مقدمه

رهبری وبصیرت :

بصیرت به عنوان یکی از ازاجزای اساسی رهبری کا رآمد شناخته شده است.

این اصطلاح بطور کلی برای توصیف کسی بکار می رود که درک روشنی ازآینده واقداما ت لازم برای رسیدن موفقیت آمیز به آنجا را دارد.

حضرت علی (ع):

پرچم مدیریت وفرماندهی را بدوش نمی کشد مگر کسی که صاحب بصیرت ومقاومت وآگاه به موانع ومسائل حق باشد

پیامبر اکرم(ص):

کسی که به شرایط زمان اش آگاه باشد هرگز خطرات وتهدیدات او را احاطه نمی کند

شرایط اجتماعی در گذشته وحال محتاج مدیریت بوده وخواهد بود .کسی می تواند مدیر باشد که بتواند با استفاده از ابزارهای موجود اعم از سخت افزار ونرم افزار مجموعه ای را به اهداف از قبل تعیین شده خود برساند مدیر برای اینکه موفق شود و به اهداف خود برسد، با ید برنامه ریزی داشته باشد زیرا کسی که بدون برنامه فعالیت خودراشروع کند قطعا موفق نخواهد شد.پس برای اینکه برنامه ریزی باموفقت انجام شود .مدیر باید دارای بینش ودرک لازم ازمحیط درون وبیرون خود داشته باشد. دوراندیشی وهمچنین آینده نگری مدیربه پیشبرد اهداف سازمان،موسسه،شرکت،خانواده؛و....خواهد انجامید.مدیریت کردن مدیر یعنی اینکه با درایت خود ازدیگران کاربکشد.مدیر می تواند با بیان کردن اهداف خود دیگران را برای کمک به خود ترغیب کند .فقدان مدیریت؛ موجب ناهماهنگی ، انحراف از هدف؛ اتلاف وقت وانرژی می شود

هدفهای لفظی وواقعی

عبارات واظهاراتی که چیستی هدفها رابیان می کنند،هدفهای لفظی نامیده می شود.نتایجی که رفتار، عملا در جهت آنها هدایت میشود،هدفهای واقعی را تشکیل می دهند

تصمیم گیری ومدیریت

تصمیم گیری چهارچوبی برای عملکرد کارکنان سازمانی فرا هم می سازد.ازاینرو نقشی پر اهمیت درمدیریت ایفا می کند .همین نقش مهم موجب شده که برخی مراجع صاحب نظر ،درواپسین تحلیل ، برای مدیریت فقط یک کار کرد قائل شوند وآن تصمیم گیری است.

سایمون (۱۹۶۵) تصمیم گیری را با مدیریت مترادف می داند .منظور ازتصمیم گیری تحت تاثیر قراردادن رفتار وعملکرد افرادی است که اجرای عملیات سازمان را برعهده دارند . گریفیث(۱۹۵۹) تصمیم گیری را قلب سازمان ومدیریت می داند .و معتقد است که تمام کارکردها ی مدیریت وابعاد سازمان رامی توان برحسب فراگرد تصمیم گیری توضیح داد.

شرایط تصمیم گیری

تصمیم گیری در زمان حال صورت میگیرد واقدام وعمل براساس آن به منظور رسیدن به هدفی درآینده است.

شرایط تصمیم گیری ، با توجه به قابلیت پیش بینی نتایج ، دارای سه حالت است : اطمینان قطعی ، ریسک ، عدم اطمینان (استونر،۱۹۸۲)

درشرایط اطمینان قطعی ، تصمیم گیرنده ازآنچه در آینده پیش خواهد آمد مطلع است درشرایط ریسک، قابلیت پیش بینی کمتر است زیرا اطلا عات کاملی در دست نیست ولی تصمیم گیری می داند احتمال نتایج چیست در شرایط عدم اطمینان ، چون اطلاعات درآنچه پیش خواهد آمد در دست نیست تصمیم گیری حتی با احتمال نیز ممکن نیست .

وی ژگی های هدف

هدف به عنوان اصلی ترین رکن برنامه ریزی ،نقش هدایت وراهبری کلیه تلاشهای فرد وسازمان رابه صورت نقطه محوری برعهده دارد.واما خصوصیات هدف:

۱) عالی بودن هدف

۲) واقع بینانه وقابل حصول بودن هدف

۳) صراحت وروشنی داشتن هدف

هرچقدرهدفها عالی تر باشند، انگیزه های افراد فزونی می یابد وتلاش وکوشش بیشتری برای دست یابی به ان اهداف می کنند،

حضرت علی (ع :

هرکس هدفش بزرگ و مشکل باشد، تلاش وکوشش او بیشترخواهد بود.

واقع بینی درتعیین هدف بدین معنا است که تعیین اهداف باید با توجه به توانا ئیها وامکانات موجود باشد.

شاید یکی ازرایج ترین ضعف اهداف سازمانی این باشد که با عباراتی خیلی کلی بیان می شود. تعیین اهداف به صورت مبهم وغیر روشن، نه تنها درمدیران واعضای سازمان انگیزه ای برای بدست آوردن ان ایجاد نمی کند وبه تحققآن کمک نمی نمائید؛بلکه سازمان دررسیدن به اهداف خود با مشکل روبرو میکند.

اهمیت هدفها

هدفها نه فقط جهت وغایت رفتاررا معین می کنند، بلکه درصورت جذاب بودن،انگیزهای تحقق خود رانیز درافراد به وجود می اورند.

ملاک های تعیین هدف

۱) هدفها باید سنجش پذیر باشند: یعنی اینکه بتوان پیشرفت کار را درجهت رسیدن به هدف را اندازه گیری کرد.کمیت ،کیفیت،زمان وهزینه را بتوان محاسبه کرد.

۲) هدفها باید تحقق پذیر باشند: یعنی هدفها باید درمدت زمان معینی قابل وصول باشند.

۳) هدفها باید همخوانی وتوافق داشته باشند:یعنی، هدفها نباید متضاد یا متناقض باشند. تضاد وتناقض هنگامی بوجود می آید که هدفها دقیقا برحسب کمیت ، کیفیت،وزمان وهزینه تعریف نشده باشند.

۴) هدفها باید پذیرفتنی باشند: یعنی هدفها تعیین شده توسط مدیران توسط کارکنان پذیرفت شود تا بتوان با فعالیت انها سازمان به اهداف خود برسد.

تعا ریف مختلف تصمیم گیری

تصمیم گیری فرایند شناسایی وگزینش یک روند کار برای حل یک مسئله مشخص است.

۲) تصمیم گیری به معنای برگزیدن یک راه کنش ، از میان راه حلها است

تصمیم گیری فرایندی است که طی ان گزینش بهترین راه حل ، صورت می گیرد .

اهمیت تصمیم گیری :

تصمیم گیری اصل واساس وظایف مدیر راتشکیل می دهد؛ چرا که هدف گذاری ،سیاستگذاری، تعیین استراتژی، تعیین قوانین و.. کنترل وارزیابی عملکرد آنها را از وظایف مدیربه شمار اوریم ، لازمه همه اینها تصمیم گیری است .

برخی ازصاحب نظران ، کیفیت مدیریت را تابع کیفیت تصمیم گیری می دانند

ویژگی های تصمیم گیری موثر

دارا بودن اطلاعات کافی؛ اطلاعات از اصلی ترین عناصر تصمیم گیری خوب وموثر است ؛ زیرا همه مدیران وخط مشی گذاران ،هنگام اخذ تصمیم نیاز به اطلاعات دارند تا بتوانند پیش بینی لازم را در باره رویداد های آتی به عمل آورند.

حضرت امام صادق :

به هنگام هرامری (تصمیم) توفق کن؛ تا ورودی را از خروجی آن شناسایی نمائی ؛ قبل ازاینکه درآن تصمیم واقع گردی وپشیمان شوی

آینده نگری وعاقبت اندیشی :

تصمیم گیری موثر این است که تصمیم با تدبیروعاقبت اندیشی توام باشد؛ بدین معنا که اخذ تصمیم بدون اندیشه؛ درسرانجام آن نمی تواند به صورت یک تصمیم خوب ؛ بخردانه وموثر باشد.

قاطعیت درتصمیم گیری :

یکی ازویژگیهای تصمیم گیری موثر و موفقیت آمیز ،قاطعیت وثبات درتصمیم گیری است. تصمیم آنگاه کارا خواهد بود که از درجه قاطعیت وثبات لازم برخوردار باشد .هنگامی که همه زوایای یک مسئله سنجیده شد وجوانب مختلف آن مورد بررسی دقیق قرارگرفت ؛ تردید ودودلی جایی ندارد ولازم است که نسبت به اتخاذ تصمیم واجرای آن اقدام قاطع انجام گیرد.البته قاطعیت به معنی دقت نکردن دراتخاذ تصمیم ؛ بررسی نکردن جوانب مختلف مسئله ؛ تصمیم گیری عجولانه ؛ استبداد، برخورد خشن وعدم انعطاف درتصمیم نیست، بلکه قاطعیت بدین معنی است که وقتی اطلاعات لازم درمورد یک مسئله جمع آوری شد ؛ نظرات وپیشنهادات مختلف به دست آمد؛ بهترین راه حل مشخص شد وزمینه اجرای عمل فراهم بود ، باید با قاطعیت کامل وثبات لازم ، تصمیم مناسب اتخاذ شود وباجدیت به مرحله اجرا درآید.

عقلانیت درتصمیم گیری:

تصمیم گیری به عنوان فراکردی منطقی وعقلانی ، براین پیش فرض استوار است که رویدادهای جهان از نظم وترتیب برخوردار بوده وروابط علت ومعلولی برآنها حاکم است . درک وشناخت این روابط ،مارا در رویارویی با آنها ،ازقدرت وکنترل افزونتری برخوردارمی سازد ورفتار ما را نظم وترتیب می دهد. مع هذا ، همه مدیران دربرخوردبا وضعیتهای مشکل ، ازشیوه عقلانی ومنظم پیروی نمی کند.برخی به شیوه سنتی متوسل می شوند. برخی به افراد خبره یا مقامات ما فوق متوسل می شوند وبرخی نیزبه اولین راه حلی که به نظرشان می رسد؛ عمل می کنند.

پیشینه تفکر در زمینه مدیریت

عمل مدیریت به قدمت تاریخ بشری است. اداره کردن وهماهنگ سازی منابع انسانی ومادی تقریبا ازابتدای تاریخ مورد توجه انسان بوده است .انسانها ؛ برای تحقق هدفهای مشترک ،ابتدا درخانواده ها،سپس درقبایل وسایر واحدها ی اجتماعی وسیاسی به یکدیگر پیوستند.بنابر این از زمانی که انسان به اهمیت همکاری پی برد وبرای نیل به هدفهای مشترک با دیگران به اشتراک مساعی پرداخت تا زمانی که مدیریت به عنوان وسیله نیل به این هدفها شناخته شد ، مدت زمان درازی طول کشید،ولی وقتی که نیاز به مدیریت محسوس شد، به سرعت رونق وتوسعه یافت. تقریبا از اوایل قرن بیستم ، به تدریج مدیریت به عنوان رشته علمی یک دانشگاهی در آمده است.

میان سومری ها، مصریان، چینی ها ، وایرانیان باستان ، مدیریت رایج بوده است ودرآثار کتبی باقیمانده از آنان به مفاهیم مدیریت ازقبیل برنامه ریزی ، تقسیم کار، کنترل، ورهبری اشاره شده است.

رهبری در مدیریت

منظور ازرهبری درمدیریت فراگرد اثر گذاری ونفوذ دررفتار اعضای سازمان برای یاری وهدایت آنها در ایفای وظایف سازمانی است . مدیر درمقام رهبری به زیردستان می پردازد، با آنها ارتباط متقابل برقرار می کند، انگیزه کار وفعالیت درآنها به وجود می آورد ، به حل مشکلات و کشمکشهای آنها می پردازد، وبه اقتضا ، تغییراتی در شرایط کار پدید می آورد. همه این کوششها به این منظور است که نیازها و هدفهای سازمان واعضای سازمان ، تواما تحقق پیدا کنند. بنابر این، نفش رهبری درمدیریت حایز اهمیت وقابل بحث است .

مهارت مدیریت

مهارت مدیریت به مهارتهای گفته می شود که بوسیله آن شخص دروجود خود امکان به حرکت درآوردن اجزای یک مجموعه را برای حرکتی متناسب همه اجزا به سوی اهداف تعیین شده فراهم می آورد مهارت های مدیریتی تابع سلیقه ها ویا رفتارهایی که عادات افراد آنها را تعریف نموده نیستند. مهارت مدیریتی ازسرچشمه علم ودانایی نشات گرفته وهمگان به خوبی می دانند که مدیریت یک علم است. واین علم ازیک منطق وسیستم تبعیت میکند که رفتارهای مدیر تابع آن سیستم است و بالعکس .اعتماد به نفس ، احتیاط عقلانی ، هد فمند بودن وجسارت تصمیم گیری وتصمیم سازی ازجمله مسائلی است که می تواند مهارت های مدیریتی را به بلوغ برساند.

تعیین اهداف وبرنامه ریزی

برنامه ریزی عبارت است از فراگرد تعیین وتعریف اهداف سازمان وتدارک دقیق وپیشاپیش اقدامات و وسایلی که تحقق اهداف را میسر می سازند.اقدامات و وسایل مورد نیاز عبارتند از: پیش بینی روشها، زمان ومکان، منابع و افراد، برنامه یا طرح ، حاصل نهایی فعالیت برنامه ریزی است. برنامه ریزی به کار مدیران وغیر مدیران جهت می دهد وتوجه آنان رابراهداف سازمان متمرکز میسازد. وقتی که همه بدانند کجا می روند وبرای رسیدن به مقصد ، هریک چه کمکی باید بکنند ، هماهنگی و همکاری جمعی بیشتری بوجود میآید . برنامه ریزی موجب می شود که فعالیتهای تکراری وبی ثمروبیراهه کاهش یابد .بطور کلی، برنامه ریزی ، عملیات سازمانی را پیش نگری وبراهداف سازمان متمرکز ساخته عمل نظارت وکنترل را نیز تسهیل میکند

برخی صاحب نظران مدیریت تعیین اهداف را مقدم بر برنامه ریزی می دانند

فراگرد برنامه ریزی

۱) تعیین اهداف واولویت آنها

۲) هدف گذاری بررسی وپیش بینی منابع وامکاناتی که به تحقق هدفها کمک می کند

۳) پیش نگری تشخیص فعالیتها واقداماتی که برای تحقق هدفها ضرورت دارند

۴) تعیین خط و مشی ها و روشها و ملاکهای عملیات

نتیجه نهائی برنامه ریزی .، تهیه کلی برنامه است که سازمان را درجهت هدفهای از پیش تعیین شده هدایت می کند .فعالیت تصمیم گیری درتمام مراحل برنامه ریزی نافذ است. وحضور موثری دارد

مباحث ویژه در برنامه ریزی

هدف گذاری :

اولین مسئله مهم وحیاتی در فرآیند برنامه ریزی ، تعیین هدف یا اهداف است ؛ هدف رکن اصلی برنامه ریزی است وتمامی برنامه ها برای دستیابی به آن طراحی واجرا می شوند وتمامی کارها و وظایف مدیران – مثل برنامه ریزی ، سازماندهی ، تصمیم گیری وکنترل – به منظوردست یابی به آن اهداف است.

اهداف دقیقا مشخص می کنند که سازمان به کجا می خواهد برود وچه چیزی راباید بدست آورد. همچنین اهداف به مدیران این امکان رامی دهند که برنامه هایی را طراحی کنند که رسالت رابه واقعیت تبدیل کنند.

اگر هدف های سازمان مشخص نباشد ، مسیر حرکت سازمان روشن نخواهد شد؛ و وقتی مسیر حرکت سازمان وجهت فعالیتهای آن مشخص نباشد ، ابهام و سردرگمی ، سازمان را فرا می گیرد وکارکنان سازمان دچار بلا تکلیفی خواهد شد ؛ واین باعث کاهش میزان موفقیت وکارایی لازم خواهد شد

حضرت علی علیه السلام:

برنامه ریزی خوب به همراه امکانات به مقدار نیاز ، کار سازتر از امکانات زیاد به همراه اسراف می باشد. و همچنین ظرافت ودقت دربرنامه ریزی ، بهتر از امکانات وابزار است. – بحارالا نوارو غررالحکم.

ایمنی از ندامت وپشیمانی:

هرفرد یا سازمانی که بدون تفکر درابعاد مختلف فعالیت های خود ، خویش را مشغول انجام کاری نماید ، بی گمان دچار سردرگمی می شود و درصد خطا واشتباه او زیاد می شود وچنیین کاری ، موجب پشیمانی وندامت خواهد بود.

حضرت علی علیه السلام:

برنامه ریزی قبل کار، تورا ازپشیمانی درامان نگه میدارد.

تعریف برنامه ریزی

برنامه ریزی فراگردی ا ست مداوم، حساب شده ومنطقی، جهت دار ودور نگر ، به منظور ارشاد وهدایت فعالیتهای جمعی برای رسیدن به هدف مطلوب.

مفهوم دورنگری وهدف گیری در برنامه ریزی

برنامه ریزی فعالیتی است جهت دارو دورنگر، بدین جهت بسته به چگونگی انتخاب هدف ، ممکن است فعا لیتی باشد آینده نگر، آینده ساز، یا آینده گزین

اگر هدف برنامه یزی فقط پیش بینی آینده باشد .فعالیت آینده نگر است

اگرهرف برنامه ریزی ساختن وشکل دادن به آینده باشد .فعالیت آینده ساز است.

اگرهدف برنامه ریزی انتخاب کردن بین اشکال مختلف آینده باشدو فعالیت آینده گزین است

مفهوم تفکر وعقلانیت دربرنامه ریزی

برنامه ریزی ،فعالیتی است حساب شده ومنطقی ، یعنی با ید متکی به اطلاعات دقیق و صحیح با شد نیازها وانتظارات را تشخیص دهد، محدودیتها، تنگناها، موانع، وهمچنین منابع موجود ومحتمل را محاسبه وپیش بینی کند ، از مقایسه محدودیتها ومنابع ، حوزه امکانات راتعیین کند، وطرحهای واقع بینانه لازم را برای تحقق مقصود تنظیم وارائه کند.

برنامه ریزی جامع

درسال های اخیر توجه نسبت به برنامه ریزی جامع یا استرتژیک به طور روز افزون افزایش یافته وتنها راه اثر بخشی وکارآمدی مدیران ، دربهره گیری از این شیوه برنامه ریزی جست وجو شده است .اندیشمندان مدیریت هرکدام تعریفی خاص از این نوع برنامه ریزی ارائه داده اند . همه تعریف ها با توجه به امکانات ومحدودیتهای درونی وبیرونی ، برنامه ریزی استراتژیک فرایندی است درجهت تجهیز منابع سازمان و وحدت بخشیدن به تلاشهای آن برای نیل به اهداف و رسالت بلند مدت.

برخی خصوصیات برنامه ریزی استراتژیک

۱) برنامه ریزی جامع ، انعکاس از ارزش های حاکم برجامعه است .جهان بینی ها ، اعتقادها، وسنت های جامعه در برنامه ریزی منعکس می شود

۲) برنامه جامع با مطرح ساختن اهداف بلند مدت وتبیین رسالت های سازمان، مدیران رادرانجام فعالیت هایشان هم جهت وهماهنگ می سازد

۳) برنامه ریزی جامع دارای دید دراز مدت است وافق های دورتررا درسازمان مطرح می سازد ومی کوشد موقعیت سازمان را در بلند مدت ترسیم کند.

اهمیت وضرورت برنامه ریزی جامع درسازمان

برنامه ریزی جامع به مدیر کمک می کند تا ازسازمان وهدف های آن تصویری روشن به دست دهد وفعالیت های سازمان رادرلوای یک استراتژی واحد هماهنگ سازد . یکی از دلایل روی آوردن به برنامه ریزی جامع ، تحولات ودگرگونی های محیط امروز سازمان هاست. شاید در گذشته تغییرات به شتاب وگستردگی امروز نبود ومدیران می توانستند اهداف آینده را براساس گذشته تنظیم کنند.اما مدیران امروز باید استرتژی آینده سازمان را طوری تنظیم کنند که با موقعیت ها و شرایط آینده متناسب باشند.

پیش نگری :

برنامه سازمانی با آینده سروکار دارند. با وجود اینکه وقت مدیران بیشترصرف فعالیت های روزمره می شود ، پیش بینی وتدارک جریان آینده کارسازمان ازاهم وظایف آنهاست .

تعریف پیش نگری:

پیش نگری عبارت است از فراگرد استفاده از اطلاعات گذشته وحال برای تخمین شرایط ورویدادهای آینده .پیش نگری تصوری از آینده برای برنامه ریز به وجود می آورد.مثلا اگر سازمان ما یک دانشگاه است یکی ازجوانب پیش نگری درآن ، تخمین تعداد پذیرفته شدگان رشته های مختلف درسال آینده است تا براساس آن بتواند امکانات ومنابع مادی ، مالی وانسانی لازم برای ارائه خدمات آموزش وپژوهشی را مشخص کند

روشها وفنون پیش نگری:

روشهای پیش بینی به ساده و تخصصی تقسیم می شوند و هر یک اطلاعات خاص خود رامی طلبند .ساده ترین روش حدس وگمان یعنی تخمین ساده رویدادها ی آتی برمبنای شواهد و اطلاعات موجود درباره فعالیتهای سازمان است. این روش درسازمانهایی که دامنه فعالیت آنها نسبتا پایدار و روند تغییرات آنها مشخص است ، قابل استفاده است. درشرایط پیچیده تر یا درسازمانهای بزرگ، از روش ریاضی ، مدلهای اقتصادی و زمینه یابی استفاده می کنند.

سیمای مدیران در آیینه نهج البلاغه

درجهان متحول ومتغیر کنونی حیات ملت ها ، بدون اتکا به سلاح تخصص ودر راس آن “مدیریت صحیح ومدرن“ امکان پذیر نیست .به نظرمی رسد مساله نخست انسان امروز دراین جهان متحول توسعه پایدار وهمه جانبه و رها ساختن گربیان جهل وفقر آموزشی وتربیتی است. بدیهی است رهایی از مشکلات ودست یابی به سطح قابل قبولی از پیشرفت ، امکان پذیر نیست مگر با اندیشه ، تفکرومدیریت صحیح درروابط انسانی درواقع بدون مدیریت صحیح وسرمایه گذاری کافی درآن هرگونه تلاشی بیهوده خواهد بود .

حضرت علی علیه السلام :

تدبیر ومدیریت خوب سرمایه اندک را افزون می کند ، اما تدبیر ومدیریت سوء سرمایه انبوه را نابود می سازد[ حال چه سرمایه مادی باشد چه سرمایه انسانی ] وبازمی فرماید : رجعت وقهقرایی چهار علت دارد که مهمترین آن عدم مدیریت صحیح است. یکی ازمهم ترین ویژگی های مدیران دردو سطح خرد وکلان ، تعهد وتخصص، یعنی امانت داری و کاردانی است پس از تعهد وتخصص ، کفایت است ؛ یعنی داشتن توان انجام کار.دانش مدیریت به تنهای کافی نیست ، بینش و بصیرت نیز لازمه آن است .بینش وبصیرت نیرویی است که مدیران راقادرمی سازد ، حوزه مسئولیت خودرا درست هدایت کنند.اصولا علم و عمل مکمل یکدیگرند.

دوراندیشی :

انسان ها به خاطرآینده تلاش میکنند. اگرآینده را از قاموس انسان ها بردارند همه حرکت ها وبالندگی ها به سکون وسکوت مبدل می شود هر سازمانی دارای اهدافی است این اهداف در آینده محقق می شوند بنابراین برنامه ریزی و آینده نگری از اصول مدیریت است..

حضرت یوسف علیه السلام:

وقتی خواب پادشاه مصررا تعبیر کرد دستورداد هفت سال اول که نعمت فراوان بود برای هفت سال بعد که قحطی پیش می آید غله ذخیره کنند

نامه حضرت امام خمینی به گورباچوف وپیش بینی نابودی کشور شوروی که البته این امر اتفاق افتاد.

نتیجه گیری

ماری پارکر فالت مدیریت را « هرانجام دادن کارها توسط دیگران » می داند. مدیر در فرایند مدیریت برای دستیابی به آرمانهای معین ومشترک فوق از مهارتهای انسانی ، منابع مادی و روشهای علمی استفاده می کند .مدیر در زمان اعمال مدیریت خود در حیطه برنامه ریزی ،سازماندهی ، تامین نیروی انسانی ، هماهنگی واعمال کنترل از ابزارها ، وفنون ومهارتهای گوناگون استفاده می کند .

یکی از وظایف مهم مدیران، ایجاد یگانگی میان هدف های شخصی وهدفهای سازمانی است . اگر مدیر اطلاعات لازم از اهداف شخصی وسازمانی داشته باشد می تواند با استفاده از بینش و درایت وهمچنیین بهره گیری از علمای مدیریت و دانشمندان اخلاق برنامه ریزی بلند مدتی را جهت رسیدن به اهداف سازمانی وکارکنان آن سازمان تهیه وتنظیم کند .

برنامه ای که دور نگر و واقع بینانه وهمچنین قابل اجرا توسط کارکنان باشد به نتیجه کامل خواهد رسید .

برنامه ای که با عجله و برای راه اندازی کارهای روز مره وراضی نگه داشتن افرادی خاص تدوین شود با شکست همراه خواهد شد ویا اینکه سود ومنافع آن برای افراد خاص مورد نظر خواهد رسید.

پس برای اینکه برنامه ریزی بلند مدت ودوراندیش ودارای منغعت عمومی باشد . باید مدیرا ن را طوری تعلیم وتربیت کرد که برای موفقیت وسر بلندی سازمان و بشریت یک جامعه از خود بگذرد ومنافع خود را درگرو موفقیت سازمان وکارکنان خود بداند

مدیری که فقط برای منفعت خود وگروه خود برنامه ریزی کند همواره نزد خدا ومخلوق خدا منفور وشکست خورده خواهند بود.

منابع

مقدمات مدیریت آموزشی – علاقه بند-

مدیریت در اسلام –

مدیریت عمومی- الوانی

۴-مبانی برنامه ریزی آموزشی

مدیریت عمومی – سید مهدی الوانی – ویراست سوم – تهران –چاپ غزل – نشرنی -۱۳۸۵

نهج البلاغه- غررالحکم و دررالحکم

مبانی نظری واصول مدیریت آموزشی

گرد آورنده: اسماعیل مهرانگیز

دانشجوی رشته مدیریت آموزشی کارشناسی ارشد

توسط محمود

http://noori۸۷.blogfa.com