هرم وارونه در فکر و عمل

سبک فرانسوی و آمریکایی در نگارش مقاله و پایان نامه, دو سبک متفاوت است در سبک فرانسوی هرم در شکل طبیعی آن ساخته می شود

سبک فرانسوی و آمریکایی در نگارش مقاله و پایان نامه، دو سبک متفاوت است. در سبک فرانسوی هرم در شکل طبیعی آن ساخته می شود. به این معنا که نخست به تبیین موضوع و مسئله، ضرورت، اهداف و مانند آن پرداخته می شود و هرم با قاعده ای بزرگ و مناسب ساخته می شود تا راس در نوک آن درجای خود بروز مناسبی پیدا کند. در حقیقت هدف در هرم، آن سطح بالا و راس هرم است و همه قاعده برای تثبیت آن راس است.

در سبک آمریکایی که از آن به هرم وارونه یاد می شود، راس و قاعده جابه جا می شود و به ظاهر شکل منطقی خود را از دست می دهد؛ زیرا به طور طبیعی می بایست قاعده ساخته و راس بر آن پایه گذاری شود، ولی از آن جایی که هدف گذاری بسیار مهم تر و اساسی می باشد، نخست هدف نهایی معرفی می شود و سپس اندک اندک قاعده ساخته و تبیین می شود.

مقالات و فیلم ها براساس هرم وارونه تدوین می شود. این سبک جاذبه هایی نیز دارد، زیرا شخص را در همان وهله اول مجذوب و میخکوب خود می کند. شاید بسیاری از کسانی که فیلم های هالیوودی را دیده اند، در همان پنج دقیقه اول چنان مجذوب می شوند که می خواهند در ادامه داستان فیلم را ببینند.

● تفاوت های فکری و عملی

باید دو مقام فکر و عمل را از هم این گونه جدا کرد. در مقام فکر بویژه در حوزه روشنگری ها، می بایست هرم وارونه را بهترین شیوه ارایه تفکر قرار داد؛ زیرا بیان راس و هدف نهایی و غایی به شخص کمک می کند تا موقعیت خود را نسبت به هدف دریابد و برای آن برنامه ریزی منطقی داشته باشد.

اما در مقام عمل می بایست از هرم طبیعی مبتنی بر ساخت قاعده برای رسیدن به راس استفاده کرد. به این معنا که آن دورنمایی که در هرم وارونه فکری به نمایش درآمده است، می بایست بر اساس هرم طبیعی در عمل به آن رسید و به راس دست یافت.

● تفاوت های مکی و مدنی سوره ها

قرآن نیز از همین تفاوت ها استفاده کرده است. از آن جایی که هدف اصلی و راس هرم اسلام، معرفت الله است تا انسان با شناخت آن، مسیر متاله و خدایی شدن را به عنوان هدف آفرینش خویش بشناسد، آموزه های قرآنی در مکه مبتنی بر تبیین راس هرم بوده و لذا همه آموزه های آن در چارچوب معرفت شناسی و تبیین و روشنگری آفرینش هستی، انسان و مانند آن هدف اصلی سوره های قرآنی که در مکه نازل شده، تبیین راس هرم بوده و اصلا به حوزه قاعده سازی نپرداخته و یا کمتر پرداخته است.

در سوره های مدنی، بیش ترین توجه به قاعده سازی هرم است. از این رو شریعت در آن اصالت می یابد و فقه و حقوق بیش ترین مباحث آیات را تشکیل می دهد. البته از آن جایی که همه این هرم می بایست راس را مورد توجه قرار دهد، هر بخشی از شریعت که ارایه می شود ناظر به راس، اندازه گیری شده و راس به عنوان هدف در آن تبیین می شود تا کسی که سرگرم قاعده سازی است چشم انداز اصلی و راس را فراموش نکند و همه چیز قاعده را براساس آن سامان دهی و اندازه گیری نماید.

از این رو در همه آیاتی که مرتبط با شریعت است، فلسفه آن بیان می شود تا دانسته شود که این شریعت چه نسبتی با راس دارد و تا چه اندازه دست یابی به راس هرم را آسان می کند.

آن چه در آیات مکی به عنوان اساس و اصول تبیین و فکر آن ارایه شده، در جامعه مدنی پی ریزی و ساخته می شود. بنابراین، در آیات مکی همواره بر معرفت تکیه می شود و فکرهای بلند تبیین و روشن می گردد تا هدف، جلوه خوب و کاملی بیابد و در آیات مدنی شریعت با همان توجه به راس هرم تبیین می شود و در مقام عمل پی ریزی می گردد.

● تناسب فکر و عمل

در آموزه های قرآنی چون هرم خاصی به عنوان سبک زندگی ارایه می شود تا بشر براساس آن خود را متاله سازد، یک دستگاه کامل ارایه شده است.

دراین دستگاه که از آن به دین یاد می شود، انسان به عنوان محور قرار می گیرد تا خدائی (متاله) شود و در مقام خلافت الهی قرار گیرد. برای رسیدن به این مقصد و مقصود آفرینش می بایست از مقام عبودیت به ربوبیت برسد و این عبودیت نیازمند انسان عاقل متفکری است که هدف را به طور کامل بداند و راه را بشناسد و از همه ابزارها بهره گیرد.

از آن جایی که دنیا دارای دو ظرفیت متضاد برای انسان است، لازم است تا حق از باطل باز شناخته شود. این حق نیز دارای مراتب و سطوح گوناگونی است که از حق به معنای خدا آغاز می شود و تا حقوق طبیعی و حقوق عقلایی و اخلاقی ادامه می یابد. آگاه سازی نسبت به حق، کاری است که معرفت شناسی انجام می دهد.

شناخت جنبه های ظاهری حق و باطل، در اشکالی چون ایمان و کفر، استکبار و استضعاف و مانند آن بروز و ظهور اجتماعی می یابد.

آموزه های اسلامی به گونه ای است که هم فکر انسان را روشن می سازد و هم عمل آدمی را به گونه ای سامان می دهد که آن حق شناخته شود؛ چرا که اسلام براین باور است که ارتباط تنگاتنگی میان فکر و عمل است و تناسب دراین دو می تواند انسان را به هدف و راس هرم برساند.

ازنظر اسلام، ذکرالهی موجب افزایش ثروت وتوانمندی آدمی است؛ چرا که ذکرالهی به معنای شناخت یابی وبه یاد آوردن اسمای الهی است که شخص می بایست خود را بدان متخلق کرده و مظهر آن شود. هراسمی از اسمای الهی موجب می شود تا انسان در زندگی جهت خویش را فراموش نکند.

این که خداوند نماز را ذکرالله می داند، از آن روست که اسمای الهی را به یاد آدمی می آورد و او را برای همانند شدن برمی انگیزاند. نماز به عنوان یکی از مصادیق ذکرالله موجب می شودتا انسان درمقام عمل ومعاملات و زندگی اجتماعی از فحشاء ومنکر باز داشته شود. شخصی که نماز می خواند به یاد می آورد که خداوند مالک، رب، محاسب ومعاقب است و این زندگی درمسیر هدفی چون آخرت ومعاد درحرکت است. چنین شخصی درمقام عمل کار خویش را محاسبه می کند و از هرچیزی که خلاف عدالت و اخلاق و هنجارهای اجتماعی و عقلانی وعقلایی است پرهیز می کند. این گونه است که عبادت وی درزندگی اجتماعی و عمل خودنمایی می کند و او را از زشتی بازمی دارد و جلب رحمت الهی می شود و زندگی اش دراثر تقوای الهی بهبود می یابد.

● لزوم توجه به هرم طبیعی و وارونه درمقام علم و عمل

درمقام علم برماست که ازهرم وارونه استفاده کنیم واگر می خواهیم بیاموزیم، به جای احکام و شریعت نخست به سراغ اصول دین ومعرفت برویم ومتمرکز در آیات مکی شویم واگر می خواهیم به کسی نیز چیزی بیاموزیم به جای شریعت می بایست به سراغ معرفت برویم.

جوانان ما وهمه مردم جهان اکنون تشنه معرفت اسلامی هستند و باید این آموزه ها، تبلیغ و آموزش داده شود. بنابراین آموزش هایی که بعضاً درحوزه های علمیه رایج است خلاف این سنت خداوندی و پیامبر(ص) است؛ زیرا سال ها وقت طلبه خارجی به احکام بله زیر ساخت فهم شریعت چون ادبیات عرب، اصول فقه و فقه استدلال گرفته می شود، درحالی که او و نیز مخاطب خارج از کشورش، تشنه معرفت های اسلامی هستند.

دانشجویان ایرانی و بلکه جامعه ایرانی نیز اکنون تشنه این معارف است و هنوز این معارف را نیاموخته وی را سرگرم احکام وشریعت می کنیم و این گونه است که نمی توانیم مانند بهشتی و یا مطهری باشیم. در مقام عمل وجامعه سازی باید پس ازتثبیت معارف و ایجاد انگیزه و ارایه چشم انداز بلند متاله شدن و خدایی گشتن فرد و جامعه، شریعت را با تمام زیرساخت های آن تبیین و ارایه کرد و چون پیامبر (ص) مدنی وار در مدینه به ساخت جامعه اسلامی همت گماشت.

به نظر می رسد که درجهان آموزش و نیز تبلیغ به بیراهه می رویم و آن چه اکنون بدان نیاز داریم هرم وارونه است که بر راس و معارف ومعرفت تاکید دارد؛ زیرا کسی که شناختی نسبت به هدف ندارد؛ هیچ انگیزه ای برای ساخت وعمل یعنی همان شریعت نخواهد داشت.

ابراهیم حسن زاده