هویت چیست تعریف هویت

هویت چیست انسان از زمانی که خودآگاهی پیدا کرده,همواره با بحران هویت و چگونگی تعریف خودش به عنوان عضوی مستقل در جهان یا در ارتباط با آن, روبرو بوده است در این مقاله به نظرات اکهارت توله معلم معنوی درباره هویت پرداخته شده است

لحظه ای که شروع به بحث می کنید، شما به هویتِ فکری رسیده اید.

در این حالت، شما از هویت فکری و احساسات خود دفاع می کنید.شما ناآگاه هستید و “نفس/ایگو” در مأموریت است.

مهم این است که ما طرف مقابل را بفهمیم و او را به خوبی درک کنیم، اگر شما حضورِ کامل داشته باشید، اگر هشیار باشید، بدون سرزنش و اتهام در فضایی بدون دخالتِ “نفس/منیت” و تحت مراقبت، واکنش مناسب را انجام می دهید.

در این حالت، به جای اینکه واکنش در فضای توهم آمیز (من ذهنی)صورت گیرد ، فهمیدن و درک کردنِ طرفِ مقابل به همراه بینش و آگاهی، فضایی شفاف می آفریند، فضایی از حضور، عشق و دوستی.

این فضا اجازه می دهد که تمام اشخاص و اشیاء همان طور که هستند، باشند.

برای خلاصی از “هویت فکری” باید مراقبی ساکت باشیم و از رفتار و افکار تکراری و بازی های نفسانی مراقبت کنیم.

عشق، شکوفا نمی شود، مگر این که مشاهده کننده ای صبور باشید، “ماهیت فکری” را از خود دور کنید،”حضوری” بادوام داشته باشید که بتوانید “بدن دردناک” را آرام کنید و آگاه بمانید. در این صورت بدن دردناک نمی تواند شما را کنترل کند و باعث تخریب عشق شما شود.

جهل و نادانی به این معناست که خود را با محتوای ذهنی خود یکی بگیری.

فکرها، احساسات و به طور کلی محتوای ذهن تو، همه به گذشته مربوطند، به جغرافیا، زبان و فرهنگی که در آن به دنیا آمده ای، به شرایط محیطی و خانوادگی و فرهنگی که در آن بزرگ شده ای.

هسته ی مرکزیِ “ایگو یا من ذهنی یا نفسِ تو”، همان فکرها ، احساسات و الگوهای رفتاری تو هستند، که همه تکراری اند و هیچ چیز خلاقانه و ابتکاری در آنها نیست.

تو از چیزها هویت کسب میکنی و شخصیتِ خود را می سازی. این هویت و شخصیت، همان ایگوی مورد بحث ماست.

در بسیاری از مواقع آنگاه که می گویی “من” و گمان می کنی که درباره خود سخن می گویی، در واقع اشاره ی تو به همین “ایگو” است.

تو از چیزها هویت کسب میکنی و شخصیتِ خود را می سازی، ذهنی که در هر خاطره یا تصویر و تصور و احساس و عقیده ی موجود در آن ، مفهومی از “من” نهفته است.

منبع: اکهارت توله