جعبه پاندورا چیست

جعبه پاندورا چیست پاندورا شخصیتی اسطوره ای و اولین زنی است که توسط خدایان یونان خلق شد
پرومتئوس, همان خدایی که بشر را خلق کرد, طی جریانی تمامی رنج ها و شرارت های جهان را در جعبه ای پنهان می کند و آنرا به پاندورا می دهد پاندورا از باز کردن جعبه به دلیل محتویات آن منع می شود اما طاقت نمی آورد و آخر در جعبه را می گشاید از آن پس جهان را بدی و ظلمت و رنج فرا می گیرد و تنها یک چیز در جعبه می ماند و آن چیزی نیست جز امید

داستان ما درباره ی اولین زنی است که بنا بر اساطیر یونانی به دست خدایان خلق شد و پاندورا نام دارد. شهرت پاندورا به خاطر جعبه ای است که خدایان به او می دهند. در اساطیر یونانی پرومتئوس خدایی است که بشر را آفرید و البته این بشر فقط به صورت مرد خلق شد. زئوس خدای خدایان یونان در کوه المپ می زیست. روزی پرومتئوس آتش را که نزد خدایان المپ بود می دزد و به انسان می دهد تا از آن استفاده کند. به دلیل این کار، مورد غضب زئوس قرار می گیرد و خدای خدایان برای تلافی کار او تصمیم می گیرد در مقابل جنس مرد، اولین زن یعنی پاندورا را خلق کند. پس به هفاستوس دستور می دهد تا خاک و آب را در هم بیامیزد و پیکری بسازد و به تمام خدایان می گوید تا بهترین نعمت ها را به او بدهند. آفرودیت به او زیبایی می بخشد، آپولو موسیقی و در آخر هرمس او را پاندورا نام می گذارد که به معنی تمام نعمت هاست. زئوس، پاندورا را برای همسری به اپی متوس برادر پرومتئوس می دهد و پاندورا با خود جعبه ای اسرارآمیز به همراه می برد که هرگز نباید در این جعبه را باز کند، چون پرومتئوس تمام رنج ها و مصائب زندگی را در این صندوق قفل کرده بود تا نوع بشر آسیبی نبیند. آنها با هم ازدواج می کنند؛ اما یک روز پاندورا طاقت نمی آورد و در جعبه را باز می کند، ناگهان تمام مصائب، دنیا را فرا می گیرد، رنج و بیماری، پیری و مرگ، دروغ، دزدی و جنایت در همه جا پر می شود. پاندورا که از بیرون جهیدن بدی ها می ترسد فورا در جعبه را می بندد. اما جعبه خالی شده است و آنچه ته جعبه مانده، چیز کوچکی است که جای زیادی نمی گیرد، چیزی که مثل دیگر چیزهای بد بیرون نرفته و آرام و مطمئن درون جعبه مانده بود. بله «امید» تنها چیزی بود که ته جعبه مانده بود. تنها چیزی که می توانست در مقابل تمام بدی ها مقاومت کند. امید مهم ترین چیزی است که تا الان هم وجود دارد!

جعبه پاندورا نماد و تمثیلی از ماشین کشتار جمعی است . ماشین و یا وسیله ایی خطرناک که فقط و فقط بدی در آن تعبیه شده . این بدی ها درون یک جعبه دربسته گذاشته شده و خود این محمل حاوی مفهومی اسرار آمیز و تهییج کننده است . وقتی شما جعبه ایی در بسته داشته باشید که درونش چیزی باشد و ندانید که آن چیست ، مدام برای باز کردنش تحریک می شوید . جعبه پاندورا می تواند دست هر کسی باشد . چیز مشکوک و غیر متعینی که دقیقا نمی دانی چیست و یا چه چیزی درونش است . جعبه ایی که با باز کردنش بدی و شر در جهان منتشر می شود . حالا این جهان می تواند جهان روح و ذهن تو باشد و یا .....

اما نگران نباش ، امید تنها چیزی بود که درون جعبه ماند و هنوز می تواند به عنوان یک سرمایه خرج ناشده بدان چشم دوخت . و البته بعضی ها هم نسخه بدلی این جعبه را در دست دارند و ممکن است تو را تهدید به باز کردن آن بنمایند . در هر صورت داشتن جعبه پاندورا - خطرناک است . همه اجزایی که درون جعبه دربسته قرار گرفته اند شر و بدی اند و رها شدن شان خطرناک است و گاه برخی نادانسته و نفهمیده در جعبه را باز می کنند و همانند پاندورا زن پرومتئوس دقیقا از میزان تخریب و آسیب تعبیه شده در جعبه اطلاع ندارند و نمی دانند که باز کردن آن چقدر باعث تخریب و آسیب می شوند . به هر حال باید در جهت باز نشدن آن جعبه مرموز تلاش نمود و نیز به بینش و روشی که به ما پس از باز شدن جعبه کمک می کند هم بیاندیشیم. دانستن این نکته نیز خالی از فایده نیست که این جعبه گاه توسط دشمن دانا باز می شود و گاه توسط دوست نادان .