شکوفا کردن استعدادهای او هستند و باید نظارتی دائمی بر او داشته باشند و سلامت اخلاق و روانش را تامین کنند. همه اینها در شرایطی است که پدر و مادرها اصلا حریم خصوصی سرشان نمی شود و این مسئله برای ‍شان مهم نیست.

اهمیت شناخت حریم خصوصی فرزندان

در هر مرحله از رشد، کودک نیاز به حریم خصوصی و آزادی فردی و روانی خودش دارد. در نوجوانی این نیاز پیچیده تر و شدیدتر می شود. او در تلاش برای شناخت خودش و احساساتش است. او در این مرحله رشد ظرفیت های جسمی و فکری و روانی اش را بیشتر می شناسد و به فعالیت های اجتماعی علاقمند است. برخی از والدین، اطلاع از همه ریز و درشت حریم خصوصی نوجوان خود را حق خود می دانند و مدام در تلاش هستند تا از تمامی کارهای فرزندشان باخبر شوند، آن هم نه از راه درست، بلکه با کارآگاه بازی. به اتاق نوجوان شان سرک می کشند، زیر تخت، کیف، کمد و حتی برگه ‎های موجود در اتاق فرزندشان را وارسی می کنند، تنها به این دلیل که اگر مدرکی دال بر اشتباه فرزندشان پیدا کردند، سریع تر بتوانند جلوی پیشروی آن را بگیرند. نگرانی والدین، بیشتر بر کنترل رفت و آمدهای نوجوانان و ترس از کشیده شدن آنها به بیراه است.

آیا ورود به حریم خصوصی فرزندان، مانع از بیراهه رفتن آنها می شود؟

وقتی فرزند نوجوان تان از شما می خواهد وارد حریم خصوصی اش نشوید و گاهی تنهایش بگذارید به این معنی نیست که او حتما چیزی را از شما پنهان می کند. راز پوشی بخشی از مرحله رشد برای رسیدن به عدم وابستگی و رسیدن به بلوغ است. تجارب بالینی روان شناسان نشان داده است که بسیاری از نوجوانان، به خاطر مقابله و ستیزه جویی با افراط های والدینی در مراقبت ها و نشان دادن حس استقلال خود، مجبور شده اند راهی را انتخاب کنند که کاملا مغایر با آموخته ها و خواسته های والدین شان است، انتخاب مسیری که صرفا از سر لجبازی و مقاومت در برابر آنهاست.

آیا لازم است برای کودکان حریم خصوصی قائل شویم؟

هر فردی در خانواده باید حریم شخصی داشته باشد، اما این موضوع به سن هم بستگی دارد. هر چه کودک کم سن و سال تر باشد، می توان راحت تر به حریم شخصی او وارد شد و کودک این حس را ندارد که مورد احترام نیست اما به مرور و با بزرگ شدن کودک، باید این حریم را در مورد او رعایت کرد و برای ورود به آن اجازه گرفت.

چطور می توان داشتن حریم خصوصی را به کودک آموزش داد؟ از چه سنی باید این آموزش را شروع کرد؟

کودکان از 3 سالگی به بعد می توانند متوجه این مساله شوند. حریم خصوصی را با قانون می توان به کودک یاد داد اما مشکل اینجاست که والدین قانون هایی وضع می کنند که خودشان آن را اجرا نمی کنند؛ مثلا قانون می گذارند که هنگام ورود به اتاق دیگری باید در زد اما خودشان هنگام ورود به اتاق کودک، در نمی زنند. متاسفانه ما در واقعیت برای کودک حریم خصوصی قائل نیستیم و حق شکایت هم به او نمی دهیم. کودک قوانین و نقض آنها را از والدینش می آموزد. وقتی والدین قانون را رعایت نکنند برای کودکان هم چندان معنی دار نیست و آن را باور نمی کند. مثلا بعد از 3 سالگی باید زمانی وارد حمام یا توالت شوید که کودک لباس زیر دارد. باید از این سن به او آموخت که اندام تناسلی حریم شخصی اوست و باید آن را از نظر دیگران دور کند. بعد از این سن اگر کودک در اتاقش لباس می پوشد و از لخت شدن در مقابل دیگران شرم دارد نباید او را مسخره کرد بلکه باید به حریم شخصی او احترام گذاشت. با ورود کودک به مدرسه حریم های دیگری را باید به او شناساند. مثلا سعی کنید در مورد مسائلی که به خانواده ارتباطی ندارد در خانه صحبت نکنید. اطلاعات شخصی دیگران را بازگو نکنید و خلاصه غیبت نکنید. به این ترتیب رعایت حریم شخصی دیگران را به کودک تان آموزش می دهید. در عین حال به کودک می آموزید در مورد اتفاقاتی که در خانه می افتد نباید با دیگران صحبت کرد و باید به حریم خانواده احترام گذاشت اما نباید فراموش کرد کودکان این مسائل را تنها با حرف زدن نمی آموزند بلکه باید به آموزش ها عمل کرد. کودکان رفتار والدین را می بینند و یاد می گیرند.

چهار روش ایجاد حریم شخصی برای فرزندتان

اگر آماده اید که نگرانی خود را فرو بنشانید و حریم بیشتری برای فرزند خود در نظر بگیرید، به چند روش عملی برای این کار توجه کنید. این توصیه ها راهکارهایی نیست که فرزندان را وادار به رفتار صحیح کند، بلکه تمرینی است برای شما تا با در نظر داشتن هدف غایی، کار خود را شروع کنید و درعین حال به نتایج نهایی کاری نداشته باشید.

خلوت و حریم خصوصی آن ها را محترم بشمارید.

هر چه زودتر نگرانی خود را از بسته بودن در برطرف کنید، در زدن و اجازه گرفتن را آن قدر تمرین کنید که به صورت عادت درآید، در ضمن اگر به شما «نه» گفتند، به آن ها بگویید بعداً می آیید.

نگرانی های خود را به آنها توضیح دهید.

اگر اتاق مال آن ها است پس بگذارید مطابق میل خود آن را نگهدارند. به آن ها بگویید سالی دو بار به دلایل بهداشتی کل خانه باید تمیز شود که شامل اتاق آن ها هم می شود. در فاصلۀ این دو برنامه اجازه دهید اتاق آن ها مال خودشان باشد. هر وقت از نامرتب بودن اتاق آن ها ناراحت شدید به اتاق خود بروید و آنجا را تمیز کنید. البته اشکالی ندارد آن ها بدانند شما دربارۀ روال تمیز نگه داشتن اتاق آن ها چه فکر می کنید و حتی می توانید دعوت آن ها را برای داخل شدن به اتاق شان، به علت آنکه می ترسید روی خرت وپرت های کف اتاق پا بگذارید، رد کنید اما بیشتر از این پیش نروید.

با نادیده گرفتن لزوم دانستن احساس آن ها، نگرانی خود را فرو بنشانید.

اغلب اوقات کودکان خودشان هم نمی دانند چه احساسی دارند (البته بزرگسالان هم همین طور هستند). نیاز ناشی از نگرانی شما برای دانستن احساس آن ها وضعیت را دشوارتر می سازد. برعکس هرچه شما کمتر بخواهید بدانید، آن ها بیشتر با شما صحبت می کنند. این به معنی نادیده گرفتن احساسات آن ها نیست، بلکه به معنی خونسردی و درعین حال مرتبط بودن است. بنابراین جویای احساسات آن ها شوید، به آن ها نشان دهید که مایلید به آن ها کمک کنید تا احساسات خود را ابراز کنند. اما این ضرورت را که اطمینان حاصل کنید آن ها درست، فکر یا احساس می کنند، کنار بگذارید؛ زیرا این ضرورت اغلب برخاسته از نگرانی شماست که به احساسات خودتان مربوط می شود.

خیلی به دنبال چراها نباشید

اینکه از کودک، از طفل نوپا گرفته تا نوجوان، بخواهیم در زمان ارتکاب اشتباه دربارۀ انگیزه اش توضیح بدهد، کاری بیهوده است. او اکثر اوقات خودش هم نمی داند چه احساسی دارد و نیاز شما به دانستن بیشتر به خاطر خودتان است تا او. اما شما می خواهید بدانید که آیا او می تواند تا حدی استدلال کند، این طور نیست؟ چون به این ترتیب نگرانی شما دربارۀ شانس موفقیت او در دنیای بیرون و بازتاب آن بر شما برطرف می شود.

اجازه تجربه کردن را به آنها بدهید.

هرچه روش تربیتی شما بدون فریادتر شود، واقعاً می آموزید که از فرزندتان یاد بگیرید؛ با کنار گذاشتن واکنش بله، اما، ... در مقابل نقطه نظرهای فرزندتان و نیز تصدیق افکار و آنچه برای او در روابطش مهم است.

در واقع در روش برخورد با فرزندان باید یاد بگیریم که به جای ورود به حریم خصوصی بچه ها، آنان را طوری بار بیاوریم که به ما اعتماد داشته و با ما احساس نزدیکی و یگانگی کنند و به همین خاطر چیزی را از ما پنهان نکنند اما به هر ترتیب هرجوان یا نوجوانی ممکن است به عللی با برخی مسائل روبه رو شود و نخواهد آن را با پدر و مادرش در میان بگذارد که در چنین شرایطی اگر پدر و مادر متوجه موضوع شدند، باید به صورت غیرمستقیم با بچه ها گفتگو کرده و نظرات راهنمایی گونه شان را به آنها منتقل کنند. در بیشتر این خانواده ها که پدر و مادرها مدام در کار فرزندان سرک می کشند، بچه ها مشکلی ندارند بلکه مشکل از خود والدین است که ممکن است به اختلالات شخصیتی و روان شناختی گرفتار باشند .در واقع برخی پدر و مادرها ممکن است افرادی کودک آزار باشند و به همین دلیل در کارهای فرزندان دخالت های نابجا بکنند که لازم است چنین افرادی با شرکت در کلاس های آموزشی، مهارت های زندگی و فرزندپروری را بیاموزند.

عطیه رضایی

روانشناس بالینی